ar
Feedback
DEEP MEDIA

DEEP MEDIA

الذهاب إلى القناة على Telegram

به دیپ مدیا خوش آمدید @Deepmediameme

إظهار المزيد
1 112
المشتركون
-124 ساعات
-97 أيام
-3030 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+8
في 0 قنوات
مايو '26
+7
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+3
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+25
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '26
+23
في 5 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+15
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+12
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+22
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+15
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+26
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+32
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+330
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '25
+331
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+28
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '25
+46
في 4 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+19
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '25
+32
في 3 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+40
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+31
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+37
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+40
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+139
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+40
في 4 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+152
في 4 قنوات
Get PRO
مايو '24
+38
في 5 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+223
في 4 قنوات
Get PRO
مارس '24
+97
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+34
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+45
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+221
في 6 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+136
في 4 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+387
في 3 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
22 يونيو0
21 يونيو0
20 يونيو+2
19 يونيو0
18 يونيو0
17 يونيو0
16 يونيو+1
15 يونيو+1
14 يونيو0
13 يونيو0
12 يونيو0
11 يونيو+1
10 يونيو0
09 يونيو0
08 يونيو0
07 يونيو+1
06 يونيو+1
05 يونيو0
04 يونيو0
03 يونيو0
02 يونيو0
01 يونيو+1
منشورات القناة
1.Shabaneh.mp312.62 MB

2
ده شب، ده شعر، یک شاعر: احمد شاملو، شب پنجم. به گوهرِ مراد کوچه‌ها باریکن دُکّونا بسته‌س، خونه‌ها تاریکن تاقا شیکسته‌س، از صدا افتاده تار و کمونچه مُرده می‌برن کوچه به کوچه. نگا کن! مُرده‌ها به مُرده نمی‌رن، حتا به شمعِ جون‌سپرده نمی‌رن، شکلِ فانوسی‌ین که اگه خاموشه واسه نَف‌نیس هَنو یه عالم نف توشه. جماعت! من دیگه حوصله ندارم به «خوب» امید و از «بد» گله ندارم. گرچه از دیگرون فاصله ندارم، کاری با کارِ این قافله ندارم! کوچه‌ها باریکن دُکّونا بسته‌س، خونه‌ها تاریکن تاقا شیکسته‌س، از صدا افتاده تار و کمونچه مُرده می‌برن کوچه به کوچه... اشعار احمد شاملو، لحظه‌ها و همیشه، شبانه. #poetry @DeepMediia
63
3
#music @DeepMediia
1
4
"ژاک قضا و قدری و اربابش" #book @Deepmediia
"ژاک قضا و قدری و اربابش" #book @Deepmediia
85
5
ده شب، ده شعر، یک شاعر: احمد شاملو، شب چهارم. به اِولین و ثمین باغچه‌بان چه بگویم؟ سخنی نیست. می‌وزد از سرِ امید، نسیمی، لیک، تا زمزمه‌یی ساز کند در همه خلوتِ صحرا به ره‌اش نارونی نیست. چه بگویم؟ سخنی نیست. پُشتِ درهای فروبسته شب از دشنه و دشمن پُر به کج‌اندیشی خاموش نشسته‌ست. بام‌ها زیرِ فشارِ شب کج، کوچه از آمدورفتِ شبِ بدچشمِ سمج خسته‌ست. چه بگویم؟ ــ سخنی نیست. در همه خلوتِ این شهر، آوا جز ز موشی که دَرانَد کفنی، نیست. وندر این ظلمت‌جا جز سیانوحه‌ی شومُرده زنی، نیست. ور نسیمی جُنبد به ره‌اش نجوا را نارونی نیست. چه بگویم؟ سخنی نیست... اشعار احمد شاملو، لحظه‌ها و همیشه، سخنی نیست... . #poetry @DeepMediia
116
6
ده شب، ده شعر، یک شاعر: احمد شاملو، شب چهارم. به اِولین و ثمین باغچه‌بان چه بگویم؟ سخنی نیست. می‌وزد از سرِ امید، نسیمی، لیک، تا زمزمه‌یی ساز کند در همه خلوتِ صحرا به ره‌اش نارونی نیست. چه بگویم؟ سخنی نیست. پُشتِ درهای فروبسته شب از دشنه و دشمن پُر به کج‌اندیشی خاموش نشسته‌ست. بام‌ها زیرِ فشارِ شب کج، کوچه از آمدورفتِ شبِ بدچشمِ سمج خسته‌ست. چه بگویم؟ ــ سخنی نیست. در همه خلوتِ این شهر، آوا جز ز موشی که دَرانَد کفنی، نیست. وندر این ظلمت‌جا جز سیانوحه‌ی شومُرده زنی، نیست. ور نسیمی جُنبد به ره‌اش نجوا را نارونی نیست. چه بگویم؟ سخنی نیست... اشعار احمد شاملو، لحظه‌ها و همیشه، سخنی نیست... . #poetry @DeepMediia
5
7
معرفی رمان «بادبادک‌باز» رمانی تأثیرگذار، خوش‌خوان و در عین حال عمیق که در حجمی نه‌چندان زیاد، حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد.
