Dr.mental
قناة بسيطة
پزشک دهکده برهمزننده تصورات شما در مورد پزشکی طرفدار سرسخت ساده زیستی به سراغ من اگر می آیید با دست پر از خوراکی بیاید🙁 دائما الرژیم هیتر ابگوشت گاهی فان گاهی چسناله گاهی غم عاشق گربه سانان در تلاش برایself love فاقد هرگونه محتوا فاخر آشنا گریز
إظهار المزيد3 708
المشتركون
-324 ساعات
-227 أيام
-10730 أيام
أرشيف المشاركات
3 708
Repost from عین الدوله
نمیدونم چرا هنوز بعضیها دارن توضیح میدن. کسی که میخواست بفهمه تا الان فهمیده بود و کسی هم که تا الان نفهمیده دیگه کسخل عقب موندهست قرار نیست بفهمه. دست بردارید.
3 708
ولی جدی یادمه این سناریو رو سر اکسم پیاده کردم، چون خیلی آزارم داده بود شب تولدش یه متن کون سوزاننده نوشتم و تو کانالی گذاشتم که ازش لفت نداده بود. آخ چسبید.🤤
3 708
خیلی پیرم واس این جور چیزا. گفتم میخوای ماه تولدت و خاصتر کنم؟ اگه رفتیم تو رابطه شب تولدت باهات کات میکنم که تا آخر عمر یادم بیافتی اون شب… پشماش ریخت از هیولایی که جلوش بود.😌
3 708
آقا پسره اعتقاد داره چون شهریور ماهیه، احساساتیه. خب من چطور به پسر بچه سیساله شبه علم و یاد بدم؟
3 708
کی پس قراره من عروسی کنم و بلاگرشم و داستان آشناییمون و تعریف کنم و بقیه برام اکلیل برینند و با پول تبلیغات عشق و حال کنم جای شغل دوم و سوم؟
3 708
یه بچه روآوردند برای معاینه،برای اینکه مطمعن شم جای گزشه یا عفونته یه نگاه به اعضای خانواده کردم. بابائه که یه عاقله مرد بود رو دیدم از دور گردنش لکههای قرمز داره، گفتم عه گردن شما رو هم گزیده ؟
بابائه با خنده سرش و انداخت پایین و رفت بیرون. روی گردنش کیس مارک بود من خنگول متوجه نشده بودم.
3 708
آفرین
حالا ما یه استاد داشتیم خانم کیوی. خانم کیوی وجناتش خیلی زیاد بود.منظورمون از وجنات باسن وممه
اس ✨✨
خلاصه هر کی خانم کیوی و میدید میگفت وای دلم میخواد پوستش و بکنم. خانم کیوی با یه دانشجوش به نام خانم توتفرنگی رفیق میشه. خانم توتفرنگی دوسدختر ازدواجی آقای شلغم بود. آقای شلغم نه قیافه داشت نه قد ولی تا دلتون بخواد پول داشت. هیچی خانم توتفرنگی و آقای شلغم و خانم کیوی با هم دیگه هی میرن کافه و در انتها خانم کیوی در میوهگرام هی درحال تشکر کردن و حرف زدن با آقای شلغم.
خانم توتفرنگی حساس میشه و پیش دوستش انار میگه انار جان، خانم کیوی چرا اینطور میکنه؟ دوستش هم میگه بسه دیگه انقدر باهاش نرید بیرون. ولی آقای شلغم اعتقاد داشت که خانم توت فرنگی خانم توت فرنگی یه شب تو کشیک بوده که خانم انار با استرس زنگ میزنه به خانم توت فرنگی که تو و آقای شلغم خونه خانم کیوی هستید؟ ما داشتیم از کنارخونه کیوی رد میشدیم دیدیم ماشین آقای شلغم دم دره.
دیگه خانم توت فرنگی زنگ میزنه به آقای شلغم که کجایی؟آقای شلغم هم گفت دارم دمبل میزنم. ولی نگفت روی خانم کیوی. خلاصه خانم کیوی بعد از اینکه رابطه این دو نفر و به لجن کشید میره با یه دانشجو دیگه به نام آقای موز.
3 708
درامای هلو وپرتقال و پیاز بر اساس واقعیتی که در اطرافم اتفاق افتاد.
خانم هلو همسر آقای پرتقال بود.آقای پرتقال به سر به زیری ونجابت معروف بود. یه بچه پرتقال هم داشتند. تا اینکه خانم هلو بچهدار میشه و یه هلو و یه پرتقال دوقلو به دنیا میاره. اینجا چون خانم پرتقال شاغل بود میگه خب پرستار بچه بگیرم و خانم پیاز و استخدام میکنه. خانم پیاز دخترخاله خانم هلو بود. خلاصه یه روزی خانم هلو یه چیزی فراموش میکنه و برمیگرده میبینه خانم پیاز و آقای پرتقال درحال کارهای کثافتکاری هستند. دیگه خانم پرتقال جیغ وداد میکنه و آقای پرتقال هم میره با خانم پیاز ازدواج میکنه و به خانم هلو هم میگه که هیچ وقت طلاقش نمیده و خانم هلو هم چون هرچی طی این سالها درآورده بود به نام آقای پرتقال زده بود، همچنان هم مجبوره آقای پرتقال و خانم پیاز خیانتکارو تحمل کنه.
3 708
بعد من بهشون میگم خب باید بااین علائم برن بیمارستان بعد یهو قیافشون جمع میشه میگن نه حالا اونقدرم بدحال نیستیم.😐
3 708
کسی با تاریخ ۵/۴/۳ شوخی نکرده بگه سه و چهار و پنج و شش تیغها رو پشت هم بزن؟
امتیازش مال خودمه؟
3 708
میگفتم نظرت راجع به این پسره چیه؟
میگفت ولش کن این پیشی و ببین. تاکسیدو، دوماهه،جای جیشش و هم بلده.
3 708
اون دفعه میخواست برام گربه بگیره چون فکر میکنه من با گربه داشتن خوشحالترم تا دوستپسر.😂
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
