ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

تنها صفحه رسمی محمد قائد about_ghaed

تنها صفحه رسمی محمد قائد about_ghaed

الذهاب إلى القناة على Telegram

کانال رسمی تلگرام #محمد_قائد با تایید ایشان و مدیریت #مهدی_فاتحی برای انتشار فایل و متن های ایشان است

إظهار المزيد
3 620
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+57 أيام
+530 أيام

جاري تحميل البيانات...

سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أكتوبر '26
أكتوبر '26
+175
في 2 قنوات
سبتمبر '260
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '260
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '260
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '260
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 4 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 3 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 3 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+39
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+35
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+56
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+51
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+159
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+115
في 4 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+47
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+73
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+61
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '24
+38
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+68
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '24
+75
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+78
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+44
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+46
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+116
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+136
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+32
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+22
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+64
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+36
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+513
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+76
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+223
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+88
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+125
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+62
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+25
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+59
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+71
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+87
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+98
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+83
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+88
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+78
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+117
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+53
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+160
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+427
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+429
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+125
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+157
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+63
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+38
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+12
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+34
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+101
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+450
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
13 أكتوبر+5
12 أكتوبر0
منشورات القناة
پانویس: صحنه‌ای عادی در ایران معاصر:‌ ردیف مردانی با گردن کج در برابر دکهٔ‌ مطبوعات ایستاده‌اند روزنامه‌ مطالعه می‌کنند و حتی نشریات روی بساط را ورق می‌زنند (زنها که انگار مفت‌خوانی و چشم‌چرانی را ناپسند می‌دانند تقریباً هیچ‌گاه). از پیدایش مطبوعات در دربار ناصرالدین شاه و حتی در شور و جوش نهضت مشروطیت در تبریز،‌ جماعت از پول‌دادن برای روزنامه و مجله اکراه داشتند. شاید تصویر شاعرهایی که به امید یا طمع صله مدح و ثنا می‌بافتند (رسمی که همراه با صفویه ور افتاد) بر ارباب جراید سایه انداخت و آنها را کاسبهای نالازمی جلوه داد که با تکثیر حرفهای مهمل ارتزاق می‌کنند. تشکیل ’’کمپانی‘‘ برای اجاره‌کردن روزنامه‌های ملانصرالدین در بازار تبریز و قرن بیستم در بازار تهران غایت خسّت و تنگ نظری جماعتی مرتجع و در عین حال بی‌اصول بود که میل دارند قدری تفریح کنند اما اکراه دارند بخرند مبادا چند شاهی نصیب منوّرالفکر تارک‌الصلوة شود. فضاحتی گمانم یگانه در جهان و منحصر به نیرنگستان ‌اسلام‌زدهٔ ‌ما. تا میانهٔ دههٔ ۳۰ و بالا رفتن سطح درآمدها، در چند شهر بزرگ ایران ترجمهٔ رمانهای خارجی از قبیل کنت ِ مونت‌کریستو و سه تفنگدار چاپ‌شده روی کاغذ کاهی را شبی ده‌شاهی (نیم‌ریال) کرایه می‌دادند. سالها پس انتقال بقایای استخوانهای نیما یوشیج از تهران به مازندران، فرزندش که پروژهٔ ‌نالازم نبش قبر را عَلم کرد شکایت دارد در آن مکان بساط آش‌فروشی راه انداخته‌اند. همین شخص گونی سروده‌های پدر را تبدیل به کتابهایی کرد که ضخامت کاغذ متن هر یک کمتر از ضخامت دو جلد گالینگور آن بود و سالها تا توانست خلق‌الله را با شعرفروشی دوشید اما راضی نیست ’’مردم جنگل‌نشین‘‘ مورد علاقهٔ ابوی با فروش منصفانه و شرافتمندانهٔ آش به زائران ازنفس‌افتادهٔ آرامگاه پدر شعر نو صنار کاسبی کنند. نتیجهٔ تعلیم و تربیت علی اسفندیاری جای زکی‌گفتن دارد. کنایه به مجلس تمیز و سپس دیوان عالی تمیز که سال ۱۳۱۶ دیوان عالی کشور نام گرفت. چاپ اولیهٔ ۱۳۰۲ «ایده‌آل عشق یا سه تابلو مریم» در شفق سرخ را ندیده‌ام. در تجدید چاپهای شیراز و تهران منظومه پس از شهریور ۲۰ کلمات چیزها و میزها و هیزها/حیزها و بی‌تمیزها را دستکاری کرده‌اند و وزن مصرعها را (که گمانم از ابتدا بی‌اشکال نبوده) به هم ریخته‌اند. خودداری از ویرایشگری روا ندانستم و این به نظرم بهتر از شکلهای موجود است.

