ar
Feedback
اشو

اشو

الذهاب إلى القناة على Telegram

✔️ کپی مطالب فقط با ذکر منبع مجاز هست کانال اختصاصی اشو مطالب اشو در این کانال کاملا اختصاصی قرار میگیرد Admin @hossein_akbarlu

إظهار المزيد
2 409
المشتركون
+424 ساعات
+57 أيام
+2630 أيام
أرشيف المشاركات
اشو
2 409
لحظه ای که کودک قدم به اجتماع می گذارد، چیزی فوق العاده ارزشمند را از دست می دهد؛ او رابطه اش را با پروردگار یکتا از دست می دهد. او به شکلی فزاینده بر مغزش تکیه می کند و همه چیز را درباره دل به فراموشی می سپارد، در حالی که قلب پلی است که به وجود شخص راه دارد. بدون دل نمی توانی به وجود خویش دست پیدا کنی - این غیر ممکن است. آنان که با عشق و احساسات مخالفت دارند، با زدن برچسب «احساساتی گرایی» این چیزها را مورد نفی و نکوهش قرار می دهند. آنها سالیان سال است که عشاق را به باد انتقاد می گیرند، فقط به این دلیل ساده که عشق از آن مغز نیست، از آن دل است. کسی که مستعد عشق است، دیر یا زود وجود خویش را کشف خواهد کرد و همین که شخص وجود خویش را کشف کرد، از همه الگوها و ساختارها آزاد است. او از همه قید و بندها آزاد است. او آزادی ناب است. اشو بلوغ ص 15

اشو
2 409
انسان اهل معرفت و مراقبه، می بخشد و شریک می شود. احتکار نمی کند و خست به خرج نمی دهد. چنین آدمی خود را مالک هیچ چیز نمی پندار
انسان اهل معرفت و مراقبه، می بخشد و شریک می شود. احتکار نمی کند و خست به خرج نمی دهد. چنین آدمی خود را مالک هیچ چیز نمی پندارد. تو چطور می توانی در این دنیا صاحب چیزی باشی؟ زمانی که تو نبودی، دنیا سر جایش بود. روزی هم می رسد که تو دیگر نخواهی بود، ولی دنیا سر جایش خواهد بود. اگر اهل مراقبه باشی، زندگی تو سراسر بخشش می گردد. تو هر آنچه را که می توانی ببخشی، می بخشی ـ مانند عشق، تفاهم، همدردی، انرژی، ذهن، جان و هر چیز دیگر؛ و از این کار لذت می بری. هیچ لذتی بیشتر از لذت ناشی از بخشیدن و تقسیم کردن نیست. به همین دلیل است که مردم از دادن هدیه لذت می برند. این کار شادی محض به ارمغان می آورد. وقتی چیزی به کسی هدیه می دهی، حتی اگر از نظر مادی چندان هم با ارزش نباشد، ولی صرفا نفس این عمل خشنودی و رضایت عظیمی به همراه دارد. کسی را در نظر بگیرید که تمام زندگی اش به مثابه هدیه ای است، کسی که تمام لحظات زندگی اش آکنده از بخشش است - چنین کسی در بهشت زندگی میکند. اشو عشق، رقص زندگی ص 101

اشو
2 409
وقتی شـمـا فــردی را می بینیـد، بلافاصله در مـورد ظاهرش، رنگ پوستش، نوع پوشـش و منش او و همه چیـــزش قضاوت می کنید. در واقع فرد را براین اساس که چه کسی است ارزیابی نمی کنید. این خیلی مسخره است، این اتفاق در جاهای دیگر پیش نمی آید، اما در فرودگاه واشنگتن دی سی، همه نیروهای امنیتی و بقیه کارمندان و حتـی افراد مهاجر تلاش می کنند با من به زبان ایما و اشـاره صحبت کنند. آنها صد در صد مطمئن هستند که من هیچ چیز از زبان انگلیسی نمی دانم. وقتی شـما این گونه به طرق مختلف در ذهنتان گیر کرده ای چگونه میتوانید رهبری کنید؟ در این وضعیت رهبری شـما تصادفی خواهد بود، نه بر اساس بینش و قابلیت. اما مردم می توانند کارهای ارزشمندی را بدون داشتن رهبر انجام دهند. داشتن رهبر احمق بدتر از نداشتن رهبر است و ممکن است باعث فاجعه های بسیاری شود، اما بدون رهبر مردم احتمالاً کار بهتری انجام می دهند، اگرچه ممکن است وضعیت کمی آشفته شود. اساساً رهبر بودن به این معناست که دانسته یا ندانسته سرنوشت تعدادی از افراد در دستان شماست. مسئولیت آنها با شماست. رهبر لزومــا رهبر یک ملت یا گروه بزرگی از مردم نیست، اگر خانواده ای را اداره می کنید، رهبر هستید و از بعضی جهات سرنوشت زندگی کسانی در دست شماست. هر کسی که قصد دارد مسئولیت زندگی یک نفر دیگر را برعهده بگیرد رهبر اسـت. مسئله مسئولیت های رهبری است. مردم مسئولیت های رهبر را براساس قابلیت های فردی تعیین می کنند، اما همه به نوعی رهبر هستند. دست کم اگر تصمیم بگیرید سرنوشتتان را خودتان به دست بگیرید، رهبر هستید. فقط در صورتی که مفتخور و طفیلی باشید، رهبر نیستید. سادگورو از اجبار به آگاهی ص 58 و 59

