ar
Feedback
غزلهای ماندگار

غزلهای ماندگار

الذهاب إلى القناة على Telegram

تبلیغات : https://t.me/+UxX9G5A0WT5dAu2J ارتباط با ما👈https://t.me/Reza20122 هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر و غزلها بدون عضویت در کانال مورد رضایت ایشان نمی باشد.

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام غزلهای ماندگار

تُعد قناة غزلهای ماندگار (@ghaz2020) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 12 009 مشتركاً، محتلاً المرتبة 3 167 في فئة الكتب والمرتبة 26 895 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 12 009 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 24 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -194، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -2، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 13.25‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 2.63‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 592 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 316 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 14.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل مولانا, روانشناسی, شعر, کتاب, خودشناسی.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
تبلیغات : https://t.me/+UxX9G5A0WT5dAu2J ارتباط با ما👈https://t.me/Reza20122 هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر و غزلها بدون عضویت در کانال مورد رضایت ایشان نمی باشد.

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 25 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

12 009
المشتركون
-224 ساعات
-307 أيام
-19430 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+11
في 1 قنوات
يونيو '26
+6
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+1 138
في 34 قنوات
Get PRO
يناير '26
+410
في 119 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+864
في 267 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+973
في 252 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+117
في 225 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+152
في 182 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+149
في 188 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+189
في 208 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+70
في 191 قنوات
Get PRO
مايو '25
+175
في 184 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+156
في 252 قنوات
Get PRO
مارس '25
+261
في 291 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+176
في 249 قنوات
Get PRO
يناير '25
+168
في 243 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+190
في 144 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+578
في 64 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+1 184
في 224 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+1 361
في 170 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+1 249
في 253 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+224
في 302 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+144
في 365 قنوات
Get PRO
مايو '24
+245
في 441 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+197
في 382 قنوات
Get PRO
مارس '24
+210
في 458 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+275
في 437 قنوات
Get PRO
يناير '24
+232
في 390 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+253
في 419 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+293
في 563 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+297
في 505 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+309
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+337
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+353
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+352
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+361
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+313
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+301