معرفی رمان «بادبادک‌باز» رمانی تأثیرگذار، خوش‌خوان و در عین حال عمیق که در حجمی نه‌چندان زیاد، حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد. خالد حسینی در نخستین رمان خود داستان امیر و حسن، دو دوست دوران کودکی در افغانستان، را روایت می‌کند؛ دو پسربچه که با وجود پیوندی عمیق، در دو جایگاه متفاوت اجتماعی و قومی قرار گرفته‌اند. اما «بادبادک‌باز» تنها داستان دوستی نیست؛ داستان احساس گناه، خیانت، وفاداری و تلاش برای جبران گذشته است. در کنار سرگذشت امیر و حسن، حسینی تصویری دردناک از دگرگونی‌های افغانستان نیز ارائه می‌دهد؛ کشوری که سال‌های آرامش خود را پشت سر گذاشت و درگیر کودتای جمهوری خواهان، نفوذ شوروی، جنگ و قدرت‌گیری طالبان شد. #book @Deepmediia
124
8
ده شب، ده شعر، یک شاعر: احمد شاملو، شب سوم. و عشقِ سُرخِ یک زهر در بلورِ قلبِ یک جام و کش‌وقوسِ یک انتظار در خمیازه‌ی یک اقدام و نازِ گلوگاهِ رقصِ تو بر دلدادگیِ خنجرِ من... و تو خاموشی کرده‌ای پیشه من سماجت، تو یک‌چند من همیشه. و لاکِ خونِ یک امضا که به نامه‌ی هر نیازِ من زنگار می‌بندد، و قطره‌قطره‌های خونِ من که در گلوی مسلولِ یک عشق می‌خندد، و خدای یک عشق خدای یک سماجت که سحرگاهِ آفرینشِ شبِ یک کامکاری می‌میرد، ــ [از زمینِ عشقِ سُرخ‌اش با دهانِ خونینِ یک زخم بوسه‌یی گرم می‌گیرد: «ــ اوه، مخلوقِ من! باز هم، مخلوقِ من باز هم!» و می‌میرد!] و تلاشِ عشقِ او در لبانِ شیرینِ کودکِ من می‌خندد فردا، و از قلبِ زلالِ یک جام که زهرِ سُرخِ یک عشق را در آن نوشیده‌ام و از خمیازه‌ی یک اقدام که در کش‌وقوسِ انتظارِ آن مرده‌ام و از دلدادگیِ خنجرِ خود که بر نازگاهِ گلوی رقصَت نهاده‌ام واز سماجتِ یک الماس که بر سکوتِ بلورینِ تو می‌کشم، به گوشِ کودکم گوشوار می‌آویزم! و به‌سانِ تصویرِ سرگردانِ یک قطره باران که در آیینه‌ی گریزانِ شط می‌گریزد، عشقم را بلعِ قلبِ تو می‌کنم: عشقِ سرخی را که نوشیده‌ام در جامِ یک قلب که در آن دیده‌ام گردشِ مغرورِ ماهیِ مرگِ تنم را که بوسه‌ی گرم خواهد گرفت با دهانِ خون‌آلودِ زخمش از زمینِ عشقِ سُرخَش و چون سماجتِ یک خداوند خواهد مُرد سرانجام در بازپسین دَمِ شبِ آفرینشِ یک کام، و عشقِ مرا که تمامیِ روحِ اوست چون سایه‌ی سرگردانِ هیکلی ناشناس خواهد بلعید گرسنگیِ آینه‌یِ قلبِ تو! و اگر نشنوی به تو خواهم شنواند حماسه‌ی سماجتِ عاشقت را زیرِ پنجره‌ی مشبکِ تاریکِ بلند که در غریوِ قلبش زمزمه می‌کند: «ــ شوکرانِ عشقِ تو که در جامِ قلبِ خود نوشیده‌ام خواهدم کُشت. و آتشِ این همه حرف در گلویم که برایِ برافروختنِ ستارگانِ هزار عشق فزون است در ناشنواییِ گوشِ تو خفه‌ام خواهد کرد!» - اشعار احمد شاملو، هوای تازه، با سماجت یک الماس... . #poetry @DeepMediia
147
9
معرفی فیلم "a woman under the influence" فیلم بیش از آنکه درباره بیماری روانی باشد، درباره رنجِ فهمیده نشدن است. جان کاساوتیس
