ar
Feedback
| بی‌مَرز🕳️ |

| بی‌مَرز🕳️ |

الذهاب إلى القناة على Telegram

حرف هایی از دنیای بی‌ مرز ذهن و‌ دل!

إظهار المزيد
9 748
المشتركون
-1224 ساعات
-517 أيام
+56430 أيام
أرشيف المشاركات
تو کتاب شوهر آهو خانم یه جا نوشته: "در زندگی لحظاتی پیش می آید که انسان نه کسی را دوست دارد و نه دلش می خواهد کسی او را دوست داشته باشد.از همه چیز و همه کس حتی از وجود خود بیزار است؛مثل اینکه تمام نیروها و رشته های زندگی را از او بریده اند." دقیقا همین جا🫠

‏از شدت مودی بودنم بخوام بگم باید بگم در طول روز احساسم به یه ادم بین تنفر و علاقه و دایورت بودنش چندین بار شیفت میکنه.

باشد که همه‌ی چیزهای خوب دنبالت بیایند پیدایت کنند و با تو بمانند

بزرگترین پشیمونیم ساعت ها جمله ساختن برای کسایی بود که لیاقت یک کلمه هم نداشتن.

ریمیکس قفلی اینروزا🖤 کد 4 @Bmarzim

Ashk3:Bmarzim-1.mp314.96 MB

‏فیلم Legend یه دیالوگ داشت که میگفت: بعضی آدما یه کاری میکنن که دیگه نمیتونی دوسشون داشته باشی ولی دلت خیلی برای اون وقتایی که دوسشون داشتی تنگ میشه❤️‍🩹

‏خیلی طبیعیه که آدم یه‌ تایمی در روز واقعا حوصله نداشته باشه، بخواد تو خلوت خودش باشه، بخواد سکوت کنه، اصلا زل بزنه به دیوار؛ انقدر پیله نکنید چی‌شده؟ یعنی من غریبه‌م که بهم نمیگی؟ یوقتایی واقعاً هیچ دلیلی نداره، آدم خودشم نمیدونه چیشده، فقط نیاز داره که با خودش خلوت کنه.

« پیشانی به پیشانی؛ خنده در مقابل خنده. به‌قدری مست که نمی‌توانیم نام یکدیگر را به درستی تلفظ کنیم. می‌گویی و به سختی می‌فهمم حرف‌هایت را. در میان صحبت‌هایت مدام می‌خندی و من با خنده‌ای که دلیلش خنده‌های توست، می‌پرسم:« چی؟ چی گفتی؟» سیگاری بر روی لب‌هایم می‌گذارم؛ برایم فندک می‌زنی اما سیگار را از روی لب‌هایم برمی‌داری. نگاهت می‌کنم و تو کام عمیقت را به صورتم فوت می‌کنی. می‌بوسمت؛ همراهی می‌کنی.» اکنون همین کافی‌ست تا مستی‌های من دیگر مستی نشوند. پریدی مانند همان الکل. پریدی مانند دود غلیظ سیگاری که از دهانت پرواز کرد و گم شد. پریدی مانند پلک چشمانم درست یک روز قبل رفتنت. مرورش کن. زنده کن طعم آن بوسه را. به یاد بیاور آن مستی را. مست شو مست شو ـ امیرطاها سِلکی

‏این قضیه که «چرا ازدواج نمیکنی؟ من همسن تو بودم بچم ۶ سالش بود» هم به نوبه ی خودش جالبه. تو الگو نیستی عزیزم، درس عبرتی🙂‍↔️

ناگهان احساس ‌میکنی برای دوستانت بار سنگینی هستی؛ حتی برای خانوادت و شاید برای خودت؛ ناگهان احساس میکنی میخواهی بروی و همه چیز را رها کنی، شاید دلیلی هست یا شاید نه؛ اما حتی نسبت به خودت هم احساس سنگینی میکنی.

‏ذوق کردیم کنسل شد، نکردیم کنسل شد، به یکی گفتیم کنسل شد، به هیچکی نگفتیم کنسل شد، برنامه ریزی کردیم کنسل شد، نکردیم کنسل شد، دیگه دارم نمی‌تونم.

خدا جوری با من برخورد میکنه انگار من اکسشم:/

تو داشتی گور‌ منو‌ میکندی؛ ولی من‌ نگران خستگی دستات بودم..

نوشته بود: "اگر برای تو مقدر شده باشد، از هفت اسمان عبور می‌کند تا به تو برسد."

موشکارو ‌مگه داری آپلود میکنی که نتو ضعیف میکنی؟

حرف زدن باهاتم اندازه حرف نزدن باهات ناراحتم می‌کنه.

چقدر دلم می‌خواد باهات حرف بزنم، تو تراس خونه، چشم در چشم، کمی مست، تو تاریکی و سکوت نیمه شب با پس زمینه بارون یه موسیقی بی‌کلام و سیگار، چقدر دلم میخواد از زمین و زمان باهات حرف بزنم.

‏از شريك شدن آدماي مورد علاقم با بقيه واقعاً متنفرم.

‏این اینترنتی که وصل کردن درواقع همون دسته پلی‌استیشن خرابست که می‌دادیم بچه فامیل تا جیکش در نیاد ث