ar
Feedback
Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

الذهاب إلى القناة على Telegram

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

إظهار المزيد
1 073
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+2930 أيام
أرشيف المشاركات
هیس! مبادا سخنی، جوی آرام از بر دره بغلتید و برفت آفتاب از نگهش‌ سرد به خاک پرشی کرد و برنجید و برفت. در همه جنگل مغموم دگر نیست زیبا صنمان را خبری. دلربائی ز پی استهزا خنده‌ای کرد و پس آنگه گذری. این زمان بالش در خونش فرو جغد بر سنگ نشسته است خموش. هیس! مبادا سخنی، جغدی پیر پای در قیر به ره دارد گوش. . نیما یوشیج

ای هَمَه ناز مَکُ وا هَمَه گَپ مَزن فدای آوازت بگردُم (نسخه اصلی) #Persian_Folk

متلک نیچه در باب زیباشناسی کانت ، ( به کانت می گه کشیش داهاتی ساده دل ، که اگه چیزی تحریک اش کنه باهاش مخالفه😁)
+1
متلک نیچه در باب زیباشناسی کانت ، ( به کانت می گه کشیش داهاتی ساده دل ، که اگه چیزی تحریک اش کنه باهاش مخالفه😁)

چند تا مشکل اساسی این بحث های این فرمیک داره ، یک ؛ برای فهم هنرمند نیستند ، ماهیت قضیه این نیست که مثلا هنر چیه یا چه چیز غم اندوه یا فلان موضوع روانشناسی رو مطرح می کند ...مهم اثر روی مخاطب هست. دو ؛ برای فهم هنر هم نیست ؛ این پژوهش های آمارهای روانشناختی برای " شناختن چه چیزی که عرضه می شود هم نیست مهم اینه مثل پورنوگرافی اثر بتونه تحریک کنه! سه : و اتفاقا وقتی والتر بنیامین برای اولین بار از صنعت هنر حرف می زند از ستایش این رویه صحبت نمی کند بلکه از فاجعه ادغام هنر و سیاست و فاشیسم می گوید بقول نیچه در تبار شناسی اخلاق امثال کانت و بقیه فیلسوفان قبل از خودش ، ارزش هنری را انداختند بر روی دوش مخاطب در حالیکه هنر واقعی توسط هنرمند تراژیک خلق می شود نه گله گوسفندان

+5
«هنر چگونه اثر می‌کند؟» آذرخش مکری

معنی و توضیح اشعارو نوشته جالبه👍

+5
«گوستاو مالر» (سمفونی شماره ٣) موومان اول: رب‌النوع کشتزارها، تابستان برمی‌خیزد. موومان اول بسیار طولانی است و تمی پرنشاط دارد که با هشت هورن اجرا میشود، یکی از هیجان‌انگیزترین گشایش‌ها در میان تمام سمفونی‌های قرن نوزدهم است. بنا به گفته «آلما مالر» همسر مالر، این موومان که با احساساتی طبیعی و عنصری در پیچ و تاب است، توصیفی است از واکنش‌های آهنگساز از بیداری پان که نیمروزی بیرون کلبه‌اش احساس کرده بود. اینجا کلبه‌ای بود در اشتین باخ بالای خانه‌ای که خانواده ماه‌های تابستان رو آنجا به‌سر میبرد و آهنگساز پس از فشار کار دشوار رهبری در طول زمستان، آنجا خودش رو یکسر به‌ کار آفریننده میسپرد. کلبه مالر به نحوه خاصی با پیانو، آثار کانت و گوته، و مجلدات موسیقی باخ مزین شده بود. مالر جلوی این کلبه ایستاده بود که الهام سمفونی در یورشی از ایماژهای صوتی به او هجوم آورد. به نظر میرسد که این تجربه، عمیقا آهنگساز رو متاثر کرده، وضوح درونی و ذاتی موسیقی بیانگر آن است که آهنگساز در تک‌تک عصب‌ها و سلول‌هایش، وحدت عارفانه‌ای با نیروهای عنصری زمین احساس کرده است. اندک زمانی پس از تکمیل اثر، برونو والتر رهسپار شد تا مدتی را با مالر در اشتین باخ بگذارند. وقتی در طول راه، والتر به چشم‌اندازهای پرشکوه پیرامون می‌نگریست، آهنگساز گفت: «احتیاجی به نگاه کردن نیست، همه اینها را قبلا به نغمه درآورده‌ام!» والتر عمیقا از این سمفونی متاثر شد و به‌جاست که نخستین‌ واکنشهای او را در اینجا نقل کنیم: «به لطف گفتگو‌هایمان که بر اثر کار بامدادی‌اش، لبریز از شوریدگی آفرینشگرش بود، من با حالت روحی سمفونی، پیش از آنکه محتوای موسیقایی‌اش را بشناسم، آشنا شدم. با این حال شنیدن آن روی پیانو، تجربه کوبنده‌ای بود. این موسیقی مرا بر آن داشت که حس کنم اولین‌بار است که با او آشنا میشوم، به نظر میرسید تمام وجود او در پیوندی اسرارآمیز با نیروهای طبیعت دم میزند. من پیشاپیش عمق و کیفیت جوهری آن را حدس زده بودم، اکنون در سطح آفرینشگری او، مستقیما احساسش میکردم.» پس از گشایش باشکوه و جنب‌ و جوش امپرسیونیستی صفحات آغازین، قسمت اعظم موومان اول شامل یک مارش پرجوش و خروش است که با ریتم‌های نیرومندش، نیروهای متغیر ناشی از وفور مواد تماتیک را موزون و متناسب میکند. گوش به آسانی مجذوب زیبایی ارکستراسیون میشود، آکوردهای عمیق برنجیها که پس از جلوه‌های تم میانی هورن می‌آیند، موثرترین قسمت هستند. ارکستر سمفونیک وین، تالار کنسرتهاوس، اتریش، به رهبری جاودانه، فردریک آدلر ضبط: ١٩۵٢ 🎼🎼🎼 🆔 @ClassicMusic3

