647
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
-930 أيام
أرشيف المشاركات
646
Repost from N/a
خب 🥂
راه ارتباطیای نیست پس اینجا باشه برای شما که از دوست به من نزدیکترید
646
ناشناس خیلی وقته جواب نمیدم چون هم وقتشو ندارم هم اینکه تو خود ناشناس پیاما قاطی میشن،اینجاهم خوشم نمیاد سوال جواب بزارم ،ولی این چنلو زدم مخصوص پیامهای ناشناس 🧸
@littledrago0n
646
بچه ها جدی همستر پول ازش قراره در بیاد ؟ چون همهی آدمهایی که میشناختمو نمیشناختم دارن جوین میشن تلگرام
646
«یکی از عیبهایم این بود که نمیتوانستم درجا جواب آدمها را بدهم. حرف بیربط که میشنیدم ساکت میماندم.»
646
«یکی از عیبهایم این بود که نمیتوانستم درجا جواب آدمها را بدهم. حرف بیربط که میشنیدم ساکت میماندم.
646
. تو در مسافت بارانی
- همین مصرع اول، دنیایی از معنا و مفهوم را در خودش جای داده.حرفِ اصلی (خطاب به معشوق)، زودگذر بودن دنیا و زندگی است که باید این فرصتِ بسیار کوتاه را غنیمت شمرد و «عشقبازی» کرد. «باران» در اینجا استعاره از گریه و اشک است. انسان با گریه متولد می شود و زمان مرگ نیز در سوگ او گریه می کنند.حسین صفا، این فاصله ی کوتاه را می گوید «در مسافتِ باران»؛ از گریه ی تولّد تا گریه ی مرگ. (عجب تعبیر زیبایی!)
646
منم که لک لک غمگینی به روی دودکشت هستم منم که ماهی دریای بلند موی مشت هستم
منم که طعمه قلابم مرا شکار کن ای ماهی
منم شکار شکارم کن سپس ببوس و بچرخانم سپس بچرخ و ببوسانم
سپس چه کار چه کارم کن چه کار هرچه تو میخواهیست
بخواه آن چه که میخواهی
646
«مسلماً من بیش از دیگران تغییر کردم سیزده ساله بودم، بیست و نه ساله شدم. از جوانیام دیگر چیزی برایم نمانده بود.»
.نینا بربروا
