ar
Feedback
ناگفته‌های تاریخ معاصر ایران-ناتاما

ناگفته‌های تاریخ معاصر ایران-ناتاما

الذهاب إلى القناة على Telegram

کانال "ناگفته‌های تاریخ معاصر ایران" با نام کوتاه: "ناتاما" پردازش مستند پشت پرده های تاریخ معاصر

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام ناگفته‌های تاریخ معاصر ایران-ناتاما

تُعد قناة ناگفته‌های تاریخ معاصر ایران-ناتاما (@na_ta_ma) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 509 مشتركاً، محتلاً المرتبة 899 في فئة حقائق والمرتبة 21 379 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 509 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 22 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 975، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 86، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 5.18‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 2.79‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 804 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 433 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 28.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل پهلوی, شاه, #جاویدشاه, خیابان, شعار.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
کانال "ناگفته‌های تاریخ معاصر ایران" با نام کوتاه: "ناتاما" پردازش مستند پشت پرده های تاریخ معاصر

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 23 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة حقائق.

15 509
المشتركون
+8624 ساعات
+2507 أيام
+97530 أيام
أرشيف المشاركات
حملات جدید آمریکا - اپوزیسیون ملی گرا کجاست؟ گزارشی گمان شکن از خسرو فروهر @na_ta_ma

دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۲۵۸۵، برابر با ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ عصر این روز گروهی از خانواده های جاوید نامان تظاهرات در ایران، آسیب دیدگان چشم
دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۲۵۸۵، برابر با ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ عصر این روز گروهی از خانواده های جاوید نامان تظاهرات در ایران، آسیب دیدگان چشمی، و همینطور تعدادی محدود، از کسانی بسیار که مورد ضرب و شکنجه رژیم حاکم بر ایران قرار گرفته اند، برای دیدار با علیاحضرت شهبانوی ایران در پاریس گرد آمدند. شهبانوی ایران در این دیدار بسیار احساسی و تاثیر گذار، یک یک افراد این گروه را پذیرا شدند و با دقت و تامل به گفتگو و درد دل های آنها گوش کردند، و آنها را به لزوم از دست ندادن امیدشان و اعتماد به آینده ایران تشویق نمودند. شهبانوی ایران در انتهای این جلسه پر از احساس و هیجان، با تاکیدی دوباره بر اینکه سلاح فرد فرد ما امید و اعتقاد به ایران و ایرانی است، یادآور شدند که اطمینان راسخ دارند که با آزادی نزدیک ایران، نسل جوان و برومند ما وظیفه خطیر بازسازی میهنمان و سربلندی ایران و ایرانی را به بهترین نحو آن به انجام خواهد رساند. با این گفته و در میان شور و هیجانی صمیمانه این همایش بی نظیر انجام پذیرفت.

دکتر پیروز مجتهد‌زاده مورخ و استاد جغرافیای سیاسی و مسائل ژئوپولیتیک در مورد برخی از بخش‌هایی که در دوران قاجاریه حاکمیتش توس
+3
دکتر پیروز مجتهد‌زاده مورخ و استاد جغرافیای سیاسی و مسائل ژئوپولیتیک در مورد برخی از بخش‌هایی که در دوران قاجاریه حاکمیتش توسط انگلیس از ایران سلب شد و در دوران پهلوی به ایران بازگردانده شد، چنین می‌نویسد: "...به هر حال بریتانیا توانست تا پایان قرن نوزدهم(دوره قاجاریه)جزایر بحرین و قشم و هنگام را از ایران جدا کند..‌‌.در سال ۱۳۱۴(دوره رضاشاه) جزیره‌های هنگام و قشم پس گرفته شد. تجدید حاکمیت قطعی ایران بر جزیره‌ی سیری در سال ۱۳۴۱(دوره محمدرضا شاه)واقعیت پیدا کرد و جزیره های تنب و ابوموسی در سال ۱۳۵۰(دوره محمدرضا شاه)به ایران بازگردانده شد". کتاب "دموکراسی و هویت ایرانی"، نوشته پیروز مجتهدزاده، ۲۴۳ و ۲۴۵، انتشارات کویر، چاپ اول: ۱۳۸۶ @na_ta_ma https://t.me/natama_archive/21

بر اساس این سند، این اندیشمند بحرینی معتقد است که خاندان آل‌خلیفه به‌عنوان فاتحان و اشغالگران بحرین وارد این سرزمین شدند و عم
+2
بر اساس این سند، این اندیشمند بحرینی معتقد است که خاندان آل‌خلیفه به‌عنوان فاتحان و اشغالگران بحرین وارد این سرزمین شدند و عملکرد آنان نیز ماهیتی فرقه‌گرایانه داشت، نه وحدت‌آفرین. او همچنین به برخوردها و فشارهایی که به گفته وی از سوی این قوم غیر بومی و اشغالگر بر مردم بومی بحرین اعمال می‌شد، اشاره می‌کند. نویسنده در ادامه، نقش بریتانیا و تأثیر منافع این قدرت استعماری بر تحولات بحرین را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. آنچه از این بررسی‌ها برمی‌آید، این است که بحرین قرن‌ها پیش از دوران پهلوی از حاکمیت ایران خارج شده بود. پس از آن، اقوام مهاجم بر این سرزمین مسلط شدند و بعدها همان جریان‌ها در چارچوب منافع بریتانیا عمل کردند. متأسفانه در دوره قاجار، به دلیل بی‌توجهی حکومت به جزایر و سواحل خلیج فارس، صرف تمرکز بر پایتخت و ضعف در حضور و تحرک دریایی و سیاسی، نفوذ و جایگاه ایران در خلیج فارس به‌تدریج کاهش یافت. یکی از نقاط قوت دوره پهلوی، بازپس‌گیری شماری از جزایر خلیج فارس بود و اگر این اقدام صورت نمی‌گرفت، ایران حتی حاکمیت بر همین جزایری را که امروز در اختیار دارد نیز از دست می‌داد. @na_ta_ma

● در ادامه افسانه «تجزیه بحرین» در دوران پادشاهی پهلوی — قسمت شصت و چهارم ترجمه: آیا آل‌خلیفه خود را فاتحی در برابر ایرانیان می‌دانستند یا در برابر شیعیان؟ در نتیجه، آیا نبرد آنان در بحرین را باید بخشی از یک رویارویی مذهبی یا سیاسیِ پیشین دانست، یا تلاشی برای «آزادسازی» بحرین از سلطه ایران؟ به باور نویسنده، در آن دوره عوامل مختلف در هم تنیده بود، اما ملی‌گرایی عامل غالب نبود. از این رو نمی‌توان گفت که آل‌خلیفه جنگی برای «آزادسازی بحرین از ایرانیان» به راه انداختند. رفتار آنان، بیش از آنکه ماهیتی ملی داشته باشد، رنگ و بوی فرقه‌ای داشت و عمدتاً متوجه جامعه شیعه بحرین بود؛ نه به این دلیل که مردم به ایران یا دین خاصی وفادار بودند، بلکه صرفاً به سبب شیعه بودنشان. بنابراین، درگیری‌های آن دوره را نمی‌توان جدا از بستر مذهبی آن تحلیل کرد. نویسنده همچنین یادآور می‌شود که قبایل عربی همراه آل‌خلیفه، عمدتاً سنی‌مذهب بودند. به همین دلیل، از نگاه او، این قبایل در پی تصرف سرزمین‌های شیعیان و برقراری سلطه خود بر آنان بودند. در چنین شرایطی، طبیعی بود که شیعیان، آل‌خلیفه را گروهی بدانند که قدرت سیاسی را از آنان گرفته، زمین‌هایشان را در اختیار خود قرار داده و آن را از ساکنان اصلی مصادره کرده است. وی سپس توضیح می‌دهد که هرچند تاریخ‌نگاری رسمی بیشتر بر اختلافات درون خاندان حاکم و متحدان آنان از قبایل سنی شرق شبه‌جزیره عربستان تمرکز کرده و این کشمکش‌ها را مهم‌ترین ویژگی آن دوره معرفی کرده است، اما در همان زمان بی‌عدالتی‌های گسترده‌ای نیز علیه فقرا و بخش بزرگی از مردم، از جمله پیروان دیگر مذاهب اسلامی، چه در بحرین و چه در شرق شبه‌جزیره عربستان، وجود داشت. به گفته نویسنده، با آغاز قرن بیستم و افزایش مداخله بریتانیا در منطقه ــ به‌ویژه در بحرین ــ و هم‌زمان با ظهور عبدالعزیز آل‌سعود و تلاش او برای الحاق شیخ‌نشین‌های تحت حمایت بریتانیا به قلمرو خود، ابعاد تازه‌ای به این منازعات افزوده شد. از این زمان، نماینده سیاسی بریتانیا تحولات داخلی و خارجی را بر اساس منافع امپراتوری بریتانیا زیر نظر گرفت و در نتیجه، نیروهای درگیر نیز به‌تدریج ائتلاف‌ها و مواضع خود را بر پایه منافع سیاسی خویش تنظیم کردند. در پایان این بخش، نویسنده نتیجه می‌گیرد که به سود خاندان حاکم و قبایل سنی متحد آنان بود که وضعیت موجود حفظ شود؛ وضعیتی که در آن حکومت مرکزی نیرومندی وجود نداشت و اعضای خاندان حاکم می‌توانستند بدون پاسخ‌گویی و نظارت، بر کشاورزان و دیگر شهروندان سلطه و کنترل داشته باشند. 👆🏻👆🏻 بر اساس این سند، این اندیشمند بحرینی معتقد است که خاندان آل‌خلیفه به‌عنوان فاتحان و اشغالگران بحرین وارد این سرزمین شدند و عملکرد آنان نیز ماهیتی فرقه‌گرایانه داشت، نه وحدت‌آفرین. او همچنین به برخوردها و فشارهایی که به گفته وی از سوی این قوم غیر بومی و اشغالگر بر مردم بومی بحرین اعمال می‌شد، اشاره می‌کند. نویسنده در ادامه، نقش بریتانیا و تأثیر منافع این قدرت استعماری بر تحولات بحرین را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. آنچه از این بررسی‌ها برمی‌آید، این است که بحرین قرن‌ها پیش از دوران پهلوی از حاکمیت ایران خارج شده بود. پس از آن، اقوام مهاجم بر این سرزمین مسلط شدند و بعدها همان جریان‌ها در چارچوب منافع بریتانیا عمل کردند. متأسفانه در دوره قاجار، به دلیل بی‌توجهی حکومت به جزایر و سواحل خلیج فارس، صرف تمرکز بر پایتخت و ضعف در حضور و تحرک دریایی و سیاسی، نفوذ و جایگاه ایران در خلیج فارس به‌تدریج کاهش یافت. یکی از نقاط قوت دوره پهلوی، بازپس‌گیری شماری از جزایر خلیج فارس بود و اگر این اقدام صورت نمی‌گرفت، ایران حتی حاکمیت بر همین جزایری را که امروز در اختیار دارد نیز از دست می‌داد. @na_ta_ma

● افسانه «تجزیه بحرین» در دوران پادشاهی پهلوی — قسمت شصت و چهارم در بخش‌های پیشین این سلسله نوشتار، با استناد به منابع تاریخی نشان دادیم که ایران در دوران پهلوی بر بحرین حاکمیتی نداشت و روند از دست رفتن کنترل ایران بر این سرزمین، به تحولات دوره قاجار و گسترش نفوذ بریتانیا در خلیج فارس بازمی‌گردد، نه به دوره پهلوی. عبدالرحمن محمد النعیمی، سیاستمدار، نویسنده و از رهبران جریان ملی‌گرای چپ بحرین، در مقدمه کتاب «البحرين: قراءة في الوثائق البريطانية (1920–1971)» نوشته دکتر سعید الشهابی، می‌نویسد: هل اعتبروا أنفسهم فاتحين ضد الفرس أو ضد الشيعة أيضاً؟ وبالتالي هل اعتبروا صراعهم في البحرين جزءاً من الصراع المذهبي أو السياسي السابق أم تحرير منطقة من السيطرة الإيرانية؟ في تلك الفترة، كانت الأمور متداخلة، ولكن العامل القومي لم يكن هو الطاغي، بحيث يمكن القول بأن آل خليفة قادوا معركة تحرير البحرين ضد الفرس، وبالتالي فقد كان سلوكهم طائفياً ضد شعب البحرين الشيعي، ليس لأن المواطنين أبدوا الولاء لإيران أو لدينهم، بل لأنهم شيعة. وبالتالي فإن الصراعات التي نشأت في تلك الفترة لا يمكن عزلها عن إطارها المذهبي. ولا يمكن تجاهل أن القبائل العربية التي جاءت مع آل خليفة كانت سنية، وبالتالي برزت الأمور، وكان القبائل السنية تريد الاستيلاء على أراضي الشيعة وتقيم سلطانها عليهم، وكان من الطبيعي أن ينظر الشيعة إلى آل خليفة بأنهم انتزعوا السلطة السياسية منهم، ووضعوا الأرض رهنهم، أي انتزعوها من سكانها الأصليين، واعتبروا إمرة آل خليفة، أي آل خليفة، مصادرة من الشيعة. وحيث طفت الصراعات بين أفراد الأسرة الحاكمة وحلفائهم من قبائل شرق الجزيرة العربية (السنية)، فقد سجل التاريخ الرسمي تلك الصراعات واعتبرها المظهر الرئيسي للصراع في تلك الفترة، بالرغم من المظالم التي لا تحصى ضد الفقراء وضد المواطنين من المذاهب الإسلامية الأخرى سواء في البحرين، أو شرق الجزيرة العربية. إلا أن الصراع قد اكتسب مضامين أخرى في مطلع القرن عندما تزايد التدخل البريطاني في المنطقة، وبشكل خاص في البحرين، وبحكم بروز الأسرة السعودية بقيادة عبدالعزيز آل سعود، الذي تطلع إلى هذه المحميات البريطانية ليضمها إلى مملكته. وبالتالي تزايدت العوامل في الصراع الداخلي، وبدأ المعتمد البريطاني يراقب الموقف الداخلي والخارجي وتفاعلاته على ضوء المصلحة البريطانية، وبات من الطبيعي أن تنشأ القوى المتصارعة عن تحالفاتها في ضوء مصالحها أيضاً. لقد كان من مصلحة الأسرة الحاكمة والقبائل السنية المرتبطة معها إبقاء الأوضاع على ما هي عليه من انعدام سلطة مركزية، والتحكم بالفلاحين والمواطنين عموماً من قبل أفراد الأسرة الحاكمة دون محاسبة، في مطلع القرن... 📚 البحرين: قراءة في الوثائق البريطانية (1920–1971)، صفحه 9 ادامه دارد....

