Lyrics Notes
الذهاب إلى القناة على Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
إظهار المزيد1 688
المشتركون
+124 ساعات
+47 أيام
+3130 أيام
أرشيف المشاركات
1 690
فروختن بستنی تهیهشده با شیرخشک تقلبه؟ نه
ولی وقتی روی این بستنی بنویسند «با شیر تازه گاو» میشه تقلب.
تقلب تو صنعت غذا مقدار زیادیش همین برچسبهای دروغینه چه از نظر محتویات چه فن تهیه چه کیفیت محتویات مثل طبیعی یا ارگانیک بودن.
پول برای محصولی میدیم که چیزی که اظهار میکنه نیست
× Homo Gastronomer ×
@OfficialPersianTwitter
1 690
مهران مدیری هم مانند چند سلبریتی داخلی دیگر عطری با برندی به نام خودش معرفی کرده است.
برندسازی با نام چهرهها در فضای تجاری فرآیندی معمول در دنیاست که البته در کشور ما با شرایط ویژهای که دارد به شکلی کاملا متفاوت اتفاق میافتد.
در معرفی یک برند عطر در مسیری معقول و متعارف در جهان، رویه این است که رایحهای توسط یک پرفیومر کارآشنا طراحی و امتیاز آن رایحه و فرمولاسیونش به صاحب برند فروخته میشود. این فرآیند در مراحل بعدی شامل طراحی شیشهی اسپری و بستهبندی و لوگوتایپ هم خواهد شد.
فرآیندی که نه تنها دانش، تجربه و ابزاری در سطوح بالای علمی، تکنیکی و صنعتی نیاز دارد که در حال حاضر فقط در معدود کشورهای اروپای غربی، آمریکا و ژاپن پیدا میشود بلکه با معیارهای علمی و زیرساختی اقتصاد و صنعت ایران بسیار گرانقیمت و دستنیافتنی است.
حتی کشوری مانند چین هم که در صنعت کپیکاری تپههای فراوانی را فتح کرده هنوز موفق به معرفی یک برند و حتی یک رایحهی ویژه و بومی در صنعت عطر نشده است.
از طرفی در همان کشورهای صاحب این تکنولوژی، کمپانیهایی وجود دارند که رایحههای برندهای مشهور را با دقتی بالا بازآفرینی میکنند و با عنوان اسانسهای عطری یا فاینفرگرنس برای استفاده در عطریات و فرآوردههای کمپانیهای کوچکتر با رعایت قوانین کپیرایت عرضه میکنند. این اسانسها عموما در صنایع آرایشی و بهداشتی و خصوصاً در تولید دئودورانتها کاربرد دارند. اما تولید ادوپرفیوم و ادوتویلت هم با استفاده از این اسانسها در برخی کشورها تحت عنوان برندهای لوکال انجام میشود.
با این توضیحات، حالا میدانید که عطر جناب مدیری قطعاً فرآوردهای از کپی یک رایحهی مشهور است که نه برای طراحی رایحه و نه برای دیگر وجوهش امکان طی فرآیندی استاندارد و پرداخت هزینهی نزدیک به واقعی هم برای مدیری وجود نداشته و صرفا مصرف تبلیغاتی و تجاری داخلی دارد.
نکتهی جالب در تبلیغات این عطر هم این که مانند همهی فعالیتهای اینچنینی در کشور ما حتی در طراحی پوستر هم برای همان چهار کلمه، دقت لازم صرف نشده و با یک سهلانگاری عجیب، در پوستر زنانهی این عطر اصطلاح «پورهوم» استفاده شده که به معنای «مردانه» است و واضح است که فقط عکس محصول را در دو پوستر جایگذاری کردهاند و فراموش کردهاند متن را هم متناسب با محصول تغییر دهند! و طبیعی است از چنین تیمی نمیتوان انتظار ارائهی یک محصول قابل دفاع هم داشت.
نهایتاً چنین عطرهایی را دقیقاً با همان رایحه و حتی با کیفیت بالاتر و قیمت بسیار کمتر میتوانید از عرضهکنندگان معتبر عطر و اسانس در تمام کشور تهیه کنید.