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+297
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+452
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+455
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+535
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+400
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+441
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+433
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+427
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+296
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+475
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+553
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+510
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+246
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+450
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+411
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+387
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+484
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+472
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+405
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+742
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+581
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+426
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+554
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+556
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+594
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+631
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
25 يوليو+1
24 يوليو0
23 يوليو+2
22 يوليو+3
21 يوليو0
20 يوليو+1
19 يوليو0
18 يوليو0
17 يوليو0
16 يوليو0
15 يوليو0
14 يوليو0
13 يوليو+1
12 يوليو0
11 يوليو+1
10 يوليو0
09 يوليو0
08 يوليو0
07 يوليو0
06 يوليو0
05 يوليو+1
04 يوليو0
03 يوليو0
02 يوليو0
01 يوليو+1
منشورات القناة
تا کفر سر زلفت زد راه دل و دینم جز عشق تو هر کیشی کفر است در آیینم هر صبح ز روی تو هم خانهٔ خورشیدم هر شام ز اشک خود همسایهٔ پروینم تو چشمهٔ خورشیدی من ذرهٔ محتاجم تو خواجهٔ مستغنی، من بنده مسکینم تا خط تو را دیدم، دادی رقم خونم تا مهر تو ورزیدم، بستی کمر کینم هم سلسله بر گردن زان کاکل پیچانم هم غالیه در دامن زان سنبل پرچینم هم سر دهانش را می‌جویم و می‌یابم هم عکس جمالش را می‌خواهم و می‌بینم هم بادهٔ عشقش را می‌گیرم و می‌نوشم هم دانهٔ مهرش را می‌کارم و می‌چینم از قامت موزونش در سایهٔ شمشادم وز عارض گلگونش در دامن نسرینم گر بر سر خاک من بنشینی و برخیزی تا محشر از این شادی برخیزم و بنشینم تا وصف لبت گفتم درهای دری سفتم الحق که در این معنی مستوجب تحسینم تا ماه فروغی رخ از کلبه من برتافت از آه سحر هر شب شمعی است به بالینم #فروغی_بسطامی @ghaz2020

2
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش بیان کند که چه بودست ناشکیبا را بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی چرا نظر نکنی یار سروبالا را شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبش مجال نطق نماند زبان گویا را که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد خطا بود که نبینند روی زیبا را به دوستی که اگر زهر باشد از دستت چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را کسی ملامت وامق کند به نادانی حبیب من که ندیدست روی عذرا را گرفتم آتش پنهان خبر نمی‌داری نگاه می‌نکنی آب چشم پیدا را نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی چو دل به عشق دهی دلبران یغما را هنوز با همه دردم امید درمانست که آخری بود آخر شبان یلدا را #سعدی - دیوان اشعار - غزلیات - غزل شمارهٔ  ۴ @ghaz2020
554
3
