ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

پلی لیستمان.

پلی لیستمان.

الذهاب إلى القناة على Telegram

کان، کان‌های فراوان.

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام پلی لیستمان.

تُعد قناة پلی لیستمان. (@itsplaylisteman) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 10 422 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 093 في فئة علم النفس والمرتبة 31 467 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 10 422 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 28 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -51، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 5، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 41.18‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 14.10‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 4 292 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 469 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 162.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل وقت, شاه, چیز, سکو, گاه.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“کان، کان‌های فراوان.”

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 29 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة علم النفس.

10 422
المشتركون
+524 ساعات
-137 أيام
-5130 أيام
أرشيف المشاركات
نه جدی یک عمه بفرستید این ور بازار که وقتش است.

تو‌ با او بخواب، من با کلداستاپ.

او که لاسم را نگرفت. کاش لااقل این قرص‌های سرماخوردگی من را بگیرند بعد از سال و ماهی یک مقدار بخوابم.

من تلاشم را کردم؛ اما میلف خوب فکر کرد بلندنظرم. حالا چکار کنیم؟

وقتی مخاطب هدفت دهه‌ی پنجاه است:
وقتی مخاطب هدفت دهه‌ی پنجاه است:

آدم در سختی‌ها می‌فهمد چقدر جای یک میلف خوب در زندگی‌اش خالی است.

این چه بدبختی‌ای بود آخر عمری.

آدم سگ بخورد، سرما نخورد.

شوخی‌هایم دارد شوهر عمه‌ای می‌شود. عمه‌ی خوب توی دست و بالتان ندارید؟

چیزی برای خوردن نبود، سرما را برداشتم.

هر چیز در زندگی زمان خودش را دارد. اگر آن موقع که باید نبودید، بمانید همان‌جا که تا الان خوش می‌گذشته.

چیزی برای گفتن ندارم جز اینکه ماشین رفیقم موش افتاده و خیلی جدی دنبال تله موش است. علی‌الحساب به این مورد خنده کنید تا یک چیز پیدا کنم.

یک مدت نبود نگرانش شده بودم. گفتم شاید با از ما بهتران می‌پلکد.

باید اعلام کنم که اسهال دوباره به بدن مورد علاقه‌اش بازگشت. مبارک بدخواهانم.

کان توی آدمی‌زاد. نیاز دارم یک گربه‌ی همیشگی توی زندگی‌ام باشد.

بعد حالا بروی تهش را در بیاوری می‌بینی رامش اصلا لزبین بوده. بخت من حتی در دنیاهای موازی:

نمی‌دانم چرا این رامش خدابیامرزی انقدر برای من آشناست. از این آشناها هم نه که انگار یک جایی قبلا دیدی‌اش، یک‌طور که انگار یک شخص مهمی توی زندگی‌ام بوده. چه می‌دانم مثلا زیدی چیزی.

می‌دانید چه کلمه‌ای را اگر هر روز و هر لحظه و در هر جمله‌ام استفاده کنم معنی‌اش را هرگز برایم از دست نمی‌هد؟ آفرین. میلف.

حالا انقدر از این کلمه‌ی پلتفرم استفاده می‌کنم که‌ معنی‌اش را برایم از دست بدهد.

همیشه دوست داشتم از کلمه‌ی پلتفرم استفاده کنم. به نظرم خیلی آدم را باکلاس به نظر می‌رساند. امیدوارم که بعد از این همه سگ‌آبرویی در این پلتفرم، من هم با کلاس به نظرتان رسیده باشم در این پلتفرم.