ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

الذهاب إلى القناة على Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

إظهار المزيد
1 365
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-2430 أيام
أرشيف المشاركات
5.70 MB

چقدز طول میکشد تا خاطره از یاد شخص برود؟ چقدر طول میکشد تا دیگر رشته فکر و خیالت به سوی روزهایی نرود که دوست داشتی برای همیشه در آن باشی.چقدر طول خواهد کشید تصویر شخصی که دوست داری او را به آغوش بکشی فراموش کنی. خاطرات چون توصیف هدایت"... خوره هایی هستند که روح را در انزوا به آهستگی میخورند." روزها میگذرند و گرچه از آنها دور میشوی اما این پرنده خیال و فکر همیشه به سوی آنها پرواز میکند و آنها را به یاد می آوری.

و کیست که داند قدر دستانی لرزان پشت گرفتن شماره‌ای آشنا را!کیست که بغض صدایی خسته را دریابد!ناجی‌ای که در همین نزدیکی‌ها دور است!

ما با تنهایی هم باهمیم و به وسعت تنهایی هم عاشق.

در زمان‌های قدیم، مردمان برای این که راز خود را از دیگران پنهان کنند، به بالای یک کوه می‌رفتند و یک درخت پیدا می‌کردند، در تنه‌ آن سوراخی درست می‌کردند، راز خود را با درخت نجوا می‌کردند و روی سوراخ را با گِل می‌پوشاندند. اینگونه بود که راز همیشه سر به مُهر باقی می‌ماند. ما هم زمزمه کردیم و پوشاندیم، مثل همه. پس هر جا جوانه‌ای دیدید، بدانید زیر آن رازی نهفته‌ست، رازی که «در حال و هوای عاشقی» نفس می‌کشد…

In The Mood For Love 2000 kar Wai Wong

این خونه وضعش خیلی خرابه.عمق پی‌هاش خیلی کمه.تیرآهناش نازک و ضعیفن.سیستم لوله‌کشی‌ش هم ارزون و ابتدائی‌یه؛ولی با همه اینها یه چیزایی داره،میشه درستش کرد!

و تو نگاه می‌کنی به تن خسته خویش که بیشه زاریست از اندوه مردمک های چشمت دو دو می‌زنند آنگاه هنگامه جان دادنت که رسید ، تنت که سرد شد پایت که به سستی گرایید استخوان هایت که سوز سرما را به جان خریدند هوهوی جغد پیر را می‌شنوی آفتاب را روی پوستت حس می‌کنی و باد گیسوانت را نوازش می‌کند گنجشککان برایت سرود آزادی سر می‌دهند و طعم گ‍َـَس زنده بودن به شیرینی می‌گراید ، آنگاه است که نور را خواهی دید همان لحظه میان مرگ هایت چیزی مغشوش و کوچک در تقلای ماندن است.

باید شعری تازه گفت آهنگی تازه نواخت باید در چوبی این باغ ها را که در رویاهای مان شکل گرفته اند رو به شهر باز کرد باید همه چیز را از نو ساخت هیچ بادی لانه ی پرندگان را دوباره سر جایش نمی گذارد. - رسول یونان

ما که از زندگی هیچ ندانسته‌ایم چگونه می‌توانیم از مرگ چیزی درک کنیم؟

بزرگ می‌شوی و درمیابی هستی انچنان ما را بازی داده که ما فقط به اندازه پلک زدنی از پهلویی به پهلوی دیگر بیدار شده و باز سریع به خوابی عمیق فرو رفته ایم؛خوابی که ناشی از عدم پذیرش هستی همانطور که هست؛ ما را درخود ذوب می‌کند؛ باید به خودمان بیاییم؛ وگرنه این سرنگی که به رگهای بی وجودمان تزریق شده می‌تواند ما را به خوابی عمیق فرو ببرد؛ خوابی که بیداری از آن غیرممکن بنظر می‌رسد!

چطور می توانیم مطمئن شویم چیزی که فکر می کنیم می خواهیم، همان چیزی است که واقعا می خواهیم؟

وجود تمام ممنوعات در جهان روح زندگی را می‌گیرد امید را می‌زداید و گرما را به سرما مبدل می‌کند و چیزی به اسم ایمان را از معنا تهی می‌سازد و ما تنها در جهان رویاگون خویش است که خاکستر را به رنگ تبدیل می‌کنیم، آتش گرما را دردل روشن می‌کنیم و از حصار بلند ممنوعات عبور کرده و دست به تفکر و خلق می‌زنیم، جایی که چیزی به اسم ایمان را زنده نگه میداریم.

stalker 1979 andrei tarkovsky ''F''

If I could make days last forever,If words could make wishes come true,I'd save every day like a treasure, and then,Again, I would spend them with you. •F

شخصاً از جناب جیم کروچی بابت آلبوم ٬٬You don't mess around with jim٬٬ سپاسگزارم.

وقتی من رو با هدست میبینی در واقع من در این دنیا حضور ندارم.