معرفی فیلم "a woman under the influence" فیلم بیش از آنکه درباره بیماری روانی باشد، درباره رنجِ فهمیده نشدن است. جان کاساوتیس در این شاهکار تلخ و انسانی، زنی را به تصویر می‌کشد که نمی‌تواند احساسات، اضطراب‌ها و نیازهایش را آن‌گونه که دیگران انتظار دارند بیان کند؛ و همین ناتوانی او را روزبه‌روز از اطرافیانش دورتر می‌کند. میبل در میان خانواده‌ای که دوستش دارند اما او را درک نمی‌کنند، گرفتار شده است. هرچه بیشتر تلاش می‌کند خود را به دیگران نزدیک کند، سوءتفاهم‌ها عمیق‌تر می‌شوند. انگار تراژدی اصلی او نه تنهایی، بلکه زندگی کردن در میان کسانی است که زبان روحش را نمی‌فهمند. روایتی دردناک از نیاز انسان به دیده شدن و فهمیده شدن؛ نیازی که وقتی بی‌پاسخ می‌ماند، می‌تواند ویرانگرتر از هر بیماری‌ای باشد. #movie @Deepmediia
163
10
ده شب، ده شعر، یک شاعر: احمد شاملو، شب سوم. و عشقِ سُرخِ یک زهر در بلورِ قلبِ یک جام و کش‌وقوسِ یک انتظار در خمیازه‌ی یک اقدام و نازِ گلوگاهِ رقصِ تو بر دلدادگیِ خنجرِ من... و تو خاموشی کرده‌ای پیشه من سماجت، تو یک‌چند من همیشه. و لاکِ خونِ یک امضا که به نامه‌ی هر نیازِ من زنگار می‌بندد، و قطره‌قطره‌های خونِ من که در گلوی مسلولِ یک عشق می‌خندد، و خدای یک عشق خدای یک سماجت که سحرگاهِ آفرینشِ شبِ یک کامکاری می‌میرد، ــ [از زمینِ عشقِ سُرخ‌اش با دهانِ خونینِ یک زخم بوسه‌یی گرم می‌گیرد: «ــ اوه، مخلوقِ من! باز هم، مخلوقِ من باز هم!» و می‌میرد!] و تلاشِ عشقِ او در لبانِ شیرینِ کودکِ من می‌خندد فردا، و از قلبِ زلالِ یک جام که زهرِ سُرخِ یک عشق را در آن نوشیده‌ام و از خمیازه‌ی یک اقدام که در کش‌وقوسِ انتظارِ آن مرده‌ام و از دلدادگیِ خنجرِ خود که بر نازگاهِ گلوی رقصَت نهاده‌ام واز سماجتِ یک الماس که بر سکوتِ بلورینِ تو می‌کشم، به گوشِ کودکم گوشوار می‌آویزم! و به‌سانِ تصویرِ سرگردانِ یک قطره باران که در آیینه‌ی گریزانِ شط می‌گریزد، عشقم را بلعِ قلبِ تو می‌کنم: عشقِ سرخی را که نوشیده‌ام در جامِ یک قلب که در آن دیده‌ام گردشِ مغرورِ ماهیِ مرگِ تنم را که بوسه‌ی گرم خواهد گرفت با دهانِ خون‌آلودِ زخمش از زمینِ عشقِ سُرخَش و چون سماجتِ یک خداوند خواهد مُرد سرانجام در بازپسین دَمِ شبِ آفرینشِ یک کام، و عشقِ مرا که تمامیِ روحِ اوست چون سایه‌ی سرگردانِ هیکلی ناشناس خواهد بلعید گرسنگیِ آینه‌یِ قلبِ تو! و اگر نشنوی به تو خواهم شنواند حماسه‌ی سماجتِ عاشقت را زیرِ پنجره‌ی مشبکِ تاریکِ بلند که در غریوِ قلبش زمزمه می‌کند: «ــ شوکرانِ عشقِ تو که در جامِ قلبِ خود نوشیده‌ام خواهدم کُشت. و آتشِ این همه حرف در گلویم که برایِ برافروختنِ ستارگانِ هزار عشق فزون است در ناشنواییِ گوشِ تو خفه‌ام خواهد کرد!» - اشعار احمد شاملو، هوای تازه، با سماجت یک الماس... . #poetry @DeepMediia
1
11
ده شب، ده شعر، یک شاعر: احمد شاملو، شب دوم. شما که عشقِتان زندگی‌ست شما که خشمِتان مرگ است، شما که تابانده‌اید در یأسِ آسمان‌ها امیدِ ستارگان را شما که به وجود آورده‌اید سالیان را قرون را و مردانی زاده‌اید که نوشته‌اند بر چوبه‌ی دارها یادگارها و تاریخِ بزرگِ آینده را با امید در بطنِ کوچکِ خود پرورده‌اید و شما که پرورده‌اید فتح را در زهدانِ شکست، شما که عشقِتان زندگی‌ست شما که خشمِتان مرگ‌ست! شما که برقِ ستاره‌ی عشقید در ظلمتِ بی‌حرارتِ قلب‌ها شما که سوزانده‌اید جرقه‌ی بوسه را بر خاکسترِ تشنه‌ی لب‌ها و به ما آموخته‌اید تحمل و قدرت را در شکنجه‌ها و در تعب‌ها و پاهای آبله‌گون با کفش‌های گران در جُستجوی عشقِ شما می‌کند عبور بر راه‌های دور و در