اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی
الذهاب إلى القناة على Telegram
▪️ كانالی علمی در زمینه زبان و ادبیات که در آن برخی از فواید و نکات علمی را نشر مینمایم. ● بهمن بادینی - مدرس دانشگاه، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی و مترجم برای ارتباط: @Arabi_1403 کانال اللغة والأدب در ایتا: eitaa.com/bahmanbadini
إظهار المزيد1 502
المشتركون
-224 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+5330 أيام
أرشيف المشاركات
دیروز در ساختمانی به دلیل قطعشدن برق ۲۰ دقیقه داخل آسانسور گیر کردم. در این فاصله، توانستم با موبایلم چند بیت از نظم (عقود الجمان) در علم بلاغت را حفظ کنم.
ما در دورانی زندگی میکنیم که مطالعه و علمآموزی فضیلت چندانی ندارد و چه بسا در این مسیر مورد تمسخر هم قرار بگیرید؛ بنابراین ذکر این واقعه نه برای فخرفروشی (والله علیم بذات الصدور)، بلکه برای این است که بگویم: وقت برای خواندن و یادگرفتن زیاد است... تنها کاری که باید کرد این است که از این روزمرگیِ ملالآورِ پوچگرایی بیرون آمده و وقت با ارزشمان را صرف مسائل و مطالب بیهوده و انسانهای بیمصرفی که در فضای مجازی و سینما و... به وفور یافت میشوند، نکنیم.
قدیمها حتی روشنفکرشدن هم سخت بود.
شخص باید کتابهای زیادی میخواند تا بتواند عوام را با چند اصطلاح قُلُمبه و مُشتی کلمات نچسب، به حیرت فرو ببرد و باید حداقل در فلسفه، سیاست و اقتصاد چند جملهای برای گفتن داشت یا حداقل دفترکی ناقص از ادبیات و رمانهای معروف خوانده بود.
الآن اما نه... هر کسی میتواند با مغزی تُهی و دهانی پُر و در حالیکه آستینِ نفهمیدن را تا بیخِ مُخ کشانده باشد، روشنفکر شود و نالۀ جهل و بیسوادی خود را با طبلِ پر سر و صدای «خردگرایی» بپوشانَد به شرطی که هر از چند گاهی متلک و طعنهای به شیخ و مُلا بزند و در صفحات مجازی خود مُدام از «انسانیت» و «خرد» صحبت کند! مهم نیست که موضوع چیست، مهم این است که فقط ناله کند و نِق بزند و مهمتر اینکه ناله و نِقی که میزند در جهت نقد و اعتراض به دین و سنتهایی باشد که فرهنگ سکولار به طرز وحشیانهای آن را وحشتناک جلوه میدهد. اساساً یکی از شاخصههای روشنفکری عوام و خواص در ایران، نِقزدنهایی است که با موج و صدای فرهنگ سکولار و دینستیز همراه است.
کلام دکتر کدکنی در وصف روشنفکران هم جای تأمل دارد که میگوید:
در ایران برای این که شما مصداق روشنفکرِ (نمیخواهم) شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگویید «خورشتِ بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رمان پست مدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بیوزن بیقافیه و بیمعنی («احمدایِ» مُدرن) هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهن کجی کنید.
قدیمها حتی روشنفکرشدن هم سخت بود.
شخص باید کتابهای زیادی میخواند تا بتواند عوام را با چند اصطلاح و مشتی کلمات نچسب، به حیرت فرو ببرد و حداقل در فلسفه، سیاست و اقتصاد چند جملهای برای گفتن داشت یا حداقل دفترکی ناقص از ادبیات و رمانهای معروف خوانده بود.
الآن ما نه... هر کسی میتواند با مغزی تُهی و دهانی پُر و در حالیکه آستینِ نفهمیدن را تا بیخِ مُخ کشانده باشد، روشنفکر شود و نالۀ جهل و بیسوادی خود را با طبلِ پر سر و صدای «خردگرایی» بپوشانَد به شرطی که هر از چند گاهی متلک و طعنهای به شیخ و مُلا بزند و در صفحات مجازی خود مُدام از «انسانیت» و «خرد» صحبت کند! مهم نیست که موضوع چیست، مهم این است که فقط ناله کند و نِق بزند و مهمتر اینکه ناله و نِقی که میزند در جهت نقد و اعتراض به دین و سنتهایی باشد که فرهنگ سکولار به طرز وحشیانهای آن را وحشتناک جلوه میدهد. اساساً یکی از شاخصههای روشنفکری عوام و خواص در ایران، نِقزدنهایی است که با موج و صدای فرهنگ سکولار و دینستیز همراه است.
