ar
Feedback
✧Always✧

✧Always✧

الذهاب إلى القناة على Telegram
245
المشتركون
-124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
طناز زمستانی✨
+4
طناز زمستانی✨

Repost from N/a
photo content
+1

انداخت فردا. اگه خواستین درجهٔ خوشحالی‌تون‌و تنظیم کنین:

بچه‌ها حتماً باورتون نمی‌شه، ولی اون مهمونی که عصر قرار بود بیاد و کلی کار داشت‌و کنسل کرد جدی. واو!😶

به هر صورت، بچه‌ها، به این می‌گن طرحوارهٔ اطاعت و ایثار:)))

این سن‌بالاهای کم‌شنوا رو دیدین می‌گی غرب، شرق می‌شنون؟ خلاصه چیزی که من گفتم: چیزی که خدا شنید: آها چهاربرابر کنم تعدادشون‌و؟ باشه الان.

صبح به‌خیر و امروز دارم به استرس... نه، چیز... داریم با استرس اعمال ناشایستی انجام می‌دیم.🚶🏻‍♂

خدایا، اگه راست می‌گی این‌یکی‌و کنسلش کن حالا.

بعد قرار بود آخر هفته بریم مهمونی، درحالی‌که من قد موهای سرم کار دارم. ولی زد و میزبانان نبودن خونه و مهمونی کنسل شد. منم گفتم آ خدایا دمت گرم. بوس. خیلی ماهی. خبر نداشتم قراره برا خودمون مهمون بیاد درعوض. ^___^

ولی حالا خودمم خیلی این دیالوگه رو دوست دارم. قشنگ خوراک موقعیتاییه که محض ایرانی‌بازی می‌خواین بگین نه این حرفا چیه، من از تو بدترم: - من دماغم درازه... + خب که چی؟ ما هم رو سرمون شاخ داریم! بچه‌ها بیاید این‌و ضرب‌المثلش کنیم. لطفاً.😂😭

اسپین‌آف:)) به قول غزل، بامزه:]]] خدایی فکرشم نمی‌کردم بخونیدش.😭😂 بعد چیز، نه هدیه جون، این‌و همین‌جوری ننوشته‌م، سفارش و کار مردمه😭😂 تازه دوتا سفارش داد، اما برای دومی هنوز نمی‌دانم چه شکری بخورم.

بچه‌ها، اگه کسی‌و ندارین که دلش برای جمله‌بندی‌هاتون تنگ شه، بمیرم براتون🥲🥲🥲🥲

Repost from ققنوس🕊🌌
نشستم اسپین‌آف از شنگول‌، منگول‌ و حبه‌ی‌ انگور از نویسنده‌ی موردعلاقه‌م‌ که بعد از سال‌ها کامبک داده خوندم و اصن بخندین عیب
نشستم اسپین‌آف از شنگول‌، منگول‌ و حبه‌ی‌ انگور از نویسنده‌ی موردعلاقه‌م‌ که بعد از سال‌ها کامبک داده خوندم و اصن بخندین عیب نداره ولی الان که خودشم اینو می‌بینه، بذار بهت فحش بدم طاهره! که این‌قدر دلم برای جمله‌بندی‌هات هم تنگ شده بود!

بچه‌ها اینکه نمی‌تونیم تصمیم بگیریم چه احساسی نسبت‌به کشته شدن هم‌وطنامون داشته باشیم به‌خاطر ترومازدگی‌مونه. دی ماه تروماهاییه که برامون ساخته‌ن. یه لحظه به این فکر کنید که چیا از سر گذروندیم: اول آبان خونین، بعد کشته شدن سلیمانی، بعد روزها اضطراب که الان چی می‌شه، بعد انهدام هواپیمای اوکراینی و تحمل ابهام دربارهٔ قاتل هم‌وطنانمون، و بعد، از همون موقع تا الان، هر سال منتظر این بودن که با درست کردن یه فاجعهٔ بزرگ‌تر یاد فاجعه‌های رخ‌داده رو به‌حاشیه ببرن. اینا کم چیزی نیستن. و خب، بی‌تعارف، ایران تحت ظلم جمهوری اسلامی کشور تروماهاست؛ پس این کاملاً طبیعیه که شهروندانش همیشه حالت آماده‌باش داشته باشن. انسان‌ها در مقابل سوگ و تروما مکانیزمای واضحی دارن: خود‌بی‌حس‌سازی و بی‌تفاوتی، خشم، تلاش وسواس‌گونه برای کنترل چیزها، گوش‌به‌زنگی، خودسرزنشی بابت اینکه چرا نشد جلوی اتفاق‌و بگیری و انواع فرارهای دیوانه‌وار. درنتیجه، ۱. از سنجش واکنشای بقیه دست برداریم و بدونیم همه‌مون ترومازده‌ایم؛ چه اونی که داره دندون نشون می‌ده به ماجرا چه اونی که داره گریه‌زاری می‌کنه. تنها کسی که واقعاً به‌تخمش نیست چی شده رو همهٔ ما می‌شناسیم، عزیزانم! و ۲. در قدم اول، با شوک حادثه کنار بیایم: آدم‌ها، هم‌وطنان ما، کشته شده‌ن؛ این واضحه که باید چه احساسی‌و بیدار کنه. اینا رم نگفتم تا سانتی‌مانتال‌بازی درآرم این وسط. همه اینجا خیلی واضح عقیدهٔ من دربارهٔ جمهوری اسلامی‌و می‌دونن. من فقط به یه‌کم هم‌دلی نیاز دارم؛ همه‌مون نیازش داریم.

Repost from EL vIsiOn
[ از خودمان متنفریم چون جایی در گذشته آن‌چنان که باید به ما محبت نشده‌ است. ] آلن دوباتن

Repost from از آنِ ما!
هدف همدلی این نیست که درد دیگری رو به‌دوش بکشی، این هست که نشون بدی به این درد اهمیت میدی✨
هدف همدلی این نیست که درد دیگری رو به‌دوش بکشی، این هست که نشون بدی به این درد اهمیت میدی✨

با این‌همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بر گنج شما پرده شمایید مولانا

حالا این بزرگواران امشب می‌آن به خوابم. سقراط در قامت استاد و دو دیگر در جایگاه فیلسودِنت* ایشان. بعد سقراط من‌و می‌گیره به‌باد پرسش‌وپاسخ سقراطی که آیا این مثالی که زدی توهین به ساحت فلسفه نبود، زنک؟؛ و دو دیگر به ثبت، تحلیل و تفسیر واقعه می‌پردازن. * بر وزن رزیدنت.

راستی اینم خیلی شنگول و منگول فاخری شد:))) برای سه تا Literally بزغاله چنان دیالوگایی نوشتم که از امروزشون معلومه بزرگ که بشن می‌شن سقراط و ارسطو و افلاطون دنیای بزها.