با حُسین باش.
الذهاب إلى القناة على Telegram
«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash راه ارتباطی با من: https://t.me/SendHarfBot?start=fc0660a19fec
إظهار المزيد8 512
المشتركون
+424 ساعات
-557 أيام
+23830 أيام
أرشيف المشاركات
8 509
#فدک
پرده آخر:عاقبت فدک چه شد؟
خورشید و ماه را به زمینی فروختند
ای کاش خاک تیرهٔ یثرب فدک نداشت...
فدک در زمان خلافت امام علی(ع) نیز در دست مخالفان بود. اگرچه امام علی اقدام خلفای گذشته را غصب میدانست، داوری درباره آن را به خدا واگذار کرد. درباره اینکه چرا امام علی(ع) تلاشی در پسگرفتن فدک نکرد، روایاتی در منابع حدیثی آمده است؛ از جمله امام علی(ع) در خطبهای شماری از بدعتهای خلفا از جمله غصب فدک را برمیشمرد و سوگند یاد میکند که اگر دستور میداد این بدعتها رها شوند و مردم به سنت پیامبر برگردند، مردم جز عده اندکی از پیرامون او پراکنده میشدند. همچنین در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: امام علی(ع) در این مسئله به پیامبر(ص) اقتدا کرد. پیامبر(ص) در روز فتح مکه خانهای را که پیش از آن از او به ظلم گرفته شده بود، بازپس نگرفت.
در نامه امام علی(ع) به عثمان بن حنیف درباره فدک و داوری درباره آن آمده است: «در زیر این آسمان تنها فدک در دست ما بود. مردمی بر آن بُخل ورزیدند و مردمی سخاوتمندانه از آن دیده پوشیدند. بهترین داور پروردگار است، و مرا با فدک و جز فدک چه کار در حالی که فردا جایگاه آدمی گور است؟!»
فدک در دوران امویان و عباسیان نیز در دست خُلفا بود و فقط در برخی دورههابرای مدتی به فرزندان فاطمه بازگشت:
دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز اموی،دوران سفاح عباسی،دوران مهدی عباسی.البته بنا بر برخی منابع، امام کاظم(ع) فدک را از مهدی عباسی مطالبه کرد، اما مهدی عباسی از بازگردان آن خودداری نمود.دوران خلافت مأمون عباسی.
پس از مأمون، به دستور متوکل عباسی فدک به وضعیت قبل از دستور مأمون بازگشت. به گفته مجلسی کوپائی در کتاب «فدک از غصب تا تخریب»، بیشتر کتابهای تاریخی ماجرای فدک را بعد از متوکل ذکر نکردهاند. دِعبِل خُزاعی پس از برگرداندن فدک به اولاد فاطمه(س) شعری سرود که مصرع اول آن چنین است:
اَصْبَحَ وَجْهُ الزَّمانِ قَدْ ضَحِکاً
بِرَدَّ مَأْموُنُ هاشِمَ فَدَکاً
ترجمه: برچهره زمان لبخند شادی نشست، آنگاه که مأمون فدک را به بنیهاشم برگردانید.
همچنین محمدحسین کمپانی از عالمان شیعه نیز چنین سروده است:
طعمهٔ زاغ و زغن شد میوهٔ باغ فدک
نالهٔ طاوس فردوس برین شد بر فلک.
به امید گوشه نگاهی.
منابع:شرح نهج البلاغه، الکامل فی التاریخ، مناقب آل ابیطالب، قم، السیرة النبویة، کشف الغمة فی معرفة الأئمة،فدک، اعیان الشیعة،صحیح بخاری (الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله(ص) و سننه و أیامه)، معجم معالم الحجاز، فتوح البلدان، آثار اسلامی مکه و مدینه، شواهد التنزیل، فدک و العوالی او الحوایط السبعه فی الکتاب و السنة و التاریخ و الادب،تقریب المعارف، حوادث سال هفتم هجرت: سرگذشت فدک، تاریخ تحلیلی زندگانی امیر مؤمنان علی(ع)،الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور،علی از زبان علی، الاختصاص، فدک فی التاریخ، المیزان فی تفسیر القرآن،الأحتجاج علی أهل اللجاج، المسترشد فی إمامة علی بن أبیطالب(ع)،تاریخ الامم و الملوک، تهذیب الاحکام،الصحیح من سیرة النبی الاعظم، مفاتیح الغیب، الکافی،کنز العمال،بحار الانوار، اثبات الوصیة، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال،پيام امام امير المومنين(ع)،خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) و ماجرای فدک.
8 509
Repost from با حُسین باش.
بستری بود ولی همسخنِ خوبی بود،
جریان داشت در این خانه صدایِ من و او...
8 509
مقتل شب شهادت حضرت زهرا.
- لطفاً با حال مناسب بخوانید.