اما اگر به نام آن چهره و برند علاقهی خاصی دارید و دوست دارید با آن عنوان عطرتان را تهیه کنید مانند فنهای این سلبریتیها بشتابید که به زودی تمام میشود! نگران کپیرایت محصول هم نباشید! جناب مدیری قبلاً «سوغاتی» را هم با همین فرمان تحویلمان دادهاند.
«حمید ناصحی»
@LyricsNotes
1 690
مهران مدیری هم مانند چند سلبریتی داخلی دیگر عطری با برندی به نام خودش معرفی کرده است.
برندسازی با نام چهرهها در فضای تجاری فرآیندی معمول در دنیاست که البته در کشور ما با شرایط ویژهای که دارد به شکلی کاملا متفاوت اتفاق میافتد.
در معرفی یک برند عطر در مسیری معقول و متعارف در جهان، رویه این است که رایحهای توسط یک پرفیومر کارآشنا طراحی و امتیاز آن رایحه و فرمولاسیونش به صاحب برند فروخته میشود. این فرآیند در مراحل بعدی شامل طراحی شیشهی اسپری و بستهبندی و لوگوتایپ هم خواهد شد.
فرآیندی که نه تنها دانش، تجربه و ابزاری در سطوح بالای علمی، تکنیکی و صنعتی نیاز دارد که در حال حاضر فقط در معدود کشورهای اروپای غربی، آمریکا و ژاپن پیدا میشود بلکه با معیارهای علمی و زیرساختی اقتصاد و صنعت ایران بسیار گرانقیمت و دستنیافتنی است.
حتی کشوری مانند چین هم که در صنعت کپیکاری تپههای فراوانی را فتح کرده هنوز موفق به معرفی یک برند و حتی یک رایحهی ویژه و بومی در صنعت عطر نشده است.
از طرفی در همان کشورهای صاحب این تکنولوژی، کمپانیهایی وجود دارند که رایحههای برندهای مشهور را با دقتی بالا بازآفرینی میکنند و با عنوان اسانسهای عطری یا فاینفرگرنس برای استفاده در عطریات و فرآوردههای کمپانیهای کوچکتر با رعایت قوانین کپیرایت عرضه میکنند. این اسانسها عموما در صنایع آرایشی و بهداشتی و خصوصاً در تولید دئودورانتها کاربرد دارند. اما تولید ادوپرفیوم و ادوتویلت هم با استفاده از این اسانسها در برخی کشورها تحت عنوان برندهای لوکال انجام میشود.
با این توضیحات، حالا میدانید که عطر جناب مدیری قطعاً فرآوردهای از کپی یک رایحهی مشهور است که نه برای طراحی رایحه و نه برای دیگر وجوهش امکان طی فرآیندی استاندارد و پرداخت هزینهی نزدیک به واقعی هم برای مدیری وجود نداشته و صرفا مصرف تبلیغاتی و تجاری داخلی دارد.
نکتهی جالب در تبلیغات این عطر هم این که مانند همهی فعالیتهای اینچنینی در کشور ما حتی در طراحی پوستر هم برای همان چهار کلمه، دقت لازم صرف نشده و با یک سهلانگاری عجیب، در پوستر زنانهی این عطر اصطلاح «پورهوم» استفاده شده که به معنای «مردانه» است و واضح است که فقط عکس محصول را در دو پوستر جایگذاری کردهاند و فراموش کردهاند متن را هم متناسب با محصول تغییر دهند! و طبیعی است از چنین تیمی نمیتوان انتظار ارائهی یک محصول قابل دفاع هم داشت.
نهایتاً چنین عطرهایی را دقیقاً با همان رایحه و حتی با کیفیت بالاتر میتوانید از عرضهکنندگان معتبر عطر و اسانس در تمام کشور تهیه کنید.
اما اگر به نام آن چهره و برند علاقهی خاصی دارید و دوست دارید با آن عنوان عطرتان را تهیه کنید مانند فنهای این سلبریتیها بشتابید که به زودی تمام میشود! نگران کپیرایت محصول هم نباشید! جناب مدیری قبلاً «سوغاتی» را هم با همین فرمان تحویلمان دادهاند.
