ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Lyrics Notes

Lyrics Notes

الذهاب إلى القناة على Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

إظهار المزيد
1 802
المشتركون
-124 ساعات
+147 أيام
+2630 أيام
أرشيف المشاركات
در هفته‌های اخیر و بعد از فروکش کردن تب آلبوم‌های لاله‌زار (ابی) و انسان نو (منصور) که در هر دو، محور اصلی بحث‌ها متن ترانه‌های آن دو آلبوم و ترانه‌سرایانشان (شهیار قنبری و یغما گلرویی) بود، دو تک‌ترانه این بار هم از نمایندگان دو نسل از ترانه‌سرایی (این بار: اردلان سرفراز و روزبه بمانی) محور بحث مخاطبین پیگیر ترانه است. فارغ از مباحث فنی و هنری ترانه‌ها به گمان من آن چه باید حتماً در نظر بگیریم، ملاحظات تاریخی و وضعیت ذائقه‌ی جمعی است. ترانه‌سرایانی مانند شهیار و اردلان به قدر کافی و حتی بیش از کفایت، خود را و هنرشان را با کارنامه‌ی پربار و درخشانشان اثبات کرده‌اند و ترانه‌سرایان نسل یغما و روزبه، هنوز باید منتظر گذر زمان باشند تا ببینند چه اندازه در «نقش تاریخی» می‌توانند در مقابل نسل شکوه‌آفرین و تاریخ‌سازِ پیش از خود عرض اندام کنند. از طرفی طبیعی است که ذائقه‌ی جمعی در ادوار مختلف تغییر می‌کند. همان‌گونه که سبک موسیقی و ترانه‌ی دهه‌ی پنجاه باب طبع عمده‌ی نسل‌های قبل‌تر نبود قرار نیست که مثلاً سبک دهه‌ی پنجاه هم‌چنان محبوب‌ترین سبک نسل امروز باشد. نوآوری‌های فرمی و محتوایی ممکن است به شکلی مقطعی جایی در ذائقه‌ی مخاطب پیدا کنند و یا مورد اقبال قرار نگیرند اما در نهایت نیاز به زمان دارند تا جایگاه واقعی خود را بیابند. جسارت امثال یغما و روزبه را سال‌ها پیش شاید حتی به نسبت زمان خود، پیشروتر، بزرگانی مانند شهیار و ایرج و پیش از آن‌ها پرنگ و رستگارنژاد و وکیلی و معینی کرمانشاهی و ترقی و نگهبان و بهار و عارف و شیدا و ... مرتکب شده‌اند. در همان زمان‌ها، ترانه‌سرایان پیش‌رو و نوآور و محبوب و مشهوری بوده‌اند که یا امروز نامشان بسیار کم‌رنگ است و یا اصلاً نامی از آنان نیست. تفاوت در همان کیفیت نقش تاریخی است. باید صبر کنیم و ببینیم کدام آوانگاردیسمِ این نسل، هم‌پای نوآوری‌های نسل ‌های پیشین در تاریخ خواهد دوید. نه اردلان و شهیار به پایان رسیده‌اند و نه روزبه و یغما اثبات شده‌اند. زمانه، گاه ظواهر امروز و دیروز را دیگرگون می‌کند. نقد کنیم و در انتظار قضاوت تاریخ هم بمانیم که توأمان، بی‌رحم‌ترین و منصف‌ترین قاضیان است. @lyricsnotes

‎اردلان سرفراز، روزبه بمانی @lyricsnotes
‎اردلان سرفراز، روزبه بمانی @lyricsnotes

«کشتی طوفان‌زده» خواننده: مرضیه ترانه‌سرا: فرهنگ قاسمی آهنگ‌ساز: بزرگ لشکری تاریخ انتشار: ۱۳۵۴ رادیو ایران @lyricsnotes

