ar
Feedback
✧ مــاهــیـن ✧

✧ مــاهــیـن ✧

قناة بسيطة

﷽ آقای قاضی ... اگر عاشقی جرم است ، من محکوم به اعدامم ! به قلم همتا✍️ رمان های نویسنده 👇 @hamta_novels

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام ✧ مــاهــیـن ✧

تُعد قناة ✧ مــاهــیـن ✧ في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 16 517 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 188 في فئة الكتب والمرتبة 19 907 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 16 517 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 13 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -396، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -21، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 7.01‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 4.73‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 158 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 782 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 9.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل سینه, وام, لا, گشایی, بهشت.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
﷽ آقای قاضی ... اگر عاشقی جرم است ، من محکوم به اعدامم ! به قلم همتا✍️ رمان های نویسنده 👇 @hamta_novels

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 14 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

16 517
المشتركون
-2124 ساعات
-1097 أيام
-39630 أيام
أرشيف المشاركات
- دختر یکم ناله کن برام خوابید. لب برچیدم و با درد یکم عقب رفتم. - خوابید؟ یعنی من جذاب نیستم پس ازم فاصله بگیر‌. با صورت عرق کرده اش لبخندی زد و سر و صورتمو بوسید. - قربون نازت خانوم، خب کاری نمیکنی نه ناله میکنی نه لذت میبری، منم حال نمیکنم. - خب اخه...نمیتونم. نیشخندی زد. - پاهاتو باز کن پس. با رفتم سرش بین پاهام... https://t.me/+dZ0ririzusQ2ZjM0

- انقد سینت گُندس بچم خفه میشه زیرش! - ای‌وای! با شنیدن صدایش تکان تندی می‌خورم و دستپاچه نوک سینه‌ام را از دهن بچه بیرون می‌کشم.‌ - خجالت می‌کشی از من؟از شوهرت؟ با دست‌هایی لرزان بچه را توی گهواره‌اش می‌گذارم،صورتم از خجالت سرخ شده.همینکه می‌آیم کمر راست کنم،با دست مردانه‌اش از پشت سینه‌ام را چنگ می‌زند: - اینا واسه دست منم بزرگن،چه برسه دهن اون طفل معصوم! نجوای مردانه‌اش بیخ گوشم و بعد داغی دست دیگرش که زیر پیراهنم می‌لغزد: - تمکین میخوام آیه،دیگه طاقتم طاق شده ، یکمم به بابای بچه برس! تا می‌آیم پسش بزنم تنم را بر می‌گرداند و لب‌هایش را..... https://t.me/+dZ0ririzusQ2ZjM0

-هیشش،نلرز دردونه‌ام -نمیخوام برو عقب،می‌ترسم ازت مست بودم از بوی تنش و حواسم به هق‌هق ریز و اشکهای راه‌گرفته روی صورتش نبود -ترس دارم مگه دردت به جونم؟ -آره،گنده‌اید بداخلاق هم هستید من برای این همه ناز توی صداش می‌مردم -نمیخوامت -شوهرت و نمیخوای؟ -به زور شوهرم شدی،من همش ۱۷سالمه،اصلا دوست ندارم مگه زوره؟ یک جایی حوالی سینه‌ام،درست سمت چپش تیر کشید،نفسم رو با آهی بیرون دادم https://t.me/+I5uFqHQlS001MzY0 جهان ۳۲ساله‌ یک لر باغیرت که مجبور میشه برای حفظ جان آیلین ۱۷ساله بهش تعرض کنه

