Notre espace
الذهاب إلى القناة على Telegram
فضای ما. ما اینجا مطالب مرتبط به تئاتر و سینما و موسیقی و نقاشی و حتی حرفهای روزمرهمون رو، با شما به اشتراک میذاریم. کانال همسرایان: @HamSoraayaan ارتباط: @Talk_to_Chakavak_bot
إظهار المزيد618
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات
618
جُز آسْتان تواَم در جَهان، پَناهی نیست سَرِ مَرا بهجُز این دَر، حَوالِهگاهی نیست عَدو چو تیغ کِشَد، مَن سِپَر بیندازَم که تیغِ ما، بهجُز از نالهای و آهی نیست چِرا زِ کویِ خَرابات روی بَرتابَم؟ کز این بِهَم به جَهان، هیچ رَسْم و راهی نیست زَمانِه گَر بِزَنَد آتَشَم به خَرْمَنِ عُمْر بِگو بِسوز که بَر مَن به بَرْگِ کاهی نیست غُلامِ نَرْگِسِ جَمّاشِ آن سَهی سَرْوَم که اَز شَرابِ غُرورش به کَس، نِگاهی نیست مَباش دَر پِیِ آزار و هَرْچِه خواهی کُن که دَر شَریعَتِ ما، غِیْر اَز این، گُناهی نیست عِنانکِشیده رُو اِی پادْشاهِ کِشْوَرِ حُسن که نیست بَر سَرِ راهی که دادخواهی نیست! چُنین که از همهسو، دامِ راه میبینَم بِهْ از حِمایَتِ زُلْفَش، مَرا پَناهی نیست خَزینِهٔ دِلِ «حافظ» به زُلْف و خال مَدِه! که کارهایِ چُنین، حَدِّ هَر سیاهی نیستدیوان حافظ، غزل شماره ۷۶.
618
این یلدا خونهمون نبودیم چون من فردا امتحان میانترم اخلاق اسلامی دارم! (آخه کدوم آدم عاقلی دیماه میانترم میگیره!) دیشب حافظ نداشتیم پس با کتاب خیامِ کیارش سعی کردیم فال بگیریم. این رباعی دراومد:
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست این سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست!امروز که قهوه گرفتیم از مِلو ولیعصر، بهمون این کاغذ رو دادن که داخلش یه تیکه از شعر حافظ بود. به عبارتی فالمون رو ملو گرفت! روی قهوههامونم استیکر چسبوند. این پیام تبلیغی برای ملو نیست؛ اما اگه تبلیغی هم شد و رفتید قطعا دعامون میکنید.
618
کل دانشگاه رو داریم دنبال دانشجوهای ورودی خودمون میگردیم که امضا جمع کنیم برای آوردن سه تا استاد خوب برای سه تا کارگاه. اگه اینم جواب نده، این دانشگاه رو آتیش میزنم.
618
Repost from Archive (The Catcher in the Rye)
+4
این هم ۲۵ تا از جلدهای این مجموعه
David Gentleman (b. 1930)
618
Repost from Archive (The Catcher in the Rye)
+9
«سفارشِ هانس اِشمولر این بود که جلدها باید رنگی باشند و درونمایه و حسِ کلی هر نمایشنامه را بازتاب دهند، اما نباید به گونهای باشند که گویی پیشنهادی برای نحوه اجرای صحنهایِ اثر ارائه میدهند.
هرگز به ذهنم خطور نمیکرد که کسی آثارم را به عنوان نقاشی جمعآوری کند یا به نمایش بگذارد. خواستِ من این بود که کارم دیده شود؛ اینکه یک نسلِ کامل از دانشآموزان در سنی که تأثیرپذیر هستند، این جلدهای شکسپیر را ببینند.
طراحیها طی حدود ده سال و همزمان با نوبتِ تجدید چاپ نمایشنامهها انجام میشدند. رویهمرفته، کار روی شکسپیر مسیری طولانی و سخت بود...
در پایان، این کار هرگز کاملاً به سرانجام نرسید — خبری از طراحی برای هملت یا غزلها (Sonnets) نشد — و یک روز با دیدن اینکه هنرمند دیگری ادامه مجموعه را در دست گرفته، در کتابفروشی کمی غافلگیر شدم. یادآوریِ اینکه «هیچ چیز ابدی نیست»، درسی آموزنده بود.
با این حال، خوشحالم که همکاریِ طولانیمدت من با انتشارات پنگوئن عملاً با چنین وظیفه ارزشمندی پایان یافت و اینکه نسلی از دانشآموزان، حداقل یکی از جلدهای مرا دیدهاند.
David Gentleman (b. 1930)
618
Repost from Archive (The Catcher in the Rye)
+9
در سال ۱۹۶۷، انتشارات «پنگوئن» به تصویرگر انگلیسی، دیوید جنتلمن، سفارش داد تا طراحی جلدِ سری جدیدی از نمایشنامههای شکسپیر رو به عهده بگیره. ۳۲ عنوانِ حاصل از این همکاری، یکی از متمایزترین و موفقترین مجموعههای هنری در تاریخ این شرکت به شمار میره.
هر طرح، صحنهای برجسته از یک نمایشنامه خاص رو از طریق طرحهای حکاکی روی چوب به سبک قرون وسطایی به تصویر میکشه. عنوانهایی با فونت «هلوتیکا»یِ ضخیم.
David Gentleman (b. 1930)
618
استوری همهی مشهدیا شده برف.
اینجا هم کویرِ تهرانه.
لعنت به این دوتا امتحان که نذاشتن من الان مشهد باشم.
618
+1
شرح رویداد اول
بیستوسومین دوره جشنواره تئاتر تجربهی دانشگاه تهران.
ارائه/اجراهای همراه جشنواره در رو چهارم
۲۹ام مهرماه ۱۴۰۴
مجموعه تئاتر لبخند.
از پیج تجربه۲۳.
618
به نظرم دو چیز آفت تئاتر ماست
۱- زیاد فهموندن همهچیز به مخاطب در تئاتر رسمی.
۲- علاقهی شدید به اینکه مخاطب هیچی نفهمه و جذب نشه. هرچه بیشتر عجیب و پیچیده بودن در تئاتر دانشجویی.
نمیشه حد وسط بود؟