2
پس از یک‌دهه‌‌ونیم جنگ و آشوب داخلی، خلع یک شاه، سرزیر حواشی جنگ بین‌الملل به ایران و فقر و قحطی و بی‌سامانی، عشقی می‌سرود: ’’برو به مالیه تا آنکه چیزها بینی/که مرده‌شویْ بسی پشت میزها بینی/برو به نظمیه تا هیزها بینی/ برو به عدلیه تا بی‌تمیزها4 بینی/چه بی‌تمیز کسانی شدند میزنشین.‘‘5 یعنی ملت ایران در نگاه ناظران تلخ اندیش قدم اول را برنداشته به گودال اسفل‌السافلین تباهی سرازیر شد. در اوج پیشرفت اقتصادی و اجتماعی ایران اواخر دههٔ ۴۰ و ابتدای ۵۰ استعاره‌های جنگلِ شهر، اسطورهٔ شقاوت، جنگل آهن و سیمان و غیره در محصولات بازار پررونق شعر نو فراوان به چشم می‌خورْد. نسل جدید خاطرهٔ همان سالها را روی سر و چشم می‌گذارد و عزیز می‌دارد.
662
3
فاتحی: دربارهٔ میرزاده عشقی و زمانه‌اش کتاب تألیف کرده‌اید. شباهتی از نظر جهان‌بینی و منش بین این دو نفر که از نظر زمانی فاصلهٔ زیادی با هم ندارند دیده‌اید؟ در انفجار استعدادها و در شرایطی که جامعهٔ‌ ایران از زیر رسوبات تاریخی برمی‌خاست و تکان می‌خورد، کار آن آدمها درک جریان ادبیات پیشرو ایران و همراهی با آن در گذر از کلاسیسم به رمانتیسم و به رئالیسم و ناتورالیسم (و در مورد بوف کور، سوررئالیسم و دادائیسم) بود، بسیار شبیه مسیری که اروپا از صد سال پیش‌تر پیموده بود. همان زمان در ایران تجربه‌گران جوان می‌کوشیدند شعر را به نثر، و نثر را به گفتار نزدیک کنند. میرزاده عشقی متولد ۱۲۷۳ (عصر ناصرالدین شاه)، نیما یوشیج ۱۲۷۶ (یک سال پس از ترور ناصرالدین شاه، هر دو در قرن نوزدهم)، صادق هدایت ۱۲۸۱ در ابتدای قرن بیستم (دو نفر اخیر در عهد مظفرالدین شاه). در تحول بسیار مهم تاریخی، انتشار روزنامه جای چندانی برای غوطه‌‌خوردن در آرایه‌های ادبی و صنایع بدیعی و لفّاظی و سخن‌پردازی نمی‌گذاشت. مقالهٔ نشریهٔ یومیه و هفتگی اگر در کمترین زمان برای اقلیت باسواد قابل خواندن و به آسانی قابل درک نبود نادیده گرفته می‌شد و انگار نه انگار. نیما، در نخستین قدم، سال ۱۳۰۰ منظومهٔ «افسانه» را برای چاپ در روزنامهٔ قرن بیستم به عشقی داد. هر دو نفر توجه داشتند آدمهایی‌اند از سلسلهٔ جدید کسانی که فکر جامعه را تغییر خواهند داد. بین ۱۳۱۰ تا ۲۰ از جمعیتی شاید حدوداً ۱۴ میلیون فقط چند درصد باسواد در حد مطالعهٔ کتاب و مطبوعات، هنوز عمدتاً روزنامه،1 بودند و از آن میان اقلیتی بسیار کوچک، شاید کمتر از نیم‌درهزار کل جمعیت، نوشتن رمان و داستان و شعر نو به سبک خارجه را جدی می‌گرفت و احتمالاً مفید می‌دانست.2 اکثریت باسوادها اعتقاد داشت هرآنچه ارزش نوشتن و سرودن داشته از قدما به ما ارث رسیده و در برابر حماسه و بیانات حکیمانه و نصایح و منظومهٔ عاشقانهٔ مفاخر ادبی، تمرینهای بچگانهٔ امروزیها نه تنها نالازم که نامعقول است. هر سه نفر دارای قریحهٔ ممتاز بودند و انتظار توجه بیشتری از سوی جامعه داشتند اما در واقعیت عینی، نیم‌قرن طول کشید تا قلم‌زدن، سرودن و نوشتن بتواند شغل باشد، یعنی