#نوکرحشری💋👇 #part1 کلفت سیاه و دراز اسبمون رو توی دست گرفته بودم و با تصور اینکه اون کلفت سیاه ماله نوکرمونه میمالیدمش از شدت حشریت کارم به جایی رسیده بودم که به اسبمون هم رحم نمیکردم لباسم رو تا نیمه پایین کشیدم و کلفت اسب رو به زور لای سینه هام گذاشتم اسب هی بالا و پایین می‌پرید و نمیذاشت کلفتش رو لای سینه هام فیس کنم عصبی کلفتش رو از لای سینه هام دراوردم زده بودم به سیم آخر ،با تصور اینکه اون کلفت مال نوکرمه ،.کلفت دراز و سیاه اسبمون رو توی دهنم کردم و شروع به ساک زدن کردم انقد کلفت بود که دهنم داشت جر میخورد داشتم ساک میزدم همینجور که موهام از دورم جمع شد و دور دست کسی حلقه شد با چشم های شهوتی دست از خوردن کلفت دراز اسبمون برداشتم و نگاهم رو به نوکر کلفتمون دوختم _داشتی برای اسب ساک میزدی؟ چشمامو خمار کردم و شلوارش رو چنگ زدم که شلوارش رو تا نیمه پایین کشید که یه دراز و کلفت اندازه مال همون اسب افتاد بیرون..چشمام گرد شد خندید و گفت _حالا مال من کلفت تره یا این اسب؟ آب از لب و لوچه ام آویزون شد و شهوتی گفتم _آه.. اههه...اههه.توووو عوضی!💧 https://t.me/+V4_9u-AeugBhZDJk

🚨سه راه برای دوبرابر کردن درآمدت تو این شرایط🚨 ۱.گوشی معمولی ۲.داشتن اکانت تلگرام ۳.عضو شدن در کانال زیر تو کانال زیر آموزش رایگان وجود داره که میتونه درآمدت رو حداقل دو برابر کنه کانال درآمد ۲ برابری کانال درآمد ۲ برابری کانال درآمد ۲ برابری

sticker.webp0.01 KB

Repost from N/a
مرکز زیبایی سنسیا 🥰 "💰 با هزینه یک پیتزا 🍕 بوتاکس کن! 🚫 به جای یک لذت چند دقیقه‌ای و چاااقی 🥴🍕🍕 👈 به خودت زیبایی و اع
مرکز زیبایی سنسیا 🥰 "💰 با هزینه یک پیتزا 🍕 بوتاکس کن! 🚫 به جای یک لذت چند دقیقه‌ای و چاااقی 🥴🍕🍕 👈 به خودت زیبایی و اعتمادبه‌نفس ماندگار هدیه بده ✨😍✌️ ✅ فقط با ۱,۴۹۰,۰۰۰ تومان جهت اطلاعات بیشتر و رزرو وقت خود با ما تماس بگیرید ✅ کانال تلگرام @SensiaClinic @SensiaClinic 💬 واتس آپ: 09195121038 📱 تلفن: 02144261576

حرکت کمرش تندتر می‌شود که از درد ناله‌ای می‌کنم - جان... جانم حبه‌انگور من الان تموم میشه، بدجور دلتنگ بودم، درد داری؟ با آن هیکل خواستنی و قد بلندش بعد از شش ماه طبیعی بود که اذیت شوم. - ولم کن مسلم... مادرت الان میاد. مگر نگفته بود مرا نمی‌خواد؟ سه ماه پیش از خانه رفته بود. - زنمی محیا... زن من فقط تویی، یکم دیگه تحمل کن! آخرین ضربه‌اش طوری محکم است که ناخودآگاه جیغی می‌زنم و او شیره وجودش را درون رحمم خالی می‌کند اما... - مسلم... مادر خونه‌ای؟ صدای جیغ کی بود؟! https://t.me/+f1MSyP6fP_ZmNTBk

-اهل کجای ترکیه‌ای؟ آخرین ضربه رو داخل می‌زنه و خودشو تو رحمم خالی می‌کنه. -اهل‌ استانبولم! -دخترای استانبول همه‌شون همینقدر سک‌سی‌‌ ‌ان؟ -نه همشون.فقط بعضیاشون! سرخم می‌کنه سینمو‌ عمیقا‌ تو دهنش می‌کشه . ناله می‌کنم که همون موقع یکی از طبقه پایین داد می‌زنه: -فرار کنید.. فرار‌کنید.. پلیسا اومدن!😱 تو پارتی خوردم به پست یه پسر حاجی بازاری و سرخوش! بی خبر از عقاید سنتیش‌، بکارتم و تقدیمش‌ کردم و همون شب باهم سک.س کردیم. غافل از اینکه‌ اون روانی، غیرتی بود وبعد از گرفتن بکارتم‌...🔞 https://t.me/+aJW5TQEGXHQ5NzBk