تا به تسلیم و رضا قانع دل خودکام شد موجه بیتابی من لنگر آرام شد کعبه جویان را اگر گردید بی چشمی حجاب دیده ما را سفیدی جامه احرام شد برد اوج اعتبار آرام و آسایش ز من خواب شیرین تلخ بر من زین کنار بام شد روی سرخ خویش را کرد از تهی مغزی سیاه چون عقیق ساده دل هر کس که صاحب نام شد آتش آسوده می گردد ز دامن شعله ور اشتیاق من فزون از نامه و پیغام شد غافل ای خورشید طلعت از سیه روزان مشو چون زخط صبح بناگوش تو خواهد شام شد می کند وحشت سگ لیلی همان از سایه اش گرچه هر جا بود آهویی به مجنون رام شد شد مهیا نقل شیرین و شراب تلخ من تا لب شکر فشان یار خوش دشنام شد پاس وقت از تیغ خونریزست حصن عافیت غوطه در خون می زند مرغی که بی هنگام شد از سفر هر چند گردد پخته هر خامی که هست نفس سرکش از دویدنهای بیجا خام شد دشمنان خویش را خوش وقت کردن سهل نیست کامیاب از عمر گردد هر که دشمنکام شد بر نمی آید ز فکر صید، باز بسته چشم می خورد در خواب خون چشمی که خون آشام شد مشت خاکی کز سرکوی تو بر سر ریختیم خشکی سودای ما را روغن بادام شد علم رسمی گشت صائب مانع پرواز من نقش بر بال و پرم از ساده لوحی دام شد #صائب_تبریزی - دیوان اشعار - غزلیات - غزل شمارهٔ ۲۴۲۴ @ghaz2020
1 234
4
تا کفر سر زلفت زد راه دل و دینم جز عشق تو هر کیشی کفر است در آیینم هر صبح ز روی تو هم خانهٔ خورشیدم هر شام ز اشک خود همسایهٔ پروینم تو چشمهٔ خورشیدی من ذرهٔ محتاجم تو خواجهٔ مستغنی، من بنده مسکینم تا خط تو را دیدم، دادی رقم خونم تا مهر تو ورزیدم، بستی کمر کینم هم سلسله بر گردن زان کاکل پیچانم هم غالیه در دامن زان سنبل پرچینم هم سر دهانش را می‌جویم و می‌یابم هم عکس جمالش را می‌خواهم و می‌بینم هم بادهٔ عشقش را می‌گیرم و می‌نوشم هم دانهٔ مهرش را می‌کارم و می‌چینم از قامت موزونش در سایهٔ شمشادم وز عارض گلگونش در دامن نسرینم گر بر سر خاک من بنشینی و برخیزی تا محشر از این شادی برخیزم و بنشینم تا وصف لبت گفتم درهای دری سفتم الحق که در این معنی مستوجب تحسینم تا ماه فروغی رخ از کلبه من برتافت از آه سحر هر شب شمعی است به بالینم #فروغی_بسطامی @ghaz2020
1 613
5
به غم خویش چنان شیفته کردی بازم کز خیال تو به خود نیز نمی‌پردازم هر که از نالهٔ شبگیر من آگاه شود هیچ شک نیست که چون روز بداند رازم گفته بودی: خبری ده، که ز هجرم چونی؟ آن چنانم که ببینی و ندانی بازم عهد کردی که: نسوزی به غم خویش مرا هیچ غم نیست، تو می‌سوز، که من میسازم بعد ازین با رخ خوب تو نظر خواهم باخت گو: همه شهر بدانند که: شاهد بازم آن چنان بر دل من ناز تو خوش می‌آید که حلالت نکنم گر نکشی از نازم اگر از دام خودم نیز خلاصی بخشی هم به خاک سر کوی تو بود پروازم اوحدی گر نه چو پروانه بسوزد روزی پیش روی تو چو شمعش به شبی بگدازم #اوحدی - دیوان اشعار - غزلیات - غزل شمارهٔ ۵۲۷ @ghaz2020
1 852
6
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردم وزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را درون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم درون خمره عالم چو زنبوری همی‌گردم مبین تو ناله‌ام تنها که خانه انگبین دارم دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی چنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم چو دیو و آدمی و جن همی‌بینی به فرمانم نمی‌دانی سلیمانم که در خاتم نگین دارم چرا پژمرده باشم من که بشکفته‌ست هر جزوم چرا خربنده باشم من براقی زیر زین دارم چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایم چرا زین چاه برنایم چون من حبل متین دارم کبوترخانه‌ای کردم کبوترهای جان‌ها را بپر ای مرغ جان این سو که صد برج حصین دارم شعاع آفتابم من اگر در خانه‌ها گردم عقیق و زر و یاقوتم ولادت ز آب و طین دارم تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در روی که هر ذره همی‌گوید که در باطن دفین دارم تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من که از شمع ضمیر است آن که نوری در جبین دارم خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تو مجنبان گوش و مفریبان که چشمی هوش بین دارم #مولانا - دیوان شمس - غزلیات - غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ @ghaz2020
1 889
7
رنگ گندم باز دارد خود نمایی میکند باز پرسیدش چرا ما را هوایی میکند؟ ای خدا ما قدر فهم خویش آدم بوده ایم زلف گندم زارها اینجا خدایی می کند من غریب افتاده ام بین زمین وآسمان چرخ گردون با صلابت آسیایی میکند خرد شد ارکان صبرم در مسیر اشتیاق دردِ دوری با غریبان آشنایی می‌کند تیغ ابروی کمان و تیر مژگان دراز می زند هرشب شبیخون و جدایی میکند این دل ویران مگر باشد مکان سلطنت؟ عشق را نازم، کجا فرمانروایی می کند! بینوا گشتم در این دولت سرای بی کسی آه از درد درونم همنوایی میکند ای دل بیچاره چشم از روی گلها باز دار لاله با طرز نگاهش دلربایی میکند بخت مجنون را ببین از بعد لیلی باز هم چشم آهو با دلم بخت آزمایی می کند #محمدعلی کریمی مجنون 1305/04/07 @ghaz2020