● افسانه «تجزیه بحرین» در دوران پادشاهی پهلوی — قسمت شصت و سوم در بخش‌های پیشین این سلسله نوشتار، با استناد به منابع تاریخی نشان دادیم که ایران در دوران پهلوی بر بحرین حاکمیت عملی نداشت و روند از دست رفتن کنترل ایران بر این سرزمین، به تحولات دوره قاجار و گسترش نفوذ بریتانیا در خلیج فارس بازمی‌گردد، نه به دوره پهلوی. عبدالرحمن محمد النعیمی، سیاستمدار، نویسنده و از رهبران جریان ملی‌گرای چپ بحرین، در مقدمه کتاب «البحرين: قراءة في الوثائق البريطانية (1920–1971)» نوشته دکتر سعید الشهابی، می‌نویسد: وإذا أردنا تفحص وضعية البحرين، في القرون الأخيرة، فإننا نرى بأن سكانها كانوا من الشيعة، وتمكنت إيران من المساهمة في طرد البرتغاليين في القرن السادس عشر وفرض الحماية على جزر البحرين منذ ذلك الوقت، وكانت أسرة آل مذكور حاكمة في البلاد وتدفع الضرائب لحاكم بوشهر، ولم يكن هناك إشكالية مذهبية بين الحاكم والمحكوم حيث كان الطرفان يدينان بالمذهب الجعفري، وكان الولاء المذهبي لا يقل قوة عن الولاء القبلي أو الولاء القومي الذي برز لاحقاً وفي القرن العشرين. كيف اعتبر آل خليفة أنفسهم فاتحين للبحرين ولم يعتبروا أنفسهم فاتحين لقطر؟ وقد استولوا على الأخيرة في القرن الثامن عشر عندما تركوا الكويت في منتصف القرن الثامن عشر ليستقروا في الزبارة، ويشنوا الهجمات العسكرية المتكررة على البحرين حتى استطاعوا السيطرة عليها عام 1783. 📚 البحرين: قراءة في الوثائق البريطانية (1920–1971)، صفحه 8 ترجمه: اگر وضعیت بحرین در قرون اخیر را بررسی کنیم، درمی‌یابیم که اکثریت ساکنان آن شیعه بوده‌اند. ایران نیز در قرن شانزدهم میلادی توانست پرتغالی‌ها را از بحرین بیرون براند و از آن زمان، نوعی حمایت و نفوذ خود را بر جزیره اعمال کرد. در همان دوره، خاندان آل‌مذکور حکومت محلی بحرین را در اختیار داشت و مالیات خود را به حاکم بوشهر می‌پرداخت. با وجود این، اختلاف مذهبی میان حاکمان و مردم وجود نداشت؛ زیرا هر دو پیرو مذهب جعفری بودند. بنابراین، پیوند مذهبی در آن زمان، دست‌کم به اندازه پیوندهای قبیله‌ای و بعدها ملی‌گرایانه، نقش مهمی در شکل‌دهی به وفاداری‌های سیاسی داشت. سپس نویسنده این پرسش را مطرح می‌کند که چرا آل‌خلیفه خود را فاتح بحرین می‌دانستند، در حالی که فاتح قطر محسوب نمی‌شدند؟ او توضیح می‌دهد که آل‌خلیفه در اواخر قرن هجدهم، پس از ترک کویت، مدتی در زباره (در قطر امروزی) ساکن شدند و از آنجا حملات نظامی مکرری علیه بحرین انجام دادند تا سرانجام در سال ۱۷۸۳ موفق شدند کنترل این جزیره را به دست گیرند. توضیحات: آنچه از این بخش از مقدمه کتاب برمی‌آید، آن است که عبدالرحمن محمد النعیمی، از چهره‌های برجسته سیاسی بحرین، پیوند تاریخی ایران با بحرین را بسیار قدیمی‌تر و عمیق‌تر از حضور خاندان آل‌خلیفه می‌داند. وی تصریح می‌کند که ایران در اخراج پرتغالی‌ها از بحرین نقش داشته و پس از آن، این سرزمین تحت نفوذ ایران قرار گرفته است. البته در متن وی یک خطای تاریخی وجود دارد؛ اخراج پرتغالی‌ها در قرن شانزدهم میلادی رخ نداده، بلکه در اوایل قرن هفدهم میلادی و مشخصاً در سال ۱۶۰۲ میلادی (۱۰۱۱ هجری قمری)، در دوران سلطنت شاه عباس یکم صفوی و به فرماندهی امام‌قلی‌خان انجام شد. پرتغالی‌ها از سال ۱۵۲۱ میلادی بحرین را در اشغال خود داشتند و پس از اخراج آنان، بحرین نزدیک به ۱۸۰ سال تحت حاکمیت و نفوذ دولت صفوی قرار گرفت و از طریق حکومت ایران اداره می‌شد؛ هرچند در این دوره نیز شورش‌ها و منازعات محلی گاه‌وبیگاه رخ می‌داد. پس از سقوط دولت صفوی در سال ۱۷۲۲، اقتدار ایران در خلیج فارس تضعیف شد و در نهایت، خاندان آل‌خلیفه در سال ۱۷۸۳ کنترل بحرین را به دست گرفت. نعیمی همچنین تصریح می‌کند که در دوره حکومت خاندان آل‌مذکور، حکام بحرین مالیات خود را به حاکم بوشهر پرداخت می‌کردند و از آنجا که حاکمان و اکثریت مردم هر دو پیرو مذهب جعفری بودند، اختلاف مذهبی میان آنان وجود نداشت. وی در ادامه، با طرح این پرسش که چرا آل‌خلیفه خود را «فاتح بحرین» می‌دانند، در واقع این خاندان را مهاجرانی می‌داند که پس از استقرار در زباره، با حملات نظامی بحرین را تصرف کردند و از این رو، آنان را فاتح یا اشغال‌کننده بحرین معرفی می‌کند. @na_ta_ma

