P.T.'s Veranda
الذهاب إلى القناة على Telegram
Assorted music handpicked, screens from film and other media personally captured, and other aesthetic bits To reveal art and conceal the artist is art's aim. —Oscar Wilde
إظهار المزيد245
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+230 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أغسطس '26
أغسطس '260
في 0 قنوات
يوليو '260
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '260
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+6
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+3
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+5
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+9
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '240
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '240
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '240
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '240
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '240
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '240
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+1
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+1
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+5
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+7
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+4
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+10
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+2
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+1
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+2
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+2
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+6
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '220
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+3
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+1
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+4
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+8
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+8
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+14
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+11
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+8
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+12
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+4
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+8
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+8
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+8
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+334
في 0 قنوات
منشورات القناة
| 2 | Conversations With Friends
Episode 10 (2022)
by Sally Rooney
and Alice Birch | 66 |
| 3 | من از این کامنتگذارهای دوزاری یوتیوب نیستم که هر وقت موسیقیِ گذشته رو ستایش میکنم، نیاز ببینیم بیسوادانه به موسیقیِ حال برینم. واقعیت اینه که در هر دورهای موسیقی زباله داریم و، برای اونها که جویندهان، موسیقی درخشان.
به همین خاطر، نمیخوام گروه مدکان رو بهخاطر کاوری که از بِگین، شاهکار فور سیزنز کردهن و الان بین عوام نسخهی شناختهشده از اون آهنگه، تحقیر کنم. اتفاقا باید بهشون آفرین گفت که عوام رو – که هیچوقت سرخود «آهنگ قدیمی» گوش نمیده – با این شاهکار آشنا کردن و باعث شدن یه آوای باشکوه از بیشاز نیمقرن پیش توی تیکتاکها و پارتیهای نوجوونهای کسمشنگ شنیده بشه.
با این وجود، توی هر فرصتی که گیر بیارم، دو نکته رو به هرکی شنوندهی نسخهی جدیده گوشزد میکنم. یک اینکه آهنگ اصلی هیچ از شور و هیجان کاورهای جدیدترش کم نداره، و دو اینکه متن این آهنگ لعنتی یه متن تاریکه دوست خوبم؛ کل نکته اینه که اون شور و هیجان، همونطور که نام آهنگ تداعی میکنه، آمیختهست به یکجور تمنا، درموندگی و سوختگی.
خلاصه امیدوارم ورسهای رپ خوشحال و کموبیش بیمعنای جدیدا اضافه شده باعث نشن کسی از یاد ببره اون لحظهی تاریخیِ تاریک رو توی دههی شصت که باب گادیو، نابغهی پاپ، قلم به کاغذ گذاشته، اخم آشنای هنرمند هنگام آفرینشِ اصیل به ابروهاش اومده، میدون دیدش اون وسعت جادویی رو گرفته که میگیره دید هر کی یه جملهی آسوننمای دشوار مینویسه، و نوشته—
An empty shell, used-to-be,
The shadow of my life is hanging over me. | 108 |
| 4 | Veranda 🗺 | 79 |
| 5 | آدم سالم عادی: «شرایط کار. شرایط استخدام.»
کارفرمای حبسشده در کون خود: «شرایط احراز»
آدم سالم عادی: «حضوری است. دورکاری نیست.»
کارفرمای حبسشده در کون خود: (با یه لهجهی احمقانهی اغراقشده بخونید) «دورکاری و آنلاین ندارد.»
و بعد، «فقط حضور شما در شرکت موردقبول میباشد. (بچههای بد!)» بگذریم که خود این واژهی غلط «میباشد» بهجای «است» نشونهی آدم بیسوادیه که میخواد بهنظر باسواد بیاد.
