ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

بندِ تاریکِ چهارم

بندِ تاریکِ چهارم

الذهاب إلى القناة على Telegram

نوشتیم و خط زدیم تا رسیدیم به حالا، به «بندِ تاریکِ چهارم»، و مشغول نوشتن شدیم باز تا آفتاب بزند، تا صور دمیده شود. #محمد_یغمائی پیام ناشناس: https://t.me/paym_nashenasBot?start=eRjiEy6VzdUt

إظهار المزيد
588
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
انتخاب رشته‌ت رو بسپار دست یه آدم کاربلد. این مرحله، از خود کنکورت مهم‌تره و اینجا، قرار نیست مثل روز آزمون، یه‌نفره بشینی پشت میزت. فقط یه تیک، می‌تونه رشته و دانشگاه و شهر و آینده‌تو، عوض کنه تیک‌هاتو تنها نزن! @Adviser_Emadi 📞09210908453

این موزیک یکی از بهترین خاطرات منه، وقتی خیلی خسته و افتضاحم اینو پلی میکنم و ساعت‌ها به اون خاطرات و روزها و سال‌ها که گذشتن فکر میکنم، یه جور دروازه برای رد شدن از این کثافتی که توش هستیم، حتی برای دقایقی

با یه جماعتی طرفیم که یا از این طرف بوم افتادن یا از اون طرف!

بابا لعنتی لااقل توی کانالت حرف از دموکراسی نزن!

یه نفر رفت به خاطر اینکه آهنگ از چاوشی گذاشتم😂😂😂😂😂😂

Mohsen-Chavoshi-Gandom-Goon-128.mp33.93 MB

... ولی جدی، آدمیزاد نباید کسی رو داشته باشه که گاهی بی‌حرف و بی‌خبر، بی‌دلیل، بیخودی اصلا بره و بغلش کنه و زار بزنه برای اتفاقی که خیلی قبل افتاده یا همون روز، یا نیفتاده حتی و یه خط‌خطی ذهنیه فقط؟ نباید کسی باشه که هیچی نگه و فقط سفت فشارش بده تو آغوشش و گاهی آروم زمزمه کنه: «من اینجام، من کنارت هستم» نباید؟ آدمیزاد باید کسی رو داشته باشه که از خودش به خودش نزدیک‌تر باشه و وقتی خودشم حوصلهٔ خودشو نداره پناه ببره بهش. که پناهگاه امنش باشه، در دسترس باشه، مهربون باشه و دلش با پناهنده... آدمیزاد بیچاره اما واقعا تنهاست، عجیبه ولی این لباس زار میزنه به تنِ روانش و کسی نیست که بهش کمک کنه خودشو پیدا کنه، که باز ادامه بده و زنده بمونه، نه نداره، نداره.

یه روزائی نوشتم که نشستم وسط زندگی، بعدتر گفتم که وایسادم، یه روزی هم احتمالا خبرش میاد که دراز به دراز افتادم و تموم! ولی بین این احوالات من فقط مشغول بدو بدو بودم، برای چی؟ برای یک زندگیِ سادهٔ معمولی... خب قطعا نمیگم از روزای افتادن و شکستن و خرد شدن و باز بلند شدن و با تیکه‌های ریخته و پاشیدن دویدن. نمیگم چون این یه روتین ساده بوده برای اغلب اغلب اغلب ما مردم. نمیگم چون خاطرهٔ تکرهری خیلیا همینه، مثل اوشین و بازی ایران استرالیا و خیلی چیزای دیگه که هنوزم حوصله‌ام نمیکشه به گفتنش. از این عاشقانه‌های زرد هم نمیگم چون دیگه چهل سالمه و همیشه به خودم میگفتم کاش ابی از عاشقانه خوندن خجالت بکشه دیگه با اون سن و سال! حتی حرفای سیاسی و اجتماعی هم نمیزنم چون توانی ندارم حقیقتا، توان بیشتر از این بحث کردن و تحمل عقایدی که مجبورم کرده تمام عمر، بچگی، نوجونی، جوونی و احتمالا میانسالی رو در ماراتنِ «زنده باد زندگیِ سگی» بگذرونم رو ندارم. حالا راستش حتی آرزویی هم ندارم، فقط میخوام بشینم و تماشا کنم و امید داشته باشم، به آینده، به فردا، به سال‌های بعد، و ادامه بدم. فقط ادامه بدم... . . #محمد_یغمائی

من قبلا نشسته بودم وسط زندگی اما حالا ایستادم. ایستاده به تماشا، به سکوت، به انتظار. با خشمی دنباله‌دار. با خشمی تا رقصِ روی گور دنباله‌دار.

