ar
Feedback
«آبنبات هل دار »

«آبنبات هل دار »

الذهاب إلى القناة على Telegram

و ما ریشه‌هایِ تَنیده از اُمیدیم🌿✒️... ■دانشجوی کارشناسی روانشناسی

إظهار المزيد
1 387
المشتركون
-124 ساعات
-187 أيام
-4730 أيام
أرشيف المشاركات
photo content
+1

sticker.webp0.05 KB

طلوعی از پسِ طوفان
کشتی‌ای بود… نه بزرگ، نه مقاوم، اما پر از آرزو. در دلِ دریایی بی‌انتها، راه می‌رفت میان موج‌هایی که گاهی نجوا می‌کردند، و گاهی… فریاد می‌زدند. بادها نامهربان بودند. ستاره‌ها خاموش. و ساحل… دور، دورتر از خواب. مدت‌ها در دل تاریکی، بی‌قطب‌نما، گم شده بود. نه امیدی، نه صدایی فقط صدای پاروهای خسته و دلی که هنوز، نرفته بود زیر آب. بارها چرخید، بارها طوفان او را بلعید و باز کرد. دلش لک زده بود برای نوری برای نشانی برای چیزی که بگوید: "راه، از این‌سوست..." و ناگهان... در گوشه‌ای از آسمانِ خسته، هاله‌ای کم‌رمق خطی روشن از پشت پرده‌ی ابر آمد، آرام… بی‌صدا اما کوبنده‌تر از هر فریاد. طلوع بود. نه فقط طلوع خورشید، طلوع یک باور، طلوعِ دوباره‌ای برای کشتی‌ای که خیال می‌کرد شکست، پایان اوست. در آن لحظه، کشتی فهمید: راه، همیشه گم نمی‌ماند اگر دل، هنوز بلد باشد منتظر بماند. و رفت… نه با عجله، نه با ترس با تجربه‌ای عمیق از تاریکی و نوری در سینه که از هیچ ساحلی نیامده بود… بلکه از درونِ خودش، از جایی در اعماق شکسته و صبورش روشن شده بود. و فهمید، هر گم‌گشتنی مقدمه‌ی یافتنی‌ست… اگر به طلوع ایمان بیاوری....🌱 _گل نوشت✒️

photo content
+1

sticker.webp0.10 KB

چرا باید گروه رو mute میکردم😭😭😭

لعنت بهش_ *اینو دیشب من ندیدم
لعنت بهش_ *اینو دیشب من ندیدم

حورِ بهشت خوانمت ؛ ماهِ تمام گویمت
•سعدی•

photo content

Mina - Homayoun Shajarian.m4a4.89 MB

بی‌ساقی و شراب غم از دل نمی‌رود این درد را طبیب یکی و دوا یکی است
_ صائب🌱

photo content
+1

آن لحظه‌ها که مات، در انزوای خویش یا در میان جمع، خاموش می‌نشینم، موسیقی نگاهِ تو را گوش می‌کنم!
- فریدون مشیری✨️

sticker.webp0.21 KB

photo content

sticker.webp0.05 KB

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم
حافظ✨️

photo content

photo content

بوی بهارنارنج، مثل دویدن با پای برهنه‌ست وسط یه حیاط خیس، با صدای خنده‌ی بی‌دلیل...