𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
الذهاب إلى القناة على Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
إظهار المزيد2 024
المشتركون
-224 ساعات
-97 أيام
-2030 أيام
أرشيف المشاركات
2 024
گل سرخی در میدان جنگ رویید.
سربازان عاشق شدند.
دست از ماشه کشیدند.
جنگ تمام شد.
— رسول یونان … 🥀
2 024
از بوسه من خوشت نیومد...
مارکو : از بوسه من خوشت نیومد؟
ورونیکا : کاش گناه نبود تا کاملاً لذت میبردم...
مارکو : ما گناه میکنیم تا خدا بخشنده بمونه...
— ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
— پائولو کوئیلو
2 024
واقعاً چرا بعضیا فکر میکنن تو رابطه نبودن همون تنها بودنه؟!
کسی که تو رابطه نیست، تنها نیست!
خانواده داره، کلی دوست و آشنا داره. از همه مهمتر، خودشو داره!
باخیال راحت میتونه رو پیشرفتش تمرکز کنه و وقتی به یه سطح مناسبی رسید، آدم مناسب انتخاب کنه…
… 🫂
2 024
هزارپا رقاص حرفهی بود و همهی حیوانات جنگل از رقص او لذت میبردند غیر از لاکپشت که دوست نداشت یا حسودیاش میشد…
لاکپشت نامهی به هزارپا نوشت که من از علاقمندان تو هستم و از شما سوالی دارم، شما موقع رقص اول پای راست شمارهی ۴۳ را برمیدارید بعد پای چپ ۷۳ را، یا اینکه اول چپ ۱۲۳ را شروع میکنید و راست ۸۴۳ را بعد از آن بالا میآورید...
هزارپا نامه را خواند و به فکر فرو رفت که واقعاً موقع رقص چه میکند…؟!
میدانی آخر سر چه شد؟ هزارپا دیگر هیچوقت نرقصید!
— یوستین گردر
Book... 🐘
2 024
شبی که باران شدیدی میبارید...
پرویز شاپور از احمد شاملو پرسید: چرا اینقدر عجله داری؟!
- شاملو گفت: میترسم به آخرین اتوبوس نرسم.
شاپور گفت: من میرسونمت.
- شاملو پرسید: مگه ماشین داری؟
شاپور گفت: نه، اما چتر دارم!
دوسـت واقعـی کسی است که یاریرسان شما باشد، حتی اگر دقیقاً آنچه شما میخواهید را نداشته باشد.
2 024
اِيمی متفكرانه گفت: آدم بايد معلومات و كمالات داشته باشد ولی خودنمايی نكند.
مارچ گفت: اين چيزها هميشه از رفتار و گفتار آدم معلوم میشود و آدمهای متواضع اين چيزها را به نمايش در نمیآورند.
جو اضافه كرد: لازم نيست آدم تمام لباسها و كلاههايش را يكجا بپوشد تا مردم بفهمند او همهی اين چيزها را دارد.
زنان کوچک / لوییزه می آلکوت
2 024
فراعنه نمیتوانند برده رﺍ به وجود آورند…
زیرا بردهها هم تعدادشاﻥ زیاد است هم قدرتشان ﺩر نتیجه این خود بردهها هستند که فرعونها رﺍ میسازند...
— مارتین لوترکینگ
2 024
رابطه…
با صداقت شروع میشود، این خشت اول است.
چرا که عاشق بودن یعنی شریک شدن با همهچیز:
رویاها، لغزشها، و عمیقترین هراسها.
بدون این حقایق، رابطه شکست خواهد خورد.
خوششانستر از همه بودیم / جورجیا هانتر
2 024
آدمهایی که روح بزرگی دارند…
عقدههای کمتر، شعور بیشتر و قلب مهربانتری دارند، برای همین نباید از آنها ترسید.
اما آدمهای کوچک و حقیر…
با عقدههای بزرگ ترسناکند، چون از صدمه زدن به دیگران هراسی ندارند.
— چارلی چاپلین
2 024
درحالی که داشت لای کتاب را باز میکرد، زیرلب گفت:
خواهش میکنم، خواهش میکنم من را از اینجا ببر...