جماعت به اندازهٔ کافی بخرند و بخوانند و بفهمند. برتولت برشت ۱۸۹۸ به دنیا آمد، چهار سال کوچک‌تر از عشقى. در همان دههٔ ۱۹۲۰ که عشقی برای به صحنه بردن «نمایش تمام‌آهنگی» در سالن گراند هتل لاله‌زار مایه‌سوز شد، برشت با اجرای میان پرده‌های سیاسی در برلن حسابی پول در‌می‌آورد و از زدوخورد و بکُش‌بکُش برلن آن روزگار، برخلاف عشقی، جان به در برد. سینیزم، بددلی و کج‌خلقی (این یکی به بیان کمتر ادبی،‌ اخلاق گـُه‌مرغیِ آدم یُبس) روزگاری صفاتی عادی و حتی امتیاز برای اهل معنی بود: آدم بافکر برخلاف عوام کالانعام زود ارضا نمی‌شود (ناصرخسرو که سروده‌هایش کم خوانده می‌شود اما در فرهنگ ایران از احترام برخوردار است مباهات می‌کند ’’خنده از بى‌خردان خيزد، چون خندم/چون خرد سخت گرفته‌ست گريبانم‘‘). می‌توان گفت هر سه نفر منفی‌باف، مرگ‌پراکن، ضد شهر و تحقیرکنندهٔ شهرنشینی بودند ــــ البته شهر ایرانی؛ نیما یوشیج در تجریش و یوش زندگی کرد و جایی بیرون از ایران ندید اما عشقی استانبول و هدایت پاریس را می‌پسندید. تماشایی است که تلاش می‌کنند هر مقدار کوچه‌خیابان روزگار هدایت از گودبرداری جان به در برده به همان شکل حفظ شود، و جماعت از آنها عکس می‌گیرند در اینترنت هوا می‌کنند (از تأسف‌های من هم برچیده‌‌شدن کافه نادری و پاپریکا و سایر یادگارهای آن دوران است). نویسندهٔ باریک‌بین به آن فضا و حال‌وهوا می‌گفت ’’چاهک خلا‘‘. اگر هم منظورش نظام سیاسی و اداری مملکت بود، با او بد تا نمی‌کردند؛ پیاپی استخدام می‌شد، چند ماهی حقوق می‌گرفت و با جور شدن پول توجیبی ول می‌کرد، از جمله با این بهانه که صبحها ابداً قادر به ترجمه به زبان آدمیزاد نیست. بدبینی به هزارتوهای مخوف شهر منحصر به ایران نبود. چند دهه پیش از آنکه فیلم جنگل آسفالت ساخته شود، آپتون سینکلر سوسیالیست آمریکایی عنوان رمانش دربارهٔ روزگار کارگران کشتارگاه شیکاگو را جنگل گذاشت. سن‌پترزبورگ در جنایت و مکافات جایی بود مخوف، و بدتر از آن، پسکوچه‌های تاریک و کثیف و پر از ادرار و مدفوع لندن در آلیور تویست دیکنز بیشتر مصداق خلا بود تا کوشک و فردوسی و لاله‌زار عهد هدایت. البته در قیاس مع‌الفارق محلهٔ مخروبهٔ فقرای لندن و خیابانهای تازه‌ساز اعیانی تهران باید احتیاط کرد. در سیمای نجیب یک آنارشیست از بدگفتن مکرر نیما یوشیج به شهر و شهرنشین هم نقل کرده‌ام: ’’زندگى در شهر فرسايد مرا/صحبت شهرى بيازارد مرا/ شهر باشد منبع بس مفسده/بس بدى، بس فتنه‌ها، بس بيهده!/تا كه اين وضع است در پايندگى/نيست هرگز شهر جاى زندگى/جان فداى مردم جنگل‌نشين!/ آفرين بر ساده‌لوحان، آفرين!‘‘ 3
626
4
عضو مبهم و گمنام' با نیمچه مدادی در دست از فصل «تاریک و روشن دالان ابدیت» دربارهٔ ‌درگذشتگان در کتاب ماضی بعید ناکامل مجموعهٔ
عضو مبهم و گمنام' با نیمچه مدادی در دست از فصل «تاریک و روشن دالان ابدیت» دربارهٔ ‌درگذشتگان در کتاب ماضی بعید ناکامل مجموعهٔ پرسش و پاسخ مکتوب
633
5
لا يوجد نص...
