ar
Feedback
Rayaneh Cognition

Rayaneh Cognition

الذهاب إلى القناة على Telegram

رایانه، چون ذهن هم یه نوع رایانه‌ست... رایانه بدنمند. اینجا هم در مورد رایانه. منم رایانم، دانشجوی ارشد روان‌شناسی شناختی ICSS. کارشناسی: زیست سلولی مولکولی گیلان البته اینجا سعی می‌کنم انسان باشم، بقیه‌شو هوش مصنوعی داره...

إظهار المزيد
226
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
این متن از نظر پدیدارشناختی قابل درکه؛ اما اگر بخوایم کمی سخت‌گیرانه‌تر و از موضع فلسفه‌ی زیست‌شناسی بهش نگاه کنیم، باید مراقب نوع زبانی که به کار می‌ره باشیم. (وسط درد مردم، باعث درد دیگه‌ای می‌شم😔) جملاتی مثل «تکامل اجازه داده»، «بدن فکر می‌کنه قراره بارور بشه» یا «نقص طبیعت» در واقع استعاره‌هایی انسان‌انگارانه‌ان که ما برای تسهیل بیان به کار می‌بریم؛ اما از نظر مفهومی بار سنگینی دارن. چون در پسِ این زبان، فرض گرفته می‌شه که تکامل نوعی فاعل هدفمنده یا طبیعت نوعی طراح ناقص. در حالی‌که تکامل در معنای زیستی، هیچ اراده، نیت، یا طراحی‌ای نداره؛ فقط فرآیند آماریِ بقا و بازتولید صفاتیه که در محیط‌های خاص تداوم داشتن. به‌عبارت دقیق‌تر: تکامل نه «اجازه» می‌ده، نه «بی‌رحم»ه، و نه «منصف». تنها چیزی که «می‌ماند»، صفاتی‌ست که بازماندگان را بازمی‌ماند. :)) یه‌جورایی تکامل مثل یه آدم مهندسِ باحوصله نیست، بیشتر شبیه زمانیه که وقتی فیلتر حموم خراب شده، یه جوراب پارازین می‌کشی روش تا آب تمیزتر بشه 😄 کار می‌کنه، نه به بهترین شکل، ولی متناسب با باقی‌موندن تا حدی «کافیه». و بدن ما هم پر از همین وصله‌پینه‌های تکاملیه: از ساختار چشم گرفته تا درد زایمان و پریود. (در روان انسان هم همین‌طور. ر.ک: مغز انسان، شاهکار سرهم‌بندی تکامل) این مقاله جذاب ژاکوب مونو رو بخونید: Jacob, 1977, Evolution and Tinkering, Science, 196(4295), 1161–1166.

Repost from ScienceWay
آزادی مقدمه‌ی طی کردن مسیر علمی‌ست.