Repost from Classical Music
سمفونی سوم مالر محتوایی عمیقا انسانی دارد و برای ارائه چیزی شبیه بینش برادری که در سمفونی نهم بتهوون بیان شده، تصنیف شده است.
سمفونی سوم مالر محتوایی عمیقا انسانی دارد و برای ارائه چیزی شبیه بینش برادری که در سمفونی نهم بتهوون بیان شده، تصنیف شده است. سمفونی سوم مالر بیش از هر اثر دیگر آهنگساز، پیشرفت گشتالت رو هم در زمینه تجربه انسانی و هم در زمینه ساخت سمفونیک نشان میدهد. گرایش گشتالت در ذهن مالر، استعداد تجربه کردن جهان در وصل کردن مستمر زنجیرها گاه نیمه‌آگاهانه همه‌جا به کار میگرفت. در فلسفه، این گرایش در قرن نوزدهم توصیف خود را در ایده‌آلیسم متافیزیکی هگل پیدا کرد، اما این گرایش، رشته پیوند‌زننده عرفان مذهبی، در همه ادوار بوده است. از جنبه موسیقایی، اين سمفونی سبکهای مختلفی رو به هم می‌آمیزد. از نظر برنامه‌ای، وفور اندیشه‌ها و تداعی‌ها رو به هم پیوند میزند. سمفونی سوم مالر، گریزی به خارج از این دنیا رو توصیف نمیکند: برعکس اظهار ایمانی سرشار به همین دنیاست، به طبیعت است و به همین روال اظهار ایمان به سرشت انسان است. در همین نکته‌ی بخصوص است که این سمفونی به‌صورت انتقادی از نیچه درمی‌آید. اگر همه سمفونی‌هایی که تا آن روز نوشته‌شده بود در نظر گرفته شود، فینال این سمفونی بخاطر برخورداری از صفایی متعالی، به‌صورت دلیرانه‌ترین فرجامی درمی‌آید که در این دوران میتوان شنید. برای سمفونی سوم، مالر از منظومه «چنین گفت زرتشت» اثر فردریش نیچه و اشعار جنگ «شیپور شگفت‌انگیز کودک» اثر لودویگ آخیم فن آرنیم استفاده کرد. این پرسش که آیا نیچه واقعا نیازی داشت اثرش از زبان ارکستر بیان گردد و آیا این زبان موسیقی به بهتر مفهوم‌ساختن اندیشه‌های نیچه در این اثر کمکی میکرد، در حد خود جالب و تأمل‌برانگیز است. از خود نیچه یک روز پرسیده شده بود: چنین گفت زرتشت را زیر چه عنوانی میتوان طبقه‌بندی کرد و قرار داد و نیچه پاسخ داده بود «به نظرم مناسب‌تر است این اثر زیر عنوان سمفونی قرار داده شود.» این اظهار نیچه بسی جالب بود، نیچه با چنین اظهارنظری، پیام پرطنینی رو که در چنین گفت زرتشت مطرح ساخته است روشن‌تر میسازد. به‌راستی که وقتی این پیام به زبان موسیقی بیان میشود صلابت و ابهت بیشتری می‌یابد. سمفونی سوم مالر درواقع مکمل پیامی است که در سمفونی دوم خویش عرضه داشته است و در این اثر به شیوه‌ای بدیع‌تر تکرار میگردد. این سمفونی هم ترکیبی از قسمتهای ارکسترال و کرال است. 🆔 @ClassicMusic3

Repost from N/a
Alan Watts, Don't think #Adagio @EscapeToTheDark

Rimsky korsakov_scheherzade III

Ligeti musica ricercata II

بشریت هنوز به عمق تفکرات استنلی کوبریک پی نبرده

Musica_Ricercata,_II_Mesto,_rigido_e_cerimoniale_Reprise_D.mp310.10 MB

Grey Clouds - Dominic Harlan (320).mp37.88 MB

آوازی که در این قطعه شنیده می شود، شباهت بسیاری به متون مقدس هندوها دارد، اما تغییرات بسیاری در آن بوجود آمده طوری که واژگان آن دیگر قابل تشخیص نیست. رمان اصلی با داستان شاهزاده امگیاد و اسد از هزار و یک شب شروع می شود که شخصیت اصلی آن را به عنوان قصه قبل از خواب برای دختر شش ساله خود می خواند. به احتمال زیاد این قطعه که در صحنه شبه رویایی میهمانی بالماسه شنیده می شود اشاره به خاستگاه داستان های هزار و یک شب دارد.

Backwards Priests - Jocelyn Pook (128).mp33.65 MB

The Dream - Jocelyn Pook (320).mp311.56 MB

Naval Officer - Jocelyn Pook (320).mp311.40 MB

از دیگر قطعه هایی که مرز بین موسیقی داستانی و غیرداستانی را محو می کند این قطعه ساخته کریس آیزاک است. آلیس در حالیکه جلوی آینه است گویا بدن خود را همراه با موسیقی تکان می دهد. ما دقیقا نمی دانیم این قطعه در صحنه پخش می شود یا با توجه به شعرش به مضمونی از فیلم اشاره دارد!

Waltz_2_from_Jazz_Suite_Royal_Concertgebouw_Orchestra_320.mp38.69 MB