ar
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

الذهاب إلى القناة على Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

إظهار المزيد
1 696
المشتركون
-124 ساعات
+17 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
نکته‌ی مهمی را در مطلب پیشین فراموش کردم: من چند بار و به مناسبت‌های مختلف به ماجرای ترانه‌ی «دلخوشی» پرداخته‌ام. از جمله در دو مصاحبه‌ام با «بهروز صفاریان» در نشریات «هنر موسیقی» و «باترانه». بهروز هم چند بار در گپ و گفت‌هایمان به موضوع اشاره کرده است. ماجرا این است که بهروز صفاریان در سال‌های ۷۶ و ۷۷ به عنوان تنظیم‌کننده و سرپرست ارکستر فریدون فروغی در کیش، برخی از ترانه‌های قدیمی فریدون را هم تنظیم مجدد می‌کند. یکی از آن ترانه‌ها «شیاد» به ترانه‌سرایی «فرهنگ قاسمی» و با موسیقی فروغی است. صفاریان برای این که حجم کنسرت به حد مطلوب برسد، سکوئنس‌هایی می‌سازد که هم‌زمان با سازهای زنده در اجراها پخش شوند. در زمان تولید آلبوم «دهاتی»، بهروز صفاریان به ترانه‌ی «اگه اون بود» بهمنی برمی‌خورد و متوجه می‌شود که این ترانه را می‌شود با تغییراتی به ملودی «شیاد» پیوند زد و با استفاده از آن سکوئنس‌های آماده، ترانه‌ی جدیدی خلق کرد. همین اتفاق هم می‌افتد و ترانه‌ی «دلخوشی» خلق می‌شود. بهروز صفاریان در گفت‌وگویی که سال ۹۴ برای ماهنامه‌ی هنر موسیقی با او داشتم می‌گوید: «من کاری که ساخته شده بود را برای فریدون فروغی خواندم و گفتم که شادمهر می‌خواهد این کار را بخواند. فریدون هم گفت مشکلی نیست و زیاد هم ربطی به شیاد ندارد! نمی‌دانم! شاید من برای فریدون خوب اجرا نکرده بودم. چون بعد از انتشار آهنگ شادمهر، فریدون از من گله کرد که چرا آهنگ او را شادمهر عقیلی خوانده است» @lyricsnotes

«دلخوشی» خواننده: شادمهر عقیلی ترانه سرا: محمدعلی بهمنی آهنگ و تنظیم: بهروز صفاریان (بر اساس ملودی «شیاد» از «فریدون فروغی») آلبوم: دهاتی @lyricsnotes

«اگه اون بود» خواننده: فیروزه ترانه‌سرا: محمدعلی بهمنی موسیقی: کیومرث سلیم‌پور @lyricsnotes

جناب «محمدعلی بهمنی» به دلایل مختلف، دلشان نمی‌خواهد که به آثار پیش از انقلاب ایشان اشاره شود. خیلی وقت‌ها هم حتی برخی آثارشان را انکار می‌کنند. البته این رویکرد ایشان و برخی دیگر از همکارانشان بسیار محترم است. نکته این است که نمی‌شود آن بخش از آثاری را که تبدیل به بخشی از تاریخ یک جامعه و خاطره‌ی جمعی شده است را نادیده گرفت و انکار کرد. بخش مهمی از کارنامه‌ی بهمنی مربوط به موسیقی موسوم به «کوچه‌بازاری» است. سویه‌ای از موسیقی که متأسفانه قدر ندیده است و همین موجب شده که در مقطعی از پیشرفت باز بماند تا امروز که بعضی از کارورزانش، اصل حضور در آن را هم انکار کنند. «اگه اون بود» با صدای «فیروزه» و موسیقی «کیومرث سلیم‌پور» یکی از همان ترانه‌های جناب بهمنی است. ترانه‌ای که بعد از انقلاب به «شادمهر عقیلی» سپرد تا با ملودی و تنظیم «بهروز صفاریان» در آلبوم «دهاتی» منتشر شود. این ویدئو هم مربوط به بزمی است در رامسر در دهه‌ی شصت که خانم «فیروزه» این ترانه را با همراهی تنبک «جهانگیر ملک» اجرا می‌کند. @lyricsnotes ممنونم از «عرفان رفیعی» نازنین که این ویدئوی نایاب را از آرشیو شخصی‌اش در اختیار من گذاشت.

