مدرسه احیاءالعلوم هرات
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
1 170
المشتركون
-224 ساعات
+37 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from پوهنحی شرعیات و علوم اسلامی
قابل توجه دانشجویان گرامى پوهنحی شرعیات و علوم اسلامی
👈🏼 از آنجایی که قرار است روز شنبه ۷ حوت سال ۱۴۰۰ دروس تشدیدی -ان شاء الله- از سر گرفته شود توجه شما را به اطلاعیۀ زیر معطوف میداریم.
👈🏼 در تقسیم اوقات درسی تغییر چشمگیری نیامده اما اوقات دروس تشدیدی در دو تایم جداگانه، دخترانه و پسرانه تنظیم شده است.
👈🏼 قابل یادآوری است که تایم دخترانه ساعت ۸ صبح شروع و ساعت ۱۱:۱۵ قبل از ظهر ختم میشود و تایم پسرانه ساعت ۱۲:۱۵ بعد از ظهر شروع و ساعت ۳:۳۰ عصر ختم میگردد.
👈🏼 دروس محصلان شبانه بعداً اعلان خواهد شد.
از تمام دانشجویان عزیز صمیمانه خواهشمندیم تا در وقت معینه به دروس خویش حاضر شوند.
👈🏼 لطف نموده در پخش و نشر این اطلاعیه همکاری نمایید تا تمامی محصلان گرامی آگاه شوند.
🔶شکایت قرآن
سراینده: ا. بهیج
سال ها گردم نه افشاندی از طاقِ بلند!
روی رف بالا نهادی مثل محبوسی به بند!
یا ز بهرِ چشمِ حاسد(ان یکاد)
کُف کردی تا نبینی هیچ گزند!
یا ببستی آیه ام بر شاخِ گاو
ازدیاد شیر خواستی روزی چند!
یا به بازوی جوان و نوجوان
کردی حافظم ز شر هر خزند!
یا بلند آوازِ من از مرده کش!
قرئتِ "باسط" با لحنی کشند!
من کتابِ شرع و قانونِ توام
لیک چسپیدی تو بر طعن و چرند!
لابلایم شرعت و منهاج و علم!
نهج من جاوید و آرمانم بلند!
من کتاب زنده ام لیکن تو
بی تحرک بند ماندی در کمند
کامل و شامل و پویاییم به دهر
از "حدید" برگیر این منهاج و پند!
تا قیامت پر فروغ با این ندا
رخشِ من فایزِ میدانِ کشند!
آنچه می خواهی بخواه از علم و فن!
بابِ امید در برت هرگز مبند!
بهیج
بازنشر از سه سال پیش:
برای اصلاح جامعه نیازمند آحاد ذیل هستیم:
١. عالم دین شجاع که حرف حق را بگوید، حتی در مقابل حاکم ظالم و در این راه جز خدا از ملامت هیچ ملامتگری نهراسد و از تمام زنجیرهای حزبی، حکومتی و مصلحت های بیجا خود را برهاند.
٢. معلم صادق، مخلص و با رسالت که برای تحقق اهداف و رسالت خود زندگی اش را وقف کند و همواره بیندیشد که چگونه می تواند نسلی رسالتمند تربیت کند که به شعائر و شریعت الهی احترام بگذارند.
٣. زنان مؤمن و مخلصی که دین خود را صحیح بیاموزند و در تربیت فرزندان طبق دستورات دینِ الله متعال و محبت شریعت، از هیچ کوششی دریغ نکنند.
٤. شخصیت های رسانه ای شرافتمند که زبان و قلم خود را در اموری استفاده کنند که موجب خشنودی خداوند است و از دروغگویی، تعریف و ستودن ستمگران و طاغوتیان، انتشار منکرات و تبلیغ برای رهبران فاسد بپرهیزند.
٥. حاكم عادلی که اصلاح وضعیت مردم برایش از اصلاح امور خانه و اولاد خودش مهمتر باشد.
٦. تاجر قناعت پیشه ای که از غضب و گرفت خدا بترسد و بکوشد که الگویی برای تاجران مسلمان باشد و از فریبکاری، احتکار، کم فروشی و خیانت بپرهیزد.
٧. فرهنگی امانتدار که بداند رسالتش ساختن نسلی است که با تمدن اصیل اسلامی آشنا بوده و به هویت اسلامی خود عشق بورزد، و دین و شریعت الهی را افتخار و شرافت خود تلقی کند.
٨. ملتی فهیم که قدر علم و دانش را بداند و بتواند حق و باطل را از هم تمایز دهد و فریب رسانه های دروغگو و کانون های فرهنگی فاسد را نخورد.
٩. خطبا و سخنرانان راستگو و صادق که از منابر خود مدارسی بسازند جهت فرهنگ سازی و سوق دادن افکار نمازگزاران به سوی مفاهیم دین مقدس اسلام.
١٠. سرباز وظیفه شناسی که قدر و ارزش خود را بداند که او با نیرو و قدرت خود حامی دین، اخلاق و سرزمین خود است و در مقابل دشمنان باید دژی مستحکم باشد.
اگر در جامعه خود از این ده صنف مردم، ده ها نفر می داشتیم، وضعیت امت تغییر می کرد و رفته رفته در مدت کوتاهی بسوی آینده ای بهتر قدم می گذاشت.
ترجمه: عبدالناصر امینی
۲۹/ ۱۱/ ۱۳۹۷ هرات
ای فرزند آدم!
به گفتهی کسیکه میگوید: (شخص با کسی است که دوستش دارد.) فریب نخور؛ چراکه هر کس قومی را دوست داشته باشد از پی شان میرود. تو هرگز با نیکوکاران یکجا نخواهی شد، تا زمانیکه پیرو شان باشی، هدایت شان را بپذیری، روش شان را عمل کنی و صبح و شام راهشان را به پیش ببری، دوست داشته باشی از ایشان باشی و عمل شان را ادامه دهی اگر چه کوتاهی کرده باشی، زیرا ملاک کارها استقامت است.
آیا مگر یهود و نصاری و اهل هوی و هوس را ندیدی که پیامبران شان را دوست داشتند؛ اما همراه شان نبودند. آنها در رفتار و گفتار خلاف شان انجام دادند و راهی را جز راهشان رفتند و جای شان آتش جهنم شد.
خداوند ما را حفظ کند.
