ar
Feedback
هیچ.

هیچ.

الذهاب إلى القناة على Telegram

بیشتر موسیقی و گاهی هم متن و تصویر.

إظهار المزيد
302
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from هیچ.
08 - Taylor Swift - august.mp310.34 MB

Repost from N/a
دوستان از اونجایی که تا ابد مملکتمون شهید پروره این نکته رو بگم، وقتی میگن "اینایی که سهمیه دارن در واقع حق شما رو نمیخورن، اینا با همدیگه رقابت میکنن"، اینجا شما میتونید به اوج کندذهنی شخص سهمیه‌ای پی ببرید. نخیر. تصور کنید یه کلاس ۳۰ نفر ظرفیت داره‌. سهمیه یعنی من میام ۱۰ تا از این صندلی‌ها رو از مردم عادی میگیرم و اختصاص میدم به ۱۰ نفر اولِ سهمیه‌دار. همین. حتی وقتی اونا دارن با همدیگه رقابت میکنن، رقابت سر صندلی‌هاییه که حق شماست.

با تمام وجودم از این زندگی متنفرم

Repost from esthète.
ایران یه جاییه که نه دولتش به مردمش رحم داره نه مردمش به مردم. هنوز از خبر اعدام ها یه روزم نگذشته بعد یه نر با قیافه ای یه مادر فقط میتونه دوسش داشته باشه واسه من تو لایو دختر مردمو میزنه و با افتخار نیششم بازه. مردم تو گه خودشون موندن بعد هرروزم باید غصه ی یکی رو بخوریم که مورد ظلمه تو این جهنم. کاش یه بمب اتم بزنن کل نسلمون برداشته شه که از اول تا آخر این مملکتو کفرات و بدبختی گرفته.

کمخ.

مردم ایران، سال ۱۴۳۷ درحال سر و کله زدن با محمدمهربد خامنه‌ای، سومین مدل رهبر-هوش‌واره‌ی ج.ا

Repost from Pandæmonium
photo content

sticker.webp0.22 KB

Gol-E-Aftabgardoon The Arian Band.m4a6.06 MB

حس میکنم OCD دارم

حتی اگر گوشش ندادید داستانش رو بخونید و نقاشیش رو ببینید.

احساس می‌کنم سلیقه‌ی هیچکس نیست😭 البته ژانر مورد علاقه‌ی خودمم نیست، ولی عجیب دوستش دارم.

بدون اوریدیس چه کنم؟ اورفئوس از بزرگ‌ترین موسیقی‌دانان یونان باستان بود. در یکی از اجراهایش پری جنگلی زیبایی به نام «اوریدیس» صدای نواختن او را شنید و نزد او آمد. آن دو یکدیگر را دیدند و بسیار شیفته‌ی هم شدند. روزی اوریدیس در جنگل دچار مارگزیدگی شد و همان‌جا جان سپرد. اورفئوس بخاطر مرگ همسرش دیوانه شد و تصمیم گرفت به دنیای مردگان برود تا بتواند معشوقه‌اش را بازگرداند. «هادس» خدای دنیای مردگان برای او شرطی گذاشت: «تو می‌توانی به سراغ همسرت بروی و او را بازگردانی، اما اگر تا زمانی که از دنیای مردگان خارج نشدید حتی یک‌بار به پشت سرت نگاه کنی، همسرت برای همیشه از تو گرفته خواهد شد.» اورفئوس راه افتاد اما در میانه‌ی راه از روی دلتنگی و ترس از نیامدن اوریدیس بازگشت. اوریدیس پشت سر او بود! و تنها توانست بگوید: «بدرود» در همان لحظه اوریدیس ناگهان محو شد و به قلمروی مردگان بازگشت. اورفئوس دیگر نتوانست وارد دنیای مردگان شود و در دنیای زندگان هم هیچوقت عاشق نشد. سال‌ها در تنهایی زندگی کرد و برای عشق از دست رفته‌اش خواند. @MyInnerEmotion

من الان جدی‌ترین چیز برام نجات جونمه. چون قراره وارد محیطی بشم که هیچ آدم نزدیکی رو اونجا ندارم. حتی درحد عموی پسرخاله‌ی پسرعمه زن‌‌دایی بابام! تمام تلاشم رو میکنم و اگر اهواز بودم حتما تجمع حضوری‌ای چیزی میرفتم تا تعویق بخوره امتحانات. برای بقیه دوستان نمیدونم موضوع مهم‌ زندگیشون الان چیه:)))) چون حتی بعضی از بچه‌ها توی خود کلاس هم درباره‌‌ی این موضوع حرف نزدن (دلیلش هم نمیدونم) ولی من هرکاری ازم بربیاد انجام میدم

حقیقت اینه که امتحانای چه پایان یک ترم مثلا از فلان تا ترم طی چند سال اینقدری جدی نیست که جدیش میکنیم یعنی اینکه مثلا چه حذف میشد چه تعویق می‌خورد چه هرچی بهترین کاری بود که میشد حالا برا دانشجو بشه یا خود دانشجو در حق خودش کنه (دانشجو نیستم اما خب بنظرم زندگی کلا چیز دیگه ایه که نگرفتیم چی ب چیه)

ببخشید دیگه حداقل چیزی که از من برای نجات جونم برمیاد همین تلاش برای تعویق امتحانه.

شاید برای تعویق؟

شما که مجازیم نمیشید برای چی میخواید اعتراض کنید؟

چون الان اتفاقی نیفتاده برای کسی و تو حتی قدمی برنداشتی برای اینکه فاجعه‌ی اون شب خوابگاه رو رسانه ای کنی پس بعدش هم قرار نیست گوه بخوری درباره‌ش و ازش استفاده کنی علیه جناح مقابلت

اگه اتفاقی برای یکی بیفته توی راه یا خوابگاه یا هر چیز دیگه ای که مربوط به دانشگاه و امتحانات باشه، و یکی بخواد بابتش استوری غمگین و چصناله بذاره مثل استوری های جنوب، چوب میکنم تو دماغش