1 031
6
کلاً عناد ورزیدن به حرکات موزون تا حد زیادی فروکش کرده و ترقّص وسط خیابان عادی شده. می‌توان پنداشت رژیم ولایی پس از چند سال نبرد خصمانهٔ تن‌به‌تن با جماعت، ناگزیر از رهاکردن این خاکریز شده‌ باشد.
4 671
7
خداباوران و رقاصها | سایت محمد قائد https://mghaed.com/post/believers_and_hoofers/
1 224
8
تخم اشکی بفشان خوشهٔ ‌آهی برچین یا خلایق گریه کنین ثوابه* کتاب لاتین ساتیریکون دو هزار سال پیش در رم عهد نرون که به افراطهای مجنونانه شهرت دارد نوشته شد. در فصلی از آن،‌ زنی شُهره به پاکدامنی و وفاداری از فاجعهٔ‌ مرگ شوی عزیز چنان ویران می‌شود که چندین روز و شب کنار پیکر بیجان او سوگواری می‌کند و از فرط اندوه خواب و خوراک ندارد. در همان گورستان، سربازی مأمور نگهبانی کنار سارق مصلوبی است تا کسانش فرصت ربودن و دفن او نیابند. در خاموشی دخمهٔ سرد و تاریک، مصاحبت مطبوع و قمقمهٔ شراب سرباز جوان به دل شکستهٔ بانوی سوگوار گرمی و نور می‌بخشد، آن را داغ و آتشین می‌کند و غیره و غیره. وقتی نگهبان با وحشت درمی‌یابد همزمان با کامجویی او و بانوی پارسا جسد مصلوب را خویشانش برده‌اند، تصمیم می‌گیرد منتظر اعدامی دردناک نماند و بیدرنگ دست به خودکشی بزند. اما بانوی اینک رَسته از سوگ پیشنهاد می‌کند جسد بی‌مصرف شوی پرکشیده را به صلیب میخکوب کنند تا یک فقدانْ دو نشود و جهانْ تُهی از عشق نماند. اینک می‌خوانیم یونانیان و رومیان اشک حسرت و درد خویش را در اشکدانهایی همراه جسد متوفیٰ به خاک می‌سپردند. ممکن است یکی از این شیشه‌ها را بانوی گریان و نالان ِ مظهر وفاداری کنار پیکر محبوب ازدست‌رفته نهاده باشد. اپیزود فیلم فلینی و کل آن از روایت گایوس پترونیوس** را ببینید و حال کنید اساسی. * مصرعی از صائب تبریزی و جمله‌ای برگرفته از شهر قصه. ** فصل «فرزانگان و بقالها» در دفترچهٔ‌ خاطرات و فراموشی را با روایتی دیگر از همین کتاب آغازیده‌ام. ۱۱ دی ۴۰۳
1 298
9
تخم اشکی بفشان خوشهٔ ‌آهی برچین | سایت محمد قائد https://mghaed.com/post/tear_bottles/
1 243
10
این سرزمین تا دهه‌های دوم و سوم قرن نوزدهم همانی بود که پانصد و هشتصد و دو هزار سال پیش‌تر . ارسطو با رضایت خاطر عقیده داشت ه
این سرزمین تا دهه‌های دوم و سوم قرن نوزدهم همانی بود که پانصد و هشتصد و دو هزار سال پیش‌تر . ارسطو با رضایت خاطر عقیده داشت هر چیز لازم و ممکنی کشف و اختراع شده: چرخ، گاری، تیروکمان،‌ خیش چوبی، دلو آب‌کشی. در قرن بیستم طی پنجاه‌شصت سال الگوی فکری ارسطو را پشت سر گذاشت و از خاکستر برخاست
3 281
11
