وین دایر
الذهاب إلى القناة على Telegram
✔️ کپی مطالب فقط با ذکر منبع مجاز هست کانال اختصاصی وین دایر مطالب آقای وین دایر در این کانال کاملا اختصاصی قرار میگیرد Admin @hossein_akbarlu
إظهار المزيد1 422
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-87 أيام
-1730 أيام
أرشيف المشاركات
1 422
شما آفریده شده اید تا به زیبایی آفرینش پاسخ دهید. آفریده شده اید تا با شادمانی و همسو با کل خلقت زندگی کنید. اما داستان تان اجازه نمی دهد تا با آن شادمانی و سعادت زندگی کنید. و داستان من، همواره مرا در آن سعادت و شادمانی نگاه میدارد زیرا تمام عادات و تمام روش هایم برای عشق ورزیدن و لذت از زندگی است و تمام تلاشم را می کنم تا رؤیایم به واقعیت تبدیل شود. و به راستی که کوشش و تلاش زیادی به خرج نمی دهم جز این که همواره داستان زیبای زندگی ام را ادامه دهم و آن را به هرجا می روم، با دیگران سهیم شوم.
امروز می تواند بزرگترین روز زندگی تان باشد؛ روزی که سرانجام داستان تان را تغییر می دهید. امروز میتواند روز پیوندتان باشد؛ اما برای این که آمادگی این پیوند را پیدا کنید باید کارهای ناتمام تان را انجام دهید. باید به تمام کسانی که دوستشان دارید، بگویید: "دوستت دارم". و اجازه دهید بدانند که میخواهید شاد باشند. برای این که شاد باشند، باید آن ها را ببخشید و آنها باید احساس کنند که آنها را بخشیده اید. نیازی نیست به آنها تلفن بزنید و نیازی نیست در انجام این کار آزار ببینید. آزار دیدن یک انتخاب است. شاد بودن و زندگی یی پاک و الهی نیز یک انتخاب است.
دُن میگل روییز
حلقه آتش
ص 81 و 82
1 422
اشتباه نشود بخشودن کسانی که اسباب ناراحتی شما را فـراهـم کرده اند بدان معنا نیست که رفتارشان بی اهمیت و قابل قبول است.
بخشودن یعنی کشتزار قلب خود را از عشق سیراب و میوه شیرین و دلچسب آن را در طبق اخلاص گذارید و تقدیم دیگران کنید و هرگز به کینه و خصومت دشمنی ناشی از تجربه های ناخوشایند گذشته نچسبید. بخشودن به همه از جمله خـود شـما این پیام را مخابره میکند که قلبتان منبع عشق است. برای التیام جراحات احساسی و گسستن از تجربه های ناخوشایند گذشته لازم است که از احساس ترحم و دلسوزی در باره خود دست بکشید و بیش از ایـن تـوسط زخم ها و جراحات به جا مانده از گذشته هدایت نشوید. بخشودن یعنی در دل بر خطای دیگران قلم عفو بکشید و هرگز از آنان انتظار نداشته باشید که ظرفیت درک این عمل را داشته باشند.
بخشودن یعنی به جای چشم دوختن به افرادی که از آنان رنجش به دل دارید و ایجاد رنج و درد مضاعف و نیاز به انتقامجویی و گرم نگهداشتن جبهه جنگ روانی، عشق و بخششی را که در ذات شما به ودیعه گذاشته شده با جهان و جهانیان قسمت کنید. کتاب های مقدس تمام ادیان و فرقه ها در این شیوه کار اتفاق نظر دارند.
وین دایر
معمار سرنوشت خود باشيد
ص 145 و 146
1 422
سلام دوستان عزیزم
این آگهی نیست
شخصی که این دعوت به همکاری را مطرح کرده یکی از افراد مورد اعتماد من در کانال هست که چند سال هست می شناسم❤️🌹
اگر شرایط همکاری را دارید می توانید با ایشان تماس بگیرید
1 422
"دعوت به همکاری"
جهت انجام یک پروژه چاپ همزمان در ایران و خارج کشور از دوستانی که علاقه مند هستند دعوت به همکاری میشود .
لطفا افرادی که دارای مشخصات ذیل هستند تماس بگیرند:
ترجیحا دانش آموخته رشته ادبیات فارسی
تسلط کامل به کتاب مثنوی
آشنایی با زبان انگلیسی ( در سطح متوسط)
آشنایی به کارکرد با کامپیوتر و استفاده کاربردی از هوش مصنوعی
ترجیحا آشنا با فرمت های چاپ
این یک پروژه یک ماهه و فشرده است که مبلغی بر اساس توافق و سطح پذیرش مسئولیت (از مرحله تهیه متن تا چاپ و بسته بندی ) پرداخت خواهد شد.
لطفا درخواست آمادگی برای همکاری را از طریق واتساپ به شماره ذیل ارسال فرمایید:
+1 (925) 488-8456
1 422
عشق، شادمانی و آرامش، حالت های ژرفی از «بودن» یا به سخنی دقیق تر سه جنبه از حالت اتصال درونی با «بودن» هستند و به این معنی هیچ متضادی برای این سه وجود ندارد، زیرا آنها از فراسوی ذهن می آیند. از سوی دیگر به این دلیل که احساسات بخشی از ذهن دوگانه هستند، تابع قانون تضاد می باشند. تنها به این معنی که شما نمی توانید خوب را بدون بد داشته باشید. بنابراین در وضعیت نبود روشن بینی - یکی دانستن خویش با ذهن - آنچه را که به اشتباه شادمانی میخوانیم، معمولاً بخش لذتی کوتاه مدت از چرخه پیوسته در حال تغییر درد و لذت است.