1 585
8
آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم خاک می‌بوسم و عذر قدمش می‌خواهم من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشا بنده معتقد و چاکر دولتخواهم بسته‌ام در خم گیسوی تو امید دراز آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم پیر میخانه سحر جام جهان بینم داد و اندر آن آینه از حسن تو کرد آگاهم صوفی صومعه عالم قدسم لیکن حالیا دیر مغان است حوالتگاهم با من راه نشین خیز و سوی میکده آی تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود آه اگر دامن حسن تو بگیرد آهم خوشم آمد که سحر خسرو خاور می‌گفت با همه پادشهی بنده تورانشاهم #حافظ - غزلیات - غزل شمارهٔ ۳۶۱ @ghaz2020
2 188
9
درآ که در دلِ خسته توان درآید باز بیا که در تنِ مُرده رَوان درآید باز بیا که فُرقَتِ تو چشمِ من چُنان در بست که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت ز خیلِ شادیِ رومِ رُخَت زُدایَد باز به پیشِ آینهٔ دل هر آن چه می‌دارم بجز خیالِ جمالت نمی‌نماید باز بدان مَثَل که شب آبستن است روز از تو ستاره می‌شِمُرَم تا که شب چه زاید باز بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ به بویِ گُلبَنِ وصلِ تو می‌سُراید باز #حافظ - غزلیات - غزل شمارهٔ ۲۶۱ @ghaz2020
2 264
10
به یک پیمانه با ساقی چنان بستیم پیمان را که تا هستیم بشناسیم از کافر مسلمان را به کوی می‌فروشان با هزاران عیب خوشنودم که پوشیده‌ست خاکش عیب هر آلوده دامان را تکبر با گدایان در میخانه کمتر کن که اینجا مور بر هم می‌زند تخت سلیمان را تو هم خواهی گریبان چاک زد تا دامن محشر اگر چون صبح صادق بینی آن چاک گریبان را نخواهد جمع شد هرگز پریشان حال مشتاقان مگر وقتی که سازد جمع آن زلف پریشان را دل و جان نظر بازان همه بر یکدیگر دوزد نهد چون در کمان ابروی جانان تیر مژگان را کجا خواهد نهادن پای رحمت بر سر خاکم کسی کز سرکشی برخاک ریزد خون پاکان را گر آن شاهد که دیدم من ببیند دیدهٔ زاهد نخست از سرگذارد مایهٔ سودای رضوان را من ار محبوب خود را می‌پرستم، دم مزن واعظ که از کفر محبت اولیا جستند ایمان را دمی ای کاش ساقی، لعل آن زیبا جوان گردد که خضر از بی‌خودی بر خاک ریزد آب حیوان را فروغی، زان دلم در تنگنای سینه تنگ آید که نتوان داشت در کنج قفس مرغ گلستان را #فروغی_بسطامی - دیوان اشعار - غزلیات - غزل شمارهٔ ۲۸ @ghaz2020
2 644
11
تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است هر نگاهی می تواند خلوتم را بشکند کوزه ی تنهایی روحم سفالی تر شده است آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب ماه در مرداب این شب ها هلالی تر شده است گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟ دیدم این پاسخ از آن پرسش سوالی تر شده است! زندگی را خواب می دانستم اما بعد از آن تازه می بینم حقیقت ها خیالی تر شده است ماهی کم طاقتم! یک روز دیگر صبر کن تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است #فاضل_نظری @ghaz2020
2 210
12
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردم وزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را درون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم درون خمره عالم چو زنبوری همی‌گردم مبین تو ناله‌ام تنها که خانه انگبین دارم دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی چنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم چو دیو و آدمی و جن همی‌بینی به فرمانم نمی‌دانی سلیمانم که در خاتم نگین دارم چرا پژمرده باشم من که بشکفته‌ست هر جزوم چرا خربنده باشم من براقی زیر زین دارم چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایم چرا زین چاه برنایم چون من حبل متین دارم کبوترخانه‌ای کردم کبوترهای جان‌ها را بپر ای مرغ جان این سو که صد برج حصین دارم شعاع آفتابم من اگر در خانه‌ها گردم عقیق و زر و یاقوتم ولادت ز آب و طین دارم تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در روی که هر ذره همی‌گوید که در باطن دفین دارم تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من که از شمع ضمیر است آن که نوری در جبین دارم خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تو مجنبان گوش و مفریبان که چشمی هوش بین دارم #مولانا - دیوان شمس - غزلیات - غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ @ghaz2020