اندیشه‌ی شماست مردی که زورق‌اش را می‌راند بر آبِ دوردست شما که عشقِتان زندگی‌ست شما که خشمِتان مرگ است! شما که زیبایید تا مردان زیبایی را بستایند و هر مرد که به راهی می‌شتابد جادوییِ نوشخندی از شماست و هر مرد در آزادگیِ خویش به زنجیرِ زرینِ عشقی‌ست پای‌بست شما که عشقِتان زندگی‌ست شما که خشمِتان مرگ است! شما که روحِ زندگی هستید و زندگی بی شما اجاقی‌ست خاموش، شما که نغمه‌یِ آغوشِ روحِتان در گوشِ جانِ مرد فرح‌زاست، شما که در سفرِ پُرهراسِ زندگی، مردان را در آغوشِ خویش آرامش بخشیده‌اید و شما را پرستیده است هر مردِ خودپرست، ــ عشقِتان را به ما دهید شما که عشقِتان زندگی‌ست! و خشمِتان را به دشمنانِ ما شما که خشمِتان مرگ است! - اشعار احمد شاملو، هوای تازه، برای شما که عاشقتان زندگی‌ست. #poetry @DeepMediia
182
12
"کتاب فیلسوفان مرده" #quote @DeepMediia
"کتاب فیلسوفان مرده" #quote @DeepMediia
201
13
مادر نیچه، با وجود اختلافات عمیق مذهبی و فکری با فرزندش، واقعاً سال‌های پایانی زندگی خود را صرف مراقبت از او کرد. اما الیزابت فورستر-نیچه مسیری را در پیش گرفت که فاصله‌ای قابل توجه با آنچه احتمالاً خود نیچه می‌پسندید داشت. الیزابت از برادر بیمار خود تنها به عنوان عضوی از خانواده مراقبت نمی‌کرد؛ او به‌تدریج از نیچه به عنوان سرمایه‌ای فرهنگی و اجتماعی نیز بهره برد. در سال‌هایی که فیلسوف دیگر توانایی مشارکت در زندگی عمومی را نداشت، الیزابت با ترتیب دادن دیدارهای متعدد برای شخصیت‌های سرشناس، اشراف و تحسین‌کنندگان، چهره‌ای نمادین از او ساخت؛ چهره‌ای که بیش از آنکه یک انسان بیمار باشد، به یادگاری زنده از یک نابغه شباهت داشت. این در حالی است که برخلاف برخی روایت‌های رایج، بار مالی نگهداری از نیچه به طور کامل بر دوش الیزابت قرار نداشت. درآمد حاصل از آثار منتشرشده نیچه همچنان ادامه داشت و بخشی از هزینه‌های زندگی او را تأمین می‌کرد. افزون بر این، خانه‌ای که نیچه سال‌های پایانی عمر خود را در آن سپری کرد، با حمایت متا فون سالیس، دوست وفادار و تحسین‌کننده سوئیسی او، فراهم شد. از این رو تصویر الیزابت به عنوان زنی که به تنهایی همه زندگی خود را وقف تأمین معاش و نگهداری از برادرش کرده بود، چندان با واقعیت تاریخی سازگار نیست. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به پیشینه خود الیزابت توجه کنیم. او برخلاف نیچه، گرایش‌های آشکار یهودستیزانه داشت و همراه با همسرش، برنارد فورستر، برای تأسیس مستعمره‌ای موسوم به «نوئا جرمانیا» راهی پاراگوئه شد؛ پروژه‌ای که قرار بود نمونه‌ای آرمانی از جامعه‌ای آلمانی و «خالص» باشد. این طرح با شکست کامل مواجه شد و خانواده فورستر با مشکلات مالی جدی روبه‌رو شدند. پس از بازگشت به آلمان، نام نیچه می‌توانست سرمایه‌ای ارزشمند برای بازسازی موقعیت اجتماعی و اقتصادی الیزابت باشد. پس از مرگ نیچه، کنترل کامل دست‌نوشته‌ها، نامه‌ها و آرشیو شخصی او در اختیار خواهرش قرار گرفت. الیزابت نه تنها برخی آثار منتشرشده را با ویرایش‌های تازه بازچاپ کرد، بلکه در نحوه انتشار نامه‌ها و یادداشت‌های خصوصی او نیز رویکردی گزینشی در پیش گرفت. با این حال، بحث‌برانگیزترین اقدام او انتشار کتاب «اراده معطوف به قدرت» بود. امروزه اغلب پژوهشگران