- يه هخامنش جديد به اين دنيا بيار❌🔥 - چه شكلي من بايد فاميلي خودم و به بچم بدم كه اونم هخامنش بشه؟!⛔️ دستش و پشت كمرم گذاشت و توي بغل خودش كشيدتم. - اگه باباش هايكا هخامنش باشه مامانشم نلين هخامنش چي؟!🤤🔞 با چشماي گرد بهش نگاه كردم كه سرش ى جلو آورد. - بيا امشب هخامنش كوچولو رو بسازيم چشم آبي سـ.ـكسي من💦🔞 بند لباسم و پايين داد و… https://t.me/+yuyjsS1_b5hmMjk0 پسر عموش عاشقش شده و مي خواد حامل شه🤤💦

-میدونی مردم چی میگن؟ میگن پسر خان با خدمتکار عمارتشون میخوابه! صداش رو بالا برد و عربده زد: مردم خیلی غلط میکنن! زود باش یه چی تنت کن باید بریم! - چی کجا دستای گرمش دور بازوی نحیفم چفت شد پر اخم لب زد: این کبودیا کار کیه شاپرک؟ آب دهنم گیر کرد تو گلوم. با من من گفتم:چی...چیزه خو...خوردم به در نیشخندی به صورت ترسیدم زد، محکم کوبیدم به دیوار: میدونی بهم دروغ بگی چکارت میکنم خدمتکار کوچولو؟ سرمو انداختم پایین که بی هوا چونمو تو مشتش گرفت و .... https://t.me/+irfEJvGfLKgyMDFk خان و خانزاده ای که عاشق خدمتکار کوچولوی داستمانمون میشن و تن ظریف دخترکو حتی به زور مال خودشون میخوانو... جدال بین پدر و پسر😱🙈🍃

sticker.webp0.01 KB

Repost from N/a
هزينه هاى كلاس زبان واسه بچه ها انقد گرون شده که باید مدرک ایلتس و تافل و msrt و … واسه نسل جدید آرزوشو به گور ببریم؛ اما نگر
هزينه هاى كلاس زبان واسه بچه ها انقد گرون شده که باید مدرک ایلتس و تافل و msrt و … واسه نسل جدید آرزوشو به گور ببریم؛ اما نگران نباشید کانال زیر آموزش زبان انگلیسی رو از سطح صفر به طور کاملا رایگان میذاره👏 : @zaban

😱فکر میکنی خرید کردن از برندهای دنیا خیلی سخته؟ هنوزم نمیدونی میتونی خریدهای لوکس انجام بدی و به فاصله ی چند روز دستت باشه؟
😱فکر میکنی خرید کردن از برندهای دنیا خیلی سخته؟ هنوزم نمیدونی میتونی خریدهای لوکس انجام بدی و به فاصله ی چند روز دستت باشه؟ ✅دنبال جایی هستی که روزانه کلی تخفیف از آیتم های خاص بهت معرفی کنه؟ 😍کافیه وارد کانال نیکان گالری بشی 👈🏻تجربه ی یک خرید امن از سایتهای مطرح جهانی کمترین قیمت ارز پشتیبانی ۲۴ ساعته ارسال فوری ترکیه و کانادا تنها یک کلیک تا دنیای جدید کانال تلگرام: https://t.me/Nickangallery https://t.me/Nickangallery کانال در پیام رسان بله: ble.ir/join/54tbM1UEMB

_ناز دونه خانوم هی ازم فرار میکنی نمیگی دلتنگی امونم و ببره و قلبم نزنه هومم! با بوسه زدن فرق سرم خجالت زده ازش نگاه گرفتم _خدا نکنه علیهان _تک و تنها این گوشه نشستی پیدات نکنم جون دلم؟ با نوازش گونه دست زیر چونم انداخت و باهاش چشم تو چشم شدم _بگو حلش کنیم قربونت برم! _ازت خجالت میکشم تو پناهم شدی و منم یه انتخاب اجباری برات قطره اشکم رو دستش چکید و اخم کرد _بزار یه اعترافی بکنم ماتینا...تو دوست داشتنی و خواستنی ترین انتخاب اجباریمی🥺❤️ https://t.me/+RMBS9wwzOExmNmI0 #فول_عاشقانه

