دراما کویین
الذهاب إلى القناة على Telegram
We all need a little drama💫 t.me/IncogHubBot?start=u7060f0fd
إظهار المزيد731
المشتركون
-324 ساعات
+147 أيام
+1230 أيام
أرشيف المشاركات
730
من حال نداشتم که پیر پسر و ببینم، زیدی دید و برام تعریف کرد. گویا نویسنده گرام از رو برادران کارامازوف اسکی رفته
730
دیدین همش پدر مادرا میخوان کولر و خاموش کنن و بچه ها میخوان روشن باشه؟
خونه ما برعکسه. مامانم ۲۴ ساعته کولر و روشن میذاره و من و خواهرم میریم تو اتاق و در و میبندیم 👩🏼🦯
730
مادرشوهرم خیلی باحاله کنترل و میگیره میگه اخه کی داره این کس و شعر و نگاه میکنه
تو هم دیگه روت نمیشه بگی من 🤣
730
مغز من ۲۴ ساعت روز:
لباتو ژل بزنم؟
نه
یه ریمل بزنم؟
نه
کانسیلر بزنم؟
نه
ای بابا کی گفت اصن من با تو رل بزنم
730
امروز جهت حفظ انرژی زنانه ام در دوغ و دادم همکارم برام باز کرد.
(دستم در حال انجام کار های مردانه آسیب دیده بود👩🏼🦯.)
730
Repost from «سهشنبهها با دایانودو🦕»
«اما تو عزیزم. نه قایقی ساخته بودی، نه سازی در دستت بود و نه ترانهای بر لبت. نه تولدی که کسی برایت گرفته باشد. نه فیلمی از موتورسواری نه لحظهای از رقصیدنت؛ گویی زندگی پیش از آنکه به تو برسد، از کنارت گذشته بود.
از تو، چیزی نماند جز چند عکسِ تکراری، یادگارِ یکبار سفر به شمال.»