فکر روشنگری مقدّم بر روشنفکری آزردگان از وقایع ۵۷ با چپ‌انگاری روشنفکرها با یک تیر دو نشان می‌زنند: هم کل درس‌خوانده‌هایی که زمانی قرار بود مملکت را مثل خارجه کنند، و هم کسانی که متهم به اعتقاد به مهندسی ِ اجتماعی‌اند. نباید انتظار داشت تکرار کلیشه‌های ضدیّت با روشنگری در پوشش انتقاد گدازنده از روشنفکرها کلاً متوقف شود. همین قدر که طوطیانی بر حرفهای قالبی تأمل کنند غنیمت است. https://mghaed.com/post/enlightenment_before_intellectualism/
3 655
12
مؤمنانی می‌گویند آرزوی مرگ دیگران کردن گناه است. اما در این باره که خشنودی از مرگ کسی مذموم باشد توصیه‌ای نشده شاید چون احساس را، برخلاف ملاحظات عقلی، مشکل بتوان با استدلال مهار کرد. https://mghaed.com/
3 103
13
أملاتی در فولکلور سیاسی (بهمن ۹۲) یانکی و حاج‌آقا در صحنهٔ سیاسی ایران آدمهای مفخـّم و درس‌خوانده و دنیادیده‌ای که اختلافهای
أملاتی در فولکلور سیاسی (بهمن ۹۲) یانکی و حاج‌آقا در صحنهٔ سیاسی ایران آدمهای مفخـّم و درس‌خوانده و دنیادیده‌ای که اختلافهای مرامی و نظری دارند مشکل می‌توانند حتی با همدیگر مذاکره کنند، تا چه رسد کنار بیایند. تعجبی ندارد کشتی‌گیر و وزنه‌بردار و بزن‌بهادرهایی که خودشان را به طمع ویسکی و دلار به سفارت آمریکا چسبانده‌اند چشم دیدن همدیگر نداشته باشند و اختلافاتشان را ایلچی فرنگ حل‌وفصل کند. سال ١٢٨٦ همین بود، ١٢٩٩ همین بود، ٣٢ همین بود، ٥٧ همین بود، امروز همین است.
2 907
14
یک روز عزم دخالت در امور آمریکا، روز دگر رجزخوانی به نشانهٔ سرشاخ‌شدن با ماشین جنگی ِ عظیم یک امپراتوری. خیالات حکمرانها نمی‌
یک روز عزم دخالت در امور آمریکا، روز دگر رجزخوانی به نشانهٔ سرشاخ‌شدن با ماشین جنگی ِ عظیم یک امپراتوری. خیالات حکمرانها نمی‌تواند زمین تا آسمان با اوهام قاطبهٔ حکومت‌شوندگان تفاوت داشته باشد.
3 551
15
روحیهٔ انسان آریایی—اسلامی که قبول حرف شیطان بزرگ را آسان‌تر می‌یابد تا کنارآمدن با هموطن رقیب: روزهای بعد که با این گروهها س
روحیهٔ انسان آریایی—اسلامی که قبول حرف شیطان بزرگ را آسان‌تر می‌یابد تا کنارآمدن با هموطن رقیب: روزهای بعد که با این گروهها سر و کار داشتیم معلوم شد نمی‌توانند با هم کنار بیایند و گاهی ما مجبور می‌شدیم برای حل اختلافات آنها میانجیگری کنیم. ”حل اختلافات آنها“ به مرحمت میانجیگیری استیک‌بار جهانی. در صحنهٔ سیاسی ایران آدمهای مفخـّم و درس‌خوانده و دنیادیده‌ای که اختلافهای مرامی و نظری دارند مشکل می‌توانند حتی با همدیگر مذاکره کنند، تا چه رسد کنار بیایند. تعجبی ندارد کشتی‌گیر و وزنه‌بردار و بزن‌بهادرهایی که خودشان را به طمع ویسکی و دلار به سفارت آمریکا چسبانده‌اند چشم دیدن همدیگر نداشته باشند و اختلافاتشان را ایلچی فرنگ حل‌وفصل کند. سال ١٢٨٦ همین بود، ١٢٩٩ همین بود، ٣٢ همین بود، ٥٧ همین بود، امروز همین است.