اشو
2 409
سلام دوستان عزیزم دوست دارید از مطالب عرفانی نویسندگان دیگر مثل اکهارت تله، سادگورو و ... ارسال کنم کانال؟
Anonymous voting

اشو
2 409
هر چه بیشتر اسير ذهن باشید، قلب بسته تر و پریشان تر می شود، اما وقتی اسير ذهن نباشید، قلب مثل یک گل نیلوفر شکفته می شود و شکو
هر چه بیشتر اسير ذهن باشید، قلب بسته تر و پریشان تر می شود، اما وقتی اسير ذهن نباشید، قلب مثل یک گل نیلوفر شکفته می شود و شکوفایی آن بسیار زیباست، آن گاه واقعا زنده هستید و قلب آسوده است. قلب فقط در تپه جای اعتماد و عشق آرام می گیرد با تردید و مشک، ذهن به میان می آید، تردید در ذهن است. تر دید همه شکار زمین است. وقتی در تردید، گرفتار مرد توسط زن گرفتار می شوید. پس وقتی تردید به میان می آید، هیچ ارزشی ندارد. تردید اشتباه است. تردید شما شاید کاملا به جا باشد، اما باز هم غلط است؛ زیرا قلب شما را ویران می کند. اشو در هوای اشراق ص 119

اشو
2 409
هر کودک یک معجزه است. به کودکان احترام بگذارید. به آن ها بی توجهی نکنید. هر کودکی ملاقات میان آسمان و زمین است. در کودکان، ماده و آگاهی با هم ملاقات می کنند؛ دنیای مرئی و نامرئی. به کودکان احترام بگذارید و به آن ها توجه کنید. هر گاه به کودکی بی توجهی کنید، درست مثل این است که او را کشته اید. سال های سال است که در سرتاسر دنیا، کودکان به قتل می رسند. تنها هرود کودکان را در اسرائیل قتل عام نکرد، هر روز کودکان در سرتاسر دنیا قتل عام می شوند. لحظه ای که به کودک خود احترام نمی گذارید و او را به دیده دارایی خود می نگرید، روح و روان کودک شما می میرد. کودکان روحانی هستند. وجود کودکان، یعنی این که خداوند هنوز به نجات و رستگاری انسان ها امید دارد. اشو در هوای اشراق ص 210

اشو
2 409
سلام دوستان لطفا اگر توان مالی دارید از کانال حتما حمایت کنید

اشو
2 409
رعایت قانون جبران دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه‌ ای در زمین آگاهی کاشته می ‌شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می ‌گردد. اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می ‌کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی ‌تان را با این راه نورانی ابراز کنید 6037 6974 9743 0766 حسین اکبرلو بانک صادرات این هدیه‌ کوچک، تنها نشانه‌ ای ‌ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری‌ است. با مهر و سپاس از حضور دلگرم ‌کننده‌تان🌿🌹 گزارش واریزی @hossein_akbarlu

اشو
2 409
هر چه بیشتر اسير ذهن باشید، قلب بسته تر و پریشان تر می شود، اما وقتی اسير ذهن نباشید، قلب مثل یک گل نیلوفر شکفته می شود و شکو
هر چه بیشتر اسير ذهن باشید، قلب بسته تر و پریشان تر می شود، اما وقتی اسير ذهن نباشید، قلب مثل یک گل نیلوفر شکفته می شود و شکوفایی آن بسیار زیباست، آن گاه واقعا زنده هستید و قلب آسوده است. قلب فقط در تپه جای اعتماد و عشق آرام می گیرد با تردید و مشک، ذهن به میان می آید، تردید در ذهن است. تر دید همه شکار زمین است. وقتی در تردید، گرفتار مرد توسط زن گرفتار می شوید. پس وقتی تردید به میان می آید، هیچ ارزشی ندارد. تردید اشتباه است. تردید شما شاید کاملا به جا باشد، اما باز هم غلط است؛ زیرا قلب شما را ویران می کند. اشو در هوای اشراق ص 119