● افسانه «تجزیه بحرین» در دوران پادشاهی پهلوی — قسمت شصت و دوم عبدالرحمن محمد النعیمی، سیاستمدار، نویسنده و از رهبران جریان م
+2
افسانه «تجزیه بحرین» در دوران پادشاهی پهلوی — قسمت شصت و دوم عبدالرحمن محمد النعیمی، سیاستمدار، نویسنده و از رهبران جریان ملی‌گرای چپ بحرین، در مقدمه کتاب «البحرين: قراءة في الوثائق البريطانية (1920–1971)» نوشته دکتر سعید الشهابی، می‌نویسد که این کتاب با تکیه بر اسناد بریتانیایی، تاریخ بحرین از آغاز قرن بیستم تا استقلال را بررسی می‌کند؛ دوره‌ای که حضور و نفوذ بریتانیا در بحرین به اوج خود رسیده بود. به گفته او، هرچند بحرین از نظر حقوقی تحت نظام «حمایت بریتانیا» قرار داشت، اما در عمل، اداره بسیاری از امور کشور زیر نظر نمایندگان سیاسی و مستشاران بریتانیایی انجام می‌شد. 📚البحرين: قراءة في الوثائق البريطانية (1920–1971، صفحه 7 آنچه از این مقدمه برمی‌آید، این است که حتی از نگاه نویسندگان و فعالان سیاسی بحرینی نیز، بحرین پیش از سال ۱۹۷۱ دارای حکومت محلی آل‌خلیفه بود، اما در چارچوب نظام تحت‌الحمایگی بریتانیا قرار داشت و بریتانیا نفوذ و نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیمات مهم سیاسی و اداری آن ایفا می‌کرد. مشخص گردید بحرین پیش از دوره پهلوی یک حکومت داخلی داشت و صفر تا صد آنجا تحت نظر و خواست انگلیسی‌ها بود. @na_ta_ma