ظاهراً عده‌ای با این پیش‌فرض که «همای» نماینده‌ی موسیقی سالم و فاخر و عمیق و درست و ... است از همکاری او با «آرش و مسیح» افسو
ظاهراً عده‌ای با این پیش‌فرض که «همای» نماینده‌ی موسیقی سالم و فاخر و عمیق و درست و ... است از همکاری او با «آرش و مسیح» افسوس می‌خورند. «علی بحرینی» (که بیشتر اوقات با مواضعش مخالفم) درست می‌گوید: «جایگاه واقعی پرواز همای در موسیقی اصیل ایران با جایگاهی که مسیح و آرش در موسیقی پاپ از آن برخوردارند، برابری می‌کند» یعنی پیش‌فرض علاقه‌مندان آقای همای غلط است و اتفاقاً از منظر کیفی، همکاری متوازنی اتفاق افتاده است. پس نگران موسیقی و ترانه‌ی درست نباشید. این‌ها دارند در زمین خودشان گرد و خاک می‌کنند. @lyricsnotes

در ماجرای بازخوانی «بنیامین» از ترانه‌ی «کودکانه» و‌ حواشی بعد از آن، موضوعی که نباید فراموش کنیم «دفاع ابدی از حقوق مؤلفین و مصنفین» است. نمایش‌های اینستاگرامی بنیامین برای توجیه آن خطای مسلم و رفع و رجوع تبعات آن نباید در دیدگاه منطقی ما نسبت به حقوق مادی و‌ معنوی افراد خللی ایجاد کند. قرار نیست آشتی دو طرف یک دعوا، قانون و‌ مسائل حقوقی را بلاموضوع کند. این جا دیگر بحث «شاه و شاه‌قلی» نیست. بحث بر سر اصل قانون‌شکنی است که نباید قبح‌زدایی شود. بنیامین، رندانه می‌گوید که «ارشاد» به ما مجوز داده است! پس خلاف قانون عمل نکرده‌ایم! اما نمی‌گوید که در درخواست مجوز، نامی از خالقین آثار نبرده است! وقتی هم که همین ابهام مطرح می‌شود می‌گوید: «این‌ها ممنوعند و نامشان مجوز نمی‌گیرد»!! یعنی هر کس که با این حکومت مشکل دارد همان طور که سیستم می‌تواند به هر بهانه‌ای اموال منقول و نامنقولش را مصادره کند، امثال آقای بنیامین هم می‌توانند حقوق مادی‌ و‌ معنوی‌ آثارش را مصادره کنند! با همه‌ی این تفاصیل، یک نکته‌ی مهم هنوز نباید فراموش شود: در بازخوانی «کودکانه» اتفاقاً از آن‌جا که کلام ترانه را تغییر داده‌اند و ملودی، عیناً کپی شده است، مدعی و شاکی اصلی، «اسفندیار منفردزاده» است که هنوز به نمایش اینستاگرامی بنیامین نیامده است. پس هنوز نوبت شاه‌قلی نشده چون شاه، نبخشیده است که اگر ببخشد هم نهایتاً بنیامین بهادری، «دزد بخشیده‌شده» خواهد بود و نه «پیروز پاک‌دست مناقشه». @lyricsnotes

من عمدتاً از منظر موسیقی مطلب مهدی فرجی را نقد کردم. این هم نظر استاد دادبه که نشان می‌دهد مدعیات آقای فرجی از منظر ادبی هم غ
من عمدتاً از منظر موسیقی مطلب مهدی فرجی را نقد کردم. این هم نظر استاد دادبه که نشان می‌دهد مدعیات آقای فرجی از منظر ادبی هم غلط است. @lyricsnotes

«دیده‌ی بی‌خواب» خواننده: محمدرضا شجریان غزل‌سرا: سعدی موسیقی: مجید درخشانی آلبوم: در خیال @lyricsnotes