محدثین و مورخین روايت كردهاند که در ساعات آخر، حضرت فاطمه، اَسْمآء بنت عُمَيْس را فرمودند كه آبى بياور كه من وضو بسازم. سپس حضرت وضو ساختند و به روايتی غسل كردند، نيكوترين غسلها و بوى خوش طلبيدند و خود را خوشبو گردانيدند و جامههاى نو طلبيدند و پوشيدند و فرمودند: «اى اسما! جبرئيل در وقت مفارقت پدرم از دنیا، چهل درهم كافور آورد از بهشت. حضرت زهرا آن را سه قسمت كرد. يک قسمت براى خود گذاشت و يكى از براى من و يكى از براى على (عليهالسلام). آن كافور را بياور كه مرا به آن حنوط كنند.»، چون كافور را آورد، بی بی فرمودند: «نزديک سر من بگذار.»، سپس پاى خود را به قبله كردند و خوابيدند و جامه بر روى خود كشيدند و فرمودند: «اى اسما! ساعتی صبر كن، بعد از آن مرا بخوان. اگر جواب نگويم، على (عليهالسلام) را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گرديدهام.»، اسما ساعتى انتظار كشيد، بعد از آن، آن حضرت را ندا كرد و صدائى نشنید و گفت: «اى دختر مصطفى! اى دختر بهترين فرزندان آدم! اى دختر بهترين كسی كه بر روى زمين راه رفته است، اى دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه (قابَ قَوْسَيْن اَوْ اَدْنى) رسيده است!»، چون جواب نشنيد، جامه را از روى مباركش برداشت، ديد كه مرغ روحش به رياض جنّات پرواز كرده است. بر روى آن حضرت افتاد، آن حضرت را مىبوسيد و میگفت: «چون به خدمت حضرت رسول برسی، سلام اسماء بنت عُمَيْس را به آن حضرت برسان.»، در اين حال، حضرت امام حسن و امام حسين (عليهماالسلام) از در آمدند و گفتند: «اى اسما! مادر ما، در اين وقت چرا به خواب رفته است؟»، اسما گفت: «مادر شما به خواب نرفته، وليكن به رحمت رب واصل گرديده است...»، حضرت امام حسن خود را بر روى آن حضرت افكند و روى انورش را مىبوسيدند و مىگفتند: «اى مادر! با من سخن بگو، پيش از آنكه روحم از بدن مفارقت كند...»، حضرت امام حسين بر روى پايش افتادند و مى بوسيدند آن را و مىگفتند: «اى مادر! منم فرزند تو، حسين. با من سخن بگو پيش از آنكه دلم شكافته شود و از دنيا مفارقت كنم...»، سپس اسما گفت: «اى دو جگر گوشه رسول خدا، برويد و پدر بزرگوار خود را خبر كنيد و خبر مادر خود را به او برسانيد.»، ایشان بيرون رفتند، چون نزديک به مسجد رسيدند، صدا به گريه بلند كردند. پس صحابه به استقبال ايشان دويدند، گفتند: «سبب گريه شما چيست، اى فرزندان رسول خدا؟ حق تعالى هرگز ديده شما را گريان نگرداند، مگر جاى جدّ خود را خالى ديدهايد گريان گرديدهايد از شوق ملاقات او؟!»، گفتند: «مادر ما از دنيا مفارقت كرده...»، تا حضرت اميرالمؤمنين، علی (عليهالسلام) اين خبر وحشت اثر را شنيدند، با صورت افتادند و غش كردند.. سپس آب بر آن حضرت ريختند تا به حال آمدند و مىفرمودند: «بعد از تو خود را به كه تسلى بدهم؟...»، پس اين دو شعر را در مصيبت آن حضرت ادا فرمودند:
لِكُلِّ اجْتِماعٍ مِنْ خَليلَيْن فِرْقَةٌ
وَكُلُّ الَّذى دُونَ الْفِر اقِ قَليلٌ
وَاِنَّ افْتِقادى واحِدا بَعْدَ واحِدٍ
دَليلٌ عَلى اَنْ لا يَدُوُمَ خَليلٌ
(يعنی: هر اجتماعى از دو دوست، آخر به جدائى منتهى میشود و هر مصيبتی كه غير از جدائى و مرگ است، اندک است و رفتن فاطمه بعد از حضرت رسول، پيش من دليل است بر آنكه هيچ دوستیای باقى نمیماند.)
- منابع: جلا العیون، باب زندگانی حضرت زهرا (علیهاالسلام) بخش شهادت،
منتهی الامال، جلد اول، باب زندگانی حضرت زهرا (علیهاالسلام) بخش شهادت.
8 509
کار از کار گذشته و مادر را از دست داده بود. کف پای او را میبوسید و با گریه میگفت: «مادر جان! پسرت حسین هستم! قبل از اینکه قلبم پاره شود و بمیرم، با من حرف بزن...»
- مقتل مُقرّم، ص ۲۳۵.
8 509
اگر میشه شب شهادت حضرت زهرا-س، نماز لیلة الدفن بخونین برای مادربزرگمون زهرا بنت حسین.