افسانه «تجزیه بحرین» در دوران پادشاهی پهلوی — قسمت شصت و دوم در بخش‌های پیشین این سلسله نوشتار، با استناد به منابع تاریخی نشان دادیم که ایران در دوران پهلوی بر بحرین حاکمیت عملی و اداره مستقیم نداشت و روند از دست رفتن کنترل ایران بر این سرزمین، به تحولات دوره قاجار و گسترش نفوذ بریتانیا در خلیج فارس بازمی‌گردد، نه به دوره پهلوی. در این بخش و چند قسمت آینده، دیدگاه برخی از اندیشمندان و نویسندگان معاصر بحرینی را بررسی می‌کنیم. عبدالرحمن محمد النعیمی، سیاستمدار، نویسنده و از رهبران جریان ملی‌گرای چپ بحرین، در مقدمه کتاب «البحرين: قراءة في الوثائق البريطانية (1920–1971)» نوشته دکتر سعید الشهابی، می‌نویسد که این کتاب با تکیه بر اسناد بریتانیایی، تاریخ بحرین از آغاز قرن بیستم تا استقلال را بررسی می‌کند؛ دوره‌ای که حضور و نفوذ بریتانیا در بحرین به اوج خود رسیده بود. به گفته او، هرچند بحرین از نظر حقوقی تحت نظام «حمایت بریتانیا» قرار داشت، اما در عمل، اداره بسیاری از امور کشور زیر نظر نمایندگان سیاسی و مستشاران بریتانیایی انجام می‌شد. نعیمی همچنین توضیح می‌دهد که نویسنده کتاب، ریشه اختلافات داخلی بحرین را در روابط میان اکثریت شیعه و خاندان حاکم آل‌خلیفه بررسی کرده و بر این باور است که اکثریت شیعه بحرین در آن دوران با تبعیض و محدودیت‌های گسترده روبه‌رو بودند. وی همچنین به موضوع بافت مذهبی بحرین و نقش آن در تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور می‌پردازد. 📚البحرين: قراءة في الوثائق البريطانية (1920–1971، صفحه 7 آنچه از این مقدمه برمی‌آید، این است که حتی از نگاه نویسندگان و فعالان سیاسی بحرینی نیز، بحرین پیش از سال ۱۹۷۱ دارای حکومت محلی آل‌خلیفه بود، اما در چارچوب نظام تحت‌الحمایگی بریتانیا قرار داشت و بریتانیا نفوذ و نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیمات مهم سیاسی و اداری آن ایفا می‌کرد. مشخص گردید بحرین پیش از دوره پهلوی یک حکومت داخلی داشت و صفر تا صد آنجا تحت نظر و خواست انگلیسی‌ها بود. @na_ta_ma

هم‌میهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران، امروز، با افزایش تنش‌ها و احتمال گسترش حملات، به‌ویژه در جنوب کشور، می‌خواهم با شما سخن بگویم؛ به‌ویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران. جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبه‌روست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی. اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهل‌وهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است. همه ملت ایران از این رژیم زخم خورده‌اند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساخت‌های اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطوره‌های ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوخت‌بری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگ‌ترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمین‌کننده بخش بزرگی از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروت‌شان بی‌بهره ماندند. اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود. با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعه‌گرا، سیستان و بلوچستان می‌تواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آب‌های آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار می‌تواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با به‌روزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود. هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس می‌توانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایه‌گذاری، به ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین مناطق ایران بدل شوند. هم‌میهنانم، این رژیم جنگ‌افروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شده‌اند، از مدارس، بیمارستان‌ها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی می‌کنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگان‌ها، به سپر انسانی تبدیل کرده‌اند. در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهم‌ترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانواده‌های‌تان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپس‌گیری میهن هستید. در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، توصیه‌ها و راهنمایی‌های لازم را برای افزایش امنیت هم‌میهنان منتشر خواهد کرد. مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیف‌تر باشد، پیروزی سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر به دست خواهد آمد. پاینده ایران @OfficialRezaPahlavi