بر این باورند که نیچه هرگز کتابی نهایی با این عنوان تألیف نکرد. شواهد موجود در نامه‌ها و یادداشت‌های او نشان می‌دهد که طرح اولیه چنین اثری را کنار گذاشته و مسیر فکری خود را در آثار متأخرش دنبال کرده بود. بسیاری از یادداشت‌هایی که بعدها مبنای «اراده معطوف به قدرت» قرار گرفتند، در واقع پیش‌نویس‌ها، ایده‌های پراکنده یا طرح‌هایی بودند که نیچه هرگز فرصت یا تمایل تبدیل آنها به یک کتاب مستقل را پیدا نکرد. با این حال، الیزابت به همراه چند تن از نزدیکان نیچه کوشید از میان انبوه این یادداشت‌ها اثری منسجم پدید آورد. در این میان، هاینریش کوزلیتس ــ مشهور به پیتر گاست و از نزدیک‌ترین دوستان نیچه ــ تلاش می‌کرد تا حد امکان به متن‌های اصلی وفادار بماند. اما الیزابت به تدریج نفوذ بیشتری بر روند تدوین پیدا کرد و ساختاری را بر این یادداشت‌ها تحمیل نمود که بیش از آنکه بازتاب‌دهنده آخرین مرحله اندیشه نیچه باشد، با تصویری که او مایل بود از برادرش ارائه دهد هماهنگ بود. پیامد این مداخلات صرفاً انتشار یک کتاب بحث‌برانگیز نبود. الیزابت در شکل‌گیری تصویری خاص از نیچه نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد؛ تصویری که او را متفکری ملی‌گرا، اقتدارطلب و همسو با جریان‌های راست افراطی معرفی می‌کرد. این در حالی است که نیچه در آثار و مکاتبات خود بارها از ملی‌گرایی آلمانی، یهودستیزی و سیاست توده‌گرا انتقاد کرده بود و حتی بسیاری از مواضع فکری خواهر و شوهرخواهرش را با تمسخر می‌نگریست. البته انصاف تاریخی ایجاب می‌کند که نقش الیزابت را به طور کامل منفی ارزیابی نکنیم. او در حفظ فیزیکی دست‌نوشته‌ها، گردآوری آرشیو نیچه و جلب توجه عمومی به آثار برادرش نقشی انکارناپذیر داشت. با این حال، مشکل از جایی آغاز می‌شود که حفظ میراث به بازآفرینی میراث تبدیل می‌شود. الیزابت تنها نگهبان آثار نیچه نبود؛ او در شکل دادن به تصویری که جهان از نیچه به یاد آورد نیز مداخله کرد. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از پژوهشگران معاصر، الیزابت را نه صرفاً وارث اندیشه نیچه، بلکه یکی از مهم‌ترین عوامل سوءبرداشت از آن در قرن بیستم می‌دانند. او بی‌تردید میراث برادرش را حفظ کرد؛ اما همزمان آن را چنان بازآرایی کرد که برای دهه‌ها، تصویری ساخته‌شده از نیچه جای نیچه واقعی را گرفت. #philosophy @DeepMediia
250
14
‍ میراث‌دار یا میراث‌خوار؟ در بسیاری از روایت‌های رایج، هنگامی که فردریش نیچه دچار فروپاشی ذهنی می‌شود، مادر و خواهرش به شکلی
‍ میراث‌دار یا میراث‌خوار؟ در بسیاری از روایت‌های رایج، هنگامی که فردریش نیچه دچار فروپاشی ذهنی می‌شود، مادر و خواهرش به شکلی قهرمانانه باقی عمر خود را وقف مراقبت از او می‌کنند. اما این روایت، دست‌کم در مورد خواهرش الیزابت، تنها بخشی از حقیقت را بازگو می‌کند. ادامه مطلب در کامنت ها #philosophy @DeepMediia
197
15