لحن حرف زدن ناظم عقدهای با بچهمدرسهای ادامه داره با این خط طلایی: «مرتب و منظم در کار. رفتار. گفتار.» کی روش میشه همچین جملهای رو بنویسه و منتشر کنه؟ درسته؛ فقط و فقط یه کارفرماکوچولوی دوزاری «در کار. رفتار. گفتار.» #آگهیخونی | 80 |
| 6 | یه روز یه یارو یهجا وایساده، نگاهش به یه تابلو میافته که روش نوشته «این تابلو را نخوانید.» این آخرین چیزیه که میبینه. | 86 |
| 7 | Veranda 🗺 | 86 |
| 8 | اپیزود تازه: «سگِ سخنگو»
اپیزود ویژه؛ یک شوخی
AntennaPod / Castbox / Acast / Apple Podcasts | 58 |
| 9 | "When you submit yourself to be numb,
The fear disappears
And everything seems clear." | 104 |
| 10 | مبلهای بزرگ بنفش توی قصر تاریک هستی همه خالیان بهجز یکی، چون همه بلند شدهن، راه میرن و میرقصن یا ایستاده حرف میزنن بهجز یکی. مردِ نشسته، حرفنزن و راهنرو مثل پادشاهها روی مبل تکنفرهی خودش میشینه در تسخیر تندیس یه زنِ مرده با موهای بنفش که همهشون جز یکی بالای پیشونیشن. تندیس تکتارموی روی پیشونی، همزمون که توی آسمونِ بیرون برج و از-پنجرههای-سیاه بهدرون-بازتابیده آذرخش میزنه، مثل جرقههای بیدار شدن اسکیزوفرنی، روی تندیس مرد زنده میشه و، مثل زن، میمیره به یه ثانیه. | 95 |
| 11 | Veranda 🗺 | 91 |
| 12 | قطعهی اصلی حدود یک دقیقهست. یه نفر رو یوتیوب یک ساعت چرخوندهتش. من سه دقیقه از اون چرخه رو بریدهم، فیدوت دادهم و کمپرس کردهم. —V | 87 |
| 13 | Lolita (1962)
by Vladimir Nabokov
Dir. Stanley Kubrick | 96 |
| 14 | این یه نسخهی اشتباه بود که الان با نسخهی اصلی جایگزینش کردم. یه بار از صد بار که بهجای آپلود از آرشیو خودم یه چیزی رو از ربات فروارد کردم همچین اتفاقی افتاد. نسخهی فعلی از آرشیوه و با کیفیت خیلی بالا. (مخاطب هم که عمرا چیزی بفهمه و بگه؛ خودم تصادفا پخشش کردم و فهمیدم.) | 86 |
| 15 | – Want it back, want it back—our world, we want it back!
– I'm a queen, I'm a king, and I want everything!
داستان ابدی اشغالگری و استعمار. این آهنگیه برای همهی اونها که از ابتدای تاریخ تا کنون سرزمینشون بهدست همهچیزخواهانِ خونخوارِ جهان دزدیده شده؛ که جنگیدهن، که نسلکشته شدهن، که توی فقر، قحطی و زنجیر پوسیدهن، و که هنوز تسلیم نشدهن. اونها که هرگز حاضر نشدن هستی خودشون رو انکار کنن، حتی روزهایی که کل جهان حاضر بود هستیشون رو انکار کنه. اونها که هنوز نامشون پژواک میکنه گوشبهگوش و تا ابد نفس حقیر اشغالگر رو خواهد خراشید.