چند اصل اپیستمیک که از سوبِر و آپی یاد گرفته‌ام (فیلسوفان زیست و دین) اینایی که می‌گم «اثباتِ خدا یا ردِ خدا» نیستن؛ قواعدی‌ان برای این‌که بفهمیم چه فرضی توی تبیین علمی و فلسفی معاصر و غالب فلسفه غرب بیش‌تر کار می‌کنه (این اصل‌ها رو مختصرتر هم می‌شه دسته‌بندی کرد و صرفاً دسته‌بندی منن. برداشت من از این دوفرده و ممکنه تقلیل‌گرایانه و ناثواب و سوءبرداشت باشه) اصل ۱: Unnecessary Entities Are a Cost (موجوداتِ غیرضروری، هزینه‌ان) هر چیزی که به یه نظریه «موجود جدید» اضافه کنه (مثلاً موجود فوق‌طبیعی) بار تبیینی نظریه رو سنگین‌تر می‌کنه و نیازمند توجیه مستقله. کم‌بودن موجودات یک فضیلت ذاتی نیست؛ اما زیاد کردن موجودات بدون مزیت تبیینی، یه هزینهٔ اپیستمیکه. اصل ۲: Unnecessary Powers Are a Cost (توان‌های تبیینیِ مازاد، هزینه‌ان) نسبت‌دادن توان‌هایی قوی‌تر از حد نیاز (excessive explanatory power) فقط زمانی مجازه که تفاوت تبیینی قابل‌ردیابی‌ای ایجاد کنه. توی الهیات کلاسیک معمولاً با این صفات مواجه‌ایم: ارادهٔ الهی، علم مطلق، خیر مطلق و آفرینش از عدم؛ اینا توان‌هایی فوق‌العاده سنگینن، اما: به‌طور مستقل کالیبره نمی‌شن، حدّ و مرز عملی‌شون روشن نیست، و به‌راحتی با هر داده‌ای «تنظیم» می‌شن. یعنی:
too flexible to be informative
انعطاف‌پذیری افراطی، قدرت تأییدی نظریه رو کم می‌کنه. سوبِر و آپی بین دو نوع قدرت نظریه فرق می‌ذارن: قدرت کافی (sufficient power) قدرت مازاد (excess power) قدرت مازاد یعنی:
نظریه می‌تواند داده‌ها را توضیح دهد، اما با توان‌هایی بیش از آنچه داده‌ها اقتضا می‌کنند.
اصل ۳: No Free Lunch (هیچ مفروضه‌ای مجانی نیست) هر مفروضه باید: پیش‌بینی متمایزی بده، یا احتمال داده‌ها را افزایش بده، یا بدیل‌های رقیب رو کنار بزنه. اگه نکنه، کار نمی‌کنه. در اکثر اوقات، فرض «خدا»: با هر نتیجه‌ای سازگاره، پس احتمال شرطی داده‌ها رو بالا نمی‌بره. مثال کیهان‌شناسی: جهان منظم؟ خدا خواسته جهان آشفته؟ دلایل ناشناخته داشته قوانین ساده؟ خدا ساده‌پسند بوده قوانین پیچیده؟ حکمت الهی اقتضا کرده پس فرضی که با همهٔ حالات سازگاره، با هیچ حالتی به‌طور خاص تأیید نمی‌شه. اصل ۴: The Simpler Model Wins If Predictive Accuracy Is Equal (وقتی دقت پیش‌بینی برابر است، مدل ساده‌تر برنده است) اگر دو مدل: دامنهٔ تبیینی برابر، دقت پیش‌بینی یکسان، و سازگاری مشابه با داده‌ها داشته باشن، مدلی که: مفروضات کمتر، موجودات کمتر و ساختار ساده‌تری داره، از نظر اپیستمیک ارجحه. توی کیهان‌شناسی: مدل‌های بدون خدا: قوانین فیزیکی + ساختار ریاضی طبیعی مدل‌های خداباورانه: همونا + موجودی با صفات نامحدود و مبهم! پس اضافه‌کردن خدا بدون افزایش دقت پیش‌بینی، نقض اصل عقلانیت نظریه. این چیزایی بود که یاد گرفتم. باید تفکر انتقادی رو حفظ کرد. این بحث در مورد وجود خدا نبود (هستی‌شناختی) بلکه از منظر روش‌شناختی بود. در ضمن شاید موارد بالا در مورد خدا صدق نکنه. مثلاً انعطاف‌پذیری ناشی از غنای خدا باشه یا پیش‌بینی تجربی ملاک نباشه و اصل سادگی هم همیشه درست نباشه. یا خدا پاسخ به تجربه‌ی دینی باشه و نه تحلیلی.(پ.ن: نظریات پلاتینگا در مورد تجربه‌ی دینی) امیدوارم تفکرانگیز بوده باشه...

نظر شما چیه؟ با وجود منابع و هوش مصنوعی برای کنکور ارشد...
Anonymous voting

تست‌های بالا از سه کتاب منبع درس مبانی علوم شناختی کنکور علوم شناختی ساخته شده :) اگه دوست داشتین لایک کنین تا بازم بذارم.

کدام توصیف کمترین سازگاری را با تعریف بازنمایی در این سه کتاب دارد؟
Anonymous voting

اگر سیستمی: رفتار هدفمند دارد، فاقد ذخیرهٔ اطلاعات پایدار است، فقط از کوپلینگ لحظه‌ای با محیط استفاده می‌کند، طبق رویکرد غالب، بهترین نتیجه کدام است؟
Anonymous voting

کدام ویژگی اگر حذف شود، مفهوم بازنمایی فرو می‌پاشد؟
Anonymous voting

من از جایی اکانت ChatGPT گرفتم و راضی بودم. حالا دیدم پیشنهاد خوبی گذاشتن گفتم به شما هم بگم. می‌تونین ۸نفر رو به این ربات دعوت کنین بهتون یه ماه اکانت می‌دن. (برای ثبت باید شماره‌تون رو ثبت کنین)

