ar
Feedback
مصدع اوقات

مصدع اوقات

الذهاب إلى القناة على Telegram
880
المشتركون
+124 ساعات
+157 أيام
+10730 أيام
أرشيف المشاركات
۳ میلیارد پول فرشی که دادن به رونالدو شده. مادرقحبه‌ها این خودش ساعت ۲۳۷ میلیاردی داره دست و پاشو ببندین ساعتشو بدزدین.

تهرانی چس رو ببین تو رو قرآن. جلوی رونالدو سیب موز و آب معدنی گذاشته. خود خدا هم بره پیش این تهرانی‌ها مهمانی پذیراییشون همین
تهرانی چس رو ببین تو رو قرآن. جلوی رونالدو سیب موز و آب معدنی گذاشته. خود خدا هم بره پیش این تهرانی‌ها مهمانی پذیراییشون همینه. می‌خواستین آبروی مملکت حفظ بشه باید مردی رو میاوردین شمال. جوری از مرده پذیرایی می‌کردیم که مجبور شه فارسی یاد بگیره بگه توروخدا شرمنده نکنید راضی به زحمت نبودیم دو دقیقه اومدیم مسابقه بدیم بریم شما همش دادید ما خوردیم

وای این ماجراهای مربوط به حضور رونالدو در ایران واقعا جالب و مفرحه ممنون می‌شم یه دو سه روز بیشتر هم بمونه.

دااااااارم پاااااااااره می‌شممممممممممم

Repost from Fiber
photo content

جوری که گات باید به پایان می‌رسید:
جوری که گات باید به پایان می‌رسید:

دوستان خواهشمندم یکی مادر ساعت خواب من رو ببره تعمیرگاه. از خرابی گذشته دیگه، داره کون مجانی می‌ده.

خیلی جالبه. مردی که دمپایی میپوشه و پیرهن مردونه‌ش رو میندازه رو شلوار پارچه‌ایش، و یا زنی که کل فهمش از لباس پوشیدن یک چادر مشکی زشت و کیسه‌زباله‌ایه، به خودش اجازه میده به آدما به خاطر مدل لباس‌ پوشیدنشون گیر بده. با همین قیافه آجی؟🤢

Repost from آدرنالین
گوش می‌نهید بر من همرهان؟ در یکی از روزهای گرم فصل‌ آدمیان، دختری آمد به شهری که در آن، ارزشی نی داردش این انسان. دختری با فکر آزادی به سر، گو چرا آمدش؟ به شهری که اندک‌ست در آن سر به فَر؟ خنده‌هایش خوب می‌ماند به ذهن. مُشتی آمد بر سرش تاریک گشت دنیا پیش او، در دل این همرهان آشوب شد از درد او. مُشت دوم بر سرش چشمان او کم سو شد، همرهان گوش می‌نهید؟ دختر ایران که در پی پرواز به آسمان‌های شهر بود، اینک با این مشت کثیف، همچو برگی در خزان، پرواز کرد، اما پروازش به سوی خاک بود. از پی پرواز او بر سمت خاک، سالی آمد، سالی رفت و نام سال؟ نیست نامی بر این سال، جز سال خاک. مُشت سوم را که زد بر پیکر بی جان او، همرهان شوریده و شیدا گشتند از خموشی نور روی او. مُشت چهارم از برای انتقام، مُشت ما است، مشت آزادی خواهان این جهان. گر که این مُشت را برهم و باهم نهیم بر صورت دیو صفتان، این جهان را پاک گردانیم از این ظلم بی امان. ۱۴۰۲/۶/۲۵

غمگین‌ترین قسمت مرگ‌های یهوییِ عزیزان، وقتیه که وسایلشون رو سر جای همیشگی میبینی. همه‌چیز سرجاشه، همه‌چیز ادامه پیدا کرده، ولی اون کسی که باید باشه نیست. عینکی که کنار کتابه، کتابی که نصفه خونده شده و نشونه گذاشته شده تا بقیه‌ش خونده بشه، قرص‌هایی که کنار میز غذاخوری‌ان، کفش‌ها، لباسها، همه‌چیز. هرچیزی که هست و صاحبش دیگه نیست.

این دخترهایی هستن که وقتی قصد مسخره کردن آدم رو دارن یهویی شروع میکنن بلند بلند صحبت کردن؛ تو رو خدا دو سه تا کیر پرت کنید جلوشون آروم بگیرن سرمون رفت.

بله اینکه فصل آخر گات خراب شد خیلی ناراحت کننده‌ست اما تا حالا در یک غروب رندوم یاد کنسل شدن سریال‌های شرلوک و هانیبال افتادی؟

قابل درک‌ترین مسئله برای مردها در دوران حکومت امام زمان فهمیدن تفاوت "نه به معنی نه" و "نه به معنی آره" در دایره لغات زنان خواهد بود.

مردیم از فکر و خیال و استرس و اضطراب و کسشر. بابا کس مادر زندگی بکیرم اصلا یه چیزی می‌شه دیگه ولم کن اه.

باباها: هرگز جلوی حرف و اعمال ناحق سکوت نکن. حتی اگر فرد خیلی بزرگی اون حرف رو زد در مقابلش بایست. کار اشتباه اشتباهه و بزرگ و کوچیک نداره. هیچوقت از زیر سوال بردن و انتقاد کردن از افراد ترسی نداشته باش. همچنین باباها، اگه وقتی نشستن نزدیکت بهشون بگی پات رو یکم ببر اونورتر توی دهن منه:

ولی کسشرترین و بی‌محتواترین جاذبه گردشگری‌ای هم که در تهران دیدم پل طبیعت بود. یک پل هوایی بزرگ و شلوغ که صرفا بخاطر مهندسی و نورپردازیش از دور، اون هم فقط شب‌ها قشنگه و از نزدیک هیچ چیز خاصی نداره؛ پر از افغانیه و یک بطری آب معدنی رو هم ده هزارتومن داخلت فرو می‌کنن. حتی بدرد عکس گرفتن هم نمی‌خوره‌. تازه اگر فوبیای ارتفاع داشته باشید نورعلی نور هم می‌شه و مثل من ممکنه اون وسط یک پنیک اتکی هم بزنید بر بدن. حالا خلاصه و نتیجه چیه؟ اینکه پارک لاله بچه‌ها. پارک لاله. هر زمان به تفریح احتیاج داشتید از پارک لاله دیدن کنید و لذت ببرید. باشد تا نیرو همراه شما باشد.

اگه از روند چسناله کردن بنده خسته شدید (چون خودم شدم) حتما لیو بدید. مهم نیست. بالاخره یه روز من هم ۳۱۳ نفر خودم رو پیدا میکنم و یک جمعه ظهور میکنم.

نمیدونم بار بعضی چیزها زیادی سنگینه یا شونه‌های من زیادی ضعیف هستن. میدونم که زمان، سنگینی هر باری رو کم میکنه؛ ولی به چه قیمتی؟

انتخاب واحد با استادهای مختلف:

فکر کنم من خود غمم چون با بانو هایده زاده شدم و رهاش هم نمیکنم