کتابفروشی رزا📕🌸
الذهاب إلى القناة على Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza
إظهار المزيد2 005
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-1730 أيام
أرشيف المشاركات
2 005
از وقتی این کتاب چاپ شده تو کله تیک تاک و جهاننن ترکونده و کلی طرفدار پیدا کردهه...
به یکی از ترند ترین کتاب ها تبدیل شدههه😎
2 005
کتاب امروزمون یک کتاب دارک فانتزیه به تمام معناستتت🥶
از همین الان خیلی هاتون شروع به ثبت سفارش کردید😮💨
2 005
ولیی از اون دارکرومنس های نرمال هست و صحنه های زیادی نداره ولی خب به شدت هیجانیه💀
2 005
+3
لیدی آن کلیوز🕰💫
🪐ژانر:کلاسیک،زندگینامه،عاشقانه،تاریخی
🪐چاپ قدیم/۵۲۰صفحه/۳۹۰تومان
🔥تعداد به شدت محدودد🔥
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
2 005
+1
معرفی روز دوم کتاب«لیدی آن کلیوز»🏛با این حال، تصمیم گرفته میشه. هنری هشتم، بدون حتی دیدن دخترها، از روی اون نقاشیها انتخاب میکنه. آن کلیوز، زنی که هنوز از بیماری در بستر افتاده، بیآنکه بدونه، بهعنوان ملکهی بعدی انگلستان برگزیده میشه. همهچیز با یه نقاشی شروع شد — و قراره با یه نگاه تموم بشه…
2 005
معرفی روز دوم کتاب«لیدی آن کلیوز»🏛هانس با دقت هر خط صورت آمالی رو میکشه — چهرهای آرام، زیبا، ولی بیجان. و وقتی نقاشیها رو به انگلستان برمیگردونه، پادشاه، با نگاهی سرد و محاسبهگر، روبهروی دو تابلو میایسته. میپرسه: «کدومشون زندهتره؟» و هانس با احتیاط جواب میده: «زیبایی رو توی چهرهی هر دو میشه دید، اعلیحضرت… اما گرما… شاید در چشمانی که هنوز نکشیدهام باشد.»
2 005
معرفی روز دوم کتاب«لیدی آن کلیوز»🏛با این حال، سرنوشت بازی خودش رو داره. درست وقتی قرار بوده چهرهی آن رو بکشه، آبله سراغش میاد. پوستش تبزده و صورتش پر از نشونههای بیماری میشه. کرامول دستور داده بود چهرهی هر دو رو ثبت کنه، اما با وضع آن، فقط نقاشی خواهرش، آمالی، آماده میشه.
2 005
معرفی روز دوم کتاب«لیدی آن کلیوز»🏛او آنقدر ناگهانی جلوی نقاش ظاهر میشه که با برخوردش، ظرف قلمموها و رنگها روی زمین میریزه. لحظهای که بعدها در ذهن هانس جا میمونه — ترکیبی از بینظمی و زندگی.
هانس به خودش میگه: «اون کوچکتر ، شاید مناسب تاجوتخته؛ اما این یکی… این یکی قلب داره.»
2 005
معرفی روز دوم کتاب«لیدی آن کلیوز»🏛اما خواهر کوچکتر، آن کلیوز، برعکسه. زنیه که انگار از دل تابستون بیرون اومده. موهاش درهم، گونههاش گل انداخته از دویدن توی هوای سرد. وقتی هانس برای اولین بار میبیندش، اون داره با دامن بلندش از میان باغ میدوه، خندهاش پخش هواست و هنوز نفهمیده که قراره بخشی از نقشهی بزرگ سرنوشت بشه.
2 005
معرفی روز دوم کتاب«لیدی آن کلیوز»🏛هانس هولباین، نقاش دربار، بعد از روزها سفر از سرزمین مهآلود انگلستان تا قلب آلمان، بالاخره به قصر کلیوز میرسه. قصری که دیوارهاش ساکت و آدماش رسمیان، اما درونش دو دختر زندگی میکنن که تفاوتشون از زمین تا آسمونه. خواهر بزرگتر، آمالی، درست مثل قصری که توش زندگی میکنه، منظم، سرد و بیاحساسه. موهای روشن و پوست لطیفش در نگاه اول دلنشینه، اما توی چشمهاش برق زندگی نیست.
حرفهاش اندازهگیری شدهست، لبخندش هم حسابشده. انگار از کودکی یاد گرفته چطور ملکه باشه، اما نه چطور خودش باشه.
