Abyss of Ideas
الذهاب إلى القناة على Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
إظهار المزيد1 073
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+2930 أيام
أرشيف المشاركات
1 073
Staatskapelle_Dresden_Eine_Alpensinfonie,_Op_64,_TrV_233_:_Sonnenuntergang.mp34.82 MB
1 073
Staatskapelle_Dresden_Eine_Alpensinfonie,_Op_64,_TrV_233_:_Gefahrvolle.mp323.60 MB
1 073
Staatskapelle_Dresden_Eine_Alpensinfonie,_Op_64,_TrV_233_:_Auf_blumige.mp314.40 MB
1 073
Staatskapelle_Dresden_Eine_Alpensinfonie,_Op_64,_TrV_233_:_Der_Anstieg.mp35.27 MB
1 073
R. Strauss: Also sprach Zarathustra, Don Juan, Till Eulen Spiegel, Alpensinfonie, etc.
Staatskapelle Dresden
Berliner Philharmoniker
Karl Böhm
1 073
■ ماهی | شعر و صدای احمد شاملو | موسیقی اسفندیار منفردزاده | نشر تلگرام و توییتر احمد شاملو
1 073
Repost from N. Shoushtari
در زبان فارسی صورت نوشتاری بعضی از واژگان از هر دو سو یکسان است: مثلا دزد در زبان پارسی و مادام در زبان انگلیسی.
در کلیسای ایاصوفیه در قسطنطنیه (استانبول فعلی) عبارتی یونانی نوشته شده که معنایش میشود: «گناهان [سیرتم] را بشوی، نه فقط آلودگی صورتم را». این عبارت از هر دو طرف یکسان نوشته میشود (تصویر بالا). جملهای نیز به ناپلئون در منتسب است که میگوید:
Able was I ere I saw Elba
که معنایش میشود: «قادر به انجام این کار بودم پیش از آنکه به جزیره البا تبعید شوم»
معمولا چنین جملاتی را در مشرع کلیساها مینگاشتند. مثلا، کلیسای مریم مقدس در ناتینگهام؛ کلیسای سن استفان در پاریس؛ کلیسای سن منن در اورلئان فرانسه؛ و کلیساهای زیر در انگلستان: ورکینگ ورث در سافوک؛ هارلو در اسکس؛ ناپتون در نورفوک؛ لادگیت در لندن.
#پالیندرم
#واروخوانی
#قسطنطنیه
#تفکرات_شب_جمعه
@NourollahShoushtari
1 073
رو ترش کن که همه روترشانند اين جا
کور شو تا نخوري از کف هر کور عصا
لنگ رو چونک در اين کوي همه لنگانند
لته بر پاي بپيچ و کژ و مژ کن سر و پا
زعفران بر رخ خود مال اگر مه رويي
روي خوب ار بنمايي بخوري زخم قفا
آينه زير بغل زن چو ببيني زشتي
ور نه بدنام کني آينه را اي مولا
تا که هشياري و با خويش مدارا مي کن
چونک سرمست شدي هر چه که بادا بادا
ساغري چند بخور از کف ساقي وصال
چونک بر کار شدي برجه و در رقص درآ
گرد آن نقطه چو پرگار همي زن چرخي
اين چنين چرخ فريضه ست چنين دايره را
بازگو آنچ بگفتي که فراموشم شد
سلم الله عليک اي مه و مه پاره ما
سلم الله عليک اي همه ايام تو خوش
سلم الله عليک اي دم يحيي الموتي
چشم بد دور از آن رو که چو بربود دلي
هيچ سودش نکند چاره و لا حول و لا
ما به دريوزه حسن تو ز دور آمده ايم
ماه را از رخ پرنور بود جود و سخا
ماه بشنود دعاي من و کف ها برداشت
پيش ماه تو و مي گفت مرا نيز مها
مه و خورشيد و فلک ها و معاني و عقول
سوي ما محتشمانند و به سوي تو گدا
غيرتت لب بگزيد و به دلم گفت خموش
دل من تن زد و بنشست و بيفکند لوا
