حومه
الذهاب إلى القناة على Telegram
جایی برای تاملات فضایی ارتباط با ادمین و ارسال جستارها: @Urban_Essay
إظهار المزيد2 141
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-630 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
مايو '26
مايو '260
في 0 قنوات
أبريل '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+9
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+12
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+41
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+25
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+97
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+93
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+67
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+11
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '25
+18
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+55
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '25
+28
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+57
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '25
+99
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+64
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+46
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+150
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+66
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+219
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+324
في 3 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+46
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+82
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+48
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '24
+147
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+99
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '24
+60
في 4 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+48
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+68
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+36
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+12
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+17
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+90
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+44
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+24
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+68
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+40
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+45
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+92
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+79
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+36
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+41
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+7
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+41
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+7
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+17
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+23
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+20
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+29
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+46
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+12
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+44
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '210
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '210
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '210
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+165
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 11 مايو | 0 | |||
| 10 مايو | 0 | |||
| 09 مايو | 0 | |||
| 08 مايو | 0 | |||
| 07 مايو | 0 | |||
| 06 مايو | 0 | |||
| 05 مايو | 0 | |||
| 04 مايو | 0 | |||
| 03 مايو | 0 | |||
| 02 مايو | 0 | |||
| 01 مايو | 0 |
منشورات القناة
| 2 | 🔍فضا و سیاست
▪️انگار تا اطلاع ثانوی نمیشود درباره چیزی جز خیابان حرف زد. نه اینکه تمام سیاستورزیها را به خیابان تقلیل دهیم و به این امید باشیم که در نهایت این خیابان است که شیوه خاصی از نمایندگی را تعیین تکلیف میکند. یا به رسم اپورتونیستها، هر شکلی از خروج دستهجمعی را با اتصاف به تودهگرایی یکسره تخطئه کنیم.
🔸وقتی اشکال مختلف مطالبه یا بخوانید منازعه در ساحت سیاستگذاری به نتیجه نمیرسد، در نهایت این خیابان است که از خلال بههم زدن نظم نمادین، منازعه را از سطح هموار و پشت اتاقهای شیشهای و شیک، به جای دیگری میبرد و بهمیانجی معلق کردن نمایندگی توافقی شکل خاصی از بازیگری را اقتضا میکند. جایی که از قضا حد و حدود ندارد و پر از دستانداز و کوچهپسکوچه است.
🔹اگر شما در فلان مقام، در فرایند سیاستگذاری دارای بهمان وزن هستید که از خلال مداخلهتان چیزی را- فارغ از چند و چون و کیفیاتش- در فضا جاری میکنید، آنگاه که منازعه به خیابان میکشد دیگر شما کسی جز بخشی از یک کالکتیویته بیشکل نیستید. چنین دگردیسیای همزمان با سوژههایش، فضای خاص خودش را هم تولید میکند. دیگر همه بخشی از یک اجتماع هستیم که اگرچه داریم ماشین سیاستگذاری را هل میدهیم، اما تک به تک توگویی هیچ امکان اشاره نداریم. شما نمیتوانید نشان دهید، آن که در گوشهای ایستاده، چقدر وزن دارد. فقط میدانیم که او هم آمده بود.
▫️عجالتا دنبال این نیستیم بگوییم، حقیقت در دست کیست. هر کسی در حد و اندازه خودش حامل بخشی از آن است. اگر که در این میان اصلا این مفهوم به کار کسی بیاید.
▪️رویکردهای مختلفی درباره اتفاقات اخیر وجود دارد. اکثر این رویکردها- که در جای خود ارزشمند هم هستند- در واقع بیشتر در سطح نوعی از نمایندگی معنا پیدا میکنند. تا بمثابه نوعی از پرکتیکالی-در-معرض-چیزی-بودن. اکنون که باز خیابان به سیطره ماشینها در آمده و باز ما در ترافیک گیر کردهایم، نمیخواهیم تمام تحلیلها را به استراتژیهای مصادره تقلیل دهیم. اما تا جایی که به اشکال مختلف نمایندگی مربوط است، خیلی هم نمیتوان از این استراتژیها چشم پوشید.
🔸تحلیلهای راستگرایان سلطنتطلب که تکلیفش روشن است. سر و تهش را بزنید، چنین مواجهات را میشود در همان سطح استراتژی مصادره و نوعی از استبدادطلبی تاریخی تعیین تکلیف کرد. چنین رویکردی بهواقع نشان میدهد تاریخ بیش از هر زمانی حرکت از یک سلطه به سلطهی دیگری است.
▫️از طرف دیگر، تحلیلهای دیگر هم داریم که میتوان آنها را بر اساس نوع مواجه با زبان، بدن و ساختار تقسیمبندی کرد.
▪️ برخی با تاکید بر نوعی استِتیک میگویند، جنبش اخیر اکتی است که هنوز زبان خودش را پیدا نکرده است. در این معنا، در این لحظه حضور خودش فینفسه همان زبان جمعی است که در خیابان بدنمند میشود. از این زاویه، دیگر این چندان محل بحث نیست که شعارها چه چیزی را بازتاب میدهند یا نمیدهند. مساله این است که ما با یک خروج دستهجمعی از نظم نمادین طرفیم که در نوع خودش معنایی را میرساند.
▪️ از طرف دیگر برخی با تاکید بر ملاحظات زبانشناختی میگویند، اعتراضات اخیر در ساحت زبان، کموبیش نوعی از ارجاعات ارتجاعی را نمایندگی میکند. این رویکرد، بیش از آنکه در سطح اکت باشد، روی شعارها متمرکز است. از این منظر، رادیکالیسم صرفا در خروج دستهجمعی و نوعی آزادی منفی- آزادی از- نیست، بلکه چگونگی این خروج و نوعی از موضعگیری معطوف به رهایی هم اهمیت سیاسی دارد. در اینجا اهمیت استراتژیک دارد شما در مقام سوژه سیاسی کموبیش آگاه باشید، چه چیزی را میخواهید.
▪️ برخی دیگر نیز معتقدند، رادیکالیزه شدن اعتراضات خیابانی بیش از هر زمانی حاصل تشکلزداییهای سیستماتیک در دهههای اخیر است. در این رویکرد، مساله فارغ از اکت و زبان، آن دسته از میانجیهایی است که تاریخا امکان مطالبهگری طبقات اجتماعی را از بین برده است. چنین فرایندی در نهایت منجر به پررنگتر شدن فضایی به نام خیابان و همراهی بیشتر طبقات اجتماعی با یکدیگر در برابر نظم مرکزی شده است.
🔸 فارغ از کشمکشهای گفتمانی، تا جایی که به چیزی به نام شهرسازی و معماری برمیگردد، در اینجا مساله پتانسیلهای فضا برای انواع مطالبهگریها و متعاقبا به پرسش کشیدن حقیقت مرکزیتیافته است.
🔹شما چه فکر میکنید؟
#جستارهایدریافتی
#فضاوسیاست
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 3 | 🔍درباره میدان
▪️غالبأ در کارهایش جدی و برایش مهم بود که چیزها سر جایشان باشند. بهاقتضای کارش، بیشتر گوش میداد تا اینکه سنخوری کند.
🔹 اساسا کار او فرصت دادن به چیزهایی بود که به ظاهر بیاهمیت بودند.
🔸داستان اهالی طالبآباد، خاطرات عشایر و ایلات، قصههای این و آن در فرایند لایروبی قناتها و کاریزها. بهواقع این قصهها برای چه کسی میتواند جذاب باشد؟
🔹در دورهای که گفتمان غالب، گفتمان شهریشده و مرکزگرا است، تو گویی او از معدود فیگورهایی بود که هنوز بیرون از زمین لمیزرع آسفالت و در گوشهای ایستاده بود و از همانجا تلاش میکرد بار دیگر به صداهای محلی امکان بازپخش بدهد.
▪️در اینجا مسأله فارغ از اهمیت روشی یا گفتمانیاش، شیوه خاصی از زیستن است.
🔹جواد صفینژاد که چندروز پیش از میان ما رفت، با رفتن سراغ روایتهای محلی، بیش از هر زمانی انگار مسألهاش اهمیت دادن به همین شیوههای زیستهای بود که در نظم و نظام گفتمانی امروز بیش از پیش از قلم میافتند.
#مونوگرافی
#جوادصفینژاد
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 4 | 🔍اینجا طهران است
▪️«کمبود مسکن در تهران باعث میشد افراد مختلف قسمتی از خانه خودشان را که احتمالا فقط یک اتاق بود، اجاره بدهند. پلاک مینویسد ثروتمندان مستاجر نداشتند و فقط غریبهها و کسانی که محلی نبودند خانه دیگران را اجاره میکردند. به نظر میرسد خارجیها نیز بسیاری اوقات خانه اجاره میکردند. بعضی از افراد تا ده مستاجر داشتند و صاحبخانه با مستاجرین خود یکجا زندگی میکردند. ولی بازاریها مستاجر نداشتند. شاید به دلیل اینکه از وضع مالی بهتری برخوردار بودند. نجمالملک می نویسد تجار و ارباب قلم هیچ اجارهنشینی به خانه خود راه نمیدهند و یک زن، یک یا دو طفل، یک کنیز، یک خدمتکار و یک نوکر یا خانهشاگرد داشتند. اقلیتهای مذهبی نیز ظاهرا مستاجر نداشتند. طبق آمار نجمالملک در ۱۲۸۶ ه. ق. ۳۰.۸ درصد جمعیت تهران اجارهنشین بودند که میشود گفت وضع مسکن در این فاصله بدتر شده و خانه به اندازه کافی ساخته نشده بود».
▪️نویسنده خواننده را از تهران امروزه به دارالخلافه ناصری میبرد. آنجایی که ریتم شهر و تضادهای فضایی شکلوشمایل دیگری دارد.
🔹اگر به تاریخ توسعه شهری علاقه دارید، این کتاب را از دست ندهید.
#تاریخشهر | 0 |
| 5 | 🔍کالاییسازی آب
▪️کل شهرها را پر کردهاند از بنرهایی که مخرج مشترک همهشان طبقمعمول بهجای نوعی سیاستگذاری و برنامهریزی مبتنی بر نوعی اخلاقگرایی صرف است. مردم کمتر دوش بگیرید. دو دقیقه کمتر باز کنید. منتظریم ببندید و فلان و بهمان.
🔹نه اینکه همه این اخلاقیات به خودیخود بد باشد و ما منتظر نباشیم که شما ببندید. مساله این است که دولت در مقام نیرویی که عجالتا نمایندگی جمعی بدان واگذار شده، باید پایش را روی زمین بگذارد و بیش از هر زمانی بر اساس اشکال مختلف عقلانیت عمل کند. نه اینکه پیش از همه دستهایش را به سوی آسمان دراز کند. رسالت اخلاقگرایی را بسپاریم به صاحبان اخلاق.
🔸امروز بحران آب بیش از آنکه مسالهای طبیعی باشد، مسالهای مدیریتی است. شکل خاصی از مدیریت و برنامهریزی بهتدریج آب را از خلال عملکردهای نهادی و سازمانی(با تاکید بر خصوصیسازی و شرکتیسازی) به کالایی مبادلهای تبدیل کرده است. بهگونهای که در سطوح مختلف، هر کسی ساز خودش را میزند و به فکر بیشینهسازی سود خودش هست.
▪️ دولت در ساحت موضعگیری میگوید خشکسالی داریم کم مصرف کنید، اما از آنطرف در سطح اجرا پروژههای کلان آببر در دستورکار قرار میگیرند. مردم هم که پول آبشان را میدهند، خب منطقا دلشان میخواهد بجای یک لیتر، دو لیتر آب بخورند. از اینرو گیر دادن به مردم که کمتر دوش بگیرید یا شیر آب را ببندید، در یک کلام اگر همان سیاست خودت بمال نباشد، چیزی بیشتر از آن هم نیست.
🔹راهحل بیش از آنکه در شهر و در خانههای مردم و در شیوه خاصی از مصرف باشد، لابلای ساختارهای فراشهری، در قلمروی تولید، و شیوه خاصی از مدیریت است. در وضعیتی که اساسا طبیعت ثانویه جای طبیعت اولیه را گرفته، دیگر بحران آب چندان ارتباطی با طبیعت ندارد بلکه حاصل نوع خاصی از تقسیم منابع و منافع میان بازیگران فراجناحی است.
🔸 نیروهایی که حتی زورشان از دولت هم بیشتر است. آنها حتی به ملاحظات، موضع گیریها و شیوه مسالهمند کردن دولت هم جهت می دهند. برای همین است که میبینیم رییسجمهور بجای آنکه بیایید پایش را جای سفت بگذارد و با ژست صادقانه همیشگیاش رو به دوربین در برابر این پیچیدگیها و مافیای آب بایستد، میآید شانه بالا انداخته و توپ را به میدان مردم میاندازد. تو گویی این مائیم که همیشه گناهکار و مقصریم. در نظام برنامهریزی ما، بهواقع دیواری کوتاهتر از مردم وجود ندارد.
▪️هرچقدر بیشتر مردم مردم میکنیم، مردم بیشتر متوجه میشوند بازی دارد در جای دیگری جلو میرود که مردم در آنجا هیچ حضوری ندارند.
#جستارهایدریافتی
#بحرانآب
#کالاییسازیآب
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 6 | 🔍انتقال پایتخت؛ ضرورتهای تمرکززدایی
▪️در ماههای اخیر بار دیگر بگومگوها پیرامون انتقال پایتخت بالا گرفته است. اینبار دولت هم- که تدریجا خودش را از همه میدانها را عقب کشیده- به صراحت اعلام نگرانی کرده و بدینواسطه بار دیگر خوراک خوبی برای پژوهیدن فراهم آمده است. از یکطرف برخیها میگویند، اگر پایتخت را جابجا کنیم، تمام مشکلاتمان حل و فصل میشود. از طرف دیگر، برخی هم بر این داعیهاند که چنین اقدامی صرفا قسمی تخفیف بحران خواهد بود.
🔸البته این مساله، تاریخ طولانی دارد.
▫️سال ۱۳۶۴ ابتدا این ایده مطرح شده و برخی مطالعات هم در این باره صورت گرفت. اما در شرایط جنگی کمکم در سطح همان ایده و چند تا مطالعه باقی ماند.
▫️سال ۱۳۷۵ طرح «اصلاح قانون انتقال پایتخت» در مجلس مصوب شد. برخی مکانیابیهایی هم در اینباره صورت گرفت.
▫️ سال ۱۳۹۲ کلیات «طرح ساماندهی و انتقال پایتخت سیاسی و اداری» تصویب شد که همین سال مرکز پژوهشهای مجلس هم آن را تایید کرد.
▫️ سال ۱۳۹۴ «قانون امکانسنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران» توسط مجلس تصویب شد و در ۱۶ اردیبهشت توسط شورای نگهبان تأیید شد. طبق این قانون، باید «شورای ساماندهی مرکز سیاسی و اداری کشور و تمرکززدایی از تهران» تشکیل شود تا مطالعات امکانسنجی را پیش ببرد.
▫️ سال ۱۴۰۳ در دولت و مجلس دوباره بر ضرورت انتقال پایتخت تاکید شد.
▫️ تا اینکه در سال ۱۴۰۴ مشخصا موضعگیری رئیسجمهور درباره تخلیه تهران در صورت عدمبارندگی تا پایان آذرماه، بار دیگر مساله انتقال پایتخت را به کلیدواژه پژوهشها و دستور جلسات دستگاههای مربوطه تبدیل کرد.
🔹در هر دوره کلیدواژههای انتقال پایتخت متفاوت است. در یک دوره بر ضرورتهای امنیتی و سیاسی تاکید میشود. در دورهای دیگر بر ملاحظات اقتصادی و اجتماعی تاکید میشود. اما امروز به نظر میٰرسد، ملاحظات زیستمحیطی و اقتضائات اقلیمی کلیدواژه مرکزی است.
▪️فارغ از کشمکشهای گفتمانی و دستگاهی پیرامون انتقال پایتخت، باید بگوییم از هر طرف که برویم ضرورتا باید هزینههای هنگفتی در راستای انتقال با عدمانتقال پایتخت پرداخت کنیم. هزینههایی که بیش از هر زمانی حاصل اشکال مختلف تمرکزگرایی طی دهههای متوالی در جایی مثل تهران بوده است. نظام برنامهریزی ما- که تاریخا مبتنی بر الگوهای توسعه مرکز-پیرامون و قطب رشد جلو آمده- دچار قسمی بیماری است که از آن تحت عنوان ماکروسفالی یاد میشود. وضعیتی که سر نسبت به سایر اعضای بدن با سرعت بیشتر رشد میکند.
🔸مادامی که تمرکزگرایی و مرکزمحوری مخرج مشترک تمام سیاستهای شهری و منطقهای ماست، پایتخت هر کجا که برود نهایتا قرار است از خلال رویههای نابرابر توزیع منابع و منافع و قسمی تنظیمگری معطوف به مرکزیت آنجا دوباره مثل تهران شود. در این معنا، وقتی از انتقال پایتخت حرف میزنیم، از صدور مرکز به اینطرف و آنطرف حرف میزنیم. در این وضعیت، هر مرکزی، پیرامونهای خودش را هم تولید میکند. فرق نمیکند اسمش تهران باشد. یا هر چیز دیگر.
🔹به نظر میرسد موضوع اصلی در نسبت با انتقال پایتخت، بحران زیستمحیطی است. یعنی نظام مدیریتی ما ناچار است بعد از چند دهه چه در ساحت سیاستگذاری و چه برنامهریزی و اجرا خودش را با تغییرات اقلیمی سازگار کند. این مساله صرفا هم محدود به انتقال پایتخت نیست. مساله، ضرورت حرکت به سمت یک نظام برنامهریزی دموکراتیک است.
#جستارهایدریافتی
#انتقالپایتخت
#برنامهریزیدموکراتیک
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 7 | 🔍همیشه در حاشیه
▪️وقتی از شهر و شهرسازی حرف میزنیم، بیش از هر زمانی از اشکال مختلف منازعه و کشمکش حرف میزنیم. در این معنا، اداره شهر از بلدیه دیروز تا شهرداری امروز همپیوند تخاصمها و تضاد منافع است. از آنجایی که در نظام برنامهریزی، فضا پیوند وثیقی با سرمایه دارد، از اینرو هر شکلی از مداخله در مناسبات فضایی- به ویژه از پوزیشی چون معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تهران- شکل و شمایل خاصی به گردش سرمایه در شهر داده و نیروهای خاصی را بر شهر مسلط می کند.
🔸از دور که ما هستیم، همه چیز مبهم به نظر میرسد. برای همین تحلیلهای نظری و گفتمانی جای فکتها و مستندات عینی را میگیرد. تو گویی اگر چه نه تماما مواجهه نظری، مکانیزمی دفاعی برای فهم ابهامهای حاصل از فاصله است. اما کمی که به دم ودستگاه نزدیکتر میشویم، آنوقت نسبتهای فضایی هم شکل و شمایل دیگری پیدا میکنند. در اینجا چیزهایی را میبینیم که همواره فراتر از انگارههای نظری ما میروند. دیگر شاید نیازی نباشد برای درک پدیده شهرفروشی برویم نظریات این پدیده را مطالعه کنیم. آنچه عیان است چه حاجت به بیان است. در اینجا ما از فضا یا میدان به سمت نظریه حرکت میکنیم. نه برعکس. پیچیدگی پدیده شهر و مدیریت شهری هم به همین تقاطعها و چندسطحی بودن است.
🔹بدونشک در نظام برنامهریزی ما، معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تهران در چهارسال اخیر یکی از پرچالشترین پوزیشنها بود. معاونی که دیروز برکنار شد، همه کم و بیش میدانیم، پیش از آنکه از فیلتر قسمی شایستگی بالا آمده باشد، از خلال روابط و استفاده از سرمایه نمادین خانوادگیاش بالا آمده است. او به همین اندازه در دانشگاه هم که بود، پرحاشیه بود. ارجاعات عددی و آماری ایشان که از اساس نادرست بودند و حقیقتا در شان یک استاد نبودند، هیچ گاه از ذهنم نمیرود. آنوقت هنوز با بوردیو آشنا نشده بودم، اما بهخاطر دارم در ابتدای هر ترم او دانشجویان را به دربند و درکه میبرد و شیشلیک و چلوکباب مهمان میکرد. به این امید که آنها بهخاطر نون ونمک با او پایاننامه بردارند. شاید تنها حرکت نظریاش همین بود. او اگرچه در یکمعنا بهواسطه فقدان دانش تخصصی همیشه در حاشیه بود، اما یکتنه صدای همه را درآورده بود.
▪️فارغ از جهتگیریهای گفتمانی، داشتن دانش در یک حوزه مشخص پیششرط و الفبای هر گفتگویی است. قصد تعمیم ندارم و جسارت نمی کنم به اساتید بزرگوارم که همیشه از آنها آموختهام. اما باید بگویم وقتی ما به میانجی روابط- نه دانش و تخصص در حوزه شهرسازی و معماری-هیات علمی میشویم، معلوم است نمیتوانیم با یک دانشجوی بیستساله هم گفتگو کنیم و مجبوریم او را با جوجهکباب دانشگاه نمکگیر کنیم.
🔹میگفت انگاری وضعیت ما را بدون آنکه شیفت را بگیرند، کشیدهاند. برای همین در همه سطوح، همه چیز از سرجایش به کمی آنطرفتر رفته است. انگاری که دیگر همه چیز را همگان میدانند. در این وضعیت دیگر چه نیازی به تخصص داریم؟ مادامی که هیچ چیز سر جایش نیست و کسی که باید در قهوهخانه کار کند(قصد اهانت به این پوزیشن ندارم)، جذب هیات علمی یا معاون استراتژیکترین پوزیشن میشود، هر شکلی از برنامهریزی هم در نهایت به بازتولید وضع موجود منتهی میشود.
#جستارهایدریافتی
#انتصابهایرانتی
#تخصصزدایی
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 8 | 🔍شهرسازی؛ مفصلبندی منازعات فضایی
▪️در نظام برنامهریزی دستکم دو نوع مواجه با وضعیت- که اکنون تماما شهری شده- وجود دارد. به تسامح، یکی مبتنی بر بهنوعی همگرایی و اتفاقنظر و دیگری مبتنی بر واگرایی و اختلاف نظر است.
🔸بسته به اینکه سوژه کدام گفتمان باشید یا از کدام منظر شهر را ببینید، شیوه خاصی از توزیع منابع را در فضا ممکن میکنید. یا اگر کمی از وزن سوژه کاسته و بر وزن ساختار بیفزاییم باید بگوییم شیوه خاصی از توزیع منابع به میانجی شما در فضا ممکن میشود.
🔹تا به امروز اشکال متعدد برنامهریزی بهنوعی بازنمون این دوآلیسم غیرقابل ترمیم بوده است. هم از این روست که هر شکلی از برنامهریزی، شهرسازی و معماری خواهناخواه به شکلهای مختلف منازعه و کشمکش پیوند خورده است.
▪️شهرساز در گفتمان اول تلاش می کند وجود چنین منازعات و تضادها را به روی خودش نیاورد. او مدام به این فکر میکند که دانش شهرسازی بیش از هر زمانی یک تکنیک و نهایتا شیوهای از هنرورزی و ساختن است. از این منظر او، بیش از هر زمانی شهرسازی تکنوکرات و فنسالار است. چنین خوانشی غالبا در نظام آکادمیک ما نیز مقبولیت دارد. یعنی اگر ما برویم سیلابسهای درسی رشته شهرسازی و معماری را مطالعه کنیم، میبینیم بیش از هر زمانی آموزش سوژهی تکنوکرات در مرکز توجه است. در چنین مسیری شهرساز کسی است که قوانین طرح جامع و طرح تفصیلی را بهخوبی میداند. او میداند ضوابط ساختوساز چگونه است. در خیابان ۲۰ متری با چه تراکمی باید بسازیم. کجا باید پارکنیگ بسازیم. کدام خیابان جمعوپخشکننده یا فرعی درجه دو است. او منظرگرایی است که فضا را خلال دیدن درک میکند.
🔸اما شهرساز در گفتمان دوم همزمان که الفبای شهرسازی و معماری را فرا میگیرد و به ملاحظات آن می اندیشد، تضادها و تخاصمهای پنهان در مناسبات فضایی را هم در نظر میگیرد. او از اینرو هرجا که میرود مدام به این فکر میکند که فضا از خلال چه روابطی تولید میشود. اگر در یک جایی میزان خاصی از تراکم مصوب شده، از خلال چه کشمکشهایی ممکن شده است. نسبت برنامهریز با جامعه چگونه است؟ آیا شهرساز یا معمار منافع گروههای خاصی را نمایندگی میکند؟ ضوابط طرحهای شهری چگونه مفرهای توزیع منابع و منافع گروههای اجتماعی را به شکل خاص باز میکند و همزمان برای برخی دیگر مسدود میکند؟ در این رویکرد، سوژه برنامهریز، شهرساز یا معمار بیش از هر زمانی میخواهد آن دسته از روابطی را ببیند که از قضا در رویکرد اول چندان در مرکز توجه نیستند. او بدینترتیب چیزهایی را که از قلم افتادهاند دوباره به میان میآورد. او برنامهریزی را به امری پردردسر تبدیل میکند و چیزهایی را بالا میآورد که به شکل سیستماتیک روی آنها بنرهای تبریک و تبرک کشیدهاند. او پیش از آنکه حرف بزند یا حکمی صادر کند یا اتودی بزند، دقیق گوش میکند.
🔹شما سوژه چه گفتمانی هستید؟
#جستارهایدریافتی
#روزجهانیشهرسازی
#اقتصادسیاسیفضا
#منازعاتفضایی
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 9 | میانجیهای مطالبهگری
▪️اینبار اما باید بیش از هر زمانی درباره غیاب قسمی سازماندهی نهادی پیرامون نوعی مطالبهگری صحبت کنیم. اگر شیوهای از آرمانخواهی نمادین و موضعگیری ایگو-سنتریک را کنار بگذاریم، که قرار است در یک سطحی منطق سرمایه را منحل کند، آنوقت شاید بتوانیم پرکتیکالی درباره اشکال مختلف کنشگری خرد در اینجا و آنجا حرف بزنیم. شیوهای از مطالبهگری که اگرچه در حد و اندازه لادیستها نیست که ماشین توسعه را خورد و خمیر کند، اما دستکم در میدان شهرسازی و معماری میتواند کمی صدای ما را در مقام نیروی کار بلندتر کرده و عرصهای متوازن برای کار و زندگی تولید کند. نیروی کاری که از قضا دیگر حتی کسی نیست که استثمارش کند. میگفت آنها دیگر ما را استثمار هم نمیکنند.
🔸سالهای زیادی است درباره ضرورت وجود نهادی معطوف به مطالبهگری حق و حقوق کارشناسان شرکتهای مهندسینمشاور چک و چانه زدهایم. در هر پوزیشنی که باشید، طبیعتا گذرتان به شرکتهای مهندسینمشاور افتاده است. گاها چارهای نداشتهاید یک دورهای بهعنوان کارشناس شهرسازی، تسهیلگر اجتماعی، معمار یا کارشناسی دیگر در اینجاها کار کنید. یا اینکه زندگی حرفهایتان را از خلال کار کردن در این حوزهها بگذرانید.
🔹بهتجربه میتوان گفت یکی از پرچالشترین لحظات کار حرفهای مربوط به حق و حقوق و دستمزد نیروی کار است. بسته به گرید شرکتها و وضعیت مالی آنها، این منازعه هم حد و حدود متفاوتی پیدا میکند. نه اینکه پیشاپیش نیروهای کار تماما به حق و شرکتها تماما ناحق باشند. عجالتا مساله این نیست. مساله ضرورت نوعی نهادسازی برای چانهزنی و حمایت از نیروی کار دربرابر کارفرما است. یک جایی نباید باشد که به ما بگوید آن چیزی که به نام قرارداد بین ما بسته میشود، شامل چه مفادی است؟ یا دستکم نباید ما پشتمان به جایی گرم باشد که بتوانیم درباره حقوحقومان گفتگو کنیم و به شکل جمعی فکر کنیم؟ از خلال چه سازوکارهایی میتوان به چنین نهادی دست پیدا کرد؟
▪️به خاطر دارم چندسال پیش در یکی از شرکتهای مهندسینمشاور اسم و رسمدار تهران، در منطقه ۱۷ کار میکردم که طرح جامع پسماند تهران را هم قرار بود انجام بدهد. علیرغم اینکه طبق قانونکار دو روز در ماه مرخصی داشتم. اما هربار که میخواستم از آن استفاده کنم، با مدیر مربوطه دعوا مرافعه داشتیم. انگار مرخصیهای من از جیب او کسر میشد. این در کنار وضعیتی بود که بیش از ۶ ماه در پرداخت حقوقهایمان تاخیر داشتند. و هرچقدر میگفتیم، میگفتند فعلا بهتون علیالحساب میدهیم تا وضعیت مالی شرکت بهتر شود. مستندات نشان میداد، شرکت مربوطه پول پروژههایی را که انجام میدادیم، هرماه به طور مرتبط از کارفرما دریافت میکرد. اما هیچ حقوقی به ما نمیرسید. هرچقدر هم به سایر همکاران میگفتم بیاید یک کاری بکنیم، غالبا کاری نمیکردند. چون بهرحال آنها هم لابد هشتشان گرو نهشان بود.
🔸داستان در جایی جالب میشود که مدیران این شرکت اینطرف و آنطرف مدام فیگور روشنفکر هم می گرفتند و درباره نظام برنامهریزی هم نشستهای تخصصی برگزار میکردند. در این فرایند هم غالبا به شکل معناداری همه میروند و روی رادیکالترین مفاهیم همچون حق به شهر دست میگذارند. همین چندوقت پیش پوستری دیدم نشان میداد یکی از این همین مدیران درباره زندگی مستاجری و چالشهای اجارهنشینی نشستی گذاشته بود. باورتان نمیشود او حتی کتابی هم در این باره نوشته بود. او در همان حال که دستمزد نیروی کار مستاجرش را نمیدهد، اما در عرصه بازنمایی رگ گردنش باد میکند برای دفاع از مستاجری که معلوم نیست در چه مختصات و مکانی زندگی میکند.
🔹تو گویی در سطح انضمامی هیچ اهمیتی ندارد ما کجا ایستادهایم. صرفا مهم این است در ساحت نمایش همه چیز مرتب به نظر برسد.
▪️شما هم تجربههایتان را برایمان بفرستید.
#جستارهایدریافتی
#نهادسازی
#مطالبهگری
#شرکتهایمهندسینمشاور
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 10 | 🔍عاملیت دیدن
▪️حال که شما حال ندارید ببنید، ما به جای شما میبینیم.
🔸در دپارتمان شهرسازی و معماری، یکی از اصول آموزش، تربیت چشمهاست. یعنی شما باید در گام اول بتوانید مناسبات فضایی را دقیق ببینید. ممکن است شانه بالا انداخته و بگویید این چه آموزشی است؟ چه چیزی بدیهیتر از دیدن؟
▪️اما کاش همه چیز به همین اندازه ساده بود. به خوبی میدانیم آن پیرمرد خردمند بهمیانجی نوعی انتزاع از دوختن یک کت و شلوار در یک خیاطی کوچک شروع کرد و چه دقیق تاریخ سرمایه را از دوران کارگاههای تولیدی تا کارخانههای صنعتی برایمان روایت کرد. بهگونهای که امروز که بیش از پیش تمام مناسبات شهری شدهاند از هر طرف که میرویم، باز چارهای نداریم که به منطق تحلیلی سرمایه برگردیم.
🔹اگرچه نه تماما به همین سبک و سیاق که عجالتا در توانمان نیست، اما میتوان گام بهگام نشان داد تا چه اندازه ما نمیتوانیم مناسبات اجتماعی و فضایی دوروبرمان را ببینیم. فراتر از صورتبندیهای فرمال، در اینجا دیدن به قسمی درک کردن برمیگردد. در این معنا، بهواقع درک مناسبات جاری در فضا بیش از هر زمانی به تامل و درک سایر چیزهای غیردیدنی نیاز دارد. بنابراین، دیدن آن لحظهای است که تمام روابط مرئی و نامرئی در چشمهای سوژه به میانجی پلک زدنهای مکرر، تقاطع پیدا می کند. هم از اینروست که در یک فضای واحد ما با چیزهای دیدنی متفاوت سروکار داریم.
▪️سوژهای در شیرآباد زاهدان قدم میزند. او بیش از هر زمانی چیزهای کثیف و خطرناک میبیند: جوانان لات ولوتی که خالکوبیهای رنگارنگ دارند. جیببرهایی که فرهنگ ندارند و در تاریخ چندسالهشان همواره فرهنگ فقر را بازتولید میکند. کوچههای تنگ و باریک که نفوذپذیر نیستند و با اسناد بالادستی همخوانی ندارند.
🔸سوژهای دیگر اما وقتی به آنجا میرود، چیزهای دیگری میبیند: فرودستانی که تاریخا از فرایند توسعه شهری کنار گذاشته شدهاند. باقیماندههایی که در اقتصاد رسمی جایگاهی ندارند و تنها مفر زندگیشان اقتصادغیررسمی است. محلهای که از خدمات شهری بهرهای نبرده است.
▪️در اینجا ما به دو شیوه از دیدن طرفیم. از یکطرف کسی را میبینیم که فضا را به میانجی پیفپیف بو میدهد، روایت میکند. از طرف دیگر کسی را داریم که تلاش میکند به مناسباتی که در شهرها، باقیمانده تولید میکند، توجه کند.
🔹هرکدام از این اشکال دیدن با ارجاع به نوعی از رسمیت و غیررسمیت در نظام برنامهریزی، به سیاستگذاریهای متعددی منتهی میشوند. یکی باعث بازتولید نظم مرکزی و ترمیم شکافهای نظام برنامهریزی و دیگری باعث به پرسش کشیدن سیاستهای مرکزمحور و تعمیق شکافها میشود.
🔸شما فضا را چگونه میبینید؟
#عاملیتدیدن
#جستارهایدریافتی
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 11 | 🔍زیباییشناسی حاشیه
▪️کمی که حواسمان پرت میشود، رهایت که میکنند دوست داری بدبخترین سوژه جهان باشی. حتی آنگاه که با نامونشانهای نمادین فراوان در ملک شخصیات در ارتفاعات تهران نشستهای و چپ و راست را با هنر و اغراقهای خاص ادبیات به لطف مینوازی و از تاریخ آگاهی طبقاتی حرف میزنی، این نهایت رادیکالیسم توست که کسی باشی که در حومه زندگی میکند. ساکن خانهای قولنامهای که هرازچندگاهی با مامورهای شهرداری یقهبهیقه میشود. هر روز صبح مثل بینام در رمان گرسنه از خواب بیدار بشوی و دستوصورت نشسته خودت را به هزار زحمت به اتوبوسهایی برسانی که کارگران ساختمانی را فوجفوج به شهر میبرند.
🔹با ارجاع گاهوبیگاهی به بلانشو و لویناس، مدام نوعی رازوارگی بیانتها را به روایتهایت از تجربه زیستهات نسبت میدهی. طوریکه بهندرت متوجه میشویم کی در حاشیه بودی. کی در کارخانه تفکیک زباله کار کردهای و این کفشهایی که پوشیدهای تیمبرلند است یا پوتین سربازی؟ راست میگفتی بنیامین با آن سکوت رازآمیز و طمانینههای همیشگیاش بیش از هر زمانی فیلسوف چیزهایی است که تاکنون نگفته است. در این معنا توام شاید استاد چیزهایی هستی که در زندگیات هیچوقت تجربهشان نکردهای. من ندیده بودم فقر و اینکه هیچوقت در حاشیه زندگینکردهای، به فقدانی پرنشدنی برای یکی تبدیل شود.
🔸نه اینکه بهواقع سوژهی باشی که در حاشیه زیسته است، بیشتر بازنماییهای این پوزیشن برایت جذاب است. مدالهای درخشان نامونشان به گردن داری، اما کماکان شیفتهی اینی که بینام باشی. چون بینامی بیشتر تعمیمپذیر است. چون هنرمند هستی، بیش از هر شکلی از عاملیت، بیشتر این فیگورها و ژستهایند که برایت پرابلماتیکاند. اما صد حیف نمیدانی که فرم خودش می تواند تا چه اندازهای رادیکال باشد. تماما مواضعت در ساحت بازنمایی است. اما سعید روستایی که فیلم میسازد، شروع میکنی به بدوبیراه گفتن. میگویی فریمهایش رادیکال نیستند. با اینکه ابزارآلاتت در حد و اندازه اصغر فرهادی است، اما هیچ دوست نداری از سرحدات جنوب شهر غفاری پایینتر بیایی.
▪️من نمیدانم لابلای این خرت و پرتها به دنبال چه میگردی؟ من خودم خیلی وقت است که دیگر حومه برایم جذابیت نظری ندارد. اگرچه هر روز مجبورم بدن خستهام را کشانکشان به ایستگاه برسانم و با همان اتوبوسهای شلوغ که در ساحت موضعگیری دوست داری رانندهاش باشی، به خانهام برگردم.
#تجربهزیسته
#جستارهایدریافتی
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 12 | تاریخ برنامهریزی
▪️برنامهریزی بیش از هر زمانی نوعی تنظیمگری است. در این معنا فراتر از خونشهای کالبدمحور ما با مفهومی به نام اقتصاد برنامهریزی طرفیم. قاعدتا در هر دورهای نظام برنامهریزی، دمودستگاههای خاص خودش را دارد.
🔸یکی از مهمترین بازیگران نظام برنامهریزی ایران، سازمان برنامه و بودجه است. پس از تاسیس این سازمان در سال ۱۳۲۷، برنامههای عمرانی برای نظم و نظام بخشی به مناسبات فضایی در مقیاس ملی متولد شدند. اساسا از خلال چنین مواجهای در ساحت سیاستگذاری بود که عقلانیت برنامهریزی کمکم مابهازای فضایی پیدا کرد.
🔹خوانش از برنامهریزی بهمثابه رویهی تنظیمگری منابع و منافع، هرشکلی از مداخله در فضا را به اشکال متعدد تضادمنافع پیوند میدهد. بنابراین هرجایی که از برنامهریزی حرف میزنیم، بدونشک باید از منازعات و کشمکشها هم صحبت کنیم.
▪️خاطرات ابوالحسن ابتهاج در مقام یکی از مدیران وقت سازمان برنامهوبودجه بهخوبی برخی از کشمکش نیروها در ساحت سیاستگذاری را آشکار میکند. اگر میخواهید بدانید تاریخ برنامهریزی در ایران با چه تخاصمهایی پیوند خورده، این کتاب را از دست ندهید.
@urbannEssay | 0 |
| 13 | https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 14 | 🔍تولیدفضا: دیالکتیک عاملیت و ساختار
▪️وضع موجود تا چه اندازه حاصل امر کلی و تا چه اندازه حاصل امر خاص است؟
🔸در فضای انضمامی(آنچه شهر نام دارد)، غالبا این دو سویه روی هم میافتند و وضعیتی تولید میشود که همزمان که نه این است و نه آن، هم این است و هم آن. درست مثل تقاطع عاملیت و ساختار که وضعیتی را میدهد که تمییز مرز هرکدام از آنها به تنهایی تقریبا ناممکن است. بهسختی میتوانیم ناعدالتیهای اجتماعی و فضایی را صرفا بواسطه یکی از دو سویه توضیح دهیم. هربار که این کار را میکنیم، در نهایت میبینیم چیزهای زیاد آن بیرون باقیماندهاند که از صورتبندی ما بیرون ایستادهاند و به ما چشمغره میروند. از اینرو آنچه فهم ما را متاثر میکند نوعی دیالکیتک و رفتوبرگشت میان این دو است. ناعدالتیها همزمان که از دمودستگاهها نشات میگیرند، حاصل اشکال مختلف عاملیتها هم هستند. آنها الزاما سنخیت تام و تمام با ساختار از پیشتعینیافته ندارند، همزمان که آن را بازتاب هم میدهند.
🔹منازعات گفتمانی پیرامون این دوگانهها وقتی بالا میگیرد که در ساحت برنامهریزی به سمت نوعی از هنجارمندی- این یا آن شکل از توزیع منابع- حرکت میکنیم. در این مسیر دو رویکرد متخاصم وجود دارد. رویکرد اول با تسامح پشت امر کلی و ساختار و دومی پشت امر خاص و عاملیت ایستاده است.
▪️در رویکرد اول این ساختار است که اساسا جهانبینی شما را تولید کرده و به پرکتیس شما هم سمتوسو میدهد. آنگاهی که آلتوسر از آپاراتوس و دمودستگاه حرف میزند، بیش از هر زمانی چنین صورتبندیای مدنظر دارد. ما در مقام برنامریز از خلال سازوبرگهای ایدئولوژیک دولت- در خانواده، مدرسه، دانشگاه و میدانهای دیگر- تربیت میشویم و چشمهای ما از آن لنزی فضا را میبنید که روی ما بارگذاری شده است.
🔹اما رویکرد دوم معتعد است تمامیت ساختار همواره واجد تناقضها و از همینرو شکافهایی است. هم در همین دقایق است که عاملیت سوژهها و عاملها در ممکن کردن شیوه خاصی از برنامهریزی امکانپذیر میشود. در این وضعیت فرایند برنامهریزی ممکن است بیش از هر زمانی بواسطه نیروهای خرد و بیرون از نظم نمادین مادیت پیدا کند. آنگاهی که لوفور از زندگی روزمره و تولید فضا حرف میزند، بیش از هر زمانی از این رویکرد فضا را میبیند. حقبهشهر بیش از هر زمانی حاصل وجود چنین شکافی است. در این وضعیت ما الفبای خودمان را داریم و الزاما به همان الفبایی که فضا را تدوین کردهاند، با آن مواجه نمیشویم.
🔸شما شهر را چگونه میبینید؟
#ساختارگرایی
#عاملیتفضایی
#تولیدفضا
#جستارهایدریافتی
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 15 | 🔍تعلقمکان و عاملیت
▪️در وضعیتی که به شهریشدن سیارهای مشهور است، مناسبات اجتماعی و فضایی بیش از هر زمانی مبتنی بر اشکال مختلف مکانزداییاند. ما وقتی مکان را از دست میدهیم، طبیعتا عاملیتمان هم شکل و شمایل خاصی پیدا میکند. در این وضعیت که گویی زیر پایمان خالی است، دیگر شما به میدان وصل نیستید. کوچهپسکوچهها را بلد نیستید. بر درز و شکافها تسلط ندارید. یکهو در همان حال که از دست مامور فرار میکنید، سر از کوچهای بنبست درآورده و بهراحتی دستگیر میشوید.
🔸آنجایی که از مکان حرف میزنیم، طبعا نوعی هویت و تعلقخاطر را هم مدنظر داریم. مفهومی که در شهرسازی از آن بهعنوان حستعلق یا هویت مکانی یاد میشود. شما وقتی به جایی احساس تعلق ندارید، نمیتوانید نسبت خودتان را با آنجا تعریف کنید. هرکاری میکنی که فکر کنی آنجا خانهت است، اما نمیشود. اگرچه ممکن است سالها هم در آنجا زندگی کنید. نتیجه این نسبت کژدارومریز این است که آن جا بهتدریح از فرایند توسعه بازمیماند. چون شما در مقام سوژهای که میتواند شیوه خاصی از فضا را تولید کند، به آنجا احساس تعلق ندارید و کاری هم برای آنجا نمیکنید. شما بند و بساطتان را جمع میکنید و به جای دیگری میروید. این جابجایی بهتدریج نسبت شما با فضا را متاثر میکند. شاید بیشتر محتاط شوید یا البته رادیکالتر. بسته به اینکه چه نسبتی با اینجا و آنجا برقرار کنید، به یکی از این طرفین بیشتر سوق پیدا میکنید.
🔹در وضعیت مکانزداییشده، ایدههای جهانوطنگرایی ظهور کرده، از خلال پر کردن فقدان مکان، بار دیگر معنا خلق میکنند و شما را از یک وضعیت مشخص در یک مختصات مشخص به آستانههای دورتر و نامرئیتر- به وضعیت بشر در ساحت ایده- نسبت میدهند. اکنون شما سوژه جهانوطنی و نماینده یونیورسالیتی هستید که میخواهید بشر را نجات دهید. بشری که معلوم نیست من و شما چقدر جزو آن هستیم یا نیستیم. در این وضعیت شما بیش از هر زمانی به مرزهای جهان تعلق دارید تا به یک جغرافیای خاص و تکینه و محله شیرآباد زاهدان هم برای شما بیش از هر زمانی صرفا یک ابژه تحلیل است.
▪️اگر کمی غفلت کنیم، چنین مواجهای با در انداختنمان در دام نوعی نوستالژی و گذشتهگرایی که در پایان آن کوروش و داریوش ایستادهاند، ممکن است ما را مجذوب ایدههای ایرانشهری کرده و جوانان و پیران راستکیش را خشنود کند.
🔸اما در اینجا فارغ از کشمکشهای گفتمانی هدف فکر کردن به این پرسش است که بهواقع ما در غیاب قسمی تعلق به مکان چه چیزهایی را از دست میدهیم؟ و عاملیتمان چه تغییری میکند؟
#جستارهایدریافتی
#حستعلق
#مکانوعاملیت
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 16 | 🔍خاطرات شبانی
▪️زندگی شبانیام تاکنون جزو لحظاتی بوده که همواره بدان بازگشتهام. هرجا که نشستهام، در نجوایی درونی همواره یکی از طرفین گفتگوام آن دوستم بوده که نوجوانیام را با او در کوهستان گذراندهام.
🔸سالها گذشت و ما از خاکوخلهای طبیعت اولیه به آسفالت لمیزرع طبیعت ثانویه پرتاب شدیم. به آسفالت که رسیدیم، او به سمت فلسفه و من به سمت جامعهشناسی آمدم.
🔹ما که تمام زندگیمان در کوه و کمر میگذشت، یکهو به زمینهای صاف شهر پرتاب شدیم. هرچقدر در این مسیر جلوتر میآمدیم، صدای زنگولهها کمتر و ذکروخیر آنها بیشتر میشد. چنین مواجهای با گذشته، همان رانهای بود که من و او را از دو مسیر متفاوت به یک مقصد واحد در شهر و دانشگاه کشاند.
▪️روزی برای یک نشست پیرامون دولت در دانشگاهی مشترکا دعوت شده بودیم. با لبخندی همدیگر را بغل کردیم و کنار هم نشستیم. او با هیجان همیشگیاش ااز لویاتان گفت و من از شبانی.
🔸اگرچه شاید تو بیشتر دوست داشتی داستان ما مثل وقتی باد در مرغزار میپیچد، به پایانی آیکونیک ختم شود. اما درست یا نادرست، ما سالهاست که دیگر بغضهایمان را کنار گذاشتهایم دوست من.
#بهحومهبیایید | 0 |
| 17 | 🔍سیاستهای خیابانی
◾️«از دهه ۱۳۳۰ به بعد، صدها هزار خانوادهی تهیدست، بخشی از جریان طولانی و پیوسته مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ را تشکیل میدادند. برخی از آنها به دنبال بهبود وضع زندگیشان بودند و برخی دیگر هم فقط میخواستند زندهماندنشان را تضمین کنند..در آستانه انقلاب اسلامی، شمار این جوامع به پنجاه رسیده بود. اینها بدون آنکه بخواهند به یک ضد نیرو تبدیل شدند..».
🔸اگر به تاریخ توسعهشهری و پیوند آن با منازعات اجتماعی و سیاسی بهویژه در لحظه انقلاب ۵۷ علاقه دارید و میخواهید بدانید وضعیت محلات تهران در بحبوحه انقلاب ۵۷ و بهم ریختن نظم نمادین چگونه بوده، این کتاب را از دست ندهید.
🔹آصف بیات با فراروی از صورتبندی کلاسیک مبتنی بر طبقه، خوانش دیگری از عاملیت فرودستان شهری ارائه میدهد. چیزی که او با هایلایت کردن جایی به نام خیابان، از آن بهعنوان پیشروی آرام تهیدستان شهری یاد میکند.
#سیاستهایخیابانی
#تهرانوانقلاب۵۷
#بهحومهبیایید | 0 |
| 18 | 🔍نامها و سیاستها
▪️برخی با سماجت خاصی روی این مانور میدهند که به من نگویید دکتر. آنطرف هم برخی هستند که اگر دکتر صدایشان نکنید جوابتان را نمیدهند.
🔸در اینجا شاهد نوعی رتوریسم، ژست و نامگذاری هستیم که هرکدام از طرفین بواسطه آن خود را تعریف میکنند. تا به اینجا میتواند محل بحث ما نباشد. چرا که هر کسی ممکن است شیوه خاصی از نامگذاری و متعاقبا فراخوانی را ترجیح بدهد. مساله قابلتامل، نمودهای بیرونی این نامگذاریها در میدانی از نیروهاست. چرا که نامها نیرو تولید میکنند و به پوزیشنها پیوند میخورند. با احترام و نوعی اغراق ادبی، میتوان این دو شیوه مواجه با نامها را در میدان آکادمیک تحلیل کرد.
🔹دسته اول غالبا کسانیاند که تلاش میکنند از صورتبندی کلاسیک رابطه استاد-شاگرد بیرون بزنند. در همین راستا بسیار پیش میآید آنها دانشجویان را با اسم کوچک صدا میزنند. لباسهایی نه تماما اتوشده و گاها چروک میپوشند. شلوار جین و تیشرت و کتونی میپوشند. غالبا در بیرون از دانشگاه در اجتماعات روشنفکری جایگاهی دارند یا بهرحال شیوهای از بازیگری و عاملیت را جلو میبرند. چون بیرون از دانشگاه هم نامهایی از جمله اکتیویست شهری یا فعال اجتماعی دارند، بنابراین این- نه تماما این- باعث میشود دکتر خوانده شدن برایشان علیالسویه یا حتی نوعی دستاندازی باشد. آنها موهای کم و بیش ژولید و نامرتب را بر کت و شلوار و نوعی از شق و رقی ترجیح میدهند.
🔸دسته دوم کسانیاند که با تسامح میتوانیم آنها را کارویژههای کلاسیک نامگذاری کنیم. آنها غالبا سوژهی ملاحظات و اقتضائاتاند. آنها کم و بیش بین تیشرت-کتونی-شلوار جین یا پیراهن- کفش چرم- شلوار پارچهای، دومی را ترجیح میدهند. دانشگاه برای این گروه، غالبا میدان اصلی بازنمایی است. آنها بجای اینکه از در آکادمیهای موازی در بیایند، معمولا به شهرداریها، نهادها و سازمانهای دولتی متصل میشوند و بدینطریق پروژههای مطالعاتی انجام میدهند. یا از طرف دیگر خودشان برخی شرکتها و آژانسها تاسیس میکنند و بدین واسطه مشغول به کارهای تخصصی و پژوهشی میشوند. آنها اساسا استاد عاملیت نهادی هستند. در همین راستا غالبا بسیار دقیق نسبتها و روابط نهادی را میشناسند. آنها میدانند فلان سازمان چه موقع فراخوان مناقصه میگذارد. یا چقدر باید برای یک پروژه پیشنهاد مالی بدهند که پروژه را بگیرند.
▪️دسته اول اگر اینطرف و آنطرف نشستها و درسگفتارهایی میگذارند. نقد و نوشتارهای تحلیلی منتشر میکنند یا سایتی بالا میآورند و گروههایی پیرامون برخی مسالهها تشکیل میدهند. دسته دوم در شرکتهایشان یا دفتر کارشان مشغول انجام مطالعاتاند. مقالات عملی-پژوهشی چاپ میکنند و عضو هیات تحریریه نشریات تخصصی میشوند. از نظر سن و سالی هم گروه اول غالبا جوانتر از دسته دوم هستند. گروه اول غالبا ترجیح میدهند موسیقیها آرام و سنتی گوش بدهند. گروه دوم اما غالبا ریتمهای تند و گاها نامنظم را ترجیح میدهند.
🔹وضعیتهای بسیاری هستند که بیرون از این صورتبندی ما قرار میگیرند. بدونشک این صرفا یک صورتبندی فرمال و کمی عجولانه است. هدف هایلایت کردن وضعیتی است تا بواسطه آن چیزهایی در این لابلا رویتپذیر شوند. بهواقع نامها با ما چه میکنند؟
جستارهایدریافتی
نامهاوسیاستها
بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 19 | 🔍پژوهشهای شهری: بهسوی نقد
◾️همیشه برایمان یکی از مهمترین مسالهها در میدان دانش و پژوهش شهرسازی، گفتگوپذیر بودن نوشتارهایی است که مقاله علمی-پژوهشی نام میگیرند. تاکنون همواره سعی کردهایم این اصل را در نوشتارهایمان رعایت کنیم. نه اینکه تماما یک مسالهای را حلوفصل کرده یا توانسته باشیم تکلیفش را در چند صفحه روشن کنیم. اما فکر میکنیم دستکم توانستهایم زمینهای برای نقد گفتمانی در حدوحدود همان چند صفحه باز کنیم.
🔹نوشتاری که نتوان روی آن چندوچون کرد بهواقع به چه دردی میخورد؟ شاید فکر کنید دستکم به درد آرشیو میخورد. اسناد آرشیوی غالبا بازتابدهنده یک وضعیت انضمامی در یک دوره مشخص هستند.
🔸 تا جایی که به فرم علمی-پژوهشی برمیگردد، اساسا این نوشتارها کمتر ارزش آرشیوی پیدا میکنند. چون غالبا این نوشتارها(نه الزاما پژوهشها) نوعی تدوینگری عجولانهاند که نویسنده( نه الزاما پژوهشگر) از خلال آن غالبا به پر کردن فرم و فریم فکر میکند.
◾️علاوه بر این، این نوشتارها غالبا نه در ساحت گفتمانی، آنچنان چفتوبست دارند که منازعهای گفتمانی را برپا کنند و از طرف دیگر در سطح میدان نیز، آنچنان از نیروهای برسازنده میدان فاصله دارند که نمیتوانند پیشانگارههای نظری را به نقد بکشند و بدینواسطه منازعهای انضمامی را علم کنند. یعنی از یکطرف فاقد قوت گفتمانی و از طرف دیگر فاقد قدرت انضمامیاند. برای همین وقتی نوشته میشوند، حتی کمتر پیش میآید که موردمطالعه پژوهشگران دیگر قرار بگیرند. توگویی آنها نوشته میشوند که فقط جایی را پر کنند.
🔹البته کم هم نیستند مقالاتی که اینطرف و آنطرف از آنها بسیار آموختهایم و به میانجی آنها ساعتها به نقد و بررسی نشستهایم. یا از خلال آنها فهم و درک گفتمانيمان را ارتقا دادهایم یا ملاحظات روششناختی مواجه با میدان را فراگرفتهایم. اما با همه اینها، کولاژهای گفتگوناپذیر بسیار بیشتر از پژوهشهای گفتگوپذیرند.
🔸بهنظر شما چرا مقالات علمی-پژوهشی شهرسازی در ایران کمتر مبنای گفتگو و نقد قرار میگیرند؟ انگار که اساسا وجود ندارند.
#مقالاتشهرسازی
#جستارهایدریافتی
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay | 0 |
| 20 | 🔍کولاژهای ایرانی-اسلامی
▪️در ادبیات شهرسازی، مفهومی به نام سازگاری وجود دارد. یعنی اینکه عناصر فضایی که در کنارهم قرار میگیرند، باید یک نسبتی باهمدیگر داشته باشند. ااینطور نباشد که تراشکاری و درمانگاه در یک جا باشند.
🔸میدان آزادی یک کارکردی دارد که اساسا در تقابل با کارکرد مذهبی است. آدمها به اینجا میروند که چندتا عکس یادگاری بگیرند و چند دقیقه هم بنشینند و برگردند. نمیروند که آنجا سینه بزنند و عزاداری کنند. چه میشد اگر همین المانها را در میدان امام حسین که اساسا همین کارکرد را دارد نصب میکردند؟
🔹شهرداری میگردد و در ایکونیکترین مکانها، حرکات نمادین میکند. در این فرایند از قضا به شکل ایکونیک همه چی به ضد خودش تبدیل میشود. البته چنین چرخشهای ایرانی اسلامی بهویژه بعد از جنگ بسیار قابلدرک است.
◾️میگویند هر دمودستگاهی فضای خاص خودش را تولید میکند. اما نظام مدیریتی ما فقط با داربست این کار را میکند.
🔸یکی نیست به دنکیشوت بگوید بیا و عجالتا دست از جنگ با شوالیهها بردار. آنها دیگر صرفا در کتابها هستند و فقط به درد عبرت گرفتن میخورند.
#جستارهایدریافتی
https://t.me/urbannEssay | 0 |