امام حسن بصری رحمه الله
برگردان: شعیب رحیمی، استاد مدرسه
#مدرسه دینی شهدای غیبتان
@shohadaghaibatan
آخرین همایش اصلاحالبیان سطح ابتدایی و متوسطه
سال تعلیمی ۱۴۰۰ خورشیدی
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
2️⃣ ضعف و تجزیة روحیة دینی:
ملت ما در این مقطع تاریخی، نه تنها از علوم و آگاهی های روز، کاملاً محروم و بیگانه بود؛ بلکه در عرصة دینی نیز دچار حالت پریشان کننده یی قرار گرفته بود. چنان چه دینداری وی، به امور عبادییِ مانند نماز و برخی مراسم شکلی خلاصه شده فعالیت های دینی –جز در چارچوب مدارس؛ آن هم با روشی که با دنیای وقت همخوانی نداشت و برای یک عدة محدود منزوی از جامعه خاص شده بود- وجود نداشت. سیاست را از دین جدا میدانست و باور همگانی این بود که انسان دیندار کسی است که کنج و زاویه یی را اختیار کرده به کار کسی کاری نداشته باشد. چیزی به نام امر به معروف و نهی از منکر از بین رفته بود و –طوری که قصه می کنند- در شب های رمضان، صدای رقاصه های گمراه کننده، مانع نماز تراویح مردم ما در مساجد قرار می گرفت؛ اما این احساس وجود نداشت که یک بار در برابر آن از جانب همین نماز گزاران متدین، «نه» گفته شده و مخالفتی ابراز شود. قرآن مجید فقط کتاب تبرک و بوسه زدن قرار گرفته بود. فراموش نمی کنم این سخن تلخ یکی از کهنسالان را که می گفت: بسیاری از مردم در آن زمان خبر نداشتند که قرآن مجید به غیر از این الفاظی که از آن تبرک می جستند معنایی هم داشته باشد. در مساجد، جز کهنسالان، به ندرت جوانی دیده می شد؛ جوانان دین را متعلق به دوران پیری دانسته زندگی شان را بر سر کوچه ها، عبث و بیهوده سپری می کردند، زنان از اولین معلومات ضروری دین خود آگاهی نداشتند.
به راستی، ملتی که فهم دینی اش این همه نابسامان شده و دین را بی ارتباط به زندگی اجتماعی، سیاسی و تمدنی خویش بداند، چرا این همه نزد دشمنان طعمة غافل و لقمة سهل الهضم تلقی نگردد.
ب- عوامل خارجی:
موجودیت زمینه های داخلی که تجاوز را برای دشمن آسان می کرد، سبب شد تا استکبار جهانی از خارج نیز برای اشغال افغانستان برنامه ریزی کند، چنان چه کرملین، برای اشغال افغانستان نیاز به مهره هایی از خود این مردم داشت تا توسط آن ها، استراتیژی ها و برنامه هایش را در افغانستان دنبال نماید. از همین رو، به بهانة تحصیل، هزاران فرزند خالی الذهن ما را که از حقایق دینی و تربیت اسلامی کمترین بهره را نگرفته بودند، به دیار شان برده، روح الحاد و ستیز با ارزش های دینی و ملی را در ذهن و روان شان زرق نمود و از آن ها عناصری دین ستیز، وطن فروش و بیگانه پرست بار آورد؛ چنان چه همین تحصیل کرده ها بعد از ورود به کشور و جابجایی در پست های کلیدی، رفته رفته سبب تأسیس احزاب دین ستیز کمونستی و به دست گرفتن اختیارات کشور و در نهایت به پیروزی رساندن کودتای کمونستی در کشور شدند؛ کودتایی که خواستار حذف دین و آزادگی، از قاموس زندگی این ملت شد و توسط ایادی دلباختة خود، هر گونه صدای آزادی خواهی را خفه و کشور را در بحر خون فرزندانش به طلاتم در آورد و سرانجام شد آن چه شد.
🔸بیداری و قیام ملت ما:
سر انجام کودتای کمونستی صورت گرفت؛ کودتایی که تهاجم نظامی ارتش سرخ را زمینه سازی کرد. ملت ما هرچند دیر به خود آمد؛ اما از آن جا که احساس تدین و آزادگی، چون خون در قلبش می تپید و به هیچ قیمتی حاضر نبود از دین و آزادگی خود بگذرد، به مصاف دشمن رفت و هرچند اشغالگران، با شعار تأمین اموری حیاتی؛ چون: «کور، کالی و دودی» (خانه، لباس و غذا)، به سراغ او آمده بودند و تا حدی، آن ها را تأمین هم می کردند؛ اما ملت آزادة ما به هیچ وجه حاضر نشد، به خاطر اشباع شکم و شهوات خویش، از آن همه ارزش هایش گذشته و به غلامی تن دهد.
🔸پیروزی ملت ما و عوامل آن:
ملت مسلمان ما بعد از 14سال جهاد بی امان، با اهدای ملیون ها شهید، مجروح و آواره و با پرداخت بهایی که کمتر ملتی آن را برای آزادیش پرداخته است، به پیروزی رسید و سر انجام ارتش سرخ شوروی بعد از 10 سال کشتار و ویرانی، به شکست تن داده و در26 دلو سال1367 پا به فرار گذاشت.
و اما آن چه برای ما مهم و حیاتی است، طرح این سوال است که چه اموری سبب پیروزی ملت ما بر دشمنی که در عالم ظاهر به هیچ وجه با وی قابل مقایسه نبود، قرار گرفت؟ این سوالی است که اگر از انصاف و واقعیت نگذریم، جوابی غیر از این ندارد که همانا، ایمان راسخ، توکل قوی به خداوند، غیرت دینی، وحدت و یکپارچگی ملی و صبر و پایداری کم نظیرِ ملت ما بود که وی را شایستة پیروزی در برابر چنین حریفی ساخت.
🔶یادی از روز تاریخی و پر افتخار 26 دلو
✍ ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم
یادبود و تجلیل از افتخارات تاریخ، برای هر ملت و امتی، یکی از امور مهم و حیاتی شمرده می شود. ملت ها با یادبود و تازه داشتن روزهای تاریخی خود، احساس هویت و عزت را در خود زنده ساخته، در برابر مشکلات پایدار و در میدان کارزار استوار می مانند؛ از آن، همت شان بالا می گیرد، آرزوهای شان شکوفا می شود، بر دشمنان شان فایق می آیند و در میان ملت ها، سروری و سربلندی پیدا می کنند.
از همین رو، الله متعال پیامبرش حضرت موسی را به یادبود و احیای ایام الله «روزهای پرافتخار تاریخ بنی اسرائیل» دستور می دهد: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ»[ابراهیم:] (همانا ما موسی را با آیات مان به پیامبری برانگیختیم [و به وی گفتیم] که قومت را از تاریکی ها به روشنی بیرون آور و روز های خدا را به یاد ایشان ده!)