شورتمو کند و بو کشید: -اوممم بوی بکری می ده! مستش کرده بودم و توی حال خودش نبود -با من بخواب علیهان من دوستت دارم خندید مهربون! ولی مطمئنم فردا که منو لخت توی بغلش می دید دیگه مهربون نبود -اخه کوچولو تو طاقت منو نداری که من واست خیلی بزرگم نیم وجبی به گردنش چنگی زدم و حرفشو با لبام خفه کردم -آهههه چقدر داغی ماتینا گردنشو مکیدم که خودشو بین پام تنظیم کرد و من لرزیدم -نترس کوچولو هواتو دارم فقط صدای ناله های نازتو آزاد کن و با اولین ضربه ای که زد همزمان درد و لذت رو تجربه کردم و.... https://t.me/+RMBS9wwzOExmNmI0 صبح روز بعدش پسره بیدار میشه و دختره رو به حد مرگ کتک می زنه چون....🥺💔

- سگم نکن... بیا بشین روش بخوابه! شلوار و شورتمو کاملا پایین کشیدم و مقابل چشمای قرمزش پاهامو باز کردم... اگه تو ماشین نبودیم مطمئنم الان حسابمو بدجوری رسیده بود - من گفتم وسط جاده شق کنی؟ کمربند ماشینو باز کرد خیز برداشت سمتم و تن نحیفمو کشید طرف خودش، توی بغلش قرار گرفتم - پاهاتو باز کن و درست بشین روش ! لب گزیدم و با ناز پاهامو از هم باز کردم، سالارشو تو دست گرفتم و بعد از مالیدن سرش به هلوی خیسم آروم آروم بردمش داخل که میراث چشماشو بست... از فرصت سوء استفاده کردم و خواستم از روش بلند شم که کمرمو محکم گرفت و فشارم داد به آلت کلفتش، اشک تو چشام جمع شد و اون شروع کرد به تند تند ضربه زدن داخلم... غرق خودمون بودیم که دو تقه به شیشه خورد، با دیدن مامور راهنمایی رانندگی هینی کشیدم و...🔞 https://t.me/+sxLwrd0q31w0ZjA0

#پارت_2 داشتم یه پورن واقعی رو از نزدیک میدیدم آقای کیانی با یه حرکت تمام حجم کفلتیش رو توی سوراخ دختره وارد کرد که به کاناپه چنگ زد و جیغ بلندی کشید: - ایییی سوختم ... آههههه به سینم چنگ زدم ... تند تند انگشتم رو توی شورتم تکون دادم و خودم رو با آبان تصور کردم. تصور کردم که خودشو بهم میکوبه و آبش رو توی خالی میکنه. شیار های بهشتم رو مالیدم و سرعتم رو بیشتر کردم. _ هرزه عوضی درد داره اره؟ وحشیانه خودشو به اون دختر نگون بخت میکوبید _ بگو کی.رم برای اون سوراخ گشادت هنوز کلفته اهه صدای آه و ناله‌ی اونا و حرف های رکیک و س.کسی آبان باعث شد کل وجودم داغ بشه. روی زمین زانو زدم و انگشت هام رو .... https://t.me/+LpShOi5Bwe1lYjg0

لبم را به کام گرفت: قول میدم مراقبت باشم. - من نمی‌خوام امشب باشه، میترسم خجالت بکشم. - نمیشه عزیزکم، مردانگی من زیر سوال میره. دستش روی سینه‌ام نشست: کوچولوِ شیرینم. منو تو آغوشش محصورم کرد و چسبوندم به خودش، لباسم را که بیرون آورد. از خجالت، آن نگاه درخشان به آغوش خودش پناه بردم و خودم رو تو بغلش گم کردم... با دیدن مردانگی کلفت خان، آب دهنم از ترس قورت دادم: جا نمیشه دیاکوخان. - نترس کوچولو، توی تخت دراز کشید رو من. عروس کوچولو خان 🔞🔞🔞 https://t.me/+XBqQCvVlGJg5OGM8

sticker.webp0.01 KB

✧ مــاهــیـن ✧ - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام