جهان چگونه کار می کند؟
الذهاب إلى القناة على Telegram
کانال های علمی دیگر ما در زمینه علوم اعصاب و مستند : @world_function_LIB🎥 📷Instagram.com/world.function گروه علمی ما : @world_function ارتباط با مدیریت : @SHAHAB_FS
إظهار المزيد4 361
المشتركون
+524 ساعات
+37 أيام
-1130 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from Science is for all🔬
مطالعه می گوید پیوند مرموز بین داشتن گربه و اسکیزوفرنی واقعی است.
یک بررسی جدید نشان می دهد که داشتن یک گربه به عنوان حیوان خانگی می تواند به طور بالقوه خطر ابتلا به اختلالات مربوط به اسکیزوفرنی را در فرد دو برابر کند.
محققان استرالیایی تحلیلی از 17 مطالعه منتشر شده در 44 سال گذشته از 11 کشور از جمله ایالات متحده و بریتانیا انجام دادند.
در تحقیقات سلامت روان کوئینزلند، بیان شد : «ما ارتباطی بین مالکیت کلی گربه و افزایش احتمال ابتلا به اختلالات مرتبط با اسکیزوفرنی پیدا کردیم .
این ایده که مالکیت گربه میتواند با خطر اسکیزوفرنی مرتبط باشد، در مطالعهای در سال 1995 مطرح شد و قرار گرفتن در معرض انگلی به نام توکسوپلاسما گوندی به عنوان علت مطرح شد. اما تحقیقات تاکنون نتایج متفاوتی را ارائه کرده است.
مطالعات نشان داده اند که بودن در کنار گربه ها در دوران کودکی ممکن است فرد را بیشتر در معرض ابتلا به اسکیزوفرنی قرار دهد. با این حال، همه مطالعات ارتباطی را پیدا نکرده اند.
مک گراث و تیمش می گویند برای داشتن تصویری واضح تر، نیاز به بررسی و تجزیه و تحلیل کامل همه تحقیقات در این مورد وجود دارد.
یک انگل بی ضرر به نام «T.gondii»است که می تواند از طریق گوشت نیم پز یا آب آلوده منتقل شود.
گاز گرفتگی ازطریق یک گربه آلوده یا مدفوع گربه آلوده نیز می تواند باعث انتقال T. gondii شود. تخمین زده می شود که حدود 40 میلیون نفر در ایالات متحده ممکن است به این انگل ومعمولا بدون هیچ علامتی آلوده شوند.
محققان به دنبال یافتن اثرات عجیبتری هستند که عفونتها ممکن است به وجود بیاورند.
. هنگامی که T.gondiiوارد بدن ما میشود می تواند به سیستم عصبی مرکزی نفوذ کند و بر انتقال دهنده های عصبی تأثیر می گذارد .
این انگل با تغییرات شخصیتی ، ظهور علائم روان پریشی و برخی اختلالات عصبی از جمله اسکیزوفرنی مرتبط است .
با این حال، یک پیوند ثابت نمی کند که T. gondii باعث این تغییرات شده یا اینکه انگل از گربه به انسان منتقل شده است.
تجزیه و تحلیل جدید 17 مطالعه نشان داد "ارتباط مثبت قابل توجهی بین مالکیت گربه به طور گسترده و افزایش خطر اختلالات مرتبط با اسکیزوفرنی" وجود دارد.
این تیم می نویسد : «پس از تنظیم متغیرهای کمکی، متوجه شدیم که احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی در افرادی که در معرض گربه قرار می گیرند، تقریباً دو برابر است .
محققین موافق هستند که قبل از اینکه بتوانیم هر گونه تفسیر محکمی داشته باشیم، به تحقیقات بهتر و گسترده تری نیاز است.
نویسندگان می نویسند : "در نتیجه، بررسی ما از ارتباط بین مالکیت گربه و اختلالات مربوط به اسکیزوفرنی پشتیبانی می شود.
برای درک بهتر مالکیت گربه به عنوان یک عامل کاندیدای خطر برای اختلالات روانی، نیاز به مطالعات با کیفیت بالاتر، بر اساس نمونه های بزرگ و معرف وجود دارد.
این مطالعه در بولتن اسکیزوفرنی منتشر شده است .
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
ربات های کوچکی که از سلول های انسانی ساخته شده اند، بافت های آسیب دیده را التیام می بخشند.
آنتروبات ها توانستند لایه ای از نورون های خراشیده را در آزمایشگاه ترمیم کنند.
دانشمندان روباتهای کوچکی ساختهاند که از سلولهای انسانی ساخته شدهاندو قادر به ترمیم بافت عصبی می باشد .
آنتروبوت ها با استفاده از سلول های نای انسان ساخته شده اند و ممکن است در آینده در پزشکی شخصی مورد استفاده قرار گیرند.
الکس هیوز، مهندس زیستی در دانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیا، میگوید: این تحقیق «راه را به مهندسی بافت 2.0 نشان میدهد که به طور مصنوعی طیفی از فرآیندهای رشد را کنترل میکند».
مایکل لوین، زیست شناس رشدی در دانشگاه تافتس در مدفورد، ماساچوست، و همکارانش قبلا ربات های کوچکی را با استفاده از توده های سلول های قورباغه جنینی ساخته بودند.
اما کاربردهای پزشکی این رباتهای خارجی محدود بود، زیرا آنها از سلولهای انسانی مشتق نمیشدند و باید به صورت دستی به شکل دلخواه حک میشدند. محققان در حال حاضر آنتروباتهای خودسازماندهی را توسعه دادهاند و در حال بررسی پتانسیل درمانی آنها با استفاده از بافت انسانی رشد یافته در آزمایشگاه هستند.
آنها یافته های خود را در Advanced Science منتشر کردند .
لوین و تیمش کرویهای سلولهای پوست نای انسان را به مدت دو هفته در یک ژل رشد دادند، قبل از برداشتن خوشهها و رشد آنها به مدت یک هفته در محلول کمچربتر رشد دادند .
این باعث شد تا موهای ریز روی سلول ها به نام مژک به جای داخل آن به سمت بیرون کروی ها حرکت کنند. این مژکها مانند پاروها عمل میکردند و محققان دریافتند که آنتروبوتهای بهدستآمده - هر کدام حاوی چند صد سلول است - اغلب در یکی از چندین الگو شنا میکردند.
برخی در خطوط مستقیم شنا می کردند، برخی دیگر به صورت دایره ای یا کمان شنا می کردند و برخی به طور آشفته حرکت می کردند.
برای آزمایش پتانسیل درمانی آنتروبوت ها، لوین و همکارانش چندین مورد را در یک ظرف کوچک قرار دادند. در آنجا، آنتروباتها با هم ترکیب شدند و یک «سوپرربات» را تشکیل دادند که محققان آن را روی لایهای از بافت عصبی که خراشیده شده بود قرار دادند. در عرض سه روز، ورقهی نورونها در زیر ربات فوقالعاده کاملاً بهبود یافتند.
گیزم گوموسکایا، یکی از نویسندگان این مطالعه، زیست شناس رشدی نیز در تافتس، می گوید که این شگفت آور بود، زیرا سلول های آنتروبوت قادر به انجام این عملکرد ترمیم بدون نیاز به هیچ گونه تغییر ژنتیکی بودند.
آنتروبوتهای ساخته شده از بافت خود فرد میتوانند برای پاکسازی شریانها، شکستن مخاط یا تحویل دارو، بدون مهندسی ژنتیک استفاده شوند. با ترکیب چندین نوع سلول و کاوش در سایر محرکها، میتوان رباتهای زیستی - رباتهای ساخته شده از مواد بیولوژیکی - با کاربردهای بالقوه در ساختوسازهای پایدار و اکتشافات فضایی را نیز ایجاد کرد.
لوین میگوید: «وقتی متوجه شدیم که مجموعههای سلولی مایل و قادر به انجام چه کاری هستند، میتوانیم آن را نه فقط برای رباتهای مستقل، بلکه برای پزشکی احیاکننده کنترل کنیم، از جمله برای رشد مجدد اندامها.
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
ربات های کوچکی که از سلول های انسانی ساخته شده اند، بافت های آسیب دیده را التیام می بخشند.
آنتروبات ها توانستند لایه ای از نورون های خراشیده را در آزمایشگاه ترمیم کنند.
دانشمندان روباتهای کوچکی ساختهاند که از سلولهای انسانی ساخته شدهاندو قادر به ترمیم بافت عصبی می باشد .
آنتروبوت ها با استفاده از سلول های نای انسان ساخته شده اند و ممکن است در آینده در پزشکی شخصی مورد استفاده قرار گیرند.
الکس هیوز، مهندس زیستی در دانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیا، میگوید: این تحقیق «راه را به مهندسی بافت 2.0 نشان میدهد که به طور مصنوعی طیفی از فرآیندهای رشد را کنترل میکند».
مایکل لوین، زیست شناس رشدی در دانشگاه تافتس در مدفورد، ماساچوست، و همکارانش قبلا ربات های کوچکی را با استفاده از توده های سلول های قورباغه جنینی ساخته بودند.
اما کاربردهای پزشکی این رباتهای خارجی محدود بود، زیرا آنها از سلولهای انسانی مشتق نمیشدند و باید به صورت دستی به شکل دلخواه حک میشدند. محققان در حال حاضر آنتروباتهای خودسازماندهی را توسعه دادهاند و در حال بررسی پتانسیل درمانی آنها با استفاده از بافت انسانی رشد یافته در آزمایشگاه هستند.
آنها یافته های خود را در Advanced Science منتشر کردند .
لوین و تیمش کرویهای سلولهای پوست نای انسان را به مدت دو هفته در یک ژل رشد دادند، قبل از برداشتن خوشهها و رشد آنها به مدت یک هفته در محلول کمچربتر رشد دادند .
این باعث شد تا موهای ریز روی سلول ها به نام مژک به جای داخل آن به سمت بیرون کروی ها حرکت کنند. این مژکها مانند پاروها عمل میکردند و محققان دریافتند که آنتروبوتهای بهدستآمده - هر کدام حاوی چند صد سلول است - اغلب در یکی از چندین الگو شنا میکردند.
برخی در خطوط مستقیم شنا می کردند، برخی دیگر به صورت دایره ای یا کمان شنا می کردند و برخی به طور آشفته حرکت می کردند.
برای آزمایش پتانسیل درمانی آنتروبوت ها، لوین و همکارانش چندین مورد را در یک ظرف کوچک قرار دادند. در آنجا، آنتروباتها با هم ترکیب شدند و یک «سوپرربات» را تشکیل دادند که محققان آن را روی لایهای از بافت عصبی که خراشیده شده بود قرار دادند. در عرض سه روز، ورقهی نورونها در زیر ربات فوقالعاده کاملاً بهبود یافتند.
گیزم گوموسکایا، یکی از نویسندگان این مطالعه، زیست شناس رشدی نیز در تافتس، می گوید که این شگفت آور بود، زیرا سلول های آنتروبوت قادر به انجام این عملکرد ترمیم بدون نیاز به هیچ گونه تغییر ژنتیکی بودند.
آنتروبوتهای ساخته شده از بافت خود فرد میتوانند برای پاکسازی شریانها، شکستن مخاط یا تحویل دارو، بدون مهندسی ژنتیک استفاده شوند. با ترکیب چندین نوع سلول و کاوش در سایر محرکها، میتوان رباتهای زیستی - رباتهای ساخته شده از مواد بیولوژیکی - با کاربردهای بالقوه در ساختوسازهای پایدار و اکتشافات فضایی را نیز ایجاد کرد.
لوین میگوید: «وقتی متوجه شدیم که مجموعههای سلولی مایل و قادر به انجام چه کاری هستند، میتوانیم آن را نه فقط برای رباتهای مستقل، بلکه برای پزشکی احیاکننده کنترل کنیم، از جمله برای رشد مجدد اندامها.
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
هوش مصنوعی قادر به رقابت با توانمندیهای انسانی در کمتر از پنج سال آینده
مدیر عامل شرکت نویدیا (Nvidia)، جنسن هوانگ، گفتند که AI ظرف پنج سال آینده به سطح قابل توجهای از رقابتپذیری با توانمندیهای انسانی دست پیدا میکند.
هوانگ تأکید کرد که هوش مصنوعی در حال پیشرفت نسبت به تواناییهای انسانی می باشد انتظار میرود که AI در حدود پنج سال آینده به طور قابل توجهی با انسانها رقابت کند .
این گفتهها بر اهمیت رشد و توسعه هوش مصنوعی در سطح جهانی تأکید دارد و نشان دهنده ی یک گام بزرگ در جهت پیشرفت فناوری و تأثیرش روی زندگی روزمره انسانهاست.
این پیشبینیها همچنین ممکن است تأثیر قابل توجهی روی بازارهای سهام و سرمایهگذاریهای مرتبط با فناوری AI داشته باشد .
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
فقط یک شب بی خوابی می تواند مغز «ری ست»کندوشاید درمانی اضافی برای افسردگی باشد!
آیاتابه حال برایتان پیش آمده است که یک شب تمام بیخوابی بکشید و شاید جزو آن دستهای از مردم هستید که شیفهای شبانه دارید یا مجبورند برای امتحانات همه شب بیدار بمانیدو بخوانید .
احساس خستگی و آشفتگی با مغز ما چه میکند؟
نخست همه ما اثرات منفی به یادمان میآید، اما جالب است که بیخوابی یا یک سفر طولانی یا شکسته شدن خواب برای حضور در یک جلسه اول صبحی، ممکن است مغز شما را به اصطلاع تنطیم دوباره یا ریست کند!
به طوری که بسیاری از مردم متوجه میشوند که روز بعد به طرز شگفتانگیزی احساس شادی میکنند. ممکن است این حس را با خستگی و آشفتگی و گیجی اشتباه بگیریم.
اگر فقط یک شبانه روز تغییر سبک زندگی بتواند این نوع تأثیر را داشته باشد، پس شاید این روند بتواند به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم چگونه خلق و خوی ما تأثیر میپذیرد و چگونه برخی از داروهای ضد افسردگی مانند کتامین میتوانند به سرعت تاثیر بگذارند.
مینگژنگ وو، دانشجوی فوق دکتری در دانشگاه نورث وسترن و اولین نویسنده یک مطالعه جدید در مورد محرومیت از خواب، میگوید: «جالب است که تغییرات در حالت خلق و خوی پس از کم خوابی حاد، حتی در افراد سالم واقعا میتواند مشاهده شود. اما مکانیسمهای دقیقی که در مغز منجر به این اثرات میشود، هنوز به خوبی شناخته نشده است.»
برای کسب اطلاعات بیشتر، وو و تیم آزمایشهایی را روی موشهای بالغ سالم انجام دادند. آنها سیستمی را برای بیدار نگه داشتن حیوانات و در عین حال به حداقل رساندن میزان استرس آنها ابداع کردند. موشها میتوانستند روی سکو خنک شوند یا برای کاوش در پایینتر بروند، اما باید به حرکت ادامه میدادند تا در معرض پرتو نوری که بیدارشان نگاه میداشت، قرار نگیرند.
نویسندگان این دستگاه را آزمایش کردند و دریافتند که وقتی موشها در آن قرار میگرفتند، به میزان قابل توجهی کمتر خواب میخوابند.
پس از یک شب محرومیت از خواب، موشها رفتاری پرخاشگرانهتر و جنسیتر داشتند.
مقصر؟ دوپامین: انتقال دهنده عصبی پاداش.
محققان میتوانستند ببینند که سیگنالدهی دوپامین در مغز حیوانات افزایش یافته، اما مطمئن نبودند که آیا این مربوط به مناطق خاصی است یا یک اثر کل مغز.
آنها چهار ناحیه – قشر پیش پیشانی، هسته اکومبنس، هیپوتالاموس و مخطط پشتی انداختند – را بررسی کردند و این نواحی را از نظر ترشح دوپامین زیر نظر گرفتند.
یوگنیا کوزوروویتسکی، محقق ارشد این تحقیق توضیح داد: «اثر ضد افسردگی به جز زمانی که ورودیهای دوپامین را در قشر جلوی مغز خاموش کردیم، ادامه داشت.
این بدان معناست که قشر جلوی مغز یک ناحیه بالینی مرتبط در هنگام جستجو برای اهداف درمانی است. این امر نگرش اخیر ار اثبیت میکند که میگوید نورونهای دوپامین نقشهای بسیار مهم اما بسیار متفاوتی را در مغز بازی میکنند. آنها فقط این جمعیت یکپارچه نیستند که صرفاً پاداشها را پیشبینی میکنند.»
این نکته در مورد اهداف درمانی کلیدی است. بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC)، افسردگی سالانه ۱۶ میلیون بزرگسال آمریکایی را گرفتار میکند و داروهای ضد افسردگی به طور گسترده استفاده میشود.
در حالی که برخی از افراد دریافتهاند که داروهای ضد افسردگی سنتی نجاتبخش هستند، اما این دارها برای همه مؤثر نیستند و میتوانند عوارض جانبی قابل توجهی داشته باشند. پس به راههای جدید درمانی نیاز داریم.
پس یک شب بیداری ممکن است در این افراد معادله را به هم بزند. چرا؟
ممکن است بیخوابی حالت افزایش آگاهی را برای مواقعی ایجاد کند که به تعویق انداختن خواب و هوشیاری بالا میتواند از آنها در برابر شکار و سایر تهدیدها محافظت کند.
کم خوابی شاید بتواند باعث ایجاد یک اثر ضد افسردگی قوی شود و مغز را مجددا سیم کشی یا تنظیم دوباره کند.
اما با گذشت زمان مشکلات کمبود خواب مزمن به سرعت شروع به غلبه بر این مزایا خواهند کرد.
برای همین، این راه جدید مهم همچنان باید برررسی شود.
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
فقط یک شب بی خوابی می تواند مغز «ری ست»کندوشاید درمانی اضافی برای افسردگی باشد!
آیاتابه حال برایتان پیش آمده است که یک شب تمام بیخوابی بکشید و شاید جزو آن دستهای از مردم هستید که شیفهای شبانه دارید یا مجبورند برای امتحانات همه شب بیدار بمانیدو بخوانید .
احساس خستگی و آشفتگی با مغز ما چه میکند؟
نخست همه ما اثرات منفی به یادمان میآید، اما جالب است که بیخوابی یا یک سفر طولانی یا شکسته شدن خواب برای حضور در یک جلسه اول صبحی، ممکن است مغز شما را به اصطلاع تنطیم دوباره یا ریست کند!
به طوری که بسیاری از مردم متوجه میشوند که روز بعد به طرز شگفتانگیزی احساس شادی میکنند. ممکن است این حس را با خستگی و آشفتگی و گیجی اشتباه بگیریم.
اگر فقط یک شبانه روز تغییر سبک زندگی بتواند این نوع تأثیر را داشته باشد، پس شاید این روند بتواند به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم چگونه خلق و خوی ما تأثیر میپذیرد و چگونه برخی از داروهای ضد افسردگی مانند کتامین میتوانند به سرعت تاثیر بگذارند.
مینگژنگ وو، دانشجوی فوق دکتری در دانشگاه نورث وسترن و اولین نویسنده یک مطالعه جدید در مورد محرومیت از خواب، میگوید: «جالب است که تغییرات در حالت خلق و خوی پس از کم خوابی حاد، حتی در افراد سالم واقعا میتواند مشاهده شود. اما مکانیسمهای دقیقی که در مغز منجر به این اثرات میشود، هنوز به خوبی شناخته نشده است.»
برای کسب اطلاعات بیشتر، وو و تیم آزمایشهایی را روی موشهای بالغ سالم انجام دادند. آنها سیستمی را برای بیدار نگه داشتن حیوانات و در عین حال به حداقل رساندن میزان استرس آنها ابداع کردند. موشها میتوانستند روی سکو خنک شوند یا برای کاوش در پایینتر بروند، اما باید به حرکت ادامه میدادند تا در معرض پرتو نوری که بیدارشان نگاه میداشت، قرار نگیرند.
نویسندگان این دستگاه را آزمایش کردند و دریافتند که وقتی موشها در آن قرار میگرفتند، به میزان قابل توجهی کمتر خواب میخوابند.
پس از یک شب محرومیت از خواب، موشها رفتاری پرخاشگرانهتر و جنسیتر داشتند.
مقصر؟ دوپامین: انتقال دهنده عصبی پاداش.
محققان میتوانستند ببینند که سیگنالدهی دوپامین در مغز حیوانات افزایش یافته، اما مطمئن نبودند که آیا این مربوط به مناطق خاصی است یا یک اثر کل مغز.
آنها چهار ناحیه – قشر پیش پیشانی، هسته اکومبنس، هیپوتالاموس و مخطط پشتی انداختند – را بررسی کردند و این نواحی را از نظر ترشح دوپامین زیر نظر گرفتند.
یوگنیا کوزوروویتسکی، محقق ارشد این تحقیق توضیح داد: «اثر ضد افسردگی به جز زمانی که ورودیهای دوپامین را در قشر جلوی مغز خاموش کردیم، ادامه داشت.
این بدان معناست که قشر جلوی مغز یک ناحیه بالینی مرتبط در هنگام جستجو برای اهداف درمانی است. این امر نگرش اخیر ار اثبیت میکند که میگوید نورونهای دوپامین نقشهای بسیار مهم اما بسیار متفاوتی را در مغز بازی میکنند. آنها فقط این جمعیت یکپارچه نیستند که صرفاً پاداشها را پیشبینی میکنند.»
این نکته در مورد اهداف درمانی کلیدی است. بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC)، افسردگی سالانه ۱۶ میلیون بزرگسال آمریکایی را گرفتار میکند و داروهای ضد افسردگی به طور گسترده استفاده میشود.
در حالی که برخی از افراد دریافتهاند که داروهای ضد افسردگی سنتی نجاتبخش هستند، اما این دارها برای همه مؤثر نیستند و میتوانند عوارض جانبی قابل توجهی داشته باشند. پس به راههای جدید درمانی نیاز داریم.
پس یک شب بیداری ممکن است در این افراد معادله را به هم بزند. چرا؟
ممکن است بیخوابی حالت افزایش آگاهی را برای مواقعی ایجاد کند که به تعویق انداختن خواب و هوشیاری بالا میتواند از آنها در برابر شکار و سایر تهدیدها محافظت کند.
کم خوابی شاید بتواند باعث ایجاد یک اثر ضد افسردگی قوی شود و مغز را مجددا سیم کشی یا تنظیم دوباره کند.
اما با گذشت زمان مشکلات کمبود خواب مزمن به سرعت شروع به غلبه بر این مزایا خواهند کرد.
برای همین، این راه جدید مهم همچنان باید برررسی شود.
Source
Repost from Science is for all🔬
درون مغز دیکتاتورها چه میگذرد؟
از میان پرسشهایی که ذهن برخی دانشمندان را درگیر کرده این است که آیا ممکن است همه دیکتاتورها ویژگیهای شخصیتی مشابهی داشته باشند. در این زمینه چند پژوهش انجام شده است. یکی از پژوهشها با این عنوان است: "آیا کیم جونگ-ایل شبیه صدام حسین و آدولف هیتلر است؟ یک ارزیابی اختلال شخصیت"
این پژوهش را فردریک کولیج و دانیل سگال از دپارتمان روان شناسی دانشگاه کلرادو در سال ۲۰۰۹ در نشریه علوم رفتاری و تروریسم و خشونت سیاسی منتشر کرده اند.
در این مطالعه در قدم نخست پروفایل روانشناختی کیم جونگ ایل رهبر کره شمالی طراحی میشود. این پروفایل بر اساس ارزیابی یک روانپزشک کره جنوبی آگاه از ویژگیهای رهبر کره شمالی طراحی میشود. این روانپزشک پرسشنامه استاندارد شده DSM-IV-TR، و سیاهه Coolidge Axis II Inventory (CATI) را تکمیل کرد تا ویژگیهای شخصیتی و اختلالات شخصیت کیم جونگ- ایل مشخص شود.
پروفایل به دست آمده از رهبر کره شمالی با یک پروفایل طراحی شده توسط پنج متخصص از آدولف هیتلر و یک پروفایل طراحی شده از صدام حسین بر اساس اطلاعات از 11 عراقی آشنا با صدام حسین مقایسه شد. همبستگی مرتبه ای بین کیم جونگ ایل و هیتلر و بین کیم جونگ ایل و صدام حسین یکسان بود.
در نتیجه این مطالعه مشخص شد که هر سه دیکتاتور شش صفت شخصیتی مشترک دارند و به همین خاطر پژوهشگران آنها را بعنوان «شش بزرگ» معرفی کردند.
این شش صفت مشترک بین دیکتاتورها عبارتند از سادیست ( دگرآزاری)، پارانوئید (متوهم)، ضد اجتماعی، خودشیفته، اسکیزوئید (منزوی و بیتفاوت به افراد و محیط اطراف) و اسکیزوتایپیال (عقاید و رفتارهای غیر عادی و بی اعتمادی به دیگران).
در این مطالعه همچنین مشخص شد هر سه دیکتاتور نشانههای روان پریشی داشتهاند.
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»Repost from Science is for all🔬
تحقیقات جدید نشان میدهد چربی شکم با آلزایمر در ارتباط است.
بهترین راه خلاص شدن از شر چربی شکمی ورزش هوازی است.
تحقیقات جدید نشان میدهد افرادی که با افزایش سن، ذخیره چربی بدنشان بیشتر میشود، در معرض خطر ابتلا به آلزایمر قرار دارند.
این نوع چربی لزوما در شاخص توده بدنی (BMI) منعکس نمیشود اما به گزارش انبیسی نیوز، چربی احشایی یا شکمی که در اطراف اندامهای داخلی افراد دارای شاخص توده بدنی سالم انباشته میشوند هم با تغییرات بالقوه در مغز که به آلزایمر منتهی میشود، در ارتباط است.
به گفته سیروس راجی، متخصص رادیولوژی دستگاه عصبی در دانشکده پزشکی سنتلوییز واشنگتن و نویسنده ارشد این پژوهش، «از قبل میدانستیم که چربی شکمی با التهاب سیستمی این التهاب زمانی اتفاق میافتد که سیستم ایمنی بدن به طور مداوم فعال میشود، حتی زمانی که هیچ خطری بدن را تهدید نمیکندو افزایش ترشح انسولین مرتبط است؛ مواردی که هر دو در بروز آلزایمر نقش دارند.»
راجی گفت: «ما باید از شاخص توده بدنی فراتر برویم و به جزئیات نحوه توزیع چربی در بدن دقت کنیم تا بتوانیم خطراتی را که سلامتی بدن را تهدید میکنند، بشناسیم.»
به گفته دکتر راجی، برای تایید وجود چربی شکمی به امآرآی یا اسکن شکم نیاز است اما راههای دیگری هم وجود دارد که میتوان به وجود این چربی در بدن پی برد. علائمی که از وجود چربی شکمی خبر میدهند، عبارتاند از:
دور کمری که از دور باسن بیشتر استمیزان قند خونی که آنقدر بالا رفته است که میتواند به دیابت یا پیشدیابت منجر شود
بر اساس گزارش انجمن آلزایمر، بیش از شش میلیون نفر در ایالات متحده با بیماری آلزایمر زندگی میکنند. گمانهزنیها نشان میدهد تا سال ۲۰۵۰ این تعداد به ۱۳ میلیون نفر افزایش خواهد یافت.
راجی و همکارانش برای نگاهی دقیقتر به تاثیر احتمالی چربی احشایی بر بیماری آلزایمر، دادههای ۵۴ داوطلب ۴۰ تا ۶۰ ساله را که میانگین شاخص توده بدنی آنان ۳۲ بود (بر اساس استانداردهای تعریفشده، افراد دارای شاخص توده بدنی ۳۰ و بالاتر در دسته چاق قرار میگیرند) تحلیل کردند.
محققان در این پژوهش، مشخصههای سلامتی از جمله سطح انسولین و قند خون را اندازهگیری کردند و از طریق امآرای، میزان چربی زیر پوست و همچنین میزان چربی که اندامهای داخلی را پوشانده بود، اندازه گرفتند.
آنها در امآرآی، میزان ضخامت غشای مغز را هم اندازهگیری کردند. غشای مغز در واقع لایه بیرونی مغز است که عملکردهایی مانند گفتار، ادراک، حافظه بلندمدت و قضاوت را کنترل میکند و با پیشرفت آلزایمر نازکتر میشود.
برای تعیین سطح دو پروتئین مرتبط با آلزایمر یعنی تاو و آمیلوئید در بدن شرکتکنندگان از پتاسکن استفاده شد.
هنگامی که محققان، چربیهای اندازهگیریشده و نتایج اسکنهای مغزی را باهم تحلیل کردند، دریافتند شرکتکنندگانی که چربی احشایی بیشتری دارند، تجمع آمیلوئید در مغزشان هم بیشتر است که نشان میدهد ممکن است در معرض خطر ابتلا به بیماری آلزایمر باشند.
با توجه به آنکه اولین پیشرفت آلزایمر در مغز میتواند ۲۰ سال قبل از ظهور اولین علائم شروع شود، محققان قصد دارند با پیگیری وضعیت شرکتکنندگان این پژوهش تاثیر درازمدت چربی شکمی بر آلزایمر را بررسی کنند.
دکتر راجی گفت: «دلیل اجرای این پژوهش با افراد میانسال همین است. در واقع ما میخواهیم بفهمیم که چربی شکمی چگونه باعث گسترش و پیشرفت آلزایمر میشود.»
به توصیه او بهترین راه خلاص شدن از شر چربی شکمی ورزش هوازی است. هرچند هنوز مشخص نیست آیا از بین بردن چربی احشایی تاثیر آن بر مغز را معکوس میکند یا خیر.
دکتر مری الن کوران، متخصص آلزایمر، میگوید: «از آنجا که چربی شکمی بر سلامتی کلی بدن از جمله قلب تاثیر منفی دارد، قطعا سلامتی مغز را هم تهدید خواهد کرد.»
باید توجه داشت که این مشکل مختص افراد چاق نیست و لاغرها ممکن است چربی احشایی داشته باشند اما از وجود آن بیخبر باشند.
متخصصان تاکید میکنند که این پژوهش بهتنهایی نمیتواند ارتباط مستقیم بین داشتن چربی شکمی و ابتلا به آلزایمر را اثبات کند و در این زمینه به پژوهش و تحقیقات بیشتری نیاز است؛ با این حال دکتر برنا بنکدارپور، متخصص مغز و اعصاب، میگوید که این چربیها به هرحال نشاندهنده مشکلات سلامتیاند و همه ما بهخوبی واقفایم کسانی که ورزش نمیکنند یا رژیم غذایی سالم ندارند، در معرض خطر آلزایمر قرار دارند.
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
دانشمندان نشان می دهند که مصرف حشیش با تغییرات اپی ژنتیکی مرتبط است
مطالعه روی بیش از 1000 بزرگسال نشان می دهد که استفاده از شاهدانه ممکن است باعث تغییراتی در اپی ژنوم بدن انسان شود.
اپی ژنوم مانند مجموعه ای از سوئیچ ها عمل می کند، ژن ها را فعال یا غیرفعال می کند تا نحوه عملکرد بدن ما را تغییر دهد.
لیفانگ هو، پزشک پیشگیرانه و اپیدمیولوژیست از دانشکده پزشکی فاینبرگ دانشگاه نورث وسترن در ژوئیه 2023 توضیح داد : "ما ارتباط بین مصرف تجمعی ماری جوانا و نشانگرهای اپی ژنتیک متعدد را در طول زمان مشاهده کردیم."
هو و تیمی از محققان آمریکایی در مقاله منتشر شده خود گزارش می دهند که شاهدانه یک ماده رایج در ایالات متحده است که 49 درصد از مردم حداقل یک بار آن را امتحان می کنند . برخی از ایالت های ایالات متحده و سایر کشورها آن را قانونی کرده اند، اما ما هنوز به طور کامل اثرات آن را بر سلامت خود درک نکرده ایم .
محققان حدود 1000 بزرگسال را مورد مطالعه قرار دادند که در یک مطالعه طولانی مدت قبلی شرکت کرده بودند که در آن از آنها در مورد مصرف حشیش در یک دوره 20 ساله سؤال شده بود.
شرکت کنندگان در این مطالعه در دو نوبت در 15 و 20 ساله، نمونه خون ارائه کردند. آنها در بین 18 تا 30 سال سن داشتند .