فقط برای یکی دو ساعت، ولی خواهش میکنم من را به جاهای خیلی خیلی دور ببر...
2 024
مگسكُش، سوسک را كشت… 🤓
اما هیچكس او را به خاطر سوءاستفاده از اختیاراتش محاكمه نكرد.
Book... 🐘
2 024
مگسكُش، سوسک را كشت… 🤓
اما هیچكس او را به خاطر سوءاستفاده از اختیاراتش محاكمه نكرد.
Book... 🐘
2 024
تنها محبت است که کهنه نمیشود.
همهچیز طراوت خودش را از دست میدهد. تازگیِ همهچیز، به کهنگی و پوسیدگی میگراید. زیباترین چهرهها، زیر چروکهای پیری دفن میشود. گَرد تیرۀ پیری، درخشندهترین چشمها را از لَوَندی و فطانت میاندازد.
ولی محبت … نه!
— احمد محمود / بیهودگی
2 024
وانمود کردن هر خصوصیت و بالیدن به آن، اعتراف به این است که آدمی واجد آن خصوصیت نیست.
چه جرأت باشد، چه فضل و دانش، چه توانایی ذهنی یا شوخ طبعی، یا اقبال نزد زنان، یا ثروت، یا اصل و نسب اشرافی، یا هر چیز دیگر که بتواند خود را با آن بزرگ جلوه دهد.
در این صورت میتوان نتیجه گرفت که درست در همان زمینه ضعف دارد، زیرا اگر کسی خصوصیتی را در حد کمال داشته باشد به فکرش خطور نمیکند که آن خصوصیت را به معرض نمایش بگذارد، بلکه از وجود آن به قدر کافی خرسند است.
این معنا با این ضربالمثل اسپانیایی نیز گفته میشود که: "نعلی که لق میخورد، یک میخ کم دارد".
— آرتور شوپنهاور / در باب حکمت زندگی
Book... 🐘
2 024
ای مرگ…!
تو پرتو درخشانی اما تاریکت میپندارند.
تو سروش و فرخند شادمانی هستی اما در آستانه تو شیون میکشند.
تو فرستاده سوگواری نیستی، تو درمان دلهای پژمرده هستی.
مرگ صادق هدایت
Book... 🐘
2 024
خلاصه بگویم، عشق...
چیزی که استاد مستقیماً به آن اشاره کرده بود.
بحثی که مدام در کلاس راجع به آن حرف میزد، چیزی که به عقیده استاد داشت فراموش میشد.
میگفت عشق جایش را به تنوعطلبی داده است.
میگفت آدمها کنار هم زندگی کردن را یادشان رفته. یادشان میرود به حسی که در دل از هم دارند مُتعهد باشند، میگفت جای اینکه هرچه میگذرد مَحرمتر شوند، سرد میشوند، دور میشوند! از چشم هم میاُفتند، میگفت آدمهای امروز فقط خراب کردن را بلدند، تنها چیزی که یاد گرفتهاند فرار است، از حرفهایشان شانه خالی میکنند، فرار میکنند از همه چیز، از خودشان.
چیزهایی هست که نمیدانی
— علی سلطانی
2 024
برای خانوادهات وقت میزاری؟!
بله حتماً
خوبه، چون مردی که وقت صرف خانوادهاش نکنه هیچوقت نمیتونه یه مرد واقعی باشه.
— پدرخوانده
2 024
گفت بیا...
گفت: بیا به عقاید هم احترام بگذاریم.
گفتم: نه دلیلی دارد و نه ضرورتی.
همین که کاری به کار هم نداشته باشیم کافیست.
— آلبر کامو
2 024
دیروز زنی را دیدم که مرده بود...
مثل ما نفس میکشید.
راستی یک زن چطور میمیرد، مرگش چگونه است؟
• یا لبخند به لب ندارد.
• یا آرایش نمیکند.
• یا دست کسی را نمیفشارد.
• یا منتظر آغوشی نیست.
• یا حرف عشق که میشود پوزخند میزند.
زنها اینگونه میمیرند...
عشق سالهاى وبا
گابريل گارسيا ماركز