منظورم از سه تا پست بالاتر دقیقا همچین آدمایی هستن! همچنان با خوندنش حرصم میگیره.

دوستم ازدواج کرده پدرش براشون یه واحد 180متری فول فرنیش لب دریاچه خریده، کلیپ خانمش رو تو اکسپلور دیدم داشتن آنباکس میکردن لوازم خونه رو و متن روی کلیپ این بود" دوتایی ساختن قشنگه" سوشال مدیا پر از دروغ و انتقال حس ناکافی بودنه برای شما، هرچیزیو اونجا می‌بینید اصل رو بذارید بر دروغ 》فرداش《 @OfficialPersiaTwiter

حالا هرکی زورش برسه خونواده‌اش رو راه ببره قهرمانه.

در واقع درست‌تر اینه که با این قضیهٔ پول نداشتن بابا و بدون پشتوانه بودن چه مشکلی دارید؟ همهٔ تلاش هرکسی معلومه، شما نمیخواد ایده بدی مرفه بی‌درد.

بعضیا کلا نمیفهمن! کی با پول بابا مشکل داره؟ کی گفته سگ تو روح باباش که بهش پول داده؟ هوم؟؟ نوش جون خودش و باباش و نوه و نتیجه‌اش دوست عزیز، نوش جووونش. مشکل اونجائی شروع میشه که با پول باباش یه کاری کرده و حالا قیافهٔ انسان خودساخته، بیزینسِ از صفر شروع کرده و فلان رو میگیره! یا حتی بسیار دیده شده که یه قدم جلوتر میره و شروع میکنه به نظریه دادن و نصیحت کردن، این کار رو بکن که اوضاعت بهتر بشه، منو ببین! با همین حرکت ده میلیارد گذاشتم کنار! کاش خودش و اون کسانی که ازش حمایت میکنن کلا خفه شن تو این اوضاع.

نمیفهمم چرا اینقدر با کانسپت "پول بابا" مشکل دارید.طرف عمرشو کار کرده که بچه هاش تو رفاه باشن. به بچه هاش نده بیاد به تو؟ *کارمن برزاتو* @OfficialPersiaTwiter

Repost from سپیدار
جملاتی که اول اهنگ می‌شنوید، مربوط به اخرین لحظات زندگی هفت فضانورد فضاپیمای آمریکایی به اسمِ «شاتل فضایی کلمبیا»ست که همون مکالمه با ایستگاه کنترل ماموریته. این هفت نفر، ملیت امریکایی-اسرایلی و هندی داشتن و موقع برگشت به جَو، دچار حادثه می‌شن و فضا پیما منفجر می‌شه. اسم این اهنگ هم به زبان ژاپنی «تایجین کیوفوشو» هست؛ که یه اختلال روانیه که افراد مبتلا بهش، ترس شدیدی از این دارن که موجب آسیب یا آزار دیگران بشن و به همین خاطر، ترجیح می‌دن روابط اجتماعی محدود داشته باشن و تا جایی که میتونن به حدقل میرسوننش تا چنین اتفاقی نیوفته.

فایل صوتی داستان کوتاهم با صدای خودم

چه کسی خانه ما را برداشت.m4a19.66 MB

غم هست ولی، غمِ لامصب همیشه هست

یه نصفه شبی هم میریم میشینیم یه جایِ دنجی، نه اینا هستن و نه غمی، به صدای پیچیدن باد لای درختا گوش میدیم و خودمون رو بغل میکنیم که: «چه سگ‌جون بودیم پسر!»