ar
Feedback
متلهف

متلهف

الذهاب إلى القناة على Telegram

متلهف"غم زده و افسره" https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

إظهار المزيد
4 174
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-2230 أيام
أرشيف المشاركات
آنچه که درونت هست، هم روزی تو را ترک می‌کند و می‌رود.

Repost from آنائل
جانور خود را پنهان کرده بود، ما نگاه او را که ناگهان در چشمان همسایه دیده شد غافلگیر کردیم، بعد او را کشتیم. دفاع از خود مشروع است‌. من جانور را غافلگیر کردم، او را کشتم. مردی افتاد، در چشم‌‌های محتضر او جانور را دیدم. هنوز زنده بود جانور خود من بودم. - ژان پل سارتر

آدما دقیقا همونی هستن که اصرار دارن نیستن.

«أحمل جراحات كل المعارك التي تجنّبتُها.» من زخمِ تمامِ نبردهایی را که از آن اجتناب کرده‌ام به دوش می‌کشم. - مظفر النواب

در خانه‌ای قدم برمیدارم که نام‌اش خانه نیست بر خیابانی شعر می‌کارم که سال‌هاست به دست بولشویک‌ها تسخیر شده من نه در جای می‌گنجم و نه در نام مرا میان گل‌هایی بنام که پاییز را طلب کرده‌اند.

photo content
+8

تو مگر جامِ شرابی که چنین گیرایی ؟!

من به تنهایی معتاد بودم. اگر هرروز کمی با خودم خلوت نمی‌کردم مثل این بود که ضعیف‌تر می‌شدم، چیزی نبود که به آن افتخار کنم امّا وابسته‌اش شده بودم تاریکیِ داخل اتاق، برایم مثل نورِ آفتاب بود. - چارلز بوکوفسکی

آری آن روز چو میرفت کسی داشتم آمدنش را باور؛ من نمیدانستم معنی هرگز را تو چرا باز نگشتی دیگر؟! - هوشنگ ابتهاج

اندوهت را ملامتی نیست. من هم اگر اندوه بودم، آرزو داشتم در سینه ات بنشینم.

photo content
+4

«اشکهارا پشت لبخندی مخفی می کنیم که خیلی درد می کند،و هیچکس نمی فهمد... ‏مارا دردِ همین نفهمیدن می کشد؛نه زخمها.»

او خواهم كه به خلوتكده ای از همه دور من باشم و من باشم و من باشم و من...!

با کسان بودنت چه سود کند؟ که به گور اندرون شدن تنهاست. - رودکی

photo content
+9

هرشب به خودش میگفت فردا دیگر طاقتش تمام می‌شود اما فردا که می‌آمد باز زندگی جریان داشت

چه کردی با جهانم که به دور از یادِ تو قلبم نمیلرزد،نمیکوبد،نمیخندد،نمیرقصد.