هو و تیمش با استفاده از این نمونههای خون به فاصله پنج سال، تغییرات اپی ژنتیکی ، بهویژه سطوح متیلاسیون DNA ، افرادی را که اخیراً یا برای مدت طولانی حشیش مصرف کردهاند، بررسی کردند .
افزودن یا حذف گروه های متیل از DNA یکی از تغییرات اپی ژنتیکی است که بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته است. بدون تغییر توالی ژنومی، فعالیت ژن ها را تغییر می دهد، زیرا برای سلول ها سخت تر است که کتابچه راهنمای ژنوم را با این تغییرات مولکولی بخوانند.
عوامل محیطی و سبک زندگی میتوانند باعث ایجاد این تغییرات متیلاسیون شوند که میتواند به نسلهای آینده منتقل شود
و نشانگرهای زیستی خون میتوانند اطلاعاتی در مورد مواجهههای اخیر و تاریخی ارائه دهند.
هو گفت : «ما قبلاً ارتباط بین مصرف ماری جوانا و فرآیند پیری را شناسایی کرده بودیم که از طریق متیلاسیون DNA ضبط شده بود .
"ما می خواستیم بیشتر بررسی کنیم که آیا عوامل اپی ژنتیکی خاص با ماری جوانا مرتبط هستند و آیا این عوامل با پیامدهای سلامتی مرتبط هستند."
دادههای جامع در مورد مصرف حشیش به شرکتکنندگان این امکان را میدهد تا مصرف تجمعی را در طول زمان و همچنین استفاده اخیر تخمین بزنند و آن را با نشانگرهای متیلاسیون DNA در خونشان برای تجزیه و تحلیل مقایسه کنند.
آنها نشانگرهای متیلاسیون DNA متعددی را در نمونه های خون 15 ساله یافتند که 22 نشانگر مربوط به مصرف اخیر و 31 نشانگر مربوط به مصرف تجمعی حشیش بود. در نمونه های گرفته شده در نقطه 20 ساله، آنها 132 نشانگر مرتبط با استفاده اخیر و 16 نشانگر مرتبط با استفاده تجمعی را شناسایی کردند.
هو توضیح داد : «جالب است که ما به طور مداوم یک نشانگر را شناسایی کردهایم که قبلاً با مصرف تنباکو مرتبط بوده است، که یک تنظیم اپی ژنتیکی مشترک بالقوه بین مصرف تنباکو و ماری جوانا را پیشنهاد میکند.»
تغییرات اپی ژنتیک متعدد مرتبط با مصرف حشیش قبلاً با مواردی مانند تکثیر سلولی ، سیگنال دهی هورمونی ، عفونت ها، اختلالات عصبی مانند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی و اختلالات مصرف مواد مرتبط بوده است .
توجه به این نکته مهم است که این مطالعه ثابت نمی کند که حشیش مستقیماً باعث ایجاد این تغییرات یا ایجاد مشکلات سلامتی می شود.
درو نانینی، اپیدمیولوژیست از دانشگاه نورث وسترن ، گفت : «این تحقیق بینش جدیدی در مورد ارتباط بین مصرف ماری جوانا و عوامل اپی ژنتیکی ارائه کرده است .
"مطالعات بیشتری برای تعیین اینکه آیا این ارتباط ها به طور مداوم در جمعیت های مختلف مشاهده می شود مورد نیاز است.
علاوه بر این، مطالعاتی که تاثیر ماری جوانا را بر پیامدهای سلامت مرتبط با سن بررسی می کند ممکن است بینش بیشتری در مورد تاثیر طولانی مدت ماری جوانا بر سلامتی ارائه دهد."
نتیجه
در نتیجه، ارتباط قابل توجهی بین مصرف اخیر و تجمعی ماری جوانا با نشانگرهای متیلاسیون DNA در طول زمان مشاهده شده است و همچنین cis -meQTLs و DMRs را در ارتباط با مصرف ماری جوانا و مسیرها و بیماریهای مرتبط بیولوژیکی مشاهده شده است که نشان میدهد ژنهای مشترک بالقوه بین مصرف ماری جوانا و تکثیر سلولی، سیگنالدهی هورمونی و اختلالات روانی در ارتباط است .
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
انجمن گوارش آمریکا دستورالعملهای جدیدی برای مدیریت بیماری کرون ارائه کرده است
بیش از نیم میلیون آمریکایی از بیماری کرون رنج میبرند. دستورالعملهای جدید انجمن گوارش آمریکا توصیه میکند که از شاخصهای التهابی موجود در خون و مدفوع برای مدیریت بیماری کرون استفاده شود. کارشناسان می گویند استفاده از این شاخصهای غیر اختصاصی برای ارزیابی التهاب می تواند برخی از افراد مبتلا به کرون را از انجام روشهای تهاجمی مانند کولونوسکوپی بینیاز کند.
دستورالعملهای منتشرشدهٔ انجمن گوارش آمریکا می تواند بدان معنا باشد که افراد مبتلا به بیماری کرون به روش های تهاجمی کمتری نیاز دارند.
دستورالعملهایی که امروز منتشر شد، استفاده از شاخصهای التهابی CRP سرم (پروتئین واکنشی C) و کالپروتکتین مدفوع (FCP) را برای اندازهگیری سطح التهاب و ارزیابی اینکه آیا بیماری کرون در حال بهبودی است یا فعال است، توصیه میکند.
دکتر سیدارث سینگ، یکی از نویسندگان مسئول این دستورالعمل و دانشیار پزشکی بالینی دانشگاه سن دیگو کالیفرنیا، در یک بیانیهٔ مطبوعاتی گفت:"علائم بیماران همیشه با یافتههای آندوسکوپی مطابقت ندارد، بنابراین این شاخصها یا بیومارکرهای التهابی ابزار مفیدی برای درک و نظارت بر وضعیت التهاب و همچنین راهنمایی برای اقدامات پزشکی جهت مدیریت بیماران مبتلا به بیماری کرون هستند."
این دستورالعمل ها توصیه می کنند که شاخصهای التهابی در کنار مطالعا تصویربرداری و کولونوسکوپی و در فواصل زمانی مختلف بسته به وضعیت سلامتی بیمار استفاده شود.
بر اساس این دستورالعمل، بیماران در حال بهبودی هر 6 تا 12 ماه یک بار شاخصهای التهابی خود را بررسی می کنند. افرادی که علائم فعال دارند هر 2 تا 4 ماه یکبار این تستهای آزمایشگاهی خود را بررسی می کنند.
نویسندگان این دستورالعمل ها می گویند که این خبر خوبی برای بیماران است و آن را به بسیاری از روش های تهاجمی مانند کولونوسکوپی بینیاز میکنند.
همچنین دکتر اشوین آنانتاکریشنان، یکی از نویسندگان این دستورالعمل و متخصص گوارش بیمارستان عمومی ماساچوست، گفت:" بر اساس این دستورالعمل، شاخصهای التهابی دیگر آزمایشی در نظر گرفته نمی شوند و باید به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از مراقبتهای پزشکی افراد مبتلا به بیماری التهابی روده در نظر گرفته شوند. این یک پیروزی برای بیماران مبتلا به کرون است. تستهای آزمایشگاهی التهاب معمولاً آسانتر، کمتر تهاجمی و مقرون به صرفهتر از کولونوسکوپیهای مکرر هستند و میتوانند برای کنترل دقیقتر بیماری و نتایج طولانیمدت بهتر در بیماری کرون بیشتر ارزیابی شوند."
بیماری کرون چیست؟
بیماری کرون نوعی بیماری التهابی روده (IBD) است که باعث تحریک و التهاب در سراسر دستگاه گوارش می شود.
به طور معمول، کرون رودهٔ کوچک (دئودنوم، ژژنوم و ایلئوم) و همچنین ابتدای رودهٔ بزرگ را درگیر میسازد، اگرچه ممکن است التهاب در هر نقطه از دستگاه گوارش، که از دهان تا مقعد را در بر می گیرد، رخ دهد.
تحقیقات نشان میدهد که بیش از 500000 نفر در ایالات متحده به بیماری کرون مبتلا هستند. نرخ بیماری کرون در سال های اخیر در حال افزایش بوده است و این بیماری در ایالات متحده شایع تر شده است. محققان مطمئن نیستند که چرا چنین است.
