خاطرات یک معمار
الذهاب إلى القناة على Telegram
بیوگرافی، دفترچه خاطرات، رزومه، احوالات و نگرش عبدالسبحان راطبی @Abdsobhan_R ادمین کانال @jelvememari https://instagram.com/753office?igshid=1noc3wqxkf4lu
إظهار المزيد561
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from تربیت فردا
🌱🌱🌱
دانشآموزان، کدام معلمان را به خاطر میسپارند؟
معلمی که نام آنها را به یاد میسپارد، به حرفهایشان توجه میکند، فرصت مشارکت در کلاس را در اختیارشان قرار میدهد و در کنار آموزش، برای ایجاد رابطهای انسانی و صمیمانه با آنها تلاش میکند.
ماندگاری یک معلم در ذهن و خاطره دانشآموزان، صرفاً به میزان تسلط او بر محتوای درسی وابسته نیست؛ بلکه کیفیت رابطهای که با دانشآموزان برقرار میکند نیز نقشی اساسی در این ماندگاری دارد.
کلاس درس، تنها محل انتقال مفاهیم آموزشی نیست؛ فضایی برای تجربه احترام، اعتماد، مشارکت و احساس تعلق نیز هست.
معلمی که دانشآموز را میبیند، به او فرصت شنیدهشدن میدهد و حضورش را در کلاس ارزشمند میشمارد، فراتر از آموزش یک درس، در شکلگیری تجربهای ماندگار از مدرسه نقش دارد.
شاید آنچه سالها بعد از یک معلم در خاطر دانشآموز باقی میماند، نه تمام مطالبی باشد که آموزش داده است، بلکه احساسی باشد که در کلاس او تجربه کرده است.
#فرامدرسه
#آموزش_و_پرورش
#معلم #مدرسه
#تربیت_انسانگریانه
#روابط_انسانی_یادگیری
🌾🌾🌾
@tarbiat_farda
Repost from N/a
.
گفتی «به غمم بنشین یا از سر جـان برخیز»
فرمان برمت جـــانــا ، بنشینم و برخیزم
#سعدی
مسجد عتیق اصفهان
@eshghookhial
.
Repost from N/a
ایستادن و همرنگ جماعت نشدن هنر است نه روی نوار نقاله کورکورانه رفتن. وقتی کسی خودش را بازای آنچه بدست میآورد از دست بدهد هر آنچه بدست آورد باخته است و ارزشی ندارد.
ای زندگی و تن و توانم همه تو
جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو
تو هستیِ من شدی، از آنی همه من
من نیست شدم در تو ، از آنم همه تو
سقف حوضخانه خانه اربابی ، یزد
از پیج جناب محقق
@abdsobhan
Repost from English For You آموزش زبان انگلیسی با
خدا را ستایش کنید نه تنها به خاطر چیز هایی که به آن نیاز دارید بلکه به خاطر داشتن خیلی چیز هایی که باید شکر آن را بجا بیاورید.
@BestEnglishSMS
آینده برای کسیه که امروز ادامه میده
The future belongs to those who keep going 🏆
درود صبح بخیر 🍵🌼⚘️
Repost from N/a
#بیکلام
پاییز نشان میدهد چقدر زیباست که اجازه بدهیم رفتنیها بروند ...@setare_playlist
Repost from N/a
ماه دور زمین میچرخد و ما هر شبی آن را به شکلی میبینیم، گاهی یک هلال باریک، بعد هلالهایی که بزرگتر میشود، بعد قرص کامل. هیچیک ازین ماهها خود ماه و تمام ماه نیست. ما هیچگاه تمام ماه را نمیبینیم.
این داستان زندگی ماست. ما در حال چرخشیم و هر روزی از یک زاویهای داریم جهان را میبینیم، رخدادهایش را، مردم دیگر را. همیشه ما فکر کردهایم همه حقیقت را دیدهایم و همیشه بعدا فهمیدهایم حقیقت ابعاد دیگری هم داشته و در دید ما نبوده است.
دیدن حقایق آنچنان که هستند اهمیتش تا آنجاست که پیامبر سلام الله علیه از خدا خواسته به او نشان دهد:
اللَّهُمَّ أَرِنِي الْأَشْيَاءَ كَمَا هِيَ
Repost from آناماکا
«اگر تمام گلها را هم از شاخه بچینند، نمیتوانند جلوی آمدن بهار را بگیرند.»
ـ پابلو نرودا
آناماکا، آغاز بینام زمستان.
نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن
گرهام فتاد بر دم، به دمی دوای من کن
@abdsobhan
Repost from N/a
👑 فیلم سینمایی شاهنامه «طلوع فریدون و سقوط ضحاک» منتشر شد!
پس از ماهها تلاش، این حماسهی بزرگ در قالب یک فیلم سینمایی ۶ ساعته و با بهرهگیری از فناوری هوش مصنوعی توسط پرشین میسولوژی ساخته شد؛ حماسهای از هزار سال فرمانروایی سیاه ضحاک، تولد فریدون و شکلگیری قیامی که سرنوشت ایران را تغییر داد.
از تولد فریدون و نخستین نشانههای قیام و خروش کاوه آهنگر، تا شکوه نبردهای بزرگ، رویارویی سپاه ایران و نیروهای ضحاک و سرانجام نبرد نهایی و اساطیری فریدون و ضحاک؛ همهچیز در این فیلم روایت شده است.👑 روایتی از شکوه اسطورههای ایران، خشم یک ملت و طلوع قهرمانی که پایان هزار سال تاریکی را رقم زد. همین حالا فیلم سینمایی «طلوع فریدون و سقوط ضحاک» را در کانال یوتیوب Persian Mythology تماشا کنید. 👇 📹 تماشای فیلم در یوتیوب
آمدهام که تا به خود گوش کِشان کِشانمت
بیدل و بیخودت کنم در دل و جان نِشانمت
آمدهام بهارِ خوش پیشِ تو ای درختِ گل
تا که کنار گیرمت، خوش خوش و میفِشانمت
آمدهام که تا تو را جلوه دَهَم در این سَرا
همچو دعای عاشقان فوقِ فلک رِسانمت
آمدهام که بوسهای از صَنَمی ربودهای
بازبده به خوشدلی خواجه که واسِتانمت
گُل چه بُوَد که کُل تویی ناطقِ اَمرِ قُل تویی
گَر دِگرَی نَداندَت چون تو مَنی بِدانمت
جان و رَوانِ مَن تویی فاتحه خوانِ مَن تویی
فاتحه شو تو یِک سَری تا که به دِل بِخوانمت
صیدِ منی شکارِ من گَرچه ز دام جَستهای
جانبِ دام باز رو وَر نَروی بِرانمت
شیر بِگفت مَر مَرا نادره آهوی برو
در پیِ مَن چه میدَوی تیز که بَردَرانمت
زخم پَذیر و پیش رو چون سپرِ شُجاعَتی
گوش به غیر زِه مَده تا چو کَمان خَمانمت
از حدِ خاک تا بَشر چَند هزار مَنزلست
شهر به شهر بُردمت بر سَرِ رَه نَمانمت
هیچ مَگو و کَف مَکُن سَر مَگُشای دیگ را
نیک بجوش و صَبر کُن زانکِ هَمی پَزانمت
نی که تو شیرزادهای دَر تَنِ آهوی نَهان
مَن ز حِجاب آهوی یک رَهه بُگذرانمت
گوی مَنی و میدَوی دَر چوگانِ حُکمِ مَن
در پی تو هَمی دَوَم گرچه که میدَوانمت
دیوان شمس
@abdsobhan