● افسانه «تجزیه بحرین» در دوران پادشاهی پهلوی — قسمت شصت و یکم در این بخش، روایت رسمی خود بحرین درباره استقلال سال ۱۹۷۱ بررسی
● افسانه «تجزیه بحرین» در دوران پادشاهی پهلوی — قسمت شصت و یکم در این بخش، روایت رسمی خود بحرین درباره استقلال سال ۱۹۷۱ بررسی می‌شود. در تارنمای رسمی وزارت رسانه و اطلاع‌رسانی دولت بحرین آمده است: «بحرین در ۱۵ اوت ۱۹۷۱ استقلال خود را از بریتانیا اعلام کرد و در ۱۶ دسامبر همان سال به وضعیت تحت‌الحمایگی بریتانیا پایان داد.» بر اساس این سند، بحرین استقلال خود را در چارچوب پایان یافتن تحت‌الحمایگی بریتانیا تعریف می‌کند، نه جدایی از ایران؛ زیرا در این روایت هیچ اشاره‌ای به «استقلال از ایران» یا «تجزیه از ایران» نشده است. البته باید میان ادعای تاریخی ایران نسبت به بحرین و اعمال حاکمیت عملی تفاوت قائل شد؛ ایران تا سال ۱۹۷۰ ادعای حقوقی خود را حفظ کرده بود، اما از قرن نوزدهم اداره و امنیت بحرین عملاً تحت نفوذ بریتانیا قرار داشت. بنابراین، بر اساس اسناد رسمی بحرین، روایت استقلال این کشور، خروج از تحت‌الحمایگی بریتانیا است، نه «استقلال از ایران». @na_ta_ma

افسانه «تجزیه بحرین» در دوران پادشاهی پهلوی — قسمت شصت و یکم در بخش‌های پیشین در سال‌های گذشته در این سلسله نوشتار، طی بررسی‌های تاریخی و مستند، به موضوع بحرین و ادعای «تجزیه آن از ایران در دوران پهلوی» پرداختیم و نشان دادیم که در دوره پهلوی، ایران فاقد حاکمیت عملی و اداره مستقیم بر بحرین بود. همچنین بررسی کردیم که روند از بین رفتن کنترل ایران بر بحرین، به تحولات دوران قاجار و حتی پیش از قاجار و افزایش نفوذ بریتانیا در خلیج فارس بازمی‌گردد، نه به دوره پهلوی. در این قسمت، به یک پرسش مهم می‌پردازیم: خود بحرین و اسناد رسمی این کشور، استقلال سال ۱۹۷۱ را چگونه روایت می‌کنند؟ آیا بحرین این رویداد را جدایی از ایران می‌داند یا پایان دوره تحت‌الحمایگی بریتانیا؟ در تارنمای رسمی وزارت رسانه و اطلاع‌رسانی دولت بحرین آمده است: "Bahrain was declared independent from the United Kingdom on the 15th of August 1971, and of the British protectorate on the 16th of December of the same year. During the era of the modern state, Bahrain issued its first constitution in 1973." ترجمه: «بحرین در ۱۵ آگوست ۱۹۷۱ استقلال خود را از بریتانیا اعلام کرد و در ۱۶ دسامبر همان سال به وضعیت تحت‌الحمایگی بریتانیا پایان داد. در دوران دولت مدرن، بحرین نخستین قانون اساسی خود را در سال ۱۹۷۳ صادر کرد.» بر اساس روایت رسمی دولت بحرین، استقلال سال ۱۹۷۱ در چارچوب پایان یافتن روابط تحت‌الحمایگی با بریتانیا تعریف می‌شود؛ یعنی بحرین خود را سرزمینی می‌داند که از نظام حمایتی بریتانیا خارج شده و به یک کشور مستقل تبدیل شده است. نکته قابل توجه این است که در این سند رسمی، هیچ اشاره‌ای به عباراتی مانند «استقلال از ایران»، «جدایی از ایران» یا «رهایی از حاکمیت ایران» نشده است؛ بلکه تأکید صریح بر پایان یافتن تحت‌الحمایگی بریتانیا است. البته در بررسی تاریخی باید میان دو موضوع تفاوت قائل شد: ادعای تاریخی و حقوقی ایران نسبت به بحرین از یک سو، و اعمال حاکمیت و کنترل عملی بر این سرزمین از سوی دیگر. ایران تا سال ۱۹۷۰ ادعای حاکمیت بر بحرین را حفظ کرده بود، اما در عمل، از قرن نوزدهم به بعد، اداره و امنیت بحرین تحت نفوذ و کنترل بریتانیا قرار داشت. بنابراین، بر اساس اسناد رسمی بحرین، روایت استقلال این کشور، خروج از تحت‌الحمایگی بریتانیا است، نه «استقلال از ایران». @na_ta_ma

🔰 کانال تخصصی درباره تاریخ معاصر ایران، برای پاسخ به ادعاها درباره پهلوی، نقد جمهوری اسلامی همراه با مستندات آکادمیک و اطلاع
🔰 کانال تخصصی درباره تاریخ معاصر ایران، برای پاسخ به ادعاها درباره پهلوی، نقد جمهوری اسلامی همراه با مستندات آکادمیک و اطلاعات بیشتر از حکومت پهلوی به ما بپیوندید. ◼️ حقیقت نخواهد مرد تا وقتی که دنبالش نباشید. برای عضویت کلیک کنید.