ده شب، ده شعر، یک شاعر: احمد شاملو، شب اول. به ایران درودی پیش از تو صورتگران بسیار از آمیزه‌ی برگ‌ها آهوان برآوردند؛ یا در خطوطِ کوهپایه‌یی رمه‌یی که شبان‌اش در کج و کوجِ ابر و ستیغِ کوه نهان است؛ یا به سیری و سادگی در جنگلِ پُرنگارِ مه‌آلود گوزنی را گرسنه که ماغ می‌کشد. تو خطوطِ شباهت را تصویر کن: آه و آهن و آهکِ زنده دود و دروغ و درد را. ــ که خاموشی تقوای ما نیست. سکوتِ آب می‌تواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛ سکوتِ گندم می‌تواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندِ قحط؛ همچنان که سکوتِ آفتاب ظلمات است ــ اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان و خداست: غریو را تصویر کن! عصرِ مرا در منحنی‌ تازیانه به نیش‌خطِ رنج؛ همسایه‌ی مرا بیگانه با امید و خدا؛ و حرمتِ ما را که به دینار و درم برکشیده‌اند و فروخته. تمامی‌ِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن یک سخن در میانه نبود: ــ آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن! - اشعار احمد شاملو، ابراهیم در آتش، اشارتی. #poetry @DeepMediia
210
16
از امروز فعالیت ما به روال معلوم خود برمی‌گرده.
204
17
‏امروز با امیلی تورن‌بری رئیس کمیته روابط خارجی مجلس عوام بریتانیا و شماری دیگر از اعضای این کمیته دیدار داشتم تا درباره وضعی
‏امروز با امیلی تورن‌بری رئیس کمیته روابط خارجی مجلس عوام بریتانیا و شماری دیگر از اعضای این کمیته دیدار داشتم تا درباره وضعیت داخلی ایران، سرکوب مردم ایران توسط جمهوری اسلامی، و ضرورت فوری قرار دادن ملت ایران در مرکز سیاست بریتانیا گفت‌وگو کنیم. ‏به‌روشنی تأکید کردم که معامله با رژیمی که در دی ماه بیش از ۴۰ هزار ایرانی را به قتل رسانده، نه‌تنها از نظر اخلاقی غیرقابل‌قبول است، بلکه از نظر راهبردی نیز خطایی بزرگ خواهد بود. ‏هر توافقی که به حفظ این رژیم یا بقایای آن بینجامد، محکوم به شکست است. مردم ایران چنین توافقی را نخواهند پذیرفت. ‏با حمایت جامعه جهانی یا بدون آن، مردم ایران این رژیم را سرنگون خواهند کرد و آزادی به ایران بازخواهد گشت. This morning, I met with Emily Thornberry, Chair of the House of Commons Foreign Affairs Committee, and other members of the Committee to discuss the situation inside Iran, the Islamic Republic’s repression of the Iranian people, and the urgent need to place the people of Iran at the centre of UK policy. I made clear that dealing with a regime that murdered more than 40,000 Iranians in January is not only morally wrong, but strategically misguided. Any agreement that preserves this regime or its remnants will fail. The Iranian people will not accept it. With or without international support, the people of Iran will overthrow this regime. Freedom will come to Iran. @OfficialRezaPahlavi
195
18
جمهوری اسلامی هم‌زمان با امضای تفاهم‌نامه‌ «صلح»، دو تن دیگر از معترضان ۱۸ و ۱۹ دی‌ به نام‌های جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی را
جمهوری اسلامی هم‌زمان با امضای تفاهم‌نامه‌ «صلح»، دو تن دیگر از معترضان ۱۸ و ۱۹ دی‌ به نام‌های جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی را اعدام کرد. این نتیجه معامله و سازش با یک رژیم جنایتکار است. توافق با رژیمی که تنها در دو روز، بیش از ۴۰ هزار معترض را به قتل رساند، نه‌تنها از نظر اخلاقی نادرست است، بلکه از منظر راهبردی نیز خطایی فاجعه‌بار خواهد بود. تعامل با این رژیم محکوم به شکست است و همه ما