اشو
2 409
فقط در صورتی می توانید شخص دیگری را دوست داشته باشید که در خود عشق داشته باشید. فقط زمانی که چیزی را داشته باشید، می توانید آن را با دیگری سهیم شوید. فرض کنیم خودمان را دوست داریم. اکنون مشکل این است چگونه همسایه مان را دوست داشته باشیم. به همین دلیل است که درباره ی عشق سخنان زیادی گفته شده، اما دنیا هنوز زشت است؛ مالامال از نفرت، جنگ، خشونت و خشم. وقتی بدانیم که خودمان را دوست نداریم، به شناخت بزرگی رسیده ایم. دوست داشتن خود، واقعا دشوار است؛ زیرا به ما آموخته اند خودمان را سرزنش و محکوم کنیم. به ما آموخته اند که ارزشمند نیستیم. به این ترتیب چگونه ممکن است انسانی بی ارزش را دوست داشت؟ چگونه می توان کسی را که محکوم است و سرزنش و تحقیر شده، دوست داشت؟ که محکوم است و سرزنش و تحقیر شده، دوست داشت؟ این درک عاقبت نصیب هر کس خواهد شد. اگر هنوز درک نکرده اید که خودتان را دوست ندارید، نگران نشوید. پنجره ای باز شده است. دیگر به مدت طولانی در اتاق نخواهید ماند و از اتاق بیرون خواهید آمد. وقتی آسمان باز را بشناسید، نمی توانید در دنیایی راکد و بسته محصور بمانید و از آن بیرون خواهید آمد. اشو در هوای اشراق ص 166

اشو
2 409
زمان چیزی است که قابل نگهداری نیست، از گذرش نمیتوان جلوگیری کرد، و روندش را نمیتوان به پشت سر برگرداند. چیزی است یک بُعدی: چی
زمان چیزی است که قابل نگهداری نیست، از گذرش نمیتوان جلوگیری کرد، و روندش را نمیتوان به پشت سر برگرداند. چیزی است یک بُعدی: چیزی که راه برگشتی ندارد. و نهایت فرآیند زندگی مرگ است، زیرا شما در حال از دست دادن زمان هستید؛ در حال مردن. روزی همۀ شن ها به پایان رسیده و شما تهی می گردید: منیتی تهی، که هیچ زمانی برایش باقی نمانده است. بدین گونه خواهید مُرد. به مرگ - و زمان - نگرش بیشتری نشان دهید. مرگ درست همین جا و هم اکنون است - در گوشه ای ایستاده و در هر دمی حضور دارد. همین که آغاز به جستجوی آن کردید، بدان آگاه می شوید. مرگ همین جاست؛ شما تنها داشتید از حقیقت چشم پوشی می کردید، و گذشته از آن که از حقیقت چشم پوشی می کردید، در حال گریختن از آن نیز بودید. بنابراین، وارد مرگ شوید، به درون آن شیرجه زنید. و سختی و توان فرسا بودن مراقبه در همین است: در این که انسان بایست به میان مرگ بپرد. دوست داشتن پیوسته زندگی شهوتی ژرف است و آماده بودن برای مرگ، به گونه ای، غیر طبیعی می نماید. بی شک، مرگ از طبیعی ترین چیزهاست، اما غیر طبیعی می نماید که آماده مرگ باشیم. اشو مراقبه: هنر وجد و سرور ص 208

اشو
2 409
مشاهده کردن یعنی یافتن آینه ای که در درون شماست و هنگامی که این آینه را پیدا کردید معجزه ها شروع به اتفاق افتادن کنند. هنگامی که افکار خود را مشاهده می کنید، آنها شروع به ناپدید شدن می کنند سپس ناگهان با آرامش و سکوت بی نظیری مواجه می شوید که تا آن زمان کلا از آن بی خبر بودید. هنگامی که حالات مختلف خود مثل عصبانیت، ناراحتی، غم و حتی شادی خود را آگاهانه مشاهده می کنید، آنها نیز ناپدید می شوند و تجربه عالی تری از آرامش و سکوت را خواهید داشت و زمانی که دیگر چیزی برای مشاهده کردن وجود نداشته باشد، یک تحول و دگرگونی عظیم اتفاق می افتد؛ در آن زمان انرژی مشاهده به سوی خودش باز می گردد چون مانعی وجود ندارد که این انرژی را مسدود کند. هنگامی که هیچ مانعی در برابر مشاهده شما وجود نداشته باشد شما به اشراق رسیده و کامل شده اید. اشو عشق، رقص زندگی ص 176