لذت همیشه از چیزی بیرون از شما حاصل میشود، در حالی که شادمانی از درون بر می خیزد. آنچه که امروز به شما لذت می دهد، فردا به درد تبدیل میگردد یا شما را ترک میکند، از این رو نبود آن سبب ایجاد درد در شما میشود. آنچه را که اغلب عشق میخوانیم، می تواند برای مدتی لذت بخش و هیجان انگیز باشد، اما وابستگی اعتیادآوری ست، شرایطِ نیازمندی شدیدی که میتواند با زدن یک تکمه به ضد خود تبدیل شود. پس از آن که شعف و سرخوشی بسیاری از روابط «عاشقانه» سپری می شود، به نظر می رسد که در عمل این روابط عاشقانه میان «عشق» و نفرت، جذب و دفع در نوسان هستند.
اکهارت تله
نیروی حال
ص 50 و 51
1 422
دوستان عزیز و همراهان جانم 🌿❤️
این کانال فقط چند نوشته و چند جمله نیست برای من، بلکه گوشه ای از یک مسیر مشترک است مسیری که با محبت شما معنا پیدا کرده و با همراهی شما ادامه می یابد
اگر در این مسیر چیزی به دلتان نشسته لحظه ای آرامتان کرده یا چراغ کوچکی درونتان روشن کرده، و اگر دلتان می خواهد سهمی در ادامه این جریان داشته باشید می توانید به اندازه توان و میل خودتان همراهی کنید.
اینجا قرار نیست چیزی معامله شود هرچه هست از دل است و برای دل. و چه زیباست وقتی مهر از دلی به دل دیگر جاری می شود
هر مبلغی که با نیت محبت و همراهی باشد برای من ارزشمند است
6037 6974 9743 0766
حسین اکبرلو
بانک صادرات
گزارش واریزی:
@hossein_akbarlu
ممنونم که هستید میخوانید همراهی می کنید و این مسیر را با حضورتان زنده نگه می دارید🌹❤️
1 422
اتصال به درد و رنج دوران کودکی اغلب ناشی از این پندار افسانه ای است که: «من، نیز مانند دیگران، استحقاق داشتم دوران کودکی خویش را به طور کامل فارغ از هرگونه درد و رنج بگذرانم. هر چیزی که در این برداشت مداخله کرد، در سراسر عمر در کـنـار مـن خواهد بود. اشاره به ماجراهای زندگیم بـه مـن قـدرت و توانایی می بخشد.» تنها کاری که این طرز تلقی انجام می دهد این است که به کودک مصدوم و مجروح درون شما اجازه می دهد که در تمام طول عمر سلطان و حاکم وجودتان شود و مقدرات شما را در دست گیرد.
با این طرز تفکر به مجرد این که کسی در برابرتان بایستد، ترشرویی و یا حتی مخالفت کند، جـراحـات احساسی شـمـا عـود کـرده و با زنجیره های ترس و جهالت و انواع وسواسها شما را در قــد خـود می گیرد. این نیروی پوچ و توخالی به طور مداوم این پندار را تقویت میکند که شما لیاقت ندارید که از قید و بند این رویدادها آزاد و رها شوید. سپس احساس بی کفایتی و ناشایستگی مانع از آن می شود که عشق، مهربانی و فراوانی عالم را به سوی خود کشانید.
وین دایر
معمار سرنوشت خود باشيد
ص 143
1 422
چه موقع انتظارات زیادی از یک شخص دیگر دارید؟ آدم هایی در زندگی تان هستند که فکر میکنید به شما آسیبی نمی زنند، اما این گونه نیست.
زندگی را خیلی شخصی نکنید. راه پیشِ رو را برای خودتان، روشن تر کنید. آن جایگاهی را بیابید که دیگر وابستگی برایش معنا ندارد، همان جایی که شما می توانید در خودِ حقیقی تان به کاوش بپردازید.
به یاد داشته باشید که هیچ انسان بدون نقصی وجود ندارد. حتی اگر شما در کنار یک فرشته بودید، در نهایت آن فرشته باعث ناراحتیتان میشد و شما می گفتید: «ببین، متأسفم، اما باید بری. برگرد همون بهشت!»
اما به جای بیرون کردن یک فرشته، فقط به خودتان بقبولانید که هیچ کسی کامل نیست و شما هیچ چیز را نباید شخصی کنید، چون آن فردی که عشق شماست، یک انسان محسوب می شود. از هیچ انسانی بت نسازید و انتظار زیادی نداشته باشید. خودتان را درگیر ابدیت کنید. در فضای عظیم آگاهی تغییر ناپذیر، نقایص ظاهری افراد، شما را آزار نخواهد داد. چون شما به این درک رسیده اید که چنین نواقصی واقعاً وجود ندارند.
خودتان را درگیر ابدیت کنید. در فضای عظیم آگاهی تغییر ناپذیر، نقایص ظاهری افراد شما را آزار نخواهد داد. چون شما به این درک رسیده اید که چنین نواقصی واقعاً وجود ندارند.
موجی
وسیع تر از آسمان عظیم تر از فضا