در جریان گفت‌گوهایم با ترانه‌سرای محجوب، جناب «فرهنگ قاسمی» برای مجموعه ترانه‌هایشان (وقتی دل‌گیری و تنها) ایشان چند بار به ترانه‌ای با عنوان «کشتی طوفان‌زده» که با صدای مرضیه اجرا شده بود اشاره کردند. هیچ سطری از ترانه هم در خاطرشان نبود و هیچ کجا هم نشانی از این ترانه پیدا نمی‌کردیم. نمایشگاه کتاب در پیش بود و من و یاشار هاشم‌زاده چند روزی بیشتر برای تحویل نسخه‌ی نهایی کتاب به ناشر فرصت نداشتیم. هنوز مقدمه‌ی کتاب را هم ننوشته بودم. با رفیق پژوهش‌گر و هم‌کار نازنین «محمدعرفان رفیعی» تماس گرفتم و ماجرا را گفتم. تأکید کردم که مطمئنم چنین ترانه‌ای اجرا شده چون فرهنگ قاسمی به یاد دارد که مرضیه پس از اجرای ترانه در رادیو، صورتش را بوسیده است (و کدام فراموشی، حریف خاطره‌ی بوسه‌ی مرضیه می‌شود؟) عرفان عزیز، بعد از یکی دو روز، ناامیدانه خبر داد که چنین ترانه‌ای را نیافته است. گو این که خودش یکی از کامل‌ترین آرشیوهای مرضیه را در اختیار دارد. با این وجود چند ساعت بعد دوباره تماس گرفت و سرخوشانه گفت «نشانه‌ای پیدا کردم»! جایی در نسخه‌ای ‌از مجله‌ی تماشا در سال ۵۴ به ترانه‌ای اشاره شده بود با عنوان «بی تو من ای عشق هیچم» با صدای مرضیه و این مطلع: «عشق من چون کشتی طوفان‌زده، می‌رود تا ساحلی پیدا کند». حضور عبارت کشتی طوفان‌زده و سال اجرا و این که اجرا در رادیو بوده، هر دویمان را به این یقین رساند که که این ترانه همان گم‌شده‌ی ماست. با همین نشانه و با فاصله‌ای یکی دو روزه، عرفان عزیز با تلاش بسیار، نهایتاً نسخه‌ای از ترانه را بر روی یک نوار کارتریج یافت و شبانه آن را تبدیل کرد و به این ترتیب پس از تأیید فرهنگ قاسمی، ترانه را به کتاب افزودیم. با این حال هنوز از هویت آهنگ‌ساز اثر بی‌خبر بودیم و هر چند با برخی تطبیق‌ها می‌شد نام آهنگ‌ساز را حدسی قریب به یقین زد اما در جدول ترانه‌ها جای نام آهنگ‌ساز را خالی گذاشتیم. جالب این که در همان روزها نسخه‌ی دست‌نویسی از ترانه را هم از میان اسناد پیدا کردیم که اشتباهاً آرشیو مجدد شده بود و همین ماجرا ما را بر آن داشت که بار دیگر از ابتدا به جست‌وجو در اسناد بپردازیم شاید ترانه‌ای دیگر بیابیم و تقریباً همین اتفاق نیز افتاد که خود یادداشتی جداگانه می‌طلبد. بعد از انتشار کتاب، یک روز که در مسیر کرج تا تهران در اتومبیلم با «اهورا ایمان» گپ می‌زدیم، اهورا در میان صحبت‌هایش خاطره‌ای از «بزرگ لشکری» برایم تعریف کرد و این که زنده‌یاد به او گفته که ترانه‌ی کشتی طوفان‌زده که برای مرضیه ساخته را بسیار دوست می‌دارد. آن حدس قریب به یقین ما هم همین نام بود. معما حل شد. به اهورا گفتم کاش زودتر این را می‌گفتی. با این حال این گره هم به دست اهورا ایمان باز شد و حتماً در چاپ بعدی کتاب «وقتی دل‌گیری و تنها» نام زنده‌نام بزرگ لشکری را در کنار این ترانه خواهیم آورد. @lyricsnotes حتماً نسخه‌هایی باکیفیت از این ترانه نیز موجود است و امیدوارم دوستانی که به این نسخه‌ها دست‌رسی دارند به شکلی مناسب از آن‌ها رونمایی کنند. نسخه‌ی تبدیل شده‌ی «کشتی طوفان‌زده» از نوار کارتریج، هر چند کیفیت مطلوبی ندارد اما هم‌چنان شنیدنی است:

‎فرهنگ قاسمی، مرضیه @lyricsnotes
‎فرهنگ قاسمی، مرضیه @lyricsnotes

«قُمری» خواننده: لیلا فروهر ترانه‌سرا: زویا زاکاریان ملودی: فرید زلاند تنظیم: اریک آرکانت سال انتشار: ۱۳۵۴ @lyricsnotes

زویا زاکاریان: «بهانه‌ی آشنایی من با فرید زلاند، ترانه‌ای بود به نام شبدر چهارپر که هرگز به انتشار نرسید. از آن ترانه تنها یک بیت در حافظه‌ام مانده و چند میزان ملودی ... ترانه‌ی "قُمری" برای خواننده‌ی به‌خصوصی ساخته نشده بود. دختر خانم جوانی به نام لیلا فروهر قرار بود با پشتیبانی یک ستاره‌ساز حرفه‌ای به نام محمود قربانی وارد گود آواز بشود. طبیعتاً برای به ثمر رسیدن این پروژه، نیاز به تهیه‌ی چندین ترانه بود که قُمری درلیست آن ترانه‌ها قرار گرفت. بعد از این ترانه، تا آمدن به لس‌آنجلس من و لیلا فروهر از هم دور افتادیم.» از کتاب «پاکت بی‌تمبر و تاریخ»، گفت‌وگو و گزیده‌ی ترانه‌های زویا زاکاریان، به کوشش احسان سلطانی. صص ۳۵-۳۶ @lyricsnotes

در میان ترانه‌سرایان برجسته‌ی ترانه‌ی نوین «زویا زاکاریان» برای من جایگاه ویژه‌ای دارد. با احترام به تمامی بزرگان این عرصه، من به عنوان یک علاقه‌مند پیگیر و مخاطب جدی و یک ژورنالیست حوزه‌ی موسیقی، زویا زاکاریان را بهترین گزینه‌ی ممکن در میان هم‌قطاران هم‌نسلش، برای آموختن می‌دانم. هر چند ترانه‌های زاکاریان، جنتی عطایی، قنبری، سرفراز، تهرانی، میرافشار، هدیه و ... بی هیچ تحشیه‌ای هر کدام یک جزوه‌ی آموزشی معتبر و مفیدند و کتاب‌های شهیار قنبری و نظرات جنتی عطایی در گفت‌وگوهای تخصصی را می‌توان مراجع مهم ترانه‌ی امروز دانست، با این حال اگر مانند من و معدود دوستان دیگر بخت گفت‌وگو با زویا زاکاریان را بیابید به احتمال قریب به یقین او را بهترین آموزگار ترانه خواهید یافت. هر چند من در ارتباط با زویا زاکاریان به دلیل تنبلی همیشه‌ام بسیار دچار کوتاهی می‌شوم و حتی خود ایشان بارها در انتهای گفت‌وگوهایمان به شوخی گفته‌اند که «رفتی تا سال دیگه ...!» اما لحظات گپ‌وگفت‌های تلفنی و ایمیلی با ایشان را با هیچ فعالیت ترانه‌ای دیگر عوض نخواهم کرد. تشویق‌ها و انگیزه‌آفرینی‌های بی‌شیله ‌ پیله‌ی ایشان از معدود سوخت‌های موتور محرک فعالیت‌های من در میدان ترانه و موسیقی است. من یک بار یک مصاحبه‌ی خوب با این بانوی خاطره‌آفرین داشته‌ام (که از بهترین مصاحبه‌های من است) و یک یادداشت هم برای کتاب «عالیجناب واروژان» برایم نوشته‌اند. یک بار هم پیامشان را به مناسبت هشتادمین زادروز واروژان، پشت تریبون مراسم خوانده‌ام. با این حال به گمان من بهترین گفت‌وگو با زاکاریان و اساساً بهترین مصاحبه با یک ترانه‌سرا توسط احسان سلطانی و در کتاب «پاکت بی‌تمبر و تاریخ» شکل گرفته است. توصیه می‌کنم این به زعم من «بهترین مجموعه‌ی چاپی ترانه» را حتماً بخوانید. (در مورد مجموعه‌های برجسته‌ی دیگر در حوزه‌ی ترانه هم به زودی خواهم نوشت) اولین ترانه‌ی منتشر شده از زویا زاکاریان ترانه‌ای است با نام قُمری که با صدای لیلا فروهر اجرا شده است. بد نیست این ترانه‌ی مهجور را هم بشنویم. @lyricsnotes

