ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

الذهاب إلى القناة على Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

إظهار المزيد
1 368
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-2830 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from Sorcière
هی ننویس و هی پاک نکن، هیچی نیست که بخوای بگی.

متن تامل برانگیز مهمه و اینجا میتونی پیداش کنی

کالبد جان باخته ای را از میان کمدم بیرون کشیدم تا متناسب با خودت باشه. تو فقط همون چیزی رو دیدی که خودت بودی. :)

می‌خواهم بروم، به جایی دور، به دور از آدم‌های تکراری، کلیشه ها، تعصب‌ها، می‌خواهم رها شوم از این‌ همهمه ها از این تقلا برای رسیدن به مفاهیمی پوچ، این شهر همه را عوض کرده است، این شهر شهد بردگی می‌پاشد به روی دلم، این شهر من را از یاد من می‌برد. گاه و بی‌گاه با خود غریبهٔ میشوی و صبح تا شام می‌جنگی‌، می‌جنگی تا به خود ثابت کنی که هستی که وجود داری که هنوز هم راه های نرفته بسیارند که هنوز بسیارند نازیسته‌ها و توشه تو هر روز و هر روز خالی می‌شود از زیستن، زمان می‌گذرد و تو در تقلایی تا چنگ بیاندازی به مفاهیم مادی زیرا در این سرای سراسر پوچی و دغل تنها چیزی که موجب حیاتی اجباری و انکار ناپذیر می‌شود همین مفاهیم و عناصر پوچ هستند. همیشه از پوچی هراس داشته‌ام، از عوض شدن و تبدیل کردن ناخواسته زندگی‌ام به کالبدی متحرک که روح خود را به اربابان دنیای واهی فروخته است حال میفهمم که روال این دنیا همین است، مبادله همیشه در جریان است همانطور که جسم فاحشه‌ای ابزاری برای لذت جویی انسان‌های قوی‌تر از خود است حال گویی ارواح ماهم ابزاری برای اربابان و ملازمان اند. حس چرکی و چروکیده‌گی دارم. چرا دروغ چندین روز است که بی‌رمق‌ام، به سختی لقمه نانی را در دهانم فروکرده و با لیوانی از اندوه پایین می‌برم. به‌هم سن و سال هایم که نگاه می‌کنم جمعیتی را می‌بینم که به دنبال فرار اند فرار از واقعیتی که نمی‌خواهندش اما پذیرفته‌اند این اجبار زیستن را. هر روز با خود میگویم: '' حواست هست! داری سمت کجای این جهان میری!؟ '' سوالات مدام تکرار می‌شوند ولی من دیگر هیچ جوابی برایشان ندارم. حال دیگر حضور خود را هم از یاد برده‌ام.

متن هاش تو رو به سرزمین های دور می‌برن >

Repost from .
و فراموش نمی‌کنی‌که چقدر نُت‌ها درعین به رقص درآوردن افکارت، می‌تونن قلب و روحت رو به آتش بکشن و عمیقا این قدم زدن روی جهنمِ هارمونی رو می‌خوای؛ تو با موسیقی به این جهان وصل شدی.

مامیتونیم با بدبختی ها هم دووم بیاریم اما نمیتونیم تو بدبختی بمونیم.

Moonflowers Bloom In Misery

Moonflowers Bloom In Misery

شاید این یه مسیره که آخری نداره، شاید آخر رو هرکسی خودش معنی میکنه.

⌗ یادمان هست به یک آخرِ بهتر برسیم 🌻

You have to know who you are, and what you are. It's the only way to lead decent lives. - Never let me go 2010

What I'm not sure about is if our lives have been so different from the lives of the people we save. We all complete. Maybe none of us really understand what we've lived through, or feel we've had enough time. - Never let me go 2010

Repost from N/a
photo content

شاید جایی میان واژگان بتوان آرام گرفت، شاید.

Repost from Sorcière
من بین داستان‌هایی که نمی‌نویسم زندگی می‌کنم.

مرا ببر مثل تکه‌ای بازمانده از کاخ اندوه و جايي دیگر بنایم کن.

Repost from حرمــان؛
photo content
+1

کتاب فرصت زندگی نازیسته

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺 - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام @idsingularity