بهای پیامدهای آن را خواهیم پرداخت. جنگ ۴۷ ساله جمهوری اسلامی علیه مردم ایران همچنان ادامه دارد. رژیمی که هرگز با شهروندان خود به صلح نرسیده، هرگز با جهان نیز به صلحی واقعی دست نخواهد یافت. جامعه جهانی باید از مبارزه ملت ایران برای آزادی حمایت کند و آنها را در کانون هر مذاکره و محور هر سیاستی درباره ایران قرار دهد. اما روشن بگویم: با حمایت جهان یا بدون آن، این رژیم سقوط خواهد کرد،ٰ و مردم ایران خود را از چنگ استبداد آزاد خواهند کرد. As it signs a Memorandum of Understanding for “peace”, the Islamic Republic just executed two more protesters from January 8th and 9th— Javad Zamani and Abolfazl Saedi. This is the consequence of making a deal with this criminal regime. To do a deal with a regime that murdered more than 40,000 protestors in two days in January is morally wrong and strategically misguided. Dealing with this regime will fail and we will all face the consequences. The regime’s 47-year war against the Iranian people continues. Just as it has never made peace with its own citizens, it will never truly make peace with the world. The international community should back the people of Iran’s fight for freedom. Put them center in any negotiations and in their Iran policy. But let me be clear - with or without international support - this regime will fall. The people of Iran will liberate themselves from tyranny. @OfficialRezaPahlavi
209
19
ایران ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیروهای ملی نیاز دارد. چه با حمایت خارجی و چه بدون آن، سرنوشت ایران در دستان خو
ایران ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیروهای ملی نیاز دارد. چه با حمایت خارجی و چه بدون آن، سرنوشت ایران در دستان خود ماست. ما از این رژیم فرسوده و درمانده نیرومندتریم. ما از مزدورانی که برای نمایش‌های تبلیغاتی به خیابان فرستاده می‌شوند، مصمم‌تر و استوارتریم. @OfficialRezaPahlavi
320
20
جمهوری اسلامی در حمایت از تروریست‌های حزب‌الله لبنان، درگیری نظامی دیگری را آغاز کرد تا ماهیت ناایرانی و ضدایرانی خود را آشکا+3
جمهوری اسلامی در حمایت از تروریست‌های حزب‌الله لبنان، درگیری نظامی دیگری را آغاز کرد تا ماهیت ناایرانی و ضدایرانی خود را آشکارتر کند. این رژیم، ملت ایران را به گروگان گرفته و جان و مال ایرانیان را ابزاری برای صدور ترور، جنگ و بی‌ثباتی می‌بیند. در این درگیری نیز، همچون همیشه، مسئول هرگونه آسیب به زیرساخت‌های ایران و جان غیرنظامیان بی‌گناه در هر دو سو، جمهوری اسلامی است. ملت ایران، که نخستین و بزرگ‌ترین قربانی این رژیم بوده است، به‌خوبی می‌داند که تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار باشد، ترور، خشونت و بی‌ثباتی بر ایران، منطقه و جهان سایه خواهد افکند. صلح، امنیت و رونق پایدار تنها با پایان این رژیم امکان‌پذیر است. راه‌حل، مذاکره با سپاه پاسداران و تروریست‌های اشغالگر ایران نیست؛ راه‌حل، ایستادن در کنار ملت ایران و حمایت از مبارزه آن برای پایان دادن به جمهوری اسلامی است. @OfficialRezaPahlavi
409