2 491
13
بس که دل سوختگی ز آتش هجران دارم گر به دوزخ بریم، شکر فراوان دارم اشک و آهم ز فراقت به هم آمیخته شد بلعجب بین که در آب آتش سوزان دارم گر بسوزد نفسم هر دو جهان را نه عجب زان که در سینه بسی سوزش پنهان دارم داغ و دردی که رسید از تو حرامم بادا که سر مرهم و اندیشهٔ درمان دارم شیخ ناپخته به من این همه گو خنده مزن که دل سوخته و دیدهٔ گریان دارم بخت برگشته و لخت جگر و چشم پر آب به هواداری آن صف زده مژگان دارم من و با خاطر مجموع نشستن، هیهات که سر و کار بدان زلف پریشان دارم من و از بندگی خواجه گذشتن، حاشا که ز فرمانبریش بر همه فرمان دارم خوش دلم در غم او با همه ویرانی دل که بسی گنج در این خانهٔ ویران دارم عین مقصود من از دیر و حرم دست نداد سر خون ریختن گبر و مسلمان دارم عاقلان دست به زنجیر جنونم نزنید که من این سلسله را سلسله جنبان دارم تا فروغی به سیه روزی خود ساخته‌ام منتی بر سر خورشید درخشان دارم #فروغی_بسطامی - غزل شمارهٔ ۳۴۱ @ghaz2020
1 953
14
ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی هزار نکته در این کار هست تا دانی بجز شکردهنی مایه‌هاست خوبی را به خاتمی نتوان زد دم سلیمانی هزار سلطنت دلبری بدان نرسد که در دلی به هنر خویش را بگنجانی چه گردها که برانگیختی ز هستی من مباد خسته سمندت که تیز می‌رانی به همنشینی رندان سری فرود آور که گنجهاست در این بی‌سری و سامانی بیار بادهٔ رنگین که یک حکایت راست بگویم و نکنم رخنه در مسلمانی به خاک پای صبوحی‌کنان که تا من مست ستاده بر در میخانه‌ام به دربانی به هیچ زاهد ظاهرپرست نگذشتم که زیر خرقه نه زنار داشت پنهانی به نام طرهٔ دلبند خویش خیری کن که تا خداش نگه دارد از پریشانی مگیر چشم عنایت ز حال حافظ باز وگرنه حال بگویم به آصف ثانی وزیر شاه‌نشان خواجهٔ زمین و زمان که خرم است بدو حال انسی و جانی قوام دولت دنیی محمد بن علی که می‌درخشدش از چهره فر یزدانی زهی حمیده خصالی که گاه فکر صواب تو را رسد که کنی دعوی جهانبانی طراز دولت باقی تو را همی‌زیبد که همتت نبرد نام عالم فانی اگر نه گنج عطای تو دستگیر شود همه بسیط زمین رو نهد به ویرانی تو را که صورت جسم تو را هیولایی است چو جوهر ملکی در لباس انسانی کدام پایهٔ تعظیم نصب شاید کرد که در مسالک فکرت نه برتر از آنی درون خلوت کروبیان عالم قدس صریر کلک تو باشد سماع روحانی تو را رسد شکر آویز خواجگی گه جود که آستین به کریمان عالم افشانی صواعق سخطت را چگونه شرح دهم نعوذ بالله از آن فتنه‌های طوفانی سوابق کرمت را بیان چگونه کنم تبارک‌الله از آن کارساز ربانی کنون که شاهد گل را به جلوه‌گاه چمن به جز نسیم صبا نیست همدم جانی شقایق از پی سلطان گل سپارد باز به بادبان صبا کله‌های نعمانی بدان رسید ز سعی نسیم باد بهار که لاف می‌زند از لطف روح حیوانی سحرگهم چه خوش آمد که بلبلی گلبانگ به غنچه می‌زد و می‌گفت در سخنرانی که تنگدل چه نشینی ز پرده بیرون آی که در خم است شرابی چو لعل رمانی مکن که می نخوری بر جمال گل یک ماه که باز ماه دگر می‌خوری پشیمانی به شکر تهمت تکفیر کز میان برخاست بکوش کز گل و مل داد عیش بستانی جفا نه شیوهٔ دین‌پروری بود حاشا همه کرامت و لطف است شرع یزدانی رموز سر اناالحق چه داند آن غافل . . . #حافظ - قصاید - قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع این شعر ادامه دارد... @ghaz2020
2 069
15
چراغ صبح و دم مستعار هر دو یکی است بقای خرده جان و شرار هر دو یکی است ز لطف و قهر نمی بالم و نمی نالم به خار خشک، خزان و بهار هر دو یکی است چنان ربوده این باغ و بوستان شده ام که نوشخند گل و نیش خار هر دو یکی است فسردگی و کدورت شده است عالمگیر جوان و پیر درین روزگار هر دو یکی است چنان گزیده دنیای بد گهر شده ام که پیش دیده من گنج و مار هر دو یکی است مکن به بدگهران مردمی که آتش را چه گل به جیب فشانی چه خار هر دو یکی است چه لازم است شب و روز خون دل خوردن؟ چو سنگ و لعل درین روزگار هر دو یکی است توان به زنده دلی شد ز مردگان ممتاز وگرنه سینه و لوح مزار هر دو یکی است اگر دو بین ز دو رنگی نگشته ای صائب شب جدایی و روز شمار هر دو یکی است #صائب_تبریزی - دیوان اشعار - غزلیات - غزل شمارهٔ ۱۷۷۰ @ghaz2020
2 382