مقایسه دو تصویر از جایگاه ایران؛ از دوران پهلوی تا جمهوری اسلامی در ۱۸ اسفند ۱۳۳۴ (۹ مارس ۱۹۵۶)، اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در یک سفر رسمی دولتی وارد پاکستان شدند. بر پایه اسناد و تصاویر آرشیوی، اسکندر میرزا، فرماندار کل پاکستان (که اندکی بعد به نخستین رئیس‌جمهور این کشور تبدیل شد)، شخصاً در کنار پلکان هواپیما از پادشاه ایران استقبال کرد. در این مراسم، حسین شهید سهروردی، نخست‌وزیر پاکستان، اعضای کابینه، فرماندهان ارشد نظامی و دیگر مقامات عالی‌رتبه نیز حضور داشتند. پس از استقبال رسمی، شاهنشاه ایران و اسکندر میرزا از گارد احترام سان دیدند، سرود ملی دو کشور نواخته شد و آیین کامل تشریفات دولتی برگزار گردید. سپس شاهنشاه در میان استقبال گسترده مردم کراچی، با خودروی تشریفاتی راهی محل اقامت رسمی شدند. این سفر، نمادی از جایگاه برجسته ایران و احترام ویژه‌ای بود که رهبران کشورهای منطقه برای پادشاه ایران قائل بودند. اما در نقطه مقابل، به سفر اخیر هیئت بلندپایه جمهوری اسلامی به پاکستان بنگرید؛ سفری که با حضور محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، انجام شد. با وجود حضور دو تن از عالی‌ترین مقامات جمهوری اسلامی، نه شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، و نه آصف علی زرداری، رئیس‌جمهور این کشور، در فرودگاه برای استقبال از هیئت ایرانی حضور نیافتند. این تفاوت، بار دیگر فاصله میان جایگاه بین‌المللی ایران در دوران پهلوی و جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد؛ روزگاری که رؤسای جمهور، پادشاهان و امپراتوران جهان شخصاً در فرودگاه و در کنار پلکان هواپیما از محمدرضا شاه پهلوی استقبال می‌کردند، در حالی که امروز حتی در سفرهای مهم دیپلماتیک نیز چنین سطحی از تشریفات برای مقامات جمهوری اسلامی مشاهده نمی‌شود.

مشهد سقوط کرده بود! عراقچی: اصلا انتظار ۱۸ و ۱۹ دی رو نداشتیم. مجری حکومتی: ترامپ درست می‌گفت، من رفتم آمارش رو درآوردم، مشهد برای چند ساعت سقوط کرده بود!
پ.ن: ترامپ از تنها شهری که در زمان قطعی اینترنت ایران پست گذاشت شهر مشهد بود و نوشته بود «هم‌اکنون ۱ میلیون نفر از معترضین در خیابان‌های دومین شهر بزرگ ایران حضور دارند»
پ.ن۲: پیش‌تر خراتیان نیز گفته بود در این دوشب حدود ۱۰۰ شهر سقوط کرده بود /کانال توییت مردمی🔊 @Tweetmardomi

مهم‌ترین مؤلفه‌های انقلاب شیر و خورشید ایرانیان، برخورداری از رهبری، وجود برنامه‌ای منسجم و حضور مردمی متحد، آگاه و باانگیزه
مهم‌ترین مؤلفه‌های انقلاب شیر و خورشید ایرانیان، برخورداری از رهبری، وجود برنامه‌ای منسجم و حضور مردمی متحد، آگاه و باانگیزه است. پادشاه رضا پهلوی، رهبر انقلاب شیر و خورشید، از جایگاهی تاریخی برخوردار است. او علاوه بر داشتن پایگاه مردمی در ایران، در سطح بین‌المللی نیز چهره‌ای شناخته‌شده است. خطابم مستقیماً به طرفداران پادشاهی است؛ همه شما میهن‌پرست هستید و هر یک با شیوه و نگاه خود برای ایران تلاش می‌کنید، اما نکته مهم این است که برای حفظ انسجام، به هیچ عنوان از پادشاه خود پیشی نگیرید. هر زمان که لازم باشد، پادشاه مواضع خود را اعلام خواهد کرد و هر اقدامی که ضروری باشد، انجام خواهد داد. ازاین‌رو، هم‌مسیر بودن با ایشان اهمیت فراوانی دارد و باید از تک‌روی، شتاب‌زدگی و پیشی گرفتن از ایشان پرهیز کرد. همگی زیر پرچم شیر و خورشید، همراه با پادشاه، تا سرنگونی رژیم ننگین پنجاه‌وهفتی. @na_ta_ma