موج سپید
الذهاب إلى القناة على Telegram
350
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
350
#والاس_استیونس
#ترجمه_بهنود_فرازمند
باید ذهنی زمستانی داشت
تا بتوان شبنم یخ زده
و شاخه ها را
از ورایِ برفِ رویِ درختانِ کاج نگاه کرد
و مدت ها باید سرد ماند
تا یخِ رویِ سرو هایِ کوهی را
چون مو هایشان دید
و در درخششِ دوردستِ آفتابِ زمستان
خشونت صنوبر ها را احساس کرد
و در آوایِ باد
-در صدایِ چند برگ
به مصیبت ها فکر نکرد
که این صدا
صوتِ سرزمینی پر از بادی مشابه است
که در مکانی مشابه
برایِ شنوندگانی می وزد
که در برف
گوش فرا می دهند
و هیچ چیز را خود نمی بینند
نه آن چه که آنجاست
و نه آنچه که آنجا نیست
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
از شعر بلند ؛ ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
#فروغ_فرخزاد
سلام ای شب معصوم!
سلام ای شبی که چشمهای گرگهای بیابان را
به حفرههای استخوانی ایمان و اعتماد بدل میکنی
ودر کنار جویبارهای تو، ارواح بیدها
ارواح مهربان تبرها را میبویند
من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرفها و صداها میآیم
و این جهان به لانهٔ ماران مانند است
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنان که ترا میبوسند
در ذهن خود طناب دار ترا میبافند
@Mojeesepid
350
#آیه_های_زمینی
#شعر_و_صدا
#فروغ_فرخزاد
🎼موج سپید را
با موسیقی و اشعارش
به خاطر بسپارید
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
#فروغ_فرخزاد
چرا توقف کنم، چرا
پرندهها به سوی جانب آبی رفته اند
افق عمودی است
افق عمودی است و حرکت، فواره وار
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
#فروغ_فرخزاد
( 8 دی 1313 ؛ 24 بهمن 1345 )
زادروز پریشادخت شعر آدمیزادان
@Mojeesepid
350
#بیداد_زمان
#ایرج_بسطامی
#شعر_بیژن_ترقی
🎼موج سپید را
با موسیقی و اشعارش
به خاطر بسپارید
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
#بیژن_ترقی
به رهی دیدم برگ خزان
پژمرده ز بیداد زمان
كز شاخه جدا شد
چو ز گلشن رو كرده نهان
در رهگذرش باد خزان
چون پیك بلا بود
ای برگ ستمدیده پاییزی
آخر تو زگلشن ز چه بگریزی
روزی تو هم آغوش گلی بودی ، دلداده و مدهوش گلی بودی
ای عاشق شیدا
دلداده رسوا
گویمت چرا فسرده ام
در گل نه صفایی
نی بوی وفایی جز ستم ز وی نبرده ام
خار غمش در دل بنشاندم
در ره او من جان بفشاندم
تا شد نو گلِ گلشن و زیب چمن
رفت آن گل من از دست با خار و خسی پیوست
من ماندم و صد خار ستم
وین پیكر بی جان
ای تازه گلِ گلشن
پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی پژمرده و لرزان
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
#ایرج_بسطامی ( ۱ آذر ۱۳۳۶ بم - ۵ دی ۱۳۸۲ بم )
سالروز درگذشت خواننده موسیقی سنتی ایرانی
از شاگردان محمدرضا شجریان
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
#ایرج_بسطامی ( ۱ آذر ۱۳۳۶ بم - ۵ دی ۱۳۸۲ بم )
خواننده موسیقی سنتی ایرانی
از شاگردان محمدرضا شجریان
@Mojeesepid
350
#یلدا_یلدا
#امیر_عظیمی
آلبوم : #فال_خوش
🎼موج سپید را
با موسیقی و اشعارش
به خاطر بسپارید
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
#احمد_شاملو
اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود.
□
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…
من دردِ مشترکم
مرا فریاد کن.
□
درخت با جنگل سخن میگوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن میگویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشههای تو را دریافتهام
با لبانت برای همه لبها سخن گفتهام
و دستهایت با دستانِ من آشناست.
در خلوتِ روشن با تو گریستهام
برایِ خاطرِ زندگان،
و در گورستانِ تاریک با تو خواندهام
زیباترینِ سرودها را
زیرا که مردگانِ این سال
عاشقترینِ زندگان بودهاند.
□
دستت را به من بده
دستهای تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن میگویم
بهسانِ ابر که با توفان
بهسانِ علف که با صحرا
بهسانِ باران که با دریا
بهسانِ پرنده که با بهار
بهسانِ درخت که با جنگل سخن میگوید
زیرا که من
ریشههای تو را دریافتهام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
#احمد_شاملو
( ۲۱ آذر ۱۳۰۴ تهران - ۲ مرداد ۱۳۷۹ کرج )
شاعر ، مترجم ، فیلم ساز و پژوهشگر
سالروز تولد الف.بامداد ، بنیانگذار شعر سپید در ایران.
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
تمام زندگی ما
#آدرین_ریچ
ترجمه : سارا خلیلی جهرمی
سرتاپای زندگی مان ترجمه
مشتی دوز و کلک های مصلحتی
و حالا کلاف سردرگمی از دروغ
که تحلیل می رود در خود تا مگر گشوده شود
کلمات از هم دریده با کلمات
معانی فروسوخته مثل رنگ
زیر چراغ لحیم کاری
تمام آن قوانین منسوخ
به زبان انقیادگر درآمده است
تلاش برای نشان دادن محل درد به پزشک
مانند آن الجزایری
که از روستایش بیرون آمده ، در آن حال می سوزد
تنش همه انبوهی از درد
و هیچ کلامی برابری نمی کند با این همه
الا خودش
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
#بیژن_الهی
در آخرین حنجره، من، بادبانهای بیشمار میبینم.
و بهنگام روز، همین امروز،
صدای افتادن میوههای رسیده را
بر زمین سرد، میشنوم.
اما هنوز، لغتی به شعر نیافزودهام، که آفتاب، کاغذ را
از سایهی دستم، میپوشاند
سوزن، میدرخشد و
کج شده ست!
در آفتاب ملایم، از زیر درختان ملایمتر، از پی تابوتی بیسرپوش
روانهایم و روان بودیم
و سایه گلی، ناف مرده را
پوشانده ست
@Mojeesepid
350
Repost from موج سپید
#بیژن_الهی
(زادهٔ ۱۶ تیر ۱۳۲۴ – درگذشتهٔ ۱۰ آذر ۱۳۸۹ در تهران)
شاعر، مترجم و نقاش ایرانی
@Mojeesepid
