شکوفه آلو در برف.
الذهاب إلى القناة على Telegram
لابهلای درختهای توسکای گرینگیبلز. "Four seasons with NO reason." "Tiramisuholic" https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-pYsjlFcRDx
إظهار المزيد228
المشتركون
+124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+130 أيام
جاري تحميل البيانات...
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+2
في 0 قنوات
يونيو '26
+6
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '26
+1
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+2
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+7
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+4
في 3 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+4
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+13
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+141
في 37 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+11
في 3 قنوات
Get PRO
مايو '25
+38
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+75
في 6 قنوات
Get PRO
مارس '25
+97
في 6 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+1 012
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '25
+29
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+504
في 4 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+1 010
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '240
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '240
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '240
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '240
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '240
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '24
+52
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 09 يوليو | 0 | |||
| 08 يوليو | +1 | |||
| 07 يوليو | +1 | |||
| 06 يوليو | 0 | |||
| 05 يوليو | 0 | |||
| 04 يوليو | 0 | |||
| 03 يوليو | 0 | |||
| 02 يوليو | 0 | |||
| 01 يوليو | 0 |
منشورات القناة
برنامهام برای ادامه تابستون اینه که پانسمان جدیدی به خودم اضافه نکنم و به در و دیوار نخورم.😍
| 2 | صبحانه مخصوص سرآشپز.🍒 | 44 |
| 3 | سیزن اولش رو تموم کردم.
تا حالا این همه احمق یهجا ندیده بودم. | 46 |
| 4 | حالا دو تا پانسمان دارم خدایا شکرت. | 52 |
| 5 | عالی شد. | 54 |
| 6 | بچههای جدیدم.🥹 | 55 |
| 7 | رسیدن.😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 | 63 |
| 8 | همه دعا کنید کتابهایی که از آرلین سفارش دادم تا شب برسه دستم. وگرنه عقلم رو از دست خواهم داد. | 61 |
| 9 | خوبی امسال تابستون اینه که 5 تا سریال قشنگ قراره پخش بشن که برای همشون هیجان دارم.🫠 | 60 |
| 10 | "Without her I'm a mess
There was nothing 'bout that love that made sense
I was stressed..." | 60 |
| 11 | زندگی اخیرا. ☁️ | 67 |
| 12 | سریالی هم که این هفته دیدم Interview with the Vampire بود. (هنوز تمومش نکردم.)
داستان دربارهی خونآشامی به اسم لوییه که زندگیش رو، از زمانی که به دست مردی به اسم لستات تبدیل شده، برای یه خبرنگار تعریف میکنه.
چیزی که تا اینجای کار بیشتر از همه توجهم رو جلب کرده، فضای گوتیک و سنگین سریاله؛ از فضاهای تاریک و لباسها گرفته تا خودِ رابطهی لویی و لستات که از همون اول معلومه قرار نیست یک رابطهی ساده و آروم باشه. بلکه پر از خشونت و وابستگی و ویرانگریه.
اگر دنبال یک سریال ومپایری خوشساخت و سطح بالا میگردین که بیشتر از خونآشام بودن، روی تنش، رابطه و اتمسفر کار کرده باشه، به نظرم گزینهی خیلی خوبیه. | 60 |
| 13 | همونطور که میبینید که یه سریال عالی هم ازش ساختن که سم کلفلین عزیزم در نقش بیلی دان داخلش بازی کرده.🥹 | 62 |
| 14 | Daisy Jones & the six. | 59 |
| 15 | فقط این کتاب رو بخونید و بعدا ازم تشکر کنید! | 54 |
| 16 | داستانِ به اوج رسیدن چندتا جوون معمولی عاشق راک که شب رو توی استودیو صبح میکنن و ماهها توی اتوبوس، از این شهر به اون شهر، زندگی میکنن تا تور برگزار کنن؛ گروهی که بین اعضاش عشق و دوستی و تنفر مدام شکل میگیره، جابهجا میشه و از بین میره. گروهی که کمکم هرکدوم از اعضاش به شکلی زیر فشار شهرت، اعتیاد و رابطهها ترک برمیدارن. | 54 |
| 17 | کتابی که این هفته خوندم «دیزی جونز و گروه شش» بود.
نمیدونم پادکست «آلبوم» رو تا حالا گوش کردین یا نه؛ یه پادکسته که دربارهی ساخت آلبومهای مهم دنیای موسیقی حرف میزنه. من تا حالا چند اپیزودش رو که دربارهی آلبومهای راک بود گوش کردم و این کتاب دقیقاً همون حالوهوا رو برام زنده کرد.
از همون صفحهی اول پرت میشی به آمریکای دههی هفتاد؛ به دنیای دخترپسرهای جوونی که رویای راکاستار شدن رو توی سر دارن و بین الکل و مواد و سکس کمکم خودشون رو گم میکنن.
دیزی جونز و گروه شش دربارهی یه بند خیلی معروف راکه که سال 1979، درست وسط دوران اوجش، در حالی که تور برگزار میکرده از هم میپاشه و هیچکس هم دقیق نمیدونه چرا. حالا سالها از اون ماجرا گذشته و یه نویسنده تصمیم گرفته با همهی آدمهای مرتبط با گروه مصاحبه کنه تا بالاخره داستانشون رو تعریف کنه.
کل کتاب جوریه که حس میکنی داری یه مستند میبینی. از اعضای گروه گرفته تا آدمهایی که دوروبرشون بودن، هرکدوم بخشی از ماجرا رو روایت میکنن و همین باعث میشه کمکم تصویر کاملتری از چیزی که بینشون گذشته شکل بگیره. | 57 |
| 18 | Well well well. | 55 |
| 19 | "When I passed by moonlight stars in your eyes
They were shining like none of them could be mine..." | 73 |
| 20 | Morning light.✨ | 73 |