3 520
16
هفت ماه پس از خروج سفیر آمریکا، ماجرای ٤٤٤ روز اسارت کارکنان سفارت آمریکا در تهران آغاز شد. از نظر عدد، رکورد ٢٥ تا ٢٨ مرداد در روابط ایران و ایالات متحده آمریکا را شکست اما به آن گره خورد، همچنان زنده است و بر تاریخ روابط دو کشور سایه‌ای سنگین افکنده. تقریباً هر بحثی دربارهٔ پیشینهٔ آن روابط با ٤٤٤+٣ آغاز می‌شود و چه بسا در همین دو اعداد گیر کند. بختک ِ چهارصدوچهل‌وهفت. روابط ایران و آمریکا با چنین بختکی شروع نشد؛ زمانی سرشار از امید و اعتماد بود. سال ١٢٩٠/١٩١١ نمایندگان ترقیخواه مجلس دوم لازم می‌دیدند روشن شود عایدات و مخارج ادارهٔ مملکت دقیقاً چقدر است و چه مقامی چه مبلغی برای چه مصرفی از بیت‌المال پول گرفته و چند تومان در خزانه موجود است. ترقیخواهان برای پرهیز از گرفتارشدن در چنبر رقابت قدرتهای اروپایی، به این نتیجه رسیدند که باید آدمی کاربلد و نیالوده به زدوبند از جایی دیگر آورد. استخدام مورگان شوستر آمریکایی راههای لفت‌ولیس را (تا آن حد که در ایران ممکن باشد) بست اما به رقابت قدرتهای بزرگ دامن زد. اولتیماتوم روسیه سبب تعطیل مجلس دوم شد و به اخراج شوستر انجامید. میراث ذهنی آن واقعهٔ‌ دردناک، که آمریکا در آن بی تقصیر می‌نمود، بعدها با اتهامهای خشمگینانهٔ ٢٨ مردادی، که گناهش به گردن آمریکا گذاشته شد، درآمیخت و تبدیل به طرز فکری شد که بعداً توصیفش خواهیم کرد. در این جا همین قدر بگوییم: آمریکا در چشم قاطبهٔ مردم ایران هم قاصر، هم مقصر و هم بدهکار است.
2 724
17
یانکی و حاج‌آقا تأملات | فولکلور سیاسی https://mghaed.com/post/yankee_and_hadj_agha/
یانکی و حاج‌آقا تأملات | فولکلور سیاسی https://mghaed.com/post/yankee_and_hadj_agha/
2 364
18
یانکی و حاج‌آقا https://mghaed.com/post/yankee_and_hadj_agha/
1 911
19
آنها‘‘ که متون فلّه تولید می‌کنند تا زمانی که هوش مصنوعی را در انحصار خود نداشته باشند دیگران هم منطقاً قادر به مقابله‌اند. دیالتیک سنتز و استحاله را فراموش نکنیم. دهه‌های آخر قرن نوزدهم این نگرانی پیدا شد که خصوصاً خیابانهای لندن و نیویورک در نتیجهٔ تمرکز ثروت و تجمل پیامد انقلاب صنعتی و تجارت جهانی در خطر پوشیده‌‌شدن با لایهٔ ضخیم فضولات اسبهای کالسکه است. در همان حال که مدیران ادارهٔ شهر سرگرم محاسبهٔ ضخامت پسماند احتمالی چهارپایان اهلی بودند، اتومبیل با موتور درون‌سوز به میدان آمد و بورژوازی را از خطر غرق‌شدن در تپالهٔ اسبهایش رهاند.
2 889
20
ه.م. تغییرهایی بنیادی ایجاد خواهد کرد، همچنان که کامپیوتر رومیزی شیوهٔ زندگی ما را تغییر داد. دههٔ ۱۹۶۰ در ماشین تحریرهای آی‌بی‌ام و اولیوتّی که با برق کار می‌کرد به جای هر حرف سر یک میله، حروف و علایم را روی یک گوی گذاشتند که مثل فرفره می‌چرخید و می‌توانست پاراگرافهای ذخیره‌شده از قبیل فرمهای دفتری و مقدمه و اختتام نامه‌های اداری را بارها تکرار کند، تکنیکی که بعدها در کامپیوتر «ماکرو» نام گرفت.
2 838