اشو
2 409
موسیقی بیکلام تقدیم شما🌹❤️

اشو
2 409
مدیتیشن کیمیاگری است؛ زیرا سبب تحول درونی در شما می شود. مدیتیشن تمامی محدودیت ها و کوتاه نظری ها را از میان می برد و باعث گس
مدیتیشن کیمیاگری است؛ زیرا سبب تحول درونی در شما می شود. مدیتیشن تمامی محدودیت ها و کوتاه نظری ها را از میان می برد و باعث گستردگی وجودتان می شود. مدیتیشن به شما کمک می کند از همه بندها رها شوید؛ بندهای نژادی، خرافی، تعصبی و... آگاهی سبب می شود از همه این محدودیت ها و بندها رهایی یابید و حتی از محدودیت های ذهنی و بدنی نیز فراتر روید. مدیتیشن باعث می شود درک کنید که آگاهی خالص هستید نه چیز دیگر. بدن خانه شماست، شما بدن تان نیستید. ذهن وسیله ای است که از آن استفاده می کنید. بدن مالک شما نیست، بلکه تنها یک خدمتکار است. هنگامی که درک کنید، نه ذهن هستید و نه بدن، وجودتان شروع به گسترده تر شدن می کند؛ دریایی و آسمانی می شوید. این تحول برای تان شکوه و پیروزی به همراه دارد. اشو در هوای اشراق ص 190

اشو
2 409
رعایت قانون جبران دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه‌ ای در زمین آگاهی کاشته می ‌شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می ‌گردد. اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می ‌کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی ‌تان را با این راه نورانی ابراز کنید 6037 6974 9743 0766 حسین اکبرلو بانک صادرات این هدیه‌ کوچک، تنها نشانه‌ ای ‌ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری‌ است. با مهر و سپاس از حضور دلگرم ‌کننده‌تان🌿🌹

اشو
2 409
مدیتیشن فقط بستن چشم ها و ساکت بودن نیست. در حقیقت، وقتی بودا ساکت زیر درخت بو نشسته بود و حرکتی نمی کرد، رقصی عمیق در درون او جریان داشت و آن رقص آگاهی بود. این رقص قابل دیدن. نیست، اما وجود دارد. هیچ چیز در توقف کامل نیست. توقف کلمه ای غیر واقعی است. همه چیز به خود ما بستگی دارد؛ می توانیم زندگی مان را بی قرار و آشفته سازیم یا آن را به یک رقص تبدیل کنیم. توقف در ذات هیچ چیز نیست. می توان بی قراری جنجال آمیزی داشت و این خود فلاکت، روان پریشی و دیوانگی است. در حالی که می توان همین انرژی را به طور. خلاق به کار گرفت. آن گاه بی قراری دیگر بی قراری نیست، بلکه آرام و لطیف می شود و صورت رقص و ترانه به خود می گیرد. تناقض در. این جاست که وقتی رقصنده در حال رقص است، توقف دارد وغیر ممکن اتفاق می افتد؛ درست مانند مرکز گردباد که در توقف و آرامش است. چنین توقفی به هیچ صورت دیگر امکان پذیر نیست.وقتی که رقص، کامل است، آن توقف اتفاق می افتد. وقتی که رقص، کامل است، آن توقف اتفاق می افتد.و این رقص، مرکزی دارد و نمی تواند بدون داشتن مرکز ادامه یابد.محیط و حاشیه در رقص اند. اشو در هوای اشراق ص 120

اشو
2 409
اگر کسی را دوست داشته باشم، حس مالکیت پیدا میکنم و آغاز میکنم او را محکم تر در برگیرم. هر چه خود را جمع تر سازم، عشق بیشتری ا
اگر کسی را دوست داشته باشم، حس مالکیت پیدا میکنم و آغاز میکنم او را محکم تر در برگیرم. هر چه خود را جمع تر سازم، عشق بیشتری از دست می رود. ذهن میگوید «به گونه ای برنامه ریزی کن که به او نزدیکتر و نزدیکتر شوی» و برنامه ریزی های بیشتری انجام می دهد، اما جایی از کار، نشت می کند. برای همین است که عشق از دست می رود. هر چه محکم تر بگیرم، بیشتر از دست میدهم. تنها با دستان گشوده است که میتوانی صاحب عشق شوی؛ تنها با دستان گشوده و ذهنی چنگ ـ نازننده است که مهر میتواند شکوفه بار گردد‌. و این موضوع در پیوند با هر چیزی رخ می دهد. اگر زندگی را بیش از اندازه دوست داشته باشی، بسته میشوی و حتی زمانی که هنوز زنده ای، چون مردگان خواهی نمود. بنابراین، کسی که از شهوت زندگی سرشار است، فردی مرده است. او پیشاپیش مرده و تنها یک پیکر بیجان است. هر چه بیشتر احساس مرده بودن می کند، بیشتر آرزومند زنده بودن میشود - اما او از رودررویی معماوار زندگی و مرگ بی خبر است. خود همین خواستن زهر آلود است. کسی که به هیچ رو خواهشمند زندگی نیست - فردی چون بود که برای زیستن شهوت ندارد - در نهایت شور زندگی می کند. او پُراپُر و بی هیچ کمبودی، در زندگی شکوفا می شود. اشو مراقبه: هنر وجد و سرور ص 210 و 211