@LyricsNotes
1 690
گاهی در فضاهای مختلف بحث و تبادل نظر در مورد ترانه، روشن نبودن معیارهای کلی ارزیابی ترانهها باعث میشود که بحثها یا به بیراهه بروند و یا به نتیجهی مطلوبی نرسند. از این جهت خوب است که ما در هر فضایی که قرار است ترانه را ارزیابی کنیم در تعریف و ویژگیهای یک ترانهی خوب یک محور مشخص را مدنظر قرار دهیم. من آنچه در مورد چنین محوری در نظر دارم را با شما در میان میگذارم:
برای این که ترانهای را درست و ترانهسرایش را موفق بدانیم به نظر من باید سه ویژگی همزمان در اثر نهایی باشد:
الف: کلام ترانه از منظر ادبی و زبانی قابل دفاع باشد.
ب: ترانه در مرحلهی تلفیق کلام و ملودی و اجرا واجد ارزشهای هنری شده باشد.
ج: ترانه به قدر لازم و کافی شنیده شود.
در مورد هر کدام از این موارد باید به شکلی مفصل بحث شود. اما از همین اشارهی تیتروار میشود نتایج کلی دیگری هم گرفت:
۱- ترانهای که از منظر ادبی و زبانی قابل دفاع نباشد، هر اندازه که ملودی، تنظیم و اجرای خوبی داشته باشد هم ترانهی خوبی نیست. میشود از وجوه ملودیک و هارمونیک و اجرای نوازنده و خواننده لذت ببریم اما سطح کیفی کلام ترانه، این لذت را مخدوش خواهد کرد.
۲- عدم تناسب میان اجزای ترانه حتی در شرایطی که هر کدام از این اجزا به تنهایی باکیفیت باشند یا حتی با بخشی دیگر از اجزا متناسب باشند، اثر نهایی را بیکیفیت خواهد کرد.
۳- هر ترانهای با ادعای موفق و درست بودن، باید در سطحی قابل قبول شنیده شود. اساساً بخش مهمی از ذات رسالت عمومی ترانه همین است. با اداهای روشنفکرنمایانه و ادعاهای خاصپسندانه هم نمیشود از موقعیت این رسالت طفره رفت. این شنیدهشدن حاصل فرآیندهای عمدتاً غیرادبی و غیرهنری و ویژگی هنرصنعتی ترانه است. هرچند این ویژگی بسته به تغییرات ذائقهی جمعی در ادوار مختلف میتواند با تأخیرهایی گاه طولانی ظهور کند.
با این اوصاف هر ترانهی صرفاً ادبی، صرفاً هنری و صرفاً شنیده شده و حتی واجد فقط دو تای این ویژگیها به گمان من نمیتواند ترانهی خوب تلقی شود.
فراموش نکنیم که این کلیت اثر است که باید درست باشد. پس صرفاً با استناد به بخشی از یک ترانه که این ویژگیها در آن رعایت شده نمیشود تمام آن ترانه را درست دانست. هر چند ظاهراً این موضوعی بدیهی است اما بسیاری از نظرات در مورد ترانهها با همین رویکرد ارائه میشوند.
پینوشت: بیان این ویژگیها معطوف به محوریت «کلام ترانهی فارسی» در بحث پیرامون یک موسیقی باکلام است.
@LyricsNotes
1 690
ترانهی «آشپزخونه» یکی از چند ترانهی زنانهی ایرج جنتیعطایی است که مانند عمدهی ترانههایش اثری درخشان و ماندگار در ژانر خود محسوب میشود.
پیش از این در بررسی ترانهی «تابو» گفتم که:
«جنتی عطایی ترانههای زنانه و از زبان یک زن را به شکلی استادانه و خارقالعاده میسراید. آثار مشهوری مانند «ماهپیشونی/ گوگوش»، «آشپزخونه/گیتی»، «مرد من/سیمین غانم» و «بخشش/ هایده» فارغ از فرم و طراحی کمنقص، برخلاف عمدهی سرودههایی اینچنین در زمانهی خود، به شکلی شگفتانگیز عاری از جنسیتزدگیهای مرسوماند و به زن و حقوق او نگاهی بسیار انسانی دارند که نه سهواً و نه عمداً، تعابیر و رویکردهای مردمَدارانه به آنها (حتی در همان حد تعبیر) راه نیافته و مانند عمدهی آثار مدعی حقوق زنان به ورطهی فمینیسم افراطی نیز فرو نیافتادهاند.»
پس از انتشار این مطلب، برخی از دوستان معتقد بودند که «آشپزخونه» شامل این ادعا نیست و از منظر ایشان ترانهای است جنسیتزده و ضد زن و حاوی المانهای مردمدارانه!
اما ترانهی آشپزخونه روایت عشق یک زن خانهدار به همسر است. در مضمونپردازی چنین روایتی، طبیعی است که ترانهسرا سراغ جزئیات خانهداری برود و از میان آنها نقبی به عشق و دلتنگی بزند. در نظر داشته باشیم که این ترانه حدود پنج دهه پیش سروده و اجرا شده و کاملاً منطبق بر سبک زندگی بخش بزرگی از زنان متأهل جامعهی آن روزگار است و از این جهت رسالت ترانگی خود را هم در واقعنمایی به انجام رسانده است.
ایرج جنتیعطایی در پرداخت مضمون این ترانه و در حس و لحن اثر سراغ ارزشگذاری برای حرفهی خانهداری نرفته است و به درستی و با دقتی هنرمندانه صرفاً از ویژگیهای خانهداری به عنوان ابزاری برای ارائهی عشقی صادق و زیبا بهره برده است. در یادداشت پیشین تأکید کردهام که ایرج در ترانههای زنانهاش به ورطهی فمینیسم افراطی نیافتاده و اتفاقاً «آشپزخونه» مصداق بارزی بر این ادعاست. فمینیسم افراطی تلاش میکند تا به بسیاری از فعالیتهای طبیعی زنان هم مهر زنستیزی بزند و خانهداری یکی از سیبلهای همیشهی این تفکر تندروانه است. بدیهی است که زنانه دانستن حرفهی خانهداری و لزوم نشستن زنان در خانه به هر بهانهای برای دورکردن آنها از اجتماع هم تفکری در تعارض با حقوق زنان است اما صرف خانهدار بودن یا علاقهی یک زن به خانهداری در تقابل با حقوق زنان نیست. کما این که تحقیر علاقهی مردان به حرفههایی مانند خانهداری هم اندیشهای ضدانسانی است.
«آشپزخونه» از همین منظر نمونهی عاشقانهای دل انگیز و هنرمندانه است که به وجهی سنتی از زندگی زنان میپردازد و همزمان انسان را رعایت میکند.
@LyricsNotes
1 690
«آشپزخونه»
خواننده: گیتی پاشایی
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
ملودی: بابک بیات
تنظیم: اریک
@LyricsNotes
1 690
«رازقی» (دلم میخواد گریه کنم)
خواننده: داریوش
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: بابک بیات
تنظیم: رامین زمانی
#بهنام_محجوبی
@LyricsNotes
1 690
نشریهی «ستارهی سینما»، بهمن ۱۳۵۳
این نشریه در این تاریخ گفتوگویی اختصاصی با ویگن داوودی به عنوان اولین تکنیسین سیستم مولتیتراک و بانی صدابرداری نوین و مؤسس استودیوپاپ انجام داده است. گفتوگویی که در آن به تفصیل نقش ویگن داوودی در این تحول تاریخساز تشریح میشود و هیچ نام دیگری به عنوان همراه و همکار در این میان مطرح نیست.
این سند تاریخی آغاز صدابرداری نوین و آغازگر آن را به روشنی مشخص میکند.
@LyricsNotes
1 690
نشریهی «ستارهی سینما»، بهمن ۱۳۵۳
این نشریه در این تاریخ گفتوگویی اختصاصی با ویگن داوودی به عنوان اولین تکنیسین سیستم مولتیتراک و بانی صدابرداری نوین و مؤسس استودیوپاپ انجام داده است. گفتوگویی که در آن به تفصیل نقش ویگن داوودی در این تحول تاریخساز تشریح میشود و هیچ نام دیگری به عنوان همراه و همکار در این میان مطرح نیست.
این سند تاریخی آغاز صدابرداری نوین و آغازگر آن را به روشنی نشان میدهد.
@LyricsNoted
1 690
یازدهم بهمنماه نود و نه، هفتادمین زادروز «ویگن داوودی» بانی صدابرداری نوین و مؤسس استودیو پاپ است.
عکس: کامبیز باقری
@LyricsNotes
1 690
«اگه تو پیشم نیای»
خواننده: فریدون فروغی
ترانهسرا: فریدون علیخانی
ملودی: فریدون فروغی
تنظیم: منوچهر چشمآذر
ریمیکس: ویگن داوودی
@LyricsNotes
@vigendavoodi
1 690
ترانهی «اگه تو پیشم نیای» که سالها با عنوان «حباب اشک» نسخهای نهچندان باکیفیت از آن در دسترس بود را «فریدون علیخانی» سروده است.
نام اصلی و مورد نظر خالقان این ترانه را اولین بار ترانهسرای اثر در گفتوگویی با یاشار هاشمزاده در یادنامهی فریدون فروغی(هنر موسیقی/ بهمن و اسفند ۹۴) اعلام کرد و در همان مصاحبه بر این نکته که سازندهی ملودی این ترانه هم فریدون فروغی است تأکید نمود.
ترانهای که فرمی متفاوت از سبک ویژهی فروغی دارد و با تنظیم هنرمندانهی منوچهر چشمآذر به نتیجهای دلپذیر و شنیدنی رسیده است.
نسخهی هشتتراک این ترانه در آرشیو جناب ویگن داوودی است و چند سال بود که منتظر فرصتی برای انتشار ریمیکسی از آن بودیم. بیش از یک سال است که جناب داوودی زحمت میکس مجدد این اثر را کشیده و نسخهای بسیار باکیفیت آماده کردهاند.
در نهایت امروز به لطف ویگن داوودی گرامی و پس از مشورت با آرش قاسمی عزیز (وکیل فروغی و خانوادهی او) تصمیم گرفتیم این نسخهی باکیفیت را به مناسبت هفتادمین زادروز فریدون منتشر کنیم.
@LyricsNotes
1 690
به مناسبت هفتادمین زادروز «فریدون فروغی» ریمیکس تازهای از یکی از ترانههای زیبای این هنرمند بزرگ را آمادهی انتشار کردهایم.
@LyricsNotes
1 690
ترانهی «صبح روشن» را بر روی ملودی پژمان فروتن نوشتهام و همایون آرامفر هم آن را تنظیم کرده است.
پژمان این ملودی را بر روی شعر فروغ ساخته و به این دلیل که از شعر به شکل کامل استفاده نشده بود و به پیوستگی آن در ترانه آسیب میرسید قرار شد که من کلامی بر همان سبک و سیاق بر آن ملودی بنشانم.
از این رو فراز و فرود و بخشی از موسیقی شعر فروغ و مضامین و دایرهی واژگانی آن به سرودهی من هم راه پیدا کرده است.
فروغ فرخزاد تأثیر عمیقی بر نگاه من به شعر و هنر داشته و دارد و این ترانه کمترین ادای احترام به اوست.
تجربهی زیبایی بود که با صدای پژمان فروتن به فروغ شعر سرزمینمان تقدیم شد.
تو اومدی و با تو خشکسالِ من
به مرزهای سبزِ ترشدن رسید
رسیدی و صدای صد ترانه بود
که از گلوی زندگی به من رسید
@LyricsNotes
1 690
«صبح روشن»
خواننده: پژمان فروتن
ترانهسرا: حمید ناصحی
ملودی: پژمان فروتن
تنظیم: همایون آرامفر
با یادی از «فروغ فرخزاد»
گیتار: آرمین مرشد
پرکاشن: همایون نصیری
باس: محمدصادق فرزانه
وکال: مهگل صفدری
میکس: مهدی کریمی
@LyricsNotes
1 690
«افسانهی شیرین»
خواننده: هایده
تصنیفسرا: بهادر یگانه
موسیقی: همایون خرم
این تصنیف در برنامهی گلهای تازه شمارهی ۲۵ اجرا شده که آواز این برنامه را استاد شجریان اجرا کرده است. نام این تصنیف برگرفته از نام برنامه و غزل آواز، سرودهی فرخی یزدی است.
@LyricsNotes
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