تا از این طریق حضرت موسی ملت بنی اسرائیل را که آن همه در برابر ستم فرعونیان، ذلیل و زبون شده و به پستی خوی گرفته بودند و روح آزاد منشی و عزتمندی در ایشان مرده بود، بیدار و بدیشان، قلبی تپنده، روحیة قوی، و آرزوهای بالا، ببخشد و آنان را از آن زندگی ذلت بار و فلاکت زده نجات داده و به حیات آبرومند و زندگی سعادتمند برسانند.
بادقت به آن چه گفته آمد، پی می بریم که چقدر برای ما ضرور است تا با یادبود و احیای افتخارات بزرگ تاریخ خود، احساس عزت و قوت را در کالبد همدیگر خویش دمیده و روحیة امید، نشاط و پویایی را در رگ رگ وجود مان ایجاد نماییم و برای دست یافتن به یک آیندة درخشان، از پاننشینیم.
این از یک سو، از جانب دیگر، تاریخ برای ما بزرگترین رهنما و استادی است که می باید از آن بیاموزیم، تجربه حاصل نمائیم و آیندة درخشانی را بر سایه های بلند آن بنا سازیم.
بی تردید، یکی از پر افتخارترین روزهای به یاد مندی تاریخ معاصر کشور ما، 26 دلو (سالروز فرار ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی) از کشور ماست؛ روزی که یک بار دیگر، بعد از چهارده قرن، خاطرة پیروزی های بدر و حنین، و قادسیه و یرموک تکرار شد و سپاه باطل با همه طمطراق و قوتش در برابر سپاه حق با همه تواضع و زهدش به زانو در آمد و تاریخ بشر، شاهد یک پیروزی عظیم در برابر یک دشمن بس بزرگ برای ملت آزادة ما بود.
راستی! انگیزه های آن تجاوز بی شرمانه چه بود؟ زمینه های داخلی و خارجی آن از چه قرار بود؟ سبب قیام و رمز پیروزی ملت ما در چه بود؟ وظیفه و مسؤولیت ما در برابر آن چی است؟ این ها و امور دیگر چیزهایی هستند که –به اذن الله- در این مقال به صورت کوتاه و فشرده -به قرار زیر- بدان ها می پردازیم:
🔸انگیزه های این تجاوز:
شکی نیست، موقعیت بس ارزندة جغرافیایی کشور ما که می توانست از یک سو عبورگاهی سهل، برای ارتش سرخ در رسیدن به آب های بحر هند قرار گرفته و نیز از این جغرافیا بر کشورهای مهم منطقه اشراف و تسلط پیدا کند و از جانب دیگر، دست یابی به آن همه منابع دست نخوردة طبیعی موجود در این سرزمین، اموری است که وی را به طمع اشغال این سرزمین انداخت؛ درست آنچه که در گذشته نیز بارها در طول تاریخ، باعث طمع ورزی مستکبران جهان و حمله بر کشور عزیز ما شده است.
🔸زمینه های تحقق این تجاوز:
بدون شک، یک مجموعه عوامل داخلی و خارجی، زمینه های تحقق این تجاوز را فراهم نمود و سبب شد تا ارتش سرخ شوروی، ارادة تجاوز ننگینش بر کشور عزیز ما را عملی نماید که به قرار زیر به شرح آن ها می پردازیم:
الف-عوامل داخلی:
مهم ترین عوامل داخلی آن به قرار زیر است:
1️⃣-بخواب رفتگی و ضعف شعور سیاسی ملت ما:
این حقیقت تلخی است که ملت ما در آن روزگار هیچ آگاهی نسبت به اوضاع سیاسی کشور و دسوت و دشمن خود نداشت. حکام خود کامه از مدت ها پیش، ملت ما را یک ملتی بی اراده و به خواب رفته بار آورده بودند، تا در برابر بهره کشی و خودکامگی¬های آنان، کمترین حرکتی از خود نشان نداده و همواره سر تسلیم فرو داشته باشد.
این از یک سو، از جانب دیگر، ملت ما در این مقطع از تاریخش از شرایط و اوضاع جهان به انزوای کامل قرار داشت و در برابر تحولات زمان، در یک بی تفاوتی عجیب به سر می برد. از کاروان علم و دانش روز، هم به شدت عقب مانده بود؛ تا آن جا که احساس و درک این محرومیت را هم از دست داده بود.
روشن است که چنین ملتی به خواب رفته که به شکاری غافل می مانست، طمع مستکبری چون اتحاد جماهیر شوروی را بر انگیزد تا آن جا که وی را برای خود یک طمعة کاملاً آماده و غافل پنداشته و به وی حمله ور شود.
تاریخ اسلام نیز بهترین شاهدی است و واضح می رساند که هرگاه ملتی بر محور ایمان جمع شده و با کنار گذاشتن همه تفاوت ها، دست در دست هم گذارند و با عطش به استقبال شهادت یا پیروزی روان شده و در عرصه های کارزار از خود صبر و پایداری نشان دهند، هیچ قدرتی بر ایشان پیروز شده نمی تواند، چنان چه الله متعال می فرماید: «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»[محمد:7] (ای مومنان! اگر شما [دین] الله را یاری کنید، خداوند شما را پیروز می گرداند و قدم های شما را محکم و استوار می سازد).
و می فرماید: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمْ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»[آل عمران:139] (سست و غمگین نشوید، و شما سربلند هستید؛ اگر واقعاً مومن باشید!)
و می فرماید: "وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا" [آل عمران:120] (و اگر صبر پیشه کنید و پرهیزگار باشید، مکر و حیلة آنان، هیچ زیانی به شما نمی رساند.)
🔸درس ها و پیام ها:
یقیناً، پیروزی ملت مسلمان افغان در برابر ارتش سرخ شوروی که به یک معجزه شبیه بوده مملو از درس های ایمانی و پیام های امیدوارکننده است که هرگز نباید فراموش ملت ما گردد، چنان چه حقایقی را به قرار زیر ثابت نمود:
اول این که: هیچ قدرتی مادی نمی تواند حریف نیروی ایمان، توکل و یقین به خداوند گردد.
دوم این که: صدق ایمان و قوت یقین، برای انسان شهامتی می بخشد که شاهان جهان از آن محروم اند و نتایجی را به بار می آورد که اسباب مادی از آن عاجز اند.
سوم این که: هرگز، محورهای چون: قوم، سمت، زبان و حزب نمی تواند افغان ها را از پراکندگی و تفرق نجات بخشد؛ بلکه تنها اسلام است که می تواند همگی را یک پارچه و متحد بدور هم جمع گرداند و ملت ما برای حل مشکل تفرقة ملی، و رهایی از ذلت و بدبختی هایی که تا کنون دامنگیر آن بوده است، هیچ راهی جز چنگ زدن به حقیقت اسلام ندارد.
در اخیر باید خاطر نشان ساخت که اگر آن همه جهاد و فداکاری ملت مسلمان ما بعد از سرنگون ساختن پرچم کمونزم و به پیروزی رسیدن جهاد برحق ملت، با سوء مدیریت و خودکامگی برخی رهبران مستبد و دشمنان داخلی و خارجی –که به نفرین خالق و خلق گرفتار اند- به خیانت مواجه شد، نباید، خدای نخواسته لکه ای در نگاه ما به جهاد مقدس و شهدای جانفدای ما ایجاد کند و نباید به دهن کجی های برخی جریان های خود فروخته که در تلاش اند این افتخارات بزرگ تاریخی ما را در سطح جهان زیر سوال ببرند، گوش داد.
خداوند منان، جهاد و شهادت و از خود گذری های ملت ما را بپذیرد و ما را توفیق دهد که با برآوردن آرمان هایی که به خاطر تحقق آن، این همه فداکاری را متحمل شدند، واجب شرعی و دَین ملی خود را در قبال ملت شهیدداده و فداکار خویش ادا نماییم.
2️⃣ ضعف و تجزیة روحیة دینی:
ملت ما در این مقطع تاریخی، نه تنها از علوم و آگاهی های روز، کاملاً محروم و بیگانه بود؛ بلکه در عرصة دینی نیز دچار حالت پریشان کننده یی قرار گرفته بود. چنان چه دینداری وی، به امور عبادییِ مانند نماز و برخی مراسم شکلی خلاصه شده فعالیت های دینی –جز در چارچوب مدارس؛ آن هم با روشی که با دنیای وقت همخوانی نداشت و برای یک عدة محدود منزوی از جامعه خاص شده بود- وجود نداشت. سیاست را از دین جدا میدانست و باور همگانی این بود که انسان دیندار کسی است که کنج و زاویه یی را اختیار کرده به کار کسی کاری نداشته باشد. چیزی به نام امر به معروف و نهی از منکر از بین رفته بود و –طوری که قصه می کنند- در شب های رمضان، صدای رقاصه های گمراه کننده، مانع نماز تراویح مردم ما در مساجد قرار می گرفت؛ اما این احساس وجود نداشت که یک بار در برابر آن از جانب همین نماز گزاران متدین، «نه» گفته شده و مخالفتی ابراز شود. قرآن مجید فقط کتاب تبرک و بوسه زدن قرار گرفته بود. فراموش نمی کنم این سخن تلخ یکی از کهنسالان را که می گفت: بسیاری از مردم در آن زمان خبر نداشتند که قرآن مجید به غیر از این الفاظی که از آن تبرک می جستند معنایی هم داشته باشد. در مساجد، جز کهنسالان، به ندرت جوانی دیده می شد؛ جوانان دین را متعلق به دوران پیری دانسته زندگی شان را بر سر کوچه ها، عبث و بیهوده سپری می کردند، زنان از اولین معلومات ضروری دین خود آگاهی نداشتند.
به راستی، ملتی که فهم دینی اش این همه نابسامان شده و دین را بی ارتباط به زندگی اجتماعی، سیاسی و تمدنی خویش بداند، چرا این همه نزد دشمنان طعمة غافل و لقمة سهل الهضم تلقی نگردد.
ب- عوامل خارجی:
موجودیت زمینه های داخلی که تجاوز را برای دشمن آسان می کرد، سبب شد تا استکبار جهانی از خارج نیز برای اشغال افغانستان برنامه ریزی کند، چنان چه کرملین، برای اشغال افغانستان نیاز به مهره هایی از خود این مردم داشت تا توسط آن ها، استراتیژی ها و برنامه هایش را در افغانستان دنبال نماید. از همین رو، به بهانة تحصیل، هزاران فرزند خالی الذهن ما را که از حقایق دینی و تربیت اسلامی کمترین بهره را نگرفته بودند، به دیار شان برده، روح الحاد و ستیز با ارزش های دینی و ملی را در ذهن و روان شان زرق نمود و از آن ها عناصری دین ستیز، وطن فروش و بیگانه پرست بار آورد؛ چنان چه همین تحصیل کرده ها بعد از ورود به کشور و جابجایی در پست های کلیدی، رفته رفته سبب تأسیس احزاب دین ستیز کمونستی و به دست گرفتن اختیارات کشور و در نهایت به پیروزی رساندن کودتای کمونستی در کشور شدند؛ کودتایی که خواستار حذف دین و آزادگی، از قاموس زندگی این ملت شد و توسط ایادی دلباختة خود، هر گونه صدای آزادی خواهی را خفه و کشور را در بحر خون فرزندانش به طلاتم در آورد و سرانجام شد آن چه شد.
🔸بیداری و قیام ملت ما:
سر انجام کودتای کمونستی صورت گرفت؛ کودتایی که تهاجم نظامی ارتش سرخ را زمینه سازی کرد. ملت ما هرچند دیر به خود آمد؛ اما از آن جا که احساس تدین و آزادگی، چون خون در قلبش می تپید و به هیچ قیمتی حاضر نبود از دین و آزادگی خود بگذرد، به مصاف دشمن رفت و هرچند اشغالگران، با شعار تأمین اموری حیاتی؛ چون: «کور، کالی و دودی» (خانه، لباس و غذا)، به سراغ او آمده بودند و تا حدی، آن ها را تأمین هم می کردند؛ اما ملت آزادة ما به هیچ وجه حاضر نشد، به خاطر اشباع شکم و شهوات خویش، از آن همه ارزش هایش گذشته و به غلامی تن دهد.
🔸پیروزی ملت ما و عوامل آن:
ملت مسلمان ما بعد از 14سال جهاد بی امان، با اهدای ملیون ها شهید، مجروح و آواره و با پرداخت بهایی که کمتر ملتی آن را برای آزادیش پرداخته است، به پیروزی رسید و سر انجام ارتش سرخ شوروی بعد از 10 سال کشتار و ویرانی، به شکست تن داده و در26 دلو سال1367 پا به فرار گذاشت.
و اما آن چه برای ما مهم و حیاتی است، طرح این سوال است که چه اموری سبب پیروزی ملت ما بر دشمنی که در عالم ظاهر به هیچ وجه با وی قابل مقایسه نبود، قرار گرفت؟ این سوالی است که اگر از انصاف و واقعیت نگذریم، جوابی غیر از این ندارد که همانا، ایمان راسخ، توکل قوی به خداوند، غیرت دینی، وحدت و یکپارچگی ملی و صبر و پایداری کم نظیرِ ملت ما بود که وی را شایستة پیروزی در برابر چنین حریفی ساخت.
🔶یادی از روز تاریخی و پر افتخار 26 دلو
✍ ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم
یادبود و تجلیل از افتخارات تاریخ، برای هر ملت و امتی، یکی از امور مهم و حیاتی شمرده می شود. ملت ها با یادبود و تازه داشتن روزهای تاریخی خود، احساس هویت و عزت را در خود زنده ساخته، در برابر مشکلات پایدار و در میدان کارزار استوار می مانند؛ از آن، همت شان بالا می گیرد، آرزوهای شان شکوفا می شود، بر دشمنان شان فایق می آیند و در میان ملت ها، سروری و سربلندی پیدا می کنند.
از همین رو، الله متعال پیامبرش حضرت موسی را به یادبود و احیای ایام الله «روزهای پرافتخار تاریخ بنی اسرائیل» دستور می دهد: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ»[ابراهیم:] (همانا ما موسی را با آیات مان به پیامبری برانگیختیم [و به وی گفتیم] که قومت را از تاریکی ها به روشنی بیرون آور و روز های خدا را به یاد ایشان ده!)
تا از این طریق حضرت موسی ملت بنی اسرائیل را که آن همه در برابر ستم فرعونیان، ذلیل و زبون شده و به پستی خوی گرفته بودند و روح آزاد منشی و عزتمندی در ایشان مرده بود، بیدار و بدیشان، قلبی تپنده، روحیة قوی، و آرزوهای بالا، ببخشد و آنان را از آن زندگی ذلت بار و فلاکت زده نجات داده و به حیات آبرومند و زندگی سعادتمند برسانند.
بادقت به آن چه گفته آمد، پی می بریم که چقدر برای ما ضرور است تا با یادبود و احیای افتخارات بزرگ تاریخ خود، احساس عزت و قوت را در کالبد همدیگر خویش دمیده و روحیة امید، نشاط و پویایی را در رگ رگ وجود مان ایجاد نماییم و برای دست یافتن به یک آیندة درخشان، از پاننشینیم.
این از یک سو، از جانب دیگر، تاریخ برای ما بزرگترین رهنما و استادی است که می باید از آن بیاموزیم، تجربه حاصل نمائیم و آیندة درخشانی را بر سایه های بلند آن بنا سازیم.
بی تردید، یکی از پر افتخارترین روزهای به یاد مندی تاریخ معاصر کشور ما، 26 دلو (سالروز فرار ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی) از کشور ماست؛ روزی که یک بار دیگر، بعد از چهارده قرن، خاطرة پیروزی های بدر و حنین، و قادسیه و یرموک تکرار شد و سپاه باطل با همه طمطراق و قوتش در برابر سپاه حق با همه تواضع و زهدش به زانو در آمد و تاریخ بشر، شاهد یک پیروزی عظیم در برابر یک دشمن بس بزرگ برای ملت آزادة ما بود.
راستی! انگیزه های آن تجاوز بی شرمانه چه بود؟ زمینه های داخلی و خارجی آن از چه قرار بود؟ سبب قیام و رمز پیروزی ملت ما در چه بود؟ وظیفه و مسؤولیت ما در برابر آن چی است؟ این ها و امور دیگر چیزهایی هستند که –به اذن الله- در این مقال به صورت کوتاه و فشرده -به قرار زیر- بدان ها می پردازیم:
🔸انگیزه های این تجاوز:
شکی نیست، موقعیت بس ارزندة جغرافیایی کشور ما که می توانست از یک سو عبورگاهی سهل، برای ارتش سرخ در رسیدن به آب های بحر هند قرار گرفته و نیز از این جغرافیا بر کشورهای مهم منطقه اشراف و تسلط پیدا کند و از جانب دیگر، دست یابی به آن همه منابع دست نخوردة طبیعی موجود در این سرزمین، اموری است که وی را به طمع اشغال این سرزمین انداخت؛ درست آنچه که در گذشته نیز بارها در طول تاریخ، باعث طمع ورزی مستکبران جهان و حمله بر کشور عزیز ما شده است.
🔸زمینه های تحقق این تجاوز:
بدون شک، یک مجموعه عوامل داخلی و خارجی، زمینه های تحقق این تجاوز را فراهم نمود و سبب شد تا ارتش سرخ شوروی، ارادة تجاوز ننگینش بر کشور عزیز ما را عملی نماید که به قرار زیر به شرح آن ها می پردازیم:
الف-عوامل داخلی:
مهم ترین عوامل داخلی آن به قرار زیر است:
1️⃣-بخواب رفتگی و ضعف شعور سیاسی ملت ما:
این حقیقت تلخی است که ملت ما در آن روزگار هیچ آگاهی نسبت به اوضاع سیاسی کشور و دسوت و دشمن خود نداشت. حکام خود کامه از مدت ها پیش، ملت ما را یک ملتی بی اراده و به خواب رفته بار آورده بودند، تا در برابر بهره کشی و خودکامگی¬های آنان، کمترین حرکتی از خود نشان نداده و همواره سر تسلیم فرو داشته باشد.
این از یک سو، از جانب دیگر، ملت ما در این مقطع از تاریخش از شرایط و اوضاع جهان به انزوای کامل قرار داشت و در برابر تحولات زمان، در یک بی تفاوتی عجیب به سر می برد. از کاروان علم و دانش روز، هم به شدت عقب مانده بود؛ تا آن جا که احساس و درک این محرومیت را هم از دست داده بود.
روشن است که چنین ملتی به خواب رفته که به شکاری غافل می مانست، طمع مستکبری چون اتحاد جماهیر شوروی را بر انگیزد تا آن جا که وی را برای خود یک طمعة کاملاً آماده و غافل پنداشته و به وی حمله ور شود.
مختصری از تاریخ اسلام (قسمت سیوهشتم)
🔖غزوهی حنین
سال هشتم هجری برابر با ۶۳۰ میلادی
قبایل هوازن از پیروزی مسلمانان بر مکه، آگاه شدند و این امر را بد شمردند. بزرگ شان مالک بن عوف نضری، تصمیم گرفت تا برای بیرون نمودنِ مسلمانان از مکه، بر مسلمانان یورش برد.
این خبر به پیامبر رسید و ایشان نیز با دوازده هزار نیرو از مکه بیرون شدند و در وادی حنین واقع در میان مکه و طائف، با قبایل هوازن که تعداد شان به هزارها جنگجو میرسید، رویاروی شدند. در ابتدا، اگر شجاعت و سلحشوری و ثبات والای پیامبر نمیبود، نزدیک بود که قبایل هوازن بر مسلمانان پیروز شوند و مسلمانان را شکست دهند؛ ولی در نتیجه، پیروزی از آن سپاهیان اسلام و شکست از آن هوازن گردید.
با طلوع صبح، مسلمانان با نیرو و ایمانی شکستناپذیر، بر هوازن یورش بردند و با شکستی کوبنده صفوف و سپاه شان را در هم شکستند. مسلمانان در این نبرد، غنیمتهای فراوانی به دست آوردند که در هیچ غزوه و نبردی در زمان زندگی پیامبر، به دست نیاوردند.
عامالوفود
سال نهم هجری به عامالوفود نامیده شده است؛ زیرا در این سال، جماعتها و گروههای مردم عرب از اماکن مختلف جزیرةالعرب به مدینه میآمدند و اسلام و اطاعت و پیوند خویش را با پیامبر اعلان مینمودند. خداوند متعال میفرماید:
{إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّاباً}
«هنگاميكه ياري خدا و پيروزي (و فتح مكّه) فرا ميرسد. و مردم را ميبيني كه دسته دسته و گروه گروه داخل دين خدا ميشوند (و به اسلام ايمان ميآورند). پروردگار خود را سپاس و ستايش كن، و از او آمرزش بخواه. خدا بسيار توبهپذير است.» [نصر:3-1]
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
استادی با شاگرد خود از میان جنگلی می گذشت. استاد به شاگرد جوان دستور داد نهال نورسته و تازه بار امده ای را از میان زمین برکند.
جوان دست انداخت و براحتی ان رااز ریشه خارج کرد.پس از چندقدمی که گذشتند٬ به درخت بزرگی رسیدند که شاخه های فراوان داشت .استاد گفت:این درخت راهم از جای بر کن.
جوان هرچه کوشید ٬نتوانست.استاد گفت:
بدان که تخم زشتی ها مثل کینه ٬حسدو هرگناه دیگر هنگامی که در دل اثر گذاشت٬ مانند ان نهال نورسته است ٬ که براحتی می توانی ریشه ان رادر خود برکنی٬ولی اگر ان را واگذاری٬بزرگ و محکم شودو همچون ان درخت در اعماق جانت ریشه زند.پس هرگز نمی توانی انرا برکنی و ازخود دور سازی.
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
مختصری از تاریخ اسلام (قسمت سیوهفتم)
🔖شکستن بتها
بعد از هفت مرتبه طواف خانهی خدا، سپس در حالیکه پیامبر این آیات را تلاوت مینمودند؛
{وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً}
«و (مشركان را بترسان و بديشان) بگو: حق فرا رسيده است (كه يكتاپرستي و آئين آسماني و دادگري است) و باطل از ميان رفته و نابود گشته است (كه چندتا پرستي و آئين تباه و ستمگري است). اصولاً باطل هميشه از ميان رفتني و نابود شدني است (و سرانجام پيروزي از آن حق و حقيقت بوده و هست).» [اسراء: 81]
دستور دادند تا همه بتهایی که در مکه وجود داشت، نابود شوند. سپس بلال رضی الله عنه بر بام خانهی خدا اذان گفت و مسلمانان نماز بهجای آوردند و پیامبر خطبهای ایراد نمود که سرشار از تسامح و مدارا بود. ایشان فرمودند:
«لا اله الا الله وحده، صدق وعده، ونصر عبده، وهزم الاحزاب وحده»
(بجز خداي يکتا خدايي نيست، به وعدهاش وفا کرد؛ بندهاش را نصرت داد، و همه گروهها را خود به تنهايي درهم شکست.)
سپس قریش را مخاطب قرار داده فرمودند:
«اي جماعت قريشيان، خداوند نخوت جاهليت و تفاخر و مفاخرت به پدران و نياکان را از شما دور ساخته است. مردم همه از آدم اند، و آدم هم از خاک!»
آنگاه، اين آيه را تلاوت فرمودند:
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}
«اي مردمان! ما شما را از مرد و زني (به نام آدم و حواء) آفريدهايم، و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نمودهايم تا همديگر را بشناسيد (و هر كسي با تفاوت و ويژگي خاص دروني و بيروني از ديگري مشخص شود، و در پيكرهی جامعهی انساني، نقشي جداگانه داشته باشد). بيگمان گراميترين شما در نزد خدا متقيترين شما است. خداوند مسلّما آگاه و باخبر (از پندار و كردار و گفتار شما، و از حال همه كس و همه چيز) است.» [حجرات: 13]
و در ادامه فرمودند:
«فکر ميکنيد من با شما چه رفتاري بکنم؟!»
گفتند: رفتار نيک! برادر کريم ما و برادرزادی کريم ما هستيد.
پيامبر اکرم نيز فرمودند:
«من هم به شما همان سخنی را ميگويم که يوسف به برادرانش گفت: هيچ دردسر و نگرانی امروز برای شما نخواهد بود؛ برويد که شما آزاديد!»
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
10. حکومت ها در کشورهای اسلامی که در اصل، قرار بوده است تا جای نشینان خوبی برای پیامبر (ص) باشند، می باید با اقتدا به ایشان، فرهنگ ایجاد فضای سبز و تقدیر از زارعین و کشت کاران را در جامعه رونق داده و با تمام قوت از آن حمایه کنند؛ چیزی که متأسفانه در کشور ما به شدت مورد بی مهری قرار گرفته است.
11. تاجران و زمین داران ما اگر می خواهند به خداوند تقرب حاصل کرده و نام و آثار خیری از خود در تاریخ به جا گزارند، می باید این هدف بزرگ را در سرمایه گزاری در جهت سبز ساختن فضای کشور و رشد دادن به زراعت، باغداری و مالداری در کشور مظلوم ما جستجو کنند. (الله این توفیق را نصیب ایشان بگرداند.)
12. البته فراموش نباید کرد که ایجاد فضای سبز علاوه بر فوائد ذکر شده، از مهمترین فایده های دیگری که دارد از بهترین زیبایی هایی است که با فطرت آدمی هماهنگ بوده، روح را تغذیه و روان آدمی را شاداب و طراوت می بخشد.
13. باید به خاطر داشت که وظیفة ما در بهاران با کاشت نهال و ایجاد سبزی تمام نشده بلکه آغاز می باید، و مسؤولیت ما در طول سال این است که از آن درست محافظت نماییم و نهالی که غرس کرده ایم و زرعی را که ایجاد نموده ایم، برای به ثمر رساندن و حفظ آن، زحمت لازم را قبول کنیم و این چیزی است که متأسفانه در جامعة ما سخت بدان بی توجهی می شود و رقت بارتر این که نه تنها سرسبزی لازم ایجاد نمی شود بلکه فضای سبز موروث نسل های قبلی ما بی رحمانه غارت می شود و هر روز بیشتر از گذشته مجرای تنفس برای افراد جامعه تیره تر و دشوار تر می گردد. یقیناً ما سخت نیاز مند آنیم که فرهنگ ایجاد و حفظ فضای سبز؛ هر دو را در کنار هم بیاموزیم و با آن، برای نسل آیندة خود که بیشتر در معرض این خطر قرار دارند، بزرگترین خدمت را مبذول داریم. و شکی نیست که دولت مردان، فرهنگیان، و سایر اقشار جامعة ما هریک در این برابر، مسؤولیت خاص خود شان را دارند. به امید آن روزی که شهری سر سبز و مملو از درخت و گیاه داشته و هوای صاف و پاکیزه را –به جای دود و غبار- تنفس نماییم.
🔸به شمار هر دانه محصول، ثواب حاصل می شود:
امام طبرانی به روایت ابو ایوب انصاری (رض) از پیامبر (ص) نقل می کند که فرمودند: «مَنْ يَغْرِسْ غَرْسًا، كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الأَجْرِ بِقَدْرِ مَا يَخْرُجُ مِنْ ثَمَرِ ذَلِكَ الْغِرَاسِ». (هر کس نهالی را غرس کند، به اندازة ثمری که از آن نهال به بار می آید، خداوند به وی اجر و پاداش می بخشد.) (روایت از طبرانی)
🔸حتی اگر دزد و یا حیوانات درنده بخورند هم از ثواب کارنده کم نمی شود:
امام بیهقی به نقل از جابر (رض) از آن حضرت (ص) روایت می کند که فرمودند: «ما من مسلم يغرس غرسا إلا كان له صدقة بما أكل منه وما سرق منه وما أكلت الطير منه وما أكلت الوحوش منه أو قال السباع». (هیچ مسلمانی نیست که نهالی غرس کند مگر این که هر چه از آن خورده و یا دزدی شود و یا پرنده و یا حیوانات وحشی و درنده از آن بخورند، همه برایش صدقه محسوب خواهد شد.)( روایت از بیهقی).
🔸ثواب سرسبزی تا قیامت پایان نمی یابد:
امام مسلم در صحیح خود از آن حضرت (ص) نقل می کند که فرمودند: «فَلاَ يَغْرِسُ المُسْلِمُ غَرْسًا فَيَأْكُلَ مِنْهُ إنْسَانٌ وَلاَ دَابَّةٌ وَلاَ طَيْرٌ إلاَّ كَانَ لَهُ صَدَقة إِلَى يَومِ القِيَامةِ». (مسلمان، نهالی را نمی کارد که انسان یا حیوان و یا پرنده ای از آن تناول کند، مگر این که تا روز قیامت برای وی صدقه محسوب خواهد شد». (روایت از صحیح مسلم)
🔸گذشتگان برای ماکاشتند و ما برای آیندگان می کاریم:
حضرت ابودردا –رضی الله عنه- در آخر عمر باری در حین کاشتن درخت جوز مورد اعتراض فردی قرار گرفت که گویا او مرگ را از یاد برده و به طول عمر امید بسته است زیرا نهال جوز سالها وقت می گیرد تا به بَر رسد، وی در جوابش چیزی بر زبان آورد که جنبة جهانی به خود گرفت؛ گفت: «دیگران کاشتند و ما خوردیم و ما می کاریم تا دیگران بخورند».
🔸آیا در کسب این فضایل زنان هم سهم گرفته می توانند؟
در مسند بزار حدیثی به روایت حضرت انس (رض) می خوانیم بدین شرح : «أَن رَسولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيه وَسَلَّم دَخَلَ عَلَى أُمِّ مُبَشّرٍ وَقَدْ غَرَسَتْ غَرْسًا فَقَالَ: مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَغْرِسُ غَرْسًا، أَوْ يَزْرَعُ زَرْعًا فَيَأْكُلُ مِنْهُ طَائِرٌ، أَوْ دَابَّةٌ، أَوْ إِنْسَانٌ إلاَّ كَانَ لَهُ فِيهِ أَجْرٌ» (پیامبر (ص) بعد از ورود به خانة یکی از زنان صحابه به نام «ام مبشر» دیدند که نهالی غرس کرده است؛ فرمودند: هیچ مسلمانی نیست که نهالی را غرس کند و یا کشتی را به وجود آورد که از آن، پرنده یا حیوان و یا انسانی بخورد، مگر این که در بدل آن، برای وی مزد و ثواب حاصل می شود». (روایت از بزار).
☑️نکاتی آموزنده از احادیث بالا:
یقیناً این احادیث گهربار، نکات مهمی را افاده می کند که یک مسلمان صاحب دل، از آن به وجد می آید، چنان چه مهم ترین آن ها به قرار زیر است:
1⃣ایجاد سرسبزی، به مثل «صدقه» که یک عمل بزرگ ایمانی است، با ارزش و موجب تقرب به خداوند است.
2⃣این امر، باقیات الصالحاتی است که می تواند انسان مومن، سال ها و حتی ده ها سال ثواب آن را برای خود مستمر و دوامدار بسازد تا آن جا که اگر وی بمیرد، بعد از مرگش تا سال های سال، پاداش این عمل در قبرش و بلکه تاقیامت به وی برسد.
3⃣کاشت نهال و ایجاد سرسبزی، عمل صالحی است که فوائد آن نه تنها برای نسل ما، بل برای نسل های بعدی و تا قیامت می تواند بماند، از همین رو، در حدیث مبارک گفته شده است که ثواب آن تا قیامت به صاحب وی می رسد.
4⃣در ایجاد فضای سبز، هم باید به درخت توجه شود و هم به کاشت گیاه و دیگر اشیاء زراعتی.
5⃣سرسبزی منفعتی است که هیج زیانی در آن نیست تا آن جا که حتی اگر عناصر شروری از عالم انسان و حیوان؛ مانند: دزد و درنده از آن استفاده کنند، باز هم ثواب آن به کسی که آن را ایجاد کرده است، می رسد.
6⃣ مسلمان نباید تنها به فکر خویش باشد؛ بلکه باید به نفع سایر انسان ها و نسل های آینده هم بیندیشد و حتی از یک مسلمان توقع می رود که احساس خدمت به حیوانات و پرنده گان را هم در سر داشته و آن چه از دست وی بر می آید در برابر ایشان کوتاهی نکند.
7⃣ نهال و سرسبزی چه مثمر باشد و یا غیر مثمر با ارزش است، و اگر در حدیث از منفعت «خوردن» به طور خاص یاد شده است، زیرا نوع مثمر آن علاوه بر سبز نمودن فضا، تامین کنندة برخی نیازهای انسانی است از این رو، کاشت مثمر آن با اهمیت تر است.
8⃣صحابة پیامبر به ایجاد سرسبزی و نگهداری آن بها می دادند، و به کسانی که گمان می کردند این عمل به معنای حرص به دنیا و غفلت از آخرت است، به زبان حدیث صحبت کرده و کجی های اندیشة شان را درمان می کردند.
9⃣نهال شانی و سرسبزی تنها یک کار مردانه نیست بلکه زنان مومن نیز می توانند –و بلکه مورد تشویق دین قرار گرفته اند- تا در سهم خود قبای سبز بدوزند و طبیعت الهی را با کسوت هنرمندانة خویش بیشتر از پیش بیارایند.
🔶به سوی شهری سبز و با صفا
نگارنده: ضیاءاحمد فاضلی مدیر مدرسه احیاءالعوم
بسمه تعالی
اهمیت نهالشانی و ایجاد سرسبزی در اسلام چقدر است؟ و تا چه حد مایة رضایت پروردگار می شود؟ و چه برکاتی در آن نهفته است؟ و ما در زندگی خود چقدر به سرسبزی احتیاج داریم؟ و در آستانة این فصل بهار چه مسوولیتی متوجه ماست؟.. این ها اموری اند که در این مقاله به توفیق خداوند به شرح زیر آنها را به بحث می گیریم:
🔸محیط سبز، رحمت الله است:
الله پاک می فرماید: «فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَةِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير»[الروم:۵۰] (به آثار رحمت الهي[در بهاران] بنگر كه چگونه زمين را پس از مردنش زنده ميكند. یقیناً همین [خدای مقتدر] زنده کنندة مردگان است و او بر همه چيز توانا است)
🔸شهرسبز، نعمت الهی به قوم سبأ
الله پاک شهر سبز را نعمت خود برشمرده، فرموده است: «لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ ۖ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ ۖ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ ۚ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ» [سبا:۱۵-۱۷] (برای قوم سبا در محل سکونتشان نشانهای [از قدرت الهی] بود: دو باغ [بزرگ و گسترده] از راست و چپ [رودخانه عظیم با میوههای فراوان؛ و به آنها گفتیم:] از روزی پروردگارتان بخورید و شکر او را بجا آورید؛ شهری است پاک و پاکیزه، و پروردگاری آمرزنده)
محیط زیست در کشور عزیز ما در طی سه دهه جنگ و در نتیجه جنگ و استفاده منفی از ماشین آلات و... سخت آسیب دیده است و در حالی که روزگاری سبز و شاداب و باطراوت بود دیگر کم کم به دیاری خشک، پر دود و غبار مبدل شده و فضای تیره و تاری بر آن خیمه انداخته و مردم ما را به امرض گوناگونی گرفتار و به گفته مراجع طبی و متخصصان صحی، باعث مرگ و میر زیادی –به خصوص در بین اطفال- گردیده است.
البته دست تقدیر الهی راه حل این مشکل را برای ما مهیا ساخته است، چنان که قدرت الهی گیاهان و سبزیجات را طوری خلق کرده است که به شکل طبیعی مواد سمی (کاربن دای اکساید) را می مکند و آن را به آکسیجن که همان هوای صاف و پاکیزه است مبدل ساخته و چون فلتری، فضای آلوده زندگی ما را تصفیه می سازند.
از همین رو دین مبارک ما که در پی حل مشکلات و تامین سعادت انسان است، در هزار و چهار صد سال قبل با عزم و جدیت ما را بر کاشت گیاهان و نباتات و ایجاد فضای سبز تشویق و ترغیب کرده است و به راستی این خودش یکی از شگفتی های آیین برحق ما است پس الآن که در آستانه فصل بهار قرار گرفتیم چه زیبا است تا به این بخش از تعالیم اسلام دقت کرده و آستین همت برای عملی کردن آن ها بر زنیم. به راستی این امر در اسلام چنان با اهمیت عنوان شده است که اگر به درستی مردم ما آن را درک می کردند، حتماً صحن خانه، کوچه، شهر و ده شان را به باغ و بوستان تبدیل می کردند، اینک به شماری از توصیه های رسول الله صلی الله علیه و سلم به طور فشرده در این باره توجه نمایید:
🔸مشغولیت به سرسبزی، لهو نیست:
امام احمد در مسند خویش نقل می کند که در دمشق مردی از کنار ابی درداء (یکی ازاصحاب پیامبر) گذشت؛ در حالی که وی مشغول غرس نهال بود، گفت: آیا تو که صحابة پیامبر(ص) هستی، به غرس نهال می پردازی؟ ابودردا در جوابش گفت: بر ملامتی من عجله مکن! از پیامبر (ص) شنیدم که می فرمودند: «مَنْ غَرَسَ غَرْسًا لَمْ يَأْكُلْ مِنْهُ آدَمِيٌّ وَلَا خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ إِلَّا كَانَ لَهُ صَدَقَةً»(کسی که نهالی می کارد، هر چه از آن، آدمی و یا مخلوقی از مخلوقات خدا بخورد، برایش صدقه محسوب خواهد شد.) (روایت از مسند احمد)
🔸پاداش سرسبزی به مثل صدقه بزرگ است:
امام بخاری از آن حضرت (ص) روایت می کند که فرمودند: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَغْرِسُ غَرْسًا أَوْ يَزْرَعُ زَرْعًا فَيَأْكُلُ مِنْهُ طَيْرٌ أَوْ إِنْسَانٌ أَوْ بَهِيمَةٌ إِلاَّ كَانَتْ لَهُ الصَّدَقَةُ» (هیچ مسلمانی، نهالی غرس و یا زرعی ایجاد نمی کند که پرنده یا انسان یا حیوانی از آن بخورد، مگر این که برایش پاداش صدقه داده می شود) [روایت از بخاری]