اشو
2 409
تمامی قدرت ها از آن خداوند است. زندگی از آن اوست. اوست که درون شما می دمد. اوست که خون را درون رگ ها شما به جریان وامی دارد. او است که در قلب شما می تپد. او همه چیز در همه کس است. ولی ما پدیده ای غیر واقعی خلق کرده ایم، خطرناک ترین دروغ که همانا نفس است. ما وانمود می کنیم که «قدرت از آن من است و من قدرتمند هستم.» این تفکر که «من قدرتمند هستم» ارتباط شما را با مبدأ و كل قطع می کند. یک سالک باید این گونه اعتقاد داشته باشد که «من نیستم، اصلاً منى وجود ندارد. بنابراین من چگونه می توانم قدرتمند باشم؟ من هیچ هستم؛ تنها وسیله ای در دستان قدرتی ناشناخته به نام خداوند.» دانستن و درک این نکته که «من تنها وسیله ای هستم تحت ارادۂ قدرت بی نهایتی که از درون من جریان می یابد»، سیر و سلوک حقیقی است. تشرف واقعی این است که دیگر منی وجود نداشته باشد و آن چه باقی می ماند تنها خدا باشد و بس. اشو عشق، رقص زندگی ص 135

اشو
2 409
مردم گنگ شده اند. هر کاری که انجام می دهند – به موسیقی گوش می دهند، کتاب می خوانند، فیلم می بیند - در آن حضور ندارند. آن ها ت
مردم گنگ شده اند. هر کاری که انجام می دهند – به موسیقی گوش می دهند، کتاب می خوانند، فیلم می بیند - در آن حضور ندارند. آن ها تبدیل به تماشاچی شده اند. درست مثل این که شخص دیگری در حال انجام آن کار است و آن ها فقط تماشاچی هستند. همه تبدیل به تماشاچی شده اند؛ زیرا به این شکل کاملا از موضوع جدا هستند و هیچ خطری تهدیدشان نمی کند. هنگامی که در حین انجام کاری حاضر هستید، چیزی درونتان اتفاق می افتد... منطق همیشه تماشاچی است؛ زیرا دوست دارد در امان باشد. هر روز سعی کنید کاری انجام دهید و در آن کاملا حاضر باشید؛ بدون آن که بخواهید درباره اش فکر کنید. برای مثال، شروع کنید به کندن زمین و آن قدر با شدت این کار را انجام دهید که عرق بریزید. فقط بکنید و به هیچ چیز دیگری فکر نکنید و ناگهان احساس می کنید که انرژی جدیدی در وجودتان بیدار شده است. اشو در هوای اشراق ص 237

اشو
2 409
هیچ لذتی بیشتر از لذت ناشی از بخشیدن و تقسیم کردن نیست. به همین دلیل است که مردم از دادن هدیه لذت می برند. این کار شادی محض به ارمغان می آورد. وقتی چیزی به کسی هدیه می دهی، حتی اگر از نظر مادی چندان هم با ارزش نباشد، ولی صرفاً نفس این عمل خشنودی و رضایت عظیمی به همراه دارد. کسی را در نظر بگیرید که تمام زندگیاش به مثابه هدیه ای است، کسی که تمام لحظات زندگی اش آکنده از بخشش است - چنین کسی در بهشت زندگی می کند‌. تمام تعالیم هوتی در بخشیدن و تقسیم کردن خلاصه میشد. آیا چیزی مهمتر از این میتوان تعلیم داد؟ ذن معتقد است که حقیقت را در قالب لغات نمیتوان بیان کرد، ولی با اشارات و حرکات میتوان آن را ابراز داشت. انسان نمیتواند حقیقت را بیان کند، ولی میتواند آن را نشان دهد. اشو عشق، رقص زندگی ص 101 و 102