گاهی آموزش دادن تکامل شبیه یه همچین چیزیه😁 🎬Big Bang Theory

این LLMها، کدام انسان‌ها؟ پژوهشگرای دانشگاه هاروارد یه تحقیق جالب انجام دادن و طبق انتظار، فهمیدن هوش مصنوعی دچار WEIRD Biasـه! (سوگیریِ عجیب‌غریب) یعنی چی؟ 🤔 یعنی وقتی ازش تست‌های روان‌شناسی می‌گیرن، رفتار و پاسخ‌هاش بیشتر شبیه آدمای جوامع WEIRD هست نه کل بشریت. عجیب‌غریب یا WEIRD یعنی: Western → غربی Educated → تحصیل‌کرده Industrialized → صنعتی Rich → ثروتمند Democratic → دموکراتیک به زبون ساده‌تر: مدل‌های زبانی مثل ChatGPT و رفقاش، بیش‌تر بازتاب ذهنِ یه جهانِ غربی و تحصیل‌کرده‌ان تا تنوع واقعی انسان‌ها. بنابراین وقتی می‌گیم «هوش مصنوعی مثل انسان فکر می‌کنه»، باید بپرسیم: کدام انسان؟ :)) دانلود مقاله پ.ن: قبلاً هم بارها نشون داده شده که LLMها جهت‌گیری سیاسی چپ‌تری دارن. برای نگه‌داشتن تفکر انتقادی، بهتره آگاه باشیم با چی طرفیم.

💬 یه روز دوستم گفت: «انسان‌های اولیه فلان‌طور بودن، این قبایل بدوی هم شبیه اونان.» من جواب دادم: «نه، لفظ «انسان‌های اولیه» غلطه و «بدوی» هم توهین‌آمیزه!» چرا؟ ❌ بدوی و اولیه بار ارزشی دارند انگار اون‌ها پست‌تر و ضعیف‌تر از ما هستند و ما نسخه‌ی بهتر اون‌ها هستیم! در حالی که تکامل شاخه‌ای است، نه خطی. جهان سوم به دوم یا دوم به اول پیشرفت نمی‌کنه. سبک زندگی‌شون با ما فرق داره، نه اینکه فرهنگ عقب‌افتاده‌تری داشته باشن. اون نگاه، استعماری و پیشرفت‌گرایانه است. (ایده‌ی فرگشت‌گرایی کلاسیک در انسان‌شناسی رد شده) ✅ واقعیت علمی اون‌ها هم انسان هستند و با محیط خودشون سازگار شده‌اند. علم باید تا جای ممکن خنثی از نظر ارزشی باشه یا حداقل حقوق اولیه آدم‌ها را حفظ کنه. 📚 چند کلام از منابع: انجمن انسان‌شناسان اجتماعی بریتانیا:
«تمام انسان‌شناسان توافق دارند که استفاده منفی از اصطلاحات 'اولیه' و 'عصر سنگی' برای توصیف جوامع قبیله‌ای و بومی، پیامدهای جدی برای رفاه آن‌ها دارد.» «استفاده از اصطلاح 'اولیه' برای توصیف انسان‌های گذشته، ایده‌های استعماری را تقویت می‌کند و حقوقی ذاتی برای جوامع غربی برای کنترل آن‌ها قائل می‌شود.» «اصطلاحاتی مانند 'عصر سنگی' و 'اولیه' از دوران استعماری باقی مانده و این ایده را تقویت می‌کنند که آن‌ها تغییر نکرده‌اند و عقب‌مانده هستند. این ایده نادرست و بسیار خطرناک است، زیرا اغلب برای توجیه آزار و توسعه اجباری مردم قبیله‌ای استفاده می‌شود.»
کتاب «مبانی انسان‌شناسی» دکتر فکوهی:
به دلیل بار تحقیرآمیز واژه «ابتدایی» و غیرقابل دفاع بودن آن از لحاظ نظری، بسیاری از انسان‌شناسان امروز از واژگان دیگری استفاده می‌کنند، مثلا «جوامع نانوشتاری» یا «جامعه سرد» در برابر جوامع پویاتر و متغیرتر.
⚠️ دیگه از «بدوی» استفاده نکنین! 😁 اقتباسی از: مبانی انسان‌شناسی از دکتر فکوهی بلاگی از انسان‌شناسان انجمن انسان‌شناسان اجتماعی بریتانیا مردم گذشته نباید بدوی خطاب شوند (Nature)

جملات ماندگار کتاب‌های فلسفه زیست از دید من دورانی که کتاب‌های فلسفه زیست رو می‌خوندم؛ به جملات جالبی برمی‌خوردم. دوتاشون در من ماندگار شد. گفتم شاید براتون جالب باشه:
پیمان کهن از هم گسسته است؛ انسان سرانجام دریافته که در پهنه‌ی بی‌احساسِ این کیهانِ بی‌کران، تنهاست. جهانی که خود از دلِ تصادف از آن برخاسته است. سرنوشت او هیچ‌جا نوشته نشده، و تکلیفی نیز به او محول نشده‌. فرمانروایی بالا یا تاریکیِ زیرین، این اوست که باید انتخاب کند.
ژاک مونو (برنده‌ی نوبل) [۱] و این هم نقل به مضمون(با کمی تغییر) از دیوید هال[۲]:
- انسان خاصه. + سوسک حمامم همین‌طور.
[۱]شانس و ضرورت: جستاری در فلسفه‌ی طبیعی زیست‌شناسی نوین [۲] فلسفه زیست‌شناسی سمیر عکاشه

این اون طرح مفهومی‌ای بود که قرار بود روی جلد نشریه باشه... ایده‌ش از خودم بود. لعلکم تعقلون😁
این اون طرح مفهومی‌ای بود که قرار بود روی جلد نشریه باشه... ایده‌ش از خودم بود. لعلکم تعقلون😁

این اون طرح مفهومی‌ای بود که قرار بود روی جلد نشریه باشه... ایده‌ش از خودم بود. لعلکم تعقلون😁
این اون طرح مفهومی‌ای بود که قرار بود روی جلد نشریه باشه... ایده‌ش از خودم بود. لعلکم تعقلون😁

این موارد بالا رو گفتم، چون دیروز رسماً دانشجوی روان‌شناسی شناختی ICSS شدم. داشتم به گذشته نگاه می‌کردم و راهی که اومدم. از اولین بار که فناوری‌های همگرا آشنا شدم، از اونجا که بیوتک دوست داشتم ولی توی دام تکامل افتادم. از تکامل گریختم و به علوم شناختی پیوستم. اسم این کانال رو هم تغییر خواهم داد، چون دیگه قرار نیست تمرکزم روی دید تکاملی باشه. تکامل چیزایی که می خواستم رو بهم یاد داد‌ (چه بسا چیزایی بود که از ته قلبم نمی‌خواستم یاد بگیرم اما تفکر طبیعت‌گرایانه روش‌شناختی اجازه نداد که یاد نگیرم.)