جناب «مهدی فرجی» در مطلبی با عنوان «اصلاح قرائت‌های ناصحیح شجریان از غزلیات سعدی» سراغ آلبوم «درخیال» رفته‌اند و غزلی مشهور با مطلع: سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی را که در قالب تصنیفی به نام «دیده‌ی بی‌خواب» در این آلبوم آمده است در مواردی بررسی فرموده‌اند. اما در مطلب ایشان چند نکته هست: ۱- این که با استفاده از لفظ «به احتمال زیاد»، نسخه‌ای از غزل که توسط شجریان خوانده شده (که نسخه‌ی فروغی است) را غلط بدانیم و این را «غلط‌خوانی شجریان» عنوان کنیم دیگر نوبر است و چنین منطق ضعیفی جای هیچ بحثی نمی‌گذارد. ۲- اساساً در تصنیف، آکسان‌گذاری‌ها وظیفه‌ی آهنگ‌ساز است و خواننده موظف است نت‌به‌نت همان چیزی که آهنگ‌ساز نوشته را بخواند. در تصنیف دیده‌ی بی‌خواب هم اگر مشکلی در تلفیق هست بر عهده‌ی مجید درخشانی است و شجریان به دلایل موسیقایی موظف بوده همان را بخواند. این که جناب فرجی مشکل تلفیق در تصنیف را متوجه خواننده می‌داند نشان از ناآگاهی عمیق ایشان نسبت به موسیقی و ابراز نظر در حیطه‌ی غیرتخصصی است. ۳- عنوان مطلب آقای فرجی به شکلی است که گویا شجریان در تمام اجراهایش از اشعار سعدی دچار قرائت ناصحیح شده است. حال این که ایشان در مطلبی کوتاه «عجالتاً» به یک غزل که توسط جناب درخشانی «تصنیف» شده اشاره کرده است. در نهایت باید بدانیم که شجریان برخلاف آن‌چه آقای فرجی سهوا یا عمدا قصد بیان آن را دارد، کم‌ترین اشعار منسوب و غلط را در اجراهایش به نسبت هم‌ترازان خود دارد و این موضوع با توجه به عادت مألوف ایشان در مراجعه به ادبا برای انتخاب نسخ صحیح و با بررسی اشعار اجراشده به راحتی قابل اثبات است. @lyricsnotes

ما وارثانِ قافله‌ی شرم و غیرتیم رو به شبی که مقصدِ شومِ شکست ماست خونی که بر غروب، شَتک زد نشان توست داسی که بر گلوی تو لغزید
ما وارثانِ قافله‌ی شرم و غیرتیم رو به شبی که مقصدِ شومِ شکست ماست خونی که بر غروب، شَتک زد نشان توست داسی که بر گلوی تو لغزید دست ماست @lyricsnotes

«خوزستان» خواننده: محسن چاووشی ترانه‌سرا: حسین صفا موسیقی: محسن چاووشی @lyricsnotes

«یار دبستانی من» خواننده: فریدون فروغی ملودی: منصور تهرانی ترانه‌سرا: منصور تهرانی تنظیم: محمد شمس @lyricsnotes

به مناسبت دوم خرداد! گزارشی در اینستاگرام با موضوع ترانه‌ی «یار دبستانی» تهیه فرموده‌اند و نام «فریدون فروغی» را هم هشتگ کرده‌اند. با «منصور تهرانی» هم چند کلامی تلفنی حرف زده‌اند که می‌گوید این کار را اول فریدون خوانده است. اما ذره‌ای تلاش نکرده‌اند که ترانه را با صدای فروغی پیدا کنند (که کار بسیار آسانی است) و از اول تا آخر گزارش، تصویر و صدای خواننده‌ی جایگزین (جمشید جم) دیده و شنیده می‌شود. @lyricsnotes

درج عبارت «شعر محاوره» به جای واژه‌ی «ترانه» در پوستر مسابقه‌ی «در آستانه» طبیعتاً با هدف معادل‌سازی این دو مفهوم نیست و بدیهی است که مفهوم شعر محاوره، بخشی از معنای عمومی ترانه را پوشش می‌دهد. در مسابقات مکتوب ترانه برای جلوگیری از حضور آثاری که به بهانه‌ی همراهی با ملودی از بدیهیات شاعرانگی و مبانی موسیقایی در کلام خالی‌‌اند تصمیم به استفاده از عنوان «شعر محاوره» گرفته شده است. یعنی در این برنامه، استثنائاً آثاری در بخش ترانه، داوری می‌شوند که بخشی از خصایص شعری در آن‌ها به شکل متعارف، رعایت شده باشد. با تأکید بر این که در حالت کلی «ترانه» می‌تواند در کنار ملودی، حایز آن خصایص نباشد. @lyricsnotes

«وقتی تو با من نیستی» خواننده: معین آهنگ: بابک بیات ترانه‌سرا: اهورا ایمان تنظیم: بامداد بیات @lyricsnotes