When it's rough and it's tough, we won't be giving up. | 83 |
| 16 | Veranda 🗺 | 78 |
| 17 | Veranda 🗺 | 53 |
| 18 | Veranda 🗺 | 53 |
| 19 | Juan Canton - Grouch (2000) #Soundtrack_Picks | 53 |
| 20 | توی یوتیوب، زیر هر کدوم از هیتهای الکترونیک و دنس قدیمی که برید، کامنتهایی هستن که اون ترک رو یکی از بهترین آهنگهای تاریخ خونده باشن. بر ما نیست، حتی بر دانشمندترین و سرسختترین منتقدها از بینمون، که این کامنتها رو رد کنیم. مردم این کامنتها رو بهسان منتقدها و برای منتقدها نمینویسن. مردم این کامنتها رو مینویسن چون این آهنگها رو زندگی کردهن؛ چون خودشون و رفقاشون رو بهیاد میآرن توی روزگار سادهتری و جوونتری، که غرق میشدن توی این موسیقی شیرین، و چون شگفتزدهان که این موسیقی طی سالها همچنون شیرین مونده.
من یه منتقد سرسخت ایرانیام. به ایرانی بودنم اشاره میکنم چون معنیش اینه که روزگار سادهتر و جوونتری هم نداشتهم. ولی این چندان مهم نیست، چون آیا واقعا هیچوقت جهان بهتر بوده؟ آیا هیچوقت بوده که حکومتها درحال کشتن بیگناهها نباشن؟ آیا هیچ روزی بوده که توی خیابونها پر خستگی و فرسودگی و دعوا و نفرت نبوده باشه؟ آیا هیچوقت بوده که خونوادهی یه نوجوونی ضدحال نباشن یا دوستدخترش ترکش نکنه؟ داستان این نیست؛ داستان موسیقی این نیست؛ این نیست که زمون بهتری رو بهیاد میآره. زمونه همیشه بد بوده. داستان اینه که موسیقی، خود خودش، اون چیزِ بهتره.
من لامور توژور رو یکی از بهترین آهنگهای تاریخ میخونم، چون برام یادآور خوب بودن موسیقیه؛ یادآور جادوی ملودی روی جون بشر؛ جادوی واژههای درست، سوارِ نتهای درست، روی چشمهای خشک آدمیزاد. هرچهقدر هم که هر زمونی نوشتهم، ابراز احساسات توی دنیای واقعی و زنده برام دشوارترین کار دنیا بوده. عشق ورزیدن برام دشوار بوده. معشوق روی سینهم گریه کرده و پاسخ دادن اشکش برام دشوارترین کار دنیا بوده. موسیقی این مشکل رو در من حل میکنه. زمونهای نخواهد اومد که شنیدن لامور توژور بعد یه مدت نشنیدنش چشمهای من رو خیس نکنه.
وقتهایی که در واکنش به هنر بغضم میگیره، یعنی تقریبا هروقت بغضم میگیره، عادت غیرارادیم اینه که بلافاصله سرمو میگیرم سمت سقف؛ انگار مغزم احمقم میخواد از قدرت جاذبه برای برگردوندن اشکها استفاده کنه. یاد یه اجرای زنده از سالتنز آو سویینگ میافتم که توش، مارک ناپفلر، موقع نواختن سولوش به آسمون نگاه میکنه و یه نفر زیرش کامنت گذاشته بود که داره از خدایان موسیقی توان این رو میخواد که برای بار بیشمارم اون سولوی درخشانو روی انگشتاش جاری کنه. این نتیجهگیری یادداشت حاضره. خدا موسیقیه؛ روزگار سادهتر و جوونتر موسیقیه؛ ورزیدن عشق و گریه کردن با معشوقه، موسیقیه.
دیآگوستینو، «صرفا یکی دیگه از دیجیهای ایتالیایی دههی نود،» یه بار، یه روز، یه چیزی پیدا میکنه و مرزها میشکنن، زمان توی هم گره میخوره، نورونهای نوستالژی توی مغز تودهها ساخته میشن، و چند دقیقه، چند دقیقه، کسی کشته نمیشه؛ کسی عصبانی و فرسوده نیست؛ کسی ناراحت و نفرتانگیز نیست؛ کسی نیست که نتونه مهر خودشو ابراز کنه، و دوستدختر نوجوونیت ترکت نکرده (متوجهی که؛ چون تو خود اونی و اون توئه). | 73 |