اجرتون با حضرت مادر
8 509
سلام ضمن تسلیت شهادت فاطمه زهرا 🖤
میشه اعلام کنید دوستان امشب برا مادر بزرگم نماز وحشت بخونن. هاجر فرزند رجبعلی
8 509
#فدک
پردۀ سوم:
چرایی و چگونگی غصب فدک از حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)
با پنجه وسعت فدکش را وجب گرفت،
سیلی برای غصب فدک راه چاره شد...
گرفتن دهکدۀ فدک از حضرت فاطمه، توسط ابوبکر، پس از شهادت پیامبر انجام شد. ابوبکر، با تکیه بر حدیثی از پیامبر، که گفته شده راوی آن فقط خود ابوبکر بود، مدعی شد که پیامبران ارث نمیگذارند! اما حضرت فاطمه پاسخ داد که پیامبر پیش از وفات، فدک را به او بخشیده و امام علی و اُماَیمن را بر این سخنش شاهد آورد. بنابر نظر علمای شیعه و برخی از علمای اهلسنت، پیامبر پس از نزول آیه ۲۶ سوره اسراء که از او خواسته بود حق ذوی القربی را بدهد، فدک را به حضرت فاطمه بخشیده بود. در نقلی آمده است که ابوبکر، در برگهای، مالکیت حضرت فاطمه را تأیید کرد، اما عمر بن خطاب آن برگه را از فاطمه گرفت و پاره کرد. طبق روایتی دیگر، ابوبکر، شاهدان حضرت فاطمه را نپذیرفت. دختر پیامبر، وقتی دادخواهی خود و همسرش، امام علی را بیثمر دید، به مسجد النبی رفت و به ایراد خطبه پرداخت. او در این خطبه که به خطبه فدکیه مشهور است، به غصب خلافت اشاره کرد و سخن ابوبکر که پیامبران ارث نمیگذارند را مخالف قرآن خواند و او را به دادگری خداوند در روز رستاخیز واگذار کرد. حضرت فاطمه، پس از این ماجرا، سخت از ابوبکر و عمر ناراحت شد و تا زمان شهادت، بر آن دو غضبناک باقی ماند. پس از شهادت پیامبر، دهکده فدک، به دست خلفا افتاد و در میان آنها دست به دست شد. در نحن معاشر الانبیاء لا نورث، گزارش شده است که ابوبکر در پاسخِ دادخواهی به حضرت فاطمه گفت: «از پیامبر شنیدم: ما (انبیا) ارث نمیگذاریم و آنچه از ما باقی میماند، صدقه است.»، در مقابل، حضرت فاطمه، در خطبه فدکیه، به آیاتی از قرآن اشاره کرد که به ارث بردن از پیامبران اشاره دارد و این سخن ابوبکر را مخالف آیات قرآن دانست. علمای شیعه گفتهاند که این عبارت را غیر از ابوبکر، هیچکدام از صحابه نقل نکردهاند. نقل شده است هنگامی که عثمان به خلافت رسید، عایشه و حفصه پیش او رفتند و از او خواستند آنچه پدرانشان (خلیفه اول و دوم) به آنان میدادند، مجدد به آنان بدهد، اما عثمان گفت: «به خدا سوگند، چنین چیزی به شما نمیدهم. آیا شما دو نفر نبودید که نزد پدرتان شهادت دادید پیامبران ارث نمیگذارند؟ روزی چنین شهادت دادید و روزی میراث پیامبر را درخواست میکنید؟»، جعفر سبحانی، درباره علت مصادره فدک میگوید: ترس از قدرت اقتصادی امام علی، یکی از عوامل مصادره فدک بود، زیرا امام علی همه شرایط رهبری را دارا بود و علم و تقوا و سوابق درخشان و قرابت با پیامبر و توصیههای آن حضرت در حقّ او قابل انکار نبود. از آنجا که در چنین شرایطی، سلب امکانات و شرایط معنوی امام امکانپذیر نیست، از این رو، برای تضعیف خاندان پیامبر و موقعیت حضرت علی، فدک را از دست مالک واقعی آن خارج ساختند و خاندان پیامبر را محتاج دستگاه خود قرار دادند. این حقیقت، از گفتگوی عمر با خلیفه به روشنی استفاده میشود. عمر به ابوبکر گفت: «مردم بندگان دنیا هستند و جز آن هدفی ندارند. تو خمس و غنایم را از علی بگیر و فدک را از دست او بیرون آور، که وقتی مردم دست او را خالی دیدند، او را رها کرده به تو متمایل شوند.»، فدک تا زمان شهادت پیامبر، در دست حضرت فاطمه بود و افرادی به عنوان وکیل، کارگزار و کارگر در آن کار میکردند. پس از به خلافت رسیدن ابوبکر، او اعلام کرد فدک ملک کسی نیست. از این رو آن را به نفع خلافت مصادره کرد. مالکیت فدک در دوران عمر بن خطاب و عثمان نیز به خاندان پیامبر بازنگشت.
- ادامه دارد.
- گِرد آورنده: پوریا روحنواز.