افراد مبتلا به کرون ممکن است علائمی مانند کرامپ شکمی، اسهال و کاهش وزن را تجربه کنند.
هدف از درمان این است که بیماران را در بهبودی بدون علائم، جلوگیری از تشدید یافتن علائم بیماری و کاهش سطح التهاب در روده نگه دارد.
بیومارکرها (شاخصهای التهابی) می توانند برای تشخیص التهاب استفاده شوند
بیومارکرهای معرفی شده در این دستورالعمل یکی از راه های تعیین سطح التهاب هستند. دکتر جسی استوندل، متخصص گوارش کالیفرنیای آمریکا، به مدیکالنیوزتودی گفت: "پروتئین واکنشی C یکی از تستهای سادهٔ خونی است که به طور معمول برای بسیاری از اختلالات مختلف انجام می شود. این یک نشانگر غیر اختصاصی برای هر منبع التهابی در بدن است. بنابراین، اگر چیزی در بدن شما ملتهب شده باشد، می تواند منجر به افزایش مقادیر CRP خون شود."
بیومارکر دیگری که توسط این دستورالعمل توصیه شده است، کالپروتکتین است که با آزمایش نمونهٔ مدفوع بیماران سطح آن اندازه گرفته میشود."
دکتر استوندل گفت:" کالپروتکتین جهت وجود التهاب در دستگاه گوارش بسیار اختصاصی است. اگر سطح کالپروتکتین مدفوع شما به بیش از 150μg/g (میکروگرم کالپروتکتین به ازای هر گرم مدفوع) افزایش یافته باشد، که حد بالای دامنهٔ مرجع مطرح شده در این دستورالعمل است و من هم با آن موافق هستم، این نشان می دهد که ممکن است التهاب قابل توجهی در رودهٔ بزرگ یا رودهٔ کوچک وجود داشته باشد."
Read More...
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
شواهدی از آشفتگی میدان الکتریکی یونوسفر با انفجار پرتو گاما
جو زمین که پایداری یونیزاسیون آن نقش اساسی در تکامل و استقامت حیات ایفا می کند، در معرض تأثیر انفجارهای کیهانیی می باشد، که انفجارهای پرتو گاما با انرژی بالا تولید می کند.
انفجارهای پرتوهای گاما، قوی ترین انفجارهای کیهانی هستند و معمولاً در مدت زمان تنها چند ثانیه، بیشتر از تمام طول عمر خورشید انرژی آزاد می کنند.
پرتوگاما، با توانایی افزایش ناگهانی یونیزاسیون اتمسفر، ممکن است ازن استراتوسفر را در مقیاس جهانی تخریب کند.
در طول دهه های گذشته، به طور متوسط بیش از یک انفجار پرتو گاما در روز ثبت شده است. با این وجود، اثرات قابل اندازه گیری بر روی یونوسفر به ندرت مشاهده شده است .
یک رویدا عظیم کهکشانی
در17 نوامبر، 2023 توسط مایکل فرانکو
گزارش شد که زمین با درخشان ترین انفجارهای پرتو گاما از شروع تمدن تا کنون برخورد کرده است.
انفجار پرتو گاما (GRB) 9 اکتبر 2022 به زمین برخورد کرده و حدود دو میلیارد سال نوری از ما سرچشمه گرفته است. آژانس فضایی این رویداد را "رویداد 1 در 10000 سال" نامید و گفت که به احتمال زیاد ناشی از ایجاد یک سیاهچاله است زیرا یک ستاره پرجرم به سمت داخل فرو ریخته و پرتوهای گاما را از امواج ضربه ای تولید شده، آزاد می کند.
اینک با گذشت یک سال از این رویداد عظیم کهکشانی مشخص شده است این انفجار به قدری قوی بوده که یونوسفر زمین را مختل کرده است .
از مشاهدات ماهوارهای و یک مدل تحلیلی توسعهیافته جدید، ثابت شد که شواهدی از اختلال یونوسفر، ناشی از انفجار پرتو گاما (GRB) مشاهده شده است.
وهمچنین شواهدی از تغییر میدان الکتریکی یونوسفر در حدود 500 کیلومتر ناشی از پرتو گاما 9اکتبر واختلال شدید بین یونوسفر سمت پایین ویونو سفر سمت بالا در (حدود 500کیلو متر ) شده است .
خلاصه حیات زمینی همینقدر بیدر و پیکر و تحت خطر است!
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
یک ایمپلنت کوچک یا تراشه پیوندی به مغز میتواند سیگنالهای مغز را به گفتار تبدیل کند.
در طی فرایند صحبت و گفتار، مغز ما با ارسال پیامهای عصبی، حرکات پیچیدهای را در ماهیچهها در دهان و گلو را طراحی میکند تا صداسازی صورت بگیرد.
در یک پیشرفت جدید، دانشمندان توانستهاند مجموعه بزرگی از حسگرهای کوچک را در فضایی به اندازه یک تمبر پستی بگنجانند تا این ترکیب پیچیده سیگنالهای الکتریکی مغز را بتواند بخواند تا صداهایی را که فرد میخواهد تولید کند، پیشبینی کنند.
«پروتز گفتار»، دریچهای را به روی آیندهای باز میکند که در آن افرادی که به دلیل بیماریهای عصبی قادر به صحبت نیستند، بتوانند از طریق فکر با هم ارتباط برقرار کنند.
واکنش اولیه شما ممکن است این باشد که این ایمپلنت میتواند ذهنخوانی کند. اما به طور دقیقتر، این حسگرها تشخیص میدهند که کدام ماهیچهها را میخواهیم در لبها، زبان، فک و حنجره خود حرکت دهیم.
گرگوری کوگان، یک عصبشناس از دانشگاه دوک و محقق ارشد این پژوهش میگوید: «بیماران زیادی هستند که از اختلالات حرکتی ناتوانکننده مانند ALS (اسکلروز جانبی آمیوتروفیک) یا سندرم قفل شدگی رنج میبرند که میتواند توانایی صحبت کردن آنها را مختل کند. اما ابزارهای فعلی موجود برای برقراری ارتباط با آنها عموماً بسیار کند و دست و پا گیر هستند.
فناوری جدید، گفتار را با نیمی از سرعت عادی صحبت کردن، رمزگشایی میکند. با قرار دادن الکترودهای بیشتری را روی یک آرایه کوچک و افزایش دقت میتواند تاخیر را کمتر کرد و بر میزان سرعت افزود.
محققان آرایه الکترود خود را بر روی پلاستیک انعطافپذیر بسیارنازک پزشکی، با الکترودهایی با فاصله کمتر از دو میلیمتر از یکدیگر ساختهاند که میتواند سیگنالهای خاص را حتی از نورونهای بسیار نزدیک به هم تشخیص دهد.
برای آزمایش میزان کارایی این تراشهها، آنها به طور موقت دستگاه خود را در چهار بیمار بدون اختلال گفتار کاشتهاند. این بیماران باید به دلایل دیگر جراحی مغز میشدند. سه نفر از آنها به دلیل اختلالات حرکتی و یکی برای برداشتن یک تومور و آنها رضایت دادند که برای تحقیق این تراشه در مغزشان گذاشته شود.
آنها زمان کمی برای کار خود داشتند و باید ظرف 15 دقیقه تراشهها را بعد از انجام عمل اصلی قرار میدادند.
بعد از کاشت تراشه، فعالیتی در قشر حرکتی مسئول گفتار مغز ثبت شد و الگوهای واجهای مختلف باید از روی سیگنالها شناسایی میشدند.
یک مهندس زیست پزشکی دانشگاه دوک، از یک الگوریتم یادگیری ماشینی برای ارزیابی اطلاعات ارسالی استفاده کرد تا مشخص کند فعالیت مغز چقدر میتواند پیشبینیکننده گفتار باشد.
برخی صداها با دقت 84 درصد پیشبینی میشدند، اما در موقعیتهای پیچیدهتر، میزان دقت رمزگشایی به 40 درصد کاهش مییافت.
این فناوری موجود به ساعتها منبع داده برای بهود رمزگشایی نیاز دارد و محققان تازه در آغاز کار هستند.
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
لارو مگس بزرگ در لب انسان.
در این ویدئو لارو یک مگس مارچوبه با دقت از لب بالایی دهان یک مرد پس از رشد از تخم به لارو وسایز کامل خارج میشود.
درماتوبیا هومینیس گونهای از مگس بارت است که لاروهای آن بدن انسان را میزبان خود میکند.وبه صورت انگل در بدن انسان رشد می کند .
تخمهای مگس درماتوبیا توسط گونههای مختلفی از پشهها و مگسهای عضلانی و همچنین یک گونه از کنه منتقل میشوند.
مگس عضلانی ،پشه ی ماده را می گیرد و تخم هایش را به بدنش می چسباند و سپس رها می کند. یا زمانی که پشه در روی پوست در حال تغذیه است، تخم ریزی میکند. و لاروها از محل نیش پشه به عنوان نقطه ورود استفاده می کنندو لاروها در داخل لایههای زیرپوستی رشد می کنند.
پس از حدود هشت هفته، یا حداقل یک هفته، معمولاً شفیره میشوند.
از آنجایی که لارو مگس در کل مدت رشد هشت هفتهای زنده میماند، بیماران به ندرت عفونت را تجربه میکنند.
موثرترین راه برای حذف لارو مگس، استفاده از ژله نفتی روی محل است که از رسیدن هوا به لارو جلوگیری میکند و باعث خفگی لارومی شود. و پس از یک روز می توان آن را با موچین به طور ایمن جدا کرد.
«Channel of Science is for all»
گروه «علم و فلسفه علم» از بدو تولد تلگرام تشکیل شد و همواره و در همه حال مشغول فعالیت بوده است.
این جمع متشکل از افراد متخصصی است که پاسخگوی پرسشهای علمی شما هستند.
از علاقمندان به علم دعوت میشود به این جمع بپیوندید.
لینک گروه:
https://t.me/+TTM-tJ5WrVExZGNk
Repost from Science is for all🔬
کار بدنی سخت با اختلال شناختی مرتبط است.
محققان دریافتهاند که فعالیت بدنی زیاد در محل کار در طول یک دوره حرفهای با خطر بالاتر اختلالات شناختی در سنین بالا مرتبط است.
این مطالعه که شامل بیش از 7000 شرکت کننده بود، نشان داد که افرادی که مشاغل سخت بدنی داشتند، 15.5، خطر مشکلات شناختی بیشتری داشتند در مقابل 9٪ برای کسانی که شغلشان از نظر فیزیکی آسان تر بود .
این یافتهها نیاز به مداخله، برای کاهش خطر زوال عقل در مشاغلی که از نظر فیزیکی سختر است رانشان میدهد .
وهمچنین ارتباطی بین درگیر شدن مداوم در مشاغل با سطح فعالیت بدنی متوسط تا بالا و افزایش فعالیت وخطر زوال شناختی را نشان میدهد.
این یافتهها بر ضرورت ایجاد اقدامات پیشگیرانه برای افرادی که در مشاغل سخت بدنی شاغل هستند برای جلوگیری از اختلال شناختی تأکید دارد.
دکتر وگارد اسکیربک، پروفسور سلامت جمعیت و خانواده در بهداشت عمومی کلمبیا، اظهار داشت: درک اینکه چگونه سطح فعالیت بدنی در محل کار با اختلالات شناختی و زوال عقل ارتباط دارد، بسیار مهم است.
کار ما همچنین آنچه را که پارادوکس فعالیت بدنی (PA) نامیده می شود برجسته می کند - ارتباط فعالیت بدنی کمتر وآسان تر با نتایج شناختی بهتر و اینکه چگونه فعالیت بدنی مرتبط با کار سخت می تواند منجر به نتایج شناختی بدتر شود.
به نظر میرسد که افرادی که در طول عمر فعالیتهای شغلی و بدنی بالایی دارند، اختلال شناختی بیشتری دارند.
ارتباط مشاهده شده از فعالیت بدنی شغلی بالا و افزایش خطر ابتلا به اختلالات شناختی در اواخر عمر نشان می دهد که باید توجه ویژه ای به کارگران در این مشاغل داده شود، و استراتژی هایی را با هدف پیشگیری یا کاهش اختلالات شناختی تضمین کنند.
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
🤩🔥✨جدیدترین مستندها و سخنرانی های روز جهان در زمینه های :
کیهان شناسی , فیزیک , شیمی , حیات وحش
نوروساینس (مغز) , پزشکی , فلسفی , تکنولوژی و ... 🔥🤩🧠🛰
🆔 @Documentary20
🆔 @Documentary20
🆔 @Documentary20
آیا به راحتی دچار کبودی می شوید؟ این می تواند نشانه ای از چیز جدی تر باشد
پس از یک ضربه، می توانیم منتظر کبودی باشیم. اما اگر بدون هیچ دلیلی دچار کبودی شویم چه؟ چه چیزی ممکن است پشت آن باشد؟ آیا باید نگران باشیم؟
"حدود"
۱۸٪ از بزرگسالان گزارش می کنند به آسانی کبود می شوند. بهعنوان هماتولوژیست (پزشکان خون)، معمولاً این افراد که نگران هستند، از ما راهنمایی میخواهند. در اینجا نحوه تفکر ما در مورد مشکل است.
"کاری که خون انجام می دهد'
در مرحله اول، به درک سیستم های پیچیده و با دقت متعادل در بدن ما کمک می کند که از ما در برابر خونریزی محافظت می کنند.
ترجمه: یاس
Source
-
🔭با ما جهان را کاوش کنید
💬Scientific chat:
@world_function
💫کانال جهان چگونه کار می کند💫
╭┅═ঈ🌎ঊ═┅╮
🆔 @Function_of_the_world
╭┅═ঊ🌐 ঈ═┅
Repost from Science is for all🔬
یک جایگزین رایگان و کم خطر برای ویاگرا، نشان می دهد.
برای مقابله با اختلال نعوظ (ED) جلسات ورزشی منظم می تواند به اندازه مصرف قرص ویاگرا موثر باشد. طبق تحقیقات جدید، تنها سه جلسه 30 دقیقه ای در هفته می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد
محققان کالج پزشکی در ایالات متحده 11 مطالعه قبلی را که در مجموع 1147 شرکت کننده را پوشش می دادند، تجزیه و تحلیل کردند. کارآزماییهایی که این شرکتکنندگان در آن شرکت کردند، تصادفیسازی شدند و شامل گروههای کنترل بودند که از نظر قابلیت اطمینان استاندارد طلایی در نظر گرفته شدند.
نشان داده شد که جلسات ورزشی شامل فعالیت های هوازی مانند پیاده روی یا دوچرخه سواری، که حداقل به مدت نیم ساعت و سه بار در هفته انجام می شود، عملکرد نعوظ را در همه مردان مبتلا به ED بهبود می بخشد. این ارتباط در طیف وسیعی از وزنهای بدن یافت شد و به نظر نمیرسید که با شرایط سلامتی یا استفاده از دارو در شرکتکنندگان متفاوت باشد.
لری میلر فیزیولوژیست از Miller Scientific می گوید : «ورزش کم خطر و مقرون به صرفه است، و آن را به یک گزینه درمانی خط اول ایده آل برای مشکلات نعوظ، به ویژه برای بیمارانی که نمی خواهند یا نمی توانند از داروها استفاده کنند، تبدیل می کند.
در یک مقیاس استاندارد شده از 6 تا 30، کسانی که دارای ED شدید بودندو ورزش می کردند، به طور متوسط 5 امتیاز بهبود داشتند، در مقایسه با 2 تا 3 امتیاز برای ED خفیف یا متوسط.
مدتهاست که ورزش بیشتر با بهبود عملکرد نعوظ همراه بوده است ، زیرا باعث بهبود گردش خون در بدن میشود. ورزش همچنین به مقابله با چاقی و کاهش فشار خون کمک می کند، که هر دو عامل خطر برای ED هستند.
آنچه در اینجا بسیار جالب است این است که نشان داده شده است که تمرینات هوازی اثرات مثبت مشابهی با داروهایی مانند ویاگرا (معروف به سیلدنافیل ) و سیالیس (معروف به تادالافیل) دارد و بنابراین می توان به جای این داروها یا در کنار آنها استفاده کرد.
تیم تحقیق جدید پیشنهاد می کند که ورزش باید به طور منظم برای افراد مبتلا به ED تجویز شود.
همه مایل به مصرف قرص برای ED نیستند، و برخی با عوارض جانبی که می تواند شامل سوزش سر دل، حالت تهوع و سردرد باشد، راحت نیستند. در مقابل، ورزش چیزی است که رایگان، ساده و در دسترس است.
اختلال نعوظ ممکن است به دلایل متعددی با افزایش سن مردان رخ دهد ، از جمله کاهش تستوسترون و میل جنسی، اما دانشمندان همچنان به یافتن راههایی برای مقابله با این مشکل از جمله بافت مصنوعی و امواج صوتی میپردازند .
این مطالعه به پزشکان و بیماران مدارک لازم برای توصیه قطعی فعالیت هوازی به عنوان بخشی از مدیریت ED را ارائه می دهد .
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
چرا نمیتوانیم از خوردن برخی خوراکیها دست بکشیم؟
دیدگاه تکاملی و ماهیت عصرها
«انسان مکانیسمهای خاصی را تکامل داده است که ما را تشویق میکند تا جایی که ممکن است در زمانهای فراوان غذا بخوریم. ما کالری های اضافی را به عنوان چربی ذخیره می کنیم که برای زنده ماندن در زمان روزه داری استفاده می کنیم.» «انتخاب طبیعی ژنهایی را ترجیح میدهد که باعث میشود ترجیحاً غذاهای خوشطعم مصرف کنیم، بهویژه آنهایی که محتوای قند بیشتری دارند. اما مکانیسمی که «نه» گفتن به آنها را سخت میکند چیست؟»
به این موضوع دقت کردهاید که وقتی شروع به خوردن برخی خوراکیها میکنیم، دیگر نمیتوانیم جلوی خودمان را بگیریم و دوست داریم مقادیر زیادی از آن خوراکی خاص را مصرف کنیم؟
برای این موضوع دلایل متعددی وجود دارد که برخی از آنها منشا روانی دارند، اما اکنون پژوهشگران یک علت «شیمیایی» هم برایش پیدا کردهاند.
مشخص شده وجود مادهای به نام advanced glycation end products که به طور خلاصه AGEs نامیده میشود، در مواد خوراکی سبب میشود تا اشتهای زیادی نسبت به آنها پیدا کنیم و ارادهمان تحت تاثیر قرار بگیرد.
این پژوهش روی نوعی کرم لولهای (نماتود) انجام شده اما تا انجام پژوهشهای بیشتر میتوان آن را مدنظر قرار داد.
ماده AGEs هنگامی ایجاد میشود که یک بخش قندی با یک بخش پروتئینی، یا چربی یا اسید نوکلئیک پیوند بخورد. این فرایند هنگام سرخکردن، گریل کردن و پخت نان و شیرینی رخ میدهد. در واقع یکی از نتایج آن رنگ قهوهای دوستداشتنی روی سطح غذا، مادهی AGEs است.
آشپزها به این لایهی قهوهای علاقه خاصی دارند که به آن «واکنش مایارد» میگویند، چون باعث یک طعم خاص و خوشمزه میشود. خبر بد این است که مشخص شده این لایه حاوی مقادیر زیادی از ملکولهای AGEs است و البته این ماده را در بسیاری از غذاهای فرآوری شده هم میبینیم.
بدتر اینکه این ماده علاوه بر افزایش تمایل ما برای خوردن بیشتر، سبب آسیب به سلولها هم میشود و با اثرات سرطانزایی، طول عمرمان را هم احتمالا کاهش میدهد.
پژوهشگران میگویند در رژیم غذایی باید تلاش کنیم به جای روشهای پخت خُشک (مانند گریل کردن یا سرخ کردن) از روشهای پخت تَر (مانند آپپز کردن یا بخارپز) استفاده کنیم تا میزان مواجهه مان با AGEs کمتر شود.
روزه متناوب به بدن فرصت می دهد به جای قند از چربی استفاده کند. کارهای ساده ای وجود دارد که هر کسی می تواند برای کاهش بار AGEs در بدن خود ،انجام دهد، از جمله خوردن غلات کامل (فیبر به حفظ سطح گلوکز پایدار کمک می کند)، پخت و پز با حرارت مرطوب به جای خشک (به عنوان مثال، بخار پز کردن در مقابل سرخ کردن و کباب کردن)، و افزودن اسید هنگام پختن غذاها که واکنشی را که، منجر به تشکیل AGE ها می شود، کند می کند.
ما به طور طبیعی جذب غذاهای لذیذمی شویم ،اما میتوانیم در هنگام غذا خوردن، حواسمان باشد که انتخابهای سالمی داشته باشیم.
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
دانشمندان از اولین واکسن آزمایشی اعتیاد به کوکائین در جهان رونمایی کردند.
دانشمندان برزیلی، که کشورشان دومین مصرفکننده بزرگ کوکائین می باشد ،از توسعه یک درمان نوآورانه جدید برای اعتیاد به این دارو و کراک، مشتق قدرتمند ،کوکائین خبر دادند.
این واکسن نتایج امیدوارکنندهای را در آزمایشهای روی حیوانات نشان داده است، که پاسخ ایمنی را ایجاد میکندو مانع از رسیدن کوکائین و کراک به مغز میشود و محققان امیدوارند که به کاربران کمک کند چرخه اعتیاد را بشکنند.
به عبارت ساده تر، معتادان دیگر از مواد مخدر رنج نمی برند.
محققان گفت: اگر این درمان تأیید قانونی دریافت کند، این اولین بار است که اعتیاد به کوکائین با استفاده از واکسن درمان می شود.
این پروژه هفته گذشته برنده جایزه برتر - 500,000 یورو (530,000 دلار) - در جوایز نوآوری سلامت یورو برای پزشکی آمریکای لاتین، با حمایت شرکت داروسازی یوروفارما شد.
این واکسن با تحریک سیستم ایمنی بیماران برای تولید آنتیبادیهایی عمل میکند که به مولکولهای کوکائین در جریان خون متصل میشوند.این واکسن که تا کنون در مراحل مختلف آزمایشات، از جمله مرحله آزمایش بر روی حیوانات نتیجه خوبی نشان داده است، یک واکنش پادتنی در بدن ایجاد میکند که مانع رسیدن مواد مخدر به مغز میشود.
طبق گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل، مطالعات مشابهی در ایالات متحده - بزرگترین مصرف کننده کوکائین در جهان - انجام شده است. اما زمانی که آزمایشهای بالینی نتایج کافی را نشان ندادند، متوقف شدند .
هم اکنون این آزمایشها بر روی حیوانات موثر بوده و سطوح قابل توجهی از آنتی بادی ها را علیه کوکائین تولید می کند و عوارض جانبی کمی دارد.
محققان دریافتند که این ماده همچنین از جنین موش در برابر کوکائین محافظت می کند و نشان می دهد که می تواند در انسان برای محافظت از نوزادان متولد نشده معتادان باردار استفاده شود.
این واکسن اکنون قرار است وارد مرحله نهایی آزمایشات شود: آزمایش روی انسان.
واکسن کالیکسکوکا می تواند درمان اعتیاد را تغییر دهد.
محققان میگوید: «هیچ درمان ثبتشده خاصی برای اعتیاد به کوکائین و کراک وجود ندارد. ما در حال حاضر از ترکیبی از مشاوره روانشناختی، کمکهای اجتماعی و توانبخشی در صورت لزوم استفاده میکنیم.»
کالیکسکوکا میتواند ابزار مهمی را به این رژیم اضافه کند و به بیماران در مراحل بحرانی بهبودی، مانند زمانی که دوره توانبخشی را ترک میکنند، کمک کند.
این واکسن به جای مواد بیولوژیکی از ترکیبات شیمیایی طراحی شده در آزمایشگاه ساخته شده است، به این معنی که تولید آن نسبت به بسیاری از واکسن ها هزینه کمتری دارد و نیازی به نگهداری در دمای سرد نیست.
اما این یک "نوشابه" نخواهد بود که بتوان آن را برای هر کسی تجویز کرد.
از نظر تئوری به معتادانی که کوکائین را ترک کردهاند و در حال بهبودندو می خواهند در این راه بمانند،کمک می کند .
سحر موحد
Source
«Channel of Science is for all»
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