کلام دکتر کدکنی در وصف روشنفکران هم جای تأمل دارد که میگوید:
در ایران برای این که شما مصداق روشنفکرِ (نمیخواهم) شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگویید «خورشتِ بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رمان پست مدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بیوزن بیقافیه و بیمعنی («احمدایِ» مُدرن) هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهن کجی کنید.
به فضل الهی و با کمک استادان بزرگوارم این مقاله تهیه و منتشر شد. إن شاء الله در آینده و در همین کانال، سلسله مباحثی علمی در باب تفسیر شناختی قرآن کریم خواهیم داشت... والحمد لله الذي بنعمته تتمّ الصالحات.
مفهومسازی اسم و فعل در سورۀ مبارکۀ قیامت براساس انگارۀ دستور شناختی لانگاکر
نویسندگان:
بهمن بادینی، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا
دکتر صلاحالدین عبدی، استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا
دکتر مهدی پریزاده، استادیار گروه زبانشناسی دانشگاه بوعلی سینا
مفهومسازی اسم و فعل در سورۀ مبارکۀ قیامت براساس انگارۀ دستور شناختی لانگاکر
نویسندگان:
بهمن بادینی، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا
دکتر صلاحالدین عبدی، استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا
دکتر مهدی پریزاده، استادیار گروه زبانشناسی دانشگاه بوعلی سینا
#واژگان_در_طول_تاریخ
واژۀ «حجاب» و مترادفهای آن از واژگانی هستند که معنای آن در طول زمان تغییر کرده است. بدون فهم دلالت صحیح واژگان و تغییر مفاهیم آنها در طول زمان، نمیتوان تصور درستی از آنها داشت.
تا حدود یک قرن اخیر، مجتهدان و عالمان اسلامی حجاب را به معنای عوامانۀ معاصر آن که «روسری سرکردن» یا به تازگی «بدون لباس بیرون نیامدن» است، تعریف نکردند و در چنین مسائلی هیچ اختلافی نداشتند؛ بلکه تمامی مناقشات آنها دربارۀ اختلاف در واجب یا مستحببودنِ پوشش صورت و دست بوده است. حتی نویسندگان معاصر هم که کتبی با عنوان «أدلة الحجاب»، «کشف الغمة عن أدلة الحجاب في الکتاب والسنة»، «الحجاب في الشرع والفطرة»، «الرد المفحم» و... را نگاشتهاند، بر سر همین قضیۀ «ستر الوجه والید» بحث کردهاند و به مخالفین پاسخ دادند.
#واژگان_در_طول_تاریخ
واژۀ «حجاب» و واژگان همسان آن از واژگانی هستند که معنای آن در طول زمان تغییر کرده است. بدون فهم دلالت صحیح واژگان و تغییر مفاهیم آنها در طول زمان، نمیتوان تصور درستی از آنها داشت.
تا حدود یک قرن اخیر، مجتهدان و عالمان اسلامی حجاب را به معنای عوامانۀ معاصر آن که «روسری سرکردن» یا به تازگی «بدون لباس بیرون نیامدن» است، تعریف نکردند و در چنین مسائلی هیچ اختلافی نداشتند؛ بلکه تمامی مناقشات آنها دربارۀ اختلاف در واجب یا مستحببودنِ پوشش صورت و دست بوده است. حتی نویسندگان معاصر هم که کتبی با عنوان «أدلة الحجاب»، «کشف الغمة عن أدلة الحجاب في الکتاب والسنة»، «الحجاب في الشرع والفطرة»، «الرد المفحم» و... را نگاشتهاند، بر سر همین قضیۀ «ستر الوجه والید» بحث کردهاند و به مخالفین پاسخ دادند.
خوردن تُرشی و سردیجات یا کمخوابی و عادتهای نامناسب دیگر نه...
بلکه بشر در حال زوال عقل با مدرنترین و پیشرفتهترین ابزار است: هوش مصنوعی و کلیپهای زیر یک دقیقهای شبکات اجتماعی!
۱- ذهنهای یکبار مصرف: تغییر سلیقه و حوصلهنداشتن برای کتابخواندن و گوشدادن به بحثهای علمی
۲- ماراتُنِ کودنشون: خداحافظی با فکرکردن و تحلیل دادهها و بهجای آن استفاده از هوش مصنوعی برای تمامی پرسشها (از نحوهٔ آب خوردن و طرز تهیهٔ نیمرو تا تحلیل مسائل علمی و سیاسی روز)
۳- اسفنجی شدن مغز: دریافت و باورکردن تمامی چرندیات بیاساس و عوامگرایانه در شبکات مجازی
اینها رفتهرفته از انسان، موجودی به غایت کودن و بیسواد میسازد که مانند تکه گوشتی بیجان هیچ قدرت تفکر و تعقلی ندارد و برای سادهترین مباحث و مسائل از هوش مصنوعی استفاده میکند و طاقتِ فکرکردن، مطالعهکردن و گوشدادن طولانی را ندارد و اوج تحمّل او انتقال از کلیپی ۳۰ ثانیهای به کلیپی ۱ دقیقهای است!
همزمان با این نادانی و زوال عقل فراگیر، توهّم دانایی و خردگرایی هم توسط بلاگرهای لایکدوستِ موجسوار تزریق میشود و هرکجا قافیه را تنگ دیدند با واژههای (مردم)، (دهههفتادیها)، (دهههشتادیها)، (دههنودیها)، (نسل z) و هرآنچه بغلش جای هندوانههای بیشتری بگیرد و به فراخور نرخ روز توجهِ بیشتری را جلب کند، پینه میزنند!
بسیاری از علاقهمندیها و اموری که از آنها تحت عنوان «استعداد» نام میبریم، همان مهارتهایی هستند که با تلاش و پشتکار به دست آمدند و مادرزادی نیستند؛ رسانهها، خانواده، دوستان، آشنایان و جامعه هستند که برای ما سلیقهسازی میکنند و به علاقهمندیها ارزش میدهند. ما به کارهایی که نسبت به آنها پیشزمینۀ معرفتی و ذهنی کافی نداریم، رغبت نشان نمیدهیم و تمایلی به پیشرفت در آنها هم نداریم. شاید رسانهها بیشترین نقش را در این زمینه ایفا کنند و به ویژه قدرت بالایی در مسخِ عقل و محبوبسازی زشتیها و زشتسازی نیکیها دارند. در همین راستا یکی از بزرگان در مورد مفاهیم عوامفریبانۀ «دموکراسی» و «آزادی» هم چنین میفرماید که:
عقل از انتقادِ بسیار تأثیر میپذیرد، چنانکه بدن از ضربات پیدرپی متأثر میگردد و تسلیم میشود. عقل را با شلاق رسانه کتک میزنند و هرگاه تسلیم شد میگویند: این انتخاب اوست! او آزاد است. به این میگویند: دموکراسی!یکی از دلایلی که بسیاری از مردم کتاب نمیخوانند، این است که در خانواده یا جامعهای که کتابخوانی در آن ارزش باشد، بزرگ نشدند. یکی از دلایلی که بسیاری از مردم فوتبالیستها و بازیگران را بیشتر از دانشمندان میشناسند، این است که در محیطی که دانش و دانشمندان مورد احترام باشد، بزرگ نشدند. یکی از دلایلی که بسیاری از مردم از زبان یا تبار خاصی بدشان میآید، این است که رسانههای زرد و پُربیننده شبانهروز در قالب شبکات ماهوارهای یا اجتماعی این ذهنیت را برایشان درست کردند. «الناس أعداء لما جهلوا: مردم دشمن آنچه هستند که به آن آگاهی ندارند.»
صوت صفیر البلبل، با نوای یک کلاغ چهل کلاغ!
قصیدۀ «صوت صفیر البلبل» از قصایدی است که به امام اصمعی رحمه الله نسبت داده شده و در فضای مجازی کلیپهای متعددی هم از خواندن و نقل حکایت آن منتشر میشود. در اثنای زمزمه و بازخوانی قصیده، احساس کردم چنین قصیدهای با روحِ لغوی و بلاغی اصمعی رحمه الله سازگار نیست و به تحقیق پرداختم؛ نتایج هم جالب بود و دهها ناقد به نقد این قصیده و نسبتِ آن پرداخته بودند، از جمله این که:
۱- این قصیده در آثار اصمعی و یا کتابهای معتبر دیگر ذکر نشده است.
۲- از جمله کسانی که این قصیده را ذکر کرده است، محمد دیاب الإتلیدي (۱۱۰۰ه) نویسندۀ کتاب «إعلام الناس بما وقع للبرامکة مع بني العباس» بوده که مجهول است. و بعد از وی لویس شیخو (۱۳۴۶ه) در کتاب «مجاني الأدب من حدائق العرب» آن را ذکر کرده است و او در کتابش متهم به فساد علمی و عدم روشمندی صحیح است.
۳- از آنجا که همنشینی اصمعی رحمهالله با ابو جعفر منصور مشهور و ثابت نیست و او به همنشینی با هارون الرشید مشهور است، صحت داستانِ قصیده بعید خواهد بود.
۴- این قصیده به سبب ضعف وزنی و معانی بیهوده و غیر شرعی که دارد با ویژگیهای اخلاقی و دیانت اصمعی رحمهالله و ابو جعفر منصور در تضاد است و احتمال صحت آن را بسیار پایین میآورد.
در نتیجه میتوان گفت که این قصیده، صحت ندارد و به دروغ به اصمعی رحمهالله نسبت داده شده است. والله أعلم
گردآورنده: بهمن بادینی - ۷ مرداد ۱۴۰۲
(بنده صرفاً گردآورنده بودم و نتیجۀ مطالعاتم را ذکر کردم، لذا فضلِ تحقیق ازآن دیگران است. جزاهم الله خیرا)
مفتی استرالیا جناب دکتر!! شیخ... که از خواندن درست و صحیح عبارات و الفاظ یک آیه هم عاجز است و نه از لحاظ تجوید بلکه از بیخ و بنِ صرف و نحو و لغت لنگ میزند! اولین چیزی که در مورد این مفلس به ذهنم خطور کرد این بود که با این کمالات بالا احتمالا بهسانِ باقی همکیشانِ خود منکر ثوابت اسلام مانند فرضبودنِ حجاب، تحریم خمر، فرضبودنِ روزه بوده و قائل به سکولاریسم است!
از طنز ماجرا همینطور هم بود و در این زمینه با این سطح از دانش، کتاب هم نوشته است!! در واقع انکار آنچه مسلمانان و ائمۀ اسلام بر آن اجماع دارند، از مسائل ثابت و موردِ اجماعِ چنین افرادی است! فانظروا عمّن تأخذون دینَکم!
جریانهای شبهِروشنفکری و اسلامستیزی پیرامون ما، در حقیقت کاریکاتوری تقلیدی، سطحی و مضحک از نمونههای غربی هستند؛ حجم بالایی از عُقده و کینه نسبت به دین با چاشنی بلاهت و خردگرایی کذایی و مُشتی ادا و اطوار وارداتی و تقلید مبتذل از هر چیزی که عجیب و تابو باشد!
به جرأت و با صراحت میتوانم بگویم که در خدمت به یک زبان و استفاده از ظرفیتهای آن، هیچ جماعتی قابلِ قیاس با زبانشناسان عربی نبوده و نخواهند بود.
دقت و ریزهکاری آنها خواننده را به شور و شوق آورده و در نهایت به این باور میرسد که یکی از وجوه إعجاز قرآن در همین کتابهای نحوی و بلاغی است که به برکت قرآن و با نور آن تجلی یافته است.
هزاران حسرت و افسوس که کتابهایی چون مختصر و مطول، دلائل الإعجاز، تصريف ملا علي و... آنچنان که باید مورد توجه و خوانش قرار نمیگیرند.
علم اصول فقه [در بلاغت] از ضروریات است. بلاغتدانی که چیزی از اصول فقه نمیداند، حاملِ علمی بیش نیست که نمیتواند به خوبی از این علم بهره ببرد.
دکتر محمود توفیق سعد رحمه الله، محاضرات شرح المطول
زبان، تنها یک قالب منفعل برای بیانِ مفاهیم نیست؛ زبان، خودش هم به این مفاهیم قالب داده و بر آن تأثیر میگذارد. در واقع الگوی زبانی در بیان اندیشههای ما نقش مهمی دارد و اهل هر زبانی، ویژگیهای خاص آن زبان را هم با خود حمل میکنند.
دکتر محمود توفیق سعد رحمه الله:
زبان به خودی خود، اخلاقیاتم را به من آموزش میدهد! این بسیار مهم است. ابن جني (۳۹۲هـ) در کتاب الخصائص بر این مسأله تمرکز دارد؛ او در این کتاب تنها از این نمیگوید که ماهیت زبان چیست؟ بلکه از زبان عربی به عنوان جلوۀ یک انسان صحبت میکند و از خصائص انسانی که با این زبان صحبت میکند، میگوید.محاضرات شرح المطول
زبان، تنها یک قالب منفعل برای بیانِ مفاهیم نیست؛ زبان، خودش هم به این مفاهیم قالب داده و بر آن تأثیر میگذارد. در واقع الگوی زبانی در بیان اندیشههای ما نقش مهمی دارد و اهل هر زبانی، ویژگیهای خاص آن زبان را هم با خود حمل میکنند.
دکتر محمود توفیق سعد رحمه الله:
زبان به خودی خود، اخلاقیاتم را به من آموزش میدهد! این بسیار مهم است. ابن جني در کتاب الخصائص بر این مسأله تمرکز دارد؛ او در این کتاب تنها از این نمیگوید که ماهیت زبان چیست؟ بلکه از زبان عربی به عنوان جلوۀ یک انسان صحبت میکند و از خصائص انسانی که با این زبان صحبت میکند، میگوید.محاضرات شرح المطول
شایستۀ انسان عاقل نیست که در هر موضوعی وارد شود. لزومی هم ندارد در هر مسألهای نظری داشته باشد، که اگر هم داشته باشد ضرورتی ندارد حتما آن را ابراز کند. اگر آن را ابراز هم کرد، لازم نیست به همه بگوید!علامه محمود شاکر رحمه الله
