مصدع اوقات
الذهاب إلى القناة على Telegram
880
المشتركون
-124 ساعات
+137 أيام
+11030 أيام
أرشيف المشاركات
880
انقدر کارهای این بند مشابه همدیگهان که به نظر میرسه مجموع تمام آهنگهاشون، درواقع یه آهنگه و هرکدوم از این آهنگا یه تیکه از اون بزرگه هستن. اما به هر طریق شنیدن اینیکی تیکه هم خالی از لطف نیست.
880
این از اون نصیحتهاییه که متاسفانه تا خود آدم تجربهش نکنه و تو کونش نره، نمیفهمه واقعا یعنی چی.
880
این کسیه که شبها یهو آفلاین میشه و شهر رو از دست خلافکارها نجات میده ولی تو هیچوقت نمیفهمی.
880
به طور ناگهانی یاد این افتادم. تابستون کلاس هفتم (سال ۹۵)، نسیم خنکی که اواخر تابستون حین غروب آفتاب از سمت کوه میاومد و اولین باری که با ایشون آشنا شدم. زبانم بد بود. اصلا نمیفهمیدم داره چی میگه و اصلا نفهمیدم چی شد، اما اون روز چیزی در بنده روشن شد که هنوز هم که هنوزه خاموش نشده. بندهی شما هستم بانو.
880
فرقی نمیکنه چه سبکی باشه، آدم بار اول که به بعضی آهنگا گوش میده فکرش رو هم نمیکنه که قراره بعدها تمام حسی که از اون آهنگ بگیره، دلتنگی باشه.
880
بچهها راستش من فکر میکنم که همه با هم توافق کردید که به ماهی اوزون برون بخندید و دیگه یادتون رفته که واقعا خندهدار نیست.
880
شیش سالم بود اولین دندونم افتاد، مامانم گفت بذار زیر بالشت فرشته برات پول؟ بیاره. گفتم خب میخوای پول بدی همینجوری بده دیگه چرا میپیچونیش. اصلا نمیخوام. و دندونم رو انداختم دور.
چند روز بعدش، دیدم دخترعموم دندونش افتاده، با کلی ذوق و خوشحالی اومده به من میگه دندونم رو گذاشتم زیر بالش و فرشته برام پول آورده. به مامانش گفتم «فرشته، آره؟» گفت «آره دیگه. فرشته شبها که خوابیدین، میاد دندونتون رو برمیداره براتون هدیه میذاره.» گفتم دندون ما به چه درد فرشته خانوم میخوره؟ بعد به دخترعموم گفتم مامانت داره دروغ میگه و اصلا چنین چیزی وجود نداره. اون هم طبیعتا مثل یه بچهی خوب حرف مامانش رو باور کرد و نه مال من رو؛ و بهم گفت تو حسودیت میشه که فرشته پیش تو نیومده.
این فقط یه قسمت از کودکیم بود ولی هنوز هم که هنوزه، نود درصد مواقعی که میخوام به انسانهای ابله کمکی کنم همینطوری پیش میره. واقعا نکنید دوستان. من هم دیگه نمیکنم. بنده دیگه باور دارم که کمک کردن به برخی افراد بیعقل، فقط توهین به شخصیت خودتونه.
880
مشخص نیست. لئوناردو به خاطر بزرگتر بودن و مسئول دیدن خودش همیشه خودش رو کنترل میکرد اما رافائل زود کلهش کیری میشد و طبیعتا وقتی موجودی طبق هیجانات پیش بره شدیدتر قدرتش رو اعمال میکنه
880
Repost from N/a
تا حالا با هیچکس به جز خودم انقدر سخت گیر، سرزنشگر، بدقول، کم توجه و لجباز نبودم.
880
Repost from N/a
تا حالا با هیچکس به جز خودم انقدر سخت گیر، سرزنشگر، بدقول، کم توجه و لجباز نبودم.
880
خیلی برام سواله. جدی دخترها وقتی یه ماشین براشون نگهمیداره و درواقع داره مزاحم میشه، همینجوری میگن باشه و سوار میشن؟ که اینها اینقدر امیدوارانه و پررو مزاحم آدم میشن؟🤡 مادرجنده برو کار و زندگی پیدا کن.
880
سال دهم، هرشب. متنفر از درس و مدرسه، متنفر از خونه، متنفر از خونواده، متنفر از زندگی. فکر میکردم دیگه هیچوقت حالم از این بدتر نمیشه. اونموقع فکرش رو هم نمیکردم که یک ماه دیگه با آدمی آشنا میشم که عشقش نجاتم میده. خوشحالم میکنه، زندگی کردن رو یادم میده و به زندگی سیاه و سفیدم رنگ میبخشه. آدم هیچوقت نمیدونه چی در انتظارشه.
سال سوم دانشگاه. همچنان متنفر از زندگی، ولی زنده به خاطر خانواده. طبق انتظار، حسرت سال دهمی رو میخورم که فکر میکردم هیچی بدتر از این نمیشه. الان دیگه میدونم که احتمالا آینده هم از الان بدتره. آدمی هم که تصور میکردم نجاتم داده دیگه نیست. خودم هم دیگه نیستم؛ من قبل از اون تموم شدم. تازه یادم میاد که حتی بهترین روزهام هم پر از دلتنگی برای یه آدم و گریه و تنهایی بود. به هر حال. به امید پایان. آدم هیچوقت نمیدونه چی در انتظارشه.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