رسالة فيديو00:04

و تکاملی که چاپ نشد... وقتی کارشناسی زیست سلولی مولکولی دانشگاه گیلان بودم، اوایل علاقه داشتم روی تکامل کار کنم. چه چیزی بهتر از این که نشریه انجمن زیستمون اسمش "تکامل" بود! پس سریع پیوستم و سردبیر نشریه شدم. شروع کردم بچه‌ها رو پیدا کردن. از رشته‌های مختلف. زیست‌شناسی‌ با گرایش‌های مختلف تا انسان‌شناسی زیستی... تا برای نشریه قلم بزنن. تا تکامل رو بیشتر معرفی کنیم‌. حتی یه بخشی قرار بود بذاریم به نام معرفی آزمایشگاه انسان‌شناسی زیستی پژوهشکده گیلان‌شناسی.... به گمان استاد مشاور انجمن یکی از بهترین نسخه‌های نشریه تکامل بود. در کمال ناباوری با اهمال‌کاری مدیر انجمن مرحله چاپ عقب افتاد تا اینکه رسیدیم به جنبش #زن_زندگی_آزادی و اونجا بود که استاد مشاور انجمن بهم گفت: "علی، می دونی که داروین آدم خوبی نبوده! به هرحال ما باید دین خودمون رو هم حفظ کنیم. نمی‌شه که...." (حالا خوبه که ایشون دکترای زیست‌شناسی از ژاپن داشت.) اونجا بود که بیشتر فهمیدم چرا توی ایران، رشته‌ی زیست‌شناسی تکاملی نداریم. اونجا بود که خورد توی ذوقم. درسته من دیگه دیگه از زیست‌شناسی دور شده بودم و می‌خواستم علوم شناختی بخونم، اما این میزان ضدعلمی بودن استاد دانشگاهی تاسف‌بار بود. شاید بگید این اولین باره که نقص‌هایی این چنینی رو دیدم، محدوده، معدوده. ولی این‌طور نیست‌ گفته‌های شبه‌علمی، تئوری توطئه، غیرعلمی، ضدعلمی زیادی شنیدم. اونجایی که استاد تمام دانشگاه می‌گفت: چون نیاز داشتن، تکامل پیدا کرده. اونجا حتی تعریف ساده تکامل رو هم نقض کردن‌. اونجا که سر کلاس علمی، استاد می‌گفت: "من فقط در مورد حوزه علمی خودم حرف می‌زنم" ولی بعدش می‌گفت بچه ها باور کنید چشمی در کیهان شما رو می‌بینه. یا ناسا با بیگانگان در ارتباطه و به ما نمی‌گه. اهرام مصر توسط انسان ساخته نشده :) اونجایی که استاد بیوفیزیکمون از متافیزیک آب حرف می زد و می‌گفت: همه‌چیز انرژیه! مغز ما هم با انرژی با هم ارتباط داره. اونجایی که استاد دانشگاه تکامل رو لامارکی توضیح می‌داد و بعد ردش می‌کرد!! و می‌گفت داروینیست‌ها اشتباه می‌کنن. من خیلی وقته از استادا بریدم. شاید دانشگاهی پیشرفته بود این افراد بابت حرف‌هاشون مواخذه می‌شدن. آخه استادی که به تفکر علمی پایبنده که‌... اونم سر کلاس علمی‌. خلاصه جلوی نشر نشریه گرفته شد...مثل اذیت‌کردنای چاپ کتاب رفرنس انسان‌شناسی زیستی و گیر دادن به انسان خردمند و... در نهایت، اینا رو گفتم که بگم حتی می‌تونی دکترا داشته باشی اما تفکر علمی نداشته باشی. تفکر نقاد بلد نباشی. (ر.ک: کتاب باورهای بد با توضیحات دکتر مکری)

کتابی که بالاتر اشاره کردم. یکی از شاهکارهای دنیل دنت. توصیه می‌کنم حتماً بخونید.

این متن دغدغه شخصی من طی سالیان دور و دراز بود :))) بارها شنیدم که می‌گن:
"اگه تو به تکامل باور داری، چرا مدام سکس نمی‌کنی؟ هدف زندگی، بقا و تولید مثل دیگه." "هدف طبیعت بقا و تولید مثله" "جانداران در راستای بقا و تولید مثل فعالیت می‌کنن" "اگه انسانا خودکشی می‌کنن پس ضدتکاملیه" "اگه همجنسگرایی وجود داره پس ضد تکاملیه"
یکی از فرض‌های غلط جملات بالا اینه که تکامل رو چیزی انسان‌وار می‌بینن. مگه انسانه که فکر کنیم چارچوب سفت و سخت و طراحی دقیقی داره؟ انگار انسانه که قصدش این بود و حالا باید بهترین کار رو انجام بده و بعد بگیم چرا نکرده! تکامل قانونی نداره، جز همین: باقی مونده، باقی مونده. با این اوصاف، نه خودکشی، نه همجنس‌گرایی ضد تکاملی نیستن. این برداشت که «خودکشی یا همجنس‌گرایی ضد تکاملیه» از خطای منطقی زیر میاد: خطای انسان‌انگاری تکامل. گاهی آدمای دور و برم وقتی جانداران رو می‌بینن، شگفت‌زده می‌شن و با خودشون می‌گن: حتماً نیرویی وجود داره که اونا رو زنده می‌کنه! (بخوانید روح! یا نیروی حیات!) توی فرهنگ ما، از دوران‌های قدیم این موضوع بوده. مثلاً ابوعلی‌سینا در مورد روح گیاهی، حیوانی و انسانی حرف می‌زد. نگاه علمی چی می‌گه؟ طبیعت‌گرایی روش‌شناختی. روشمون اینه: از طبیعت برای توضیح طبیعت استفاده می‌کنیم. #نه_به_روح (نه به نیروی نامرئی آزمون‌ناپذیر، تکرارناپذیر، غیرشفاف، نادقیق و ابطال‌ناپذیر و مرموز.)