Abditory
الذهاب إلى القناة على Telegram
در زبان لاتین کلاسیک 𝗔𝗯𝗱𝗶𝘁𝗼𝗿𝘆به معنی مکانی است که میشود در آن ناپدید شد مکانی که فقط شما و یک نفر دیگه ان را بلدید🤍.
إظهار المزيد591
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-630 أيام
أرشيف المشاركات
591
از یادگار تا پارک ساعی
از سرخه حصار تا سنایی
از شهرک غرب تا پارک پرواز
از تهرانپارس تا ایرانمال
از افسریه تا دولت اباد
برای من ابری شده،
ولی ابراش برای من نمیباره.
کاش بودی ، این هوا هوای ابرِ منه.
میخوام لای ابرا برات نامه بنویسم ، شاید لای ابرا جوابمو بدی.
-R.K
591
هر روز صبح چشماتو باز میکنی، از تخت بلند میشی و سعی میکنی روزتو شروع کنی؛ در حالی که انگار تمام توانت همونجا، روی همون تخت جا مونده.
گوشیتو چک میکنی و دوباره قیمت دلار رو میبینی؛ یه قدم دیگه از آرزوهات دور میشی. حتی اگه یه ذره پول جمع کرده باشی، حالا باید چند برابرش رو جمع کنی، فقط برای اینکه اگر یه اتفاقی افتاد، دستت خالی نباشه.
در یخچال رو باز میکنی که چیزی بخوری و یه جایی ته دلت شرمنده میشی که چرا حتی برای سادهترین چیزها هم باید حسابوکتاب کنی.
میری حموم، آب نیست.
میای گوشیتو بزنی شارژ، برق نیست.
لباس میپوشی میری سر کار، میبینی کرایه بیشتر شده؛ چون بنزین گرون شده.
تو خیابون همه عصبیان.
همه عجله دارن.
همه خستهان.
انگار کمتر و کمتر کسی واقعاً حالش خوبه.
از جلوی ساختمانهای پزشکی رد میشی و صف آدمها رو میبینی. یادت میافته خودتم باید یه چکاپ بدی، یه سری آزمایش انجام بدی، به بدنت برسی؛ ولی باز پولش رو حساب میکنی و میگی بعداً.
بعد میری سر کار و مثل چی میدویی.
کار میکنی.
حرف میخوری.
خودتو جمع میکنی.
باز ادامه میدی.
آخر شب دنبال یه چیزی توی گوشی میگردی که چند دقیقه حواستو پرت کنه، ولی حتی اونجا هم هر روز یه اسم جدید میبینی که دیگه بین ما نیست.
بعد برمیگردی خونه، به قسطها فکر میکنی.
به بدهیها.
به آیندهای که معلوم نیست چطور قراره ساخته بشه.
به آدمهایی که شاید دیگه نتونی بهشون تکیه کنی.
به چیزهایی که دلت میخواست برای خودت داشته باشی و هر روز دورتر به نظر میرسن.
و آخر شب، وقتی بالاخره میخوای بخوابی، فقط دلت میخواد چند ساعت هیچچیز ازت چیزی نخواد.
آره عزیزم،
ما روزی هزاران بار میمیریم
هزاران بار خسته میشیم.
هزاران بار از نو خودمونو جمع میکنیم.
هزاران بار چیزی توی وجودمون میشکنه و باز صبح که شد، بلند میشیم و وانمود میکنیم هنوز توان ادامه دادن داریم.
591
نمیدونم تعریفتون از دوست چیه؟
شاید من اشتباه میکنم اما دوستی نباید یک طرفه باشه،نباید همیشه شما قدم بردارید
نمیگم بشمارید محبت هاتون رو اما میگم ده بار محبت کردی چهار بار محبت ببین.
591
خیلی طول میکشه بفهمی هم کافی بودی،هم خوشگل،هم دوست داشتنی، هم مهم و با ارزش،فقط کنار آدم اشتباهی بودی
591
خیلی آدمِ «بدغمی» هستم. یعنی غم بهم اصابت میکنه و وارد سلولهام میشه و کسی هم نمیتونه کمکم کنه.
