ar
Feedback
معتمدآریا

معتمدآریا

الذهاب إلى القناة على Telegram

شبانه روز به عدم چنگ می‌زنم تا زنده بمانم.

إظهار المزيد
1 661
المشتركون
-224 ساعات
-267 أيام
-18430 أيام
أرشيف المشاركات
جات خالیه. از این «جات خالیه» هایی که هرکاری می‌کنم یادم نمی‌ره جات خالیه. از این «جات خالیه» هایی که به سرم می‌زنه بیام ببینمت اما نمی‌تونم چون زیر چند متر خاک و سنگ، چیزی دیده نمی‌شه. جات خیلی خالیه «تمامِ چیزی که نباید از دست می‌دادم».

زندگیم بدون آدم‌هایی که دوستشون دارم پوچه. هویتم باهاشون تعریف می‌شه. با فاریا. با پسرجون (متاسفانه و جدیدا). با همکارام. با دوستام. با نوری. نباشن، هیچم.

1|4 - We Are The People - Empire Of The Sun (320).mp310.50 MB

واقعا کله‌م خراب می‌شه می‌بینم من جمعه‌ها سرکارم ولی داداشم نه. بلند شو برو سرکار مرد حسابی مگو چیست کار (😭😭😭😭).

دلواپستم. هر روز. هر شب. تو مسیر رفت. تو مسیر برگشت. وقتی می‌خوام بخوابم. وقتی بهم می‌گی صبح بخیر. وقتی تنهام و وسط شلوغ‌ترین ایستگاه مترو؛ دلواپستم. انگار قلب منی که خارج از سینه‌م می‌تپی.

تو ورژن سالمتو به من بدهکار نیستی. منم همینطور. من همین ورژن به قول خودت فاکدعاپ و‌ گوه مالتو دوست دارم. می‌پذیرمش. می‌پسندمش. نمی‌دونم دیگه چیکار کنم که بفهمی به چشم من کافی‌ای. که بفهمی نیاز نیست ادای حال خوبارو دربیاری. تو حتی می‌تونی جنازه‌ت رو بذاری رو‌ دست‌هام و‌ با خیال راحت چند ساعت بمیری، بدون اینکه بترسی آدم‌ها بخوان خاکت کنن. من همین‌قدر برای تو امنم، خونه‌ام، آشیونه‌ام. فقط برای تو؛ بفهم. بفهم که از من راه فراری نداری. بخواه که از من راه برگشتی نداشته باشی.

منتظر می‌مونم. منتظر می‌مونم که در هر مختصاتی به من برگردی.

خب دور سرت بگردم، من که گفته بودم! چی بهت می‌رسه اگه انکار کنی که من می‌فهممت؟

بهش می‌گم انقدر عصبانی نباش. می‌گه نیستم. می‌گم باشه ولی من دارم می‌بینم که حالت خوب نیست، نفس بکش، تموم شده، نیاز نیست بهش فکر کنی. می‌گه نه، داری عمیق می‌شی، عمیق نشو، من خوبم. می‌گم باشه و در‌نهایت پیام می‌ده که رو‌ مود نیستم بعدا حرف می‌زنیم.

می‌تونم وسط خیابون، تو دستشویی، کف مترو، حین کار کردن، زیر دوش، تو بغل مامان، جلوی زنداداشم و هزارتا موقعیت خجالت آور دیگه، جوری گریه کنم که زندگیمو آب ببره.

دورچی دروغ نمی‌گفت، اگه نباشی برام بهتره واقعا.

خستگی‌ای هستم که دست و پا درآورده. جسمی روحی روانی مالی زندگی‌ای. دست و پا و یه مغز معیوب دارم که خوب و بدو از هم تشخیص می‌ده و عامدانه می‌ره سمت بد. حتی بدتر. بدتر از بد چیه؟ نمی‌دونم. شاید همون رنگی که بعد سیاهی دیدم و اسم نداره.

می‌دونی دیگه تلاشمو کردم واسه تو؟ می‌دونی دیگه تا تهش رفتم و بالاتر از سیاهی یه رنگی بود که هنوز نمی‌دونم اسمش چیه؟ می‌دونی دیگه نشد که بشه؟ می‌دونی دیگه؟ بگو که می‌دونی. بگو می‌دونی که تو این رنج تنها نباشم‌. مگر آدمی چه بود جز توده‌ای غم که دلش می‌خواست تنها نباشد عزیزدلم؟

این نگین ورقه‌ایارو رو اعصاب و روانم بچسبونم تخمی بودن دیگه به چشم نمی‌اد دیگه؟ مطمئن باشم؟

امروز اگه همکار سابقم نمی‌اومد بهم سر بزنه، ممکن بود تا آخر هفته سالم و‌ زنده نمونم. داشتم از دلتنگیش می‌مردم‌ و تا لحظه‌ای که ندیده بودمش نمی‌دونستم که انقدر بهش احتیاج داشتم‌.

این قضیه که آدم دلش می‌خواد بمیره و بعدش میره دوستش رو می‌بینه و دیگه نه، همیشه منو سوپرایز می‌کنه.

آدم درست، زمان اشتباه، آدم اشتباه، زمان درست و این داستان ادامه داره.

حرف زدن باهاش یکی از بهترین بخش‌های روزمه و هیچ راهی وجود نداره که اجازه بدم این قضیه‌رو بفهمه‌‌.

کار جنرال توی این یک سال و نیم تمام روحیه و ذوق منو کشت. نفرین بر کار جنرال و‌ بی‌پولی.

1|1 - Kamin - Emin JONY (320).mp37.17 MB