«همیشه دیر می‌رسم» از آن ترانه‌های رشک‌برانگیز «ایرج جنتی‌عطایی» است که می‌شود به اندازه‌ی چندین ترانه از آن نوشت. عنوان ترانه از حسرتی ازلی می‌گوید که هنرمندان و سرایندگان بسیاری به آن پرداخته‌اند. به عنوان نمونه «عزیز نسین» سروده است: «... من همیشه برای شادی‌ها دیر می‌رسم ... من باز هم دیر کرده‌ام مرا ببخش محبوب من من بر لبه‌ی عشق هستم اما مرگ به من نزدیک‌تر است» با این حال سخاوت‌مندی جنتی‌عطایی در ارائه‌ی تصاویر و تعابیر متعدد و غافلگیرکننده در این ترانه به نسبت آثار مشابه بسیار کم‌یاب است. ایرج در این ترانه در شیوه‌ی پرداختن به آرزوی وصال، سد ابتذال مرسوم را هنرمندانه شکسته است. ترانه‌سرا به بهانه‌ی توصیف مشکلات رسیدن به معشوق، دغدغه‌های متعهدانه‌ی اجتماعی و سیاسی را پیش می‌کشد و به معشوق و به ما می‌فهماند که در چنین زمانه‌ای چه اندازه بعید است بی‌دغدغه، به استقبال عشق رفتن! و چه سدهای بلندی از دغدغه‌ها و تعهدات اجتماعی بر سر راه ماست تا پیش از دل‌مشغولی با وصال معشوق به آن‌ها بپردازیم: «من از کدوم میون‌برِ کدوم کناره رد کنم که از پس این‌همه سد، نقبی به سمتت بزنم؟» ایرج با این ترانه به ما می‌آموزد که می‌شود تعهدات انسانی را هنرمندانه و بی‌تکلف در عاشقانه‌ها هم جای داد. در جای دیگری مفصل به این ترانه پرداخته‌ام اما عجالتاً به دو نکته‌ می‌پردازم: جناب شفیعی کدکنی در توضیح «اجتماع نقیضین» این مثال زیبا را از «واعظ قزوینی» آورده است: «رم آهوی تصویرم شتاب ساکنی دارم» و چقدر این مضمون و آن ویژگی نزدیک است به این سطر از ترانه‌ی ایرج: «از من به تو ریتم نفس شتاب اسلوموشنه!» نکته‌ی دیگر این که تعبیر «طلوع شب از پی شب» چندین بار دیگر و با فرم‌های مختلف در ترانه‌های جنتی عطایی آمده است: شب عاقبت شب شد (معجزه‌ی خاموش) شب رفته و شب اومده (ساعت شوم) قصه‌ی امتداد شب تا شب (رسول رستاخیز) نهایتاً با احترام به موسیقی و اجرای «مجید کاظمی» از ترانه‌ی «همیشه دیر می‌رسم» من هم‌چنان دکلمه‌ی دلبرانه‌ی ترانه‌سرا شانه‌به‌شانه‌ی «داریوش اقبالی» نازنین را بیشتر می‌پسندم. @lyricsnotes

«همیشه دیر می‌رسم» ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی خواننده: مجید کاظمی موسیقی: مجید کاظمی @lyricsnotes

در مطلب پیشین، من لزوم حضور رسانه‌هایی مثل رادیو جوان و موسیقی ما را انکار نکرده‌ام. از قاعده‌ای ناگزیر در فعالیت رسانه‌ای گفته‌ام. شک نکنید که رسانه‌های متکی بر بازار سرمایه، همیشه، مهم‌ترین رسانه‌های این حوزه خواهند بود و هیچ‌گاه به شکل مداوم یا درازمدت، رسانه‌ای مستقل نخواهیم داشت. اساساً بقای هر تشکیلات و جریانی مستلزم پیوستن به بازار سرمایه است و این پیوستگی با سودآوری مالی، مضرات و منافع خودش را دارد. این میان چشم‌داشتن به حکومت برای حمایت مالی از رسانه برای نیافتادنش در دام بازار سرمایه، حرکت از چاله به سمت چاه است. نتیجه‌اش هم بسته به عمق آن چاه، از «موسیقی ما» و «آپارات» تا «صدا و سیما» و «بی‌بی‌سی» متغیر است. اما در نهایت برای پیگیری موسیقی و ترانه‌ی امروز چاره‌ای جز مراجعه به همین رسانه‌ها نداریم. مهم این است برای گمراه نشدن، دست‌کم مبانی موسیقی و ادبیات را یاد بگیریم تا مثلاً واروژان و افکاری را در موسیقی و شهیار و صحرایی را در ترانه، کنار هم ننشانیم. تاریخ را هم مرور کنیم تا یاد بگیریم شهرت و محبوبیت فعلی افراد لزوماً دلیلی بر کیفیت و ماندگاری‌شان نیست. @lyricsnotes