«فصل تازه، باور کن» آهنگ و تنظیم: واروژان اجرای مجدد نسخه‌ی بی‌کلام ملودی وکال این نسخه برای این انتشار، موقتاً بداهه‌نوازی شده است. اجرا: ارکستر بزرگ رادیو ارمنستان نظارت ضبط، میکس و مسترینگ: ویگن داوودی @vigendavoodi @lyricsnotes

تدوین بخش‌هایی از نسخه‌های بی‌کلام اجرای مجدد دو ترانه‌ی «فصل تازه» و «باور کن» توسط ویگن داوودی را به مناسبت چهل و دومین سال‌روز درگذشت واروژان خواهید شنید: @lyricsnotes

باور کن آهنگ و تنظیم: واروژان ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی خواننده: گوگوش @lyricsnotes

فصل تازه آهنگ و تنظیم: واروژان ترانه‌سرا: زویا زاکاریان خواننده: گوگوش @lyricsnotes

واروژان
واروژان

واروژان نازنين دوست عزیزم! چهل و دو سال پیش بود که در چنین روزی پرکشیدی؛ هنوز در شوک دوری تو بودیم که انقلاب شد و تا چند سال هم درگیر جنگ بودیم؛ بعد کم‌کم اوضاع عادی شد تا بتوانم در فکر رسیدگی به کارهای عقب مانده باشم. خدا را شکر می‌کنم که طی سال‌های گذشته با همه‌ی مشکلات پیش رو، تمامی آهنگ‌هایت را ضبط مجدد کرده‌ا‌م و به زودی مراحل نهایی بازآفرینی آثارت آن‌گونه که می‌خواستی به پایان خواهد رسید. فردا دو نمونه‌ی اولیه از آثار ضبط شده را برای علاقه‌مندانت رونمایی می‌کنیم. البته این دو آهنگ بدون پارت گیتار هستند و این بخش‌ها هم به‌زودی ضبط و به آهنگ‌ها اضافه خواهدشد. امیدوارم از من راضی باشی و دوستان عزیز هم از بازآفرینی این آهنگ‌ها لذت ببرند. ویگن داوودی بیست و ششم شهریور ۹۸ @lyricsnotes @vigendavoodi

سال نود و پنج، کار جمع‌آوری و تدوین آثار و اسناد و گفت‌وگوها با یاران و هم‌کاران واروژان از جمله: آرمیک، منوچهر چشم‌آذر، ناصر چشم‌آذر، روبرت نقلی، ستار، وانیک، پری زنگنه، عارف، داریوش، گوگوش، زویازاکاریان، احمدرضا احمدی، روبیک هاخباندیان، لوریک و ... را به اتمام رساندم. (بسیاری از بزرگان مانند احمد پژمان، لوریس چکناواریان، اردلان سرفراز، همایون خسروی، عین‌الله کیوان‌شکوه، وارطان آوانسیان، بابک افشار، علیرضا طبایی و ... بعداً در تأخیر اجرای آثار، وارد پروژه شدند) ویژه‌نامه‌ای مفصل در ماه‌نامه‌ی هنر موسیقی برای واروژان کار کردم و در نهایت آذرماه همان سال مراسم باشکوه هشتادمین زادروز واروژان را به همراه ویگن داوودی برگزار کردیم. همان جا هم قول انتشار کتاب «عالیجناب واروژان» را دادیم. با این حال به دلیل دقت نظر و وسواس ویگن داوودی با وجود آماده بودن کتاب از اواسط سال ۹۵، اجراهای جدید آثار به عنوان ضمیمه‌ی موسیقایی کتاب تا امروز به درازا انجامیده است. (بگذریم از سوء‌استفاده‌ها از این تأخیر و بهره‌برداری‌های رندانه از آن) به مناسبت چهل و دومین سال‌روز درگذشت واروژان، دو نمونه از آثار واروژان که زیر نظر ویگن داوودی در ارمنستان توسط ارکستر بزرگ و بر اساس پارتیتور کامل، اجرای مجدد شده‌اند آماده کرده‌ایم. دو نمونه‌ی بی‌کلام که هنوز در سازبندی و میکس، کامل نشده‌اند و به صورت یک تراک بی‌کلام در پی هم تدوین شده‌اند تا علاقه‌مندان با حدود فضای کیفی این پروژه آشنا شوند. @lyricsnotes

«واروژان» در میان موزیسین‌های جریان نوی موسیقی ایران که از اواسط دهه‌ی چهل شمسی شکل گرفت همواره یکی مهم‌ترین و جذاب‌ترین سوژه‌های روزنامه‌نگاران و پژوهش‌گران و تحلیل‌گران موسیقی ایران بوده است. پس از درگذشت واروژان، تحولات و حوادث پیاپی سیاسی، اجتماعی و هنری، باعث شد که پرداختن به شخصیت هنری واروژان و آثارش به تأخیری درازآهنگ بیافتد. «ویگن داوودی» دستیار همیشه‌ی واروژان در سال‌های گذشته همواره مترصد فرصتی برای ادای وظیفه نسبت به یار دیرینش بوده است. وظیفه‌ای که با ارائه‌ی نسخه‌هایی از ترانه‌ها، باکیفیتی که همیشه مدنظر واروژان بوده و با امکانات آن دوران امکان اجرا نداشته به انجام می‌رسیده است. در دهه‌ی هفتاد، پس از رسمی شدن موسیقی پاپ، ویگن داوودی فضا را برای ارائه‌ی این آثار مناسب می‌بیند. پارتیتور‌ها و دست‌نوشته‌ها جمع‌آوری می‌شوند و در اختیار یکی از آهنگ‌سازان جوان قرار می‌گیرند. قرار بر این بود که ملودی‌های واروژان به صورت بی‌کلام بازآفرینی شوند و در آلبومی به دست علاقه‌مندان برسد. مجوزها هم گرفته می‌شوند اما در میانه‌ی راه، موزیسین جوان با تهیه‌کننده‌ای به این توافق می‌رسند که این آثار با صدای خواننده‌ای جوان منتشر شوند. ویگن داوودی مخالفت می‌کند و بر سر ضبط این پروژه حاضر نمی‌شود. آثار به شکل غیر قانونی و در قالب آلبومی به نام «بوی گندم» منتشر می‌شوند. اتفاقی در ادامه‌ی خطای بزرگی به نام آلبوم «تاج ترانه» که با همین ایده و پیش از آن توسط خارج‌نشینان رقم خورده بود. مدتی بعد من از احسان سلطانی خواستم که در تهیه‌ی پرونده‌ای با موضوع «کپی‌رایت در موسیقی» با محوریت آلبوم غیرقانونی «بوی گندم» در ماه‌نامه‌ی «هنر موسیقی» با من هم‌راهی کند. نتیجه، مجموعه‌ی مفصلی بود حاوی گفت‌وگو با ویگن داوودی، رحیم معینی کرمانشاهی، ایرج جنتی عطایی، علی موثقی، افشین سرفراز، حمید حامی و دیگران به انضمام چند یادداشت و نقد و بررسی که در «هنر موسیقی» و فضای مجازی منتشر شد. ویگن داوودی بار دیگر در دهه‌ی نود تصمیم به بازآفرینی استاندارد آثار واروژان گرفت. این بار قرار شد که کارها در ارمنستان و توسط ارکستر بزرگ انجام شود. من هم وظیفه‌ی تدوین کتاب «عالیجناب واروژان» را بر عهده گرفتم تا بازآفرینی‌های آثار واروژان، به ضمیمه‌ی آن منتشر شوند. @lyricsnotes

ویگن داوودی عزیز معمولاً از یادآوری درگذشت واروژان گریزان است. از این رو امروز هم با تصاویری از جشن زادروز واروژان یادش را گرامی می‌داریم.

👆 تصاویری از مراسم هشتادمین زادروز واروژان که آذرماه ۹۵ در باشگاه سوکریان برگزار شد👆 عکس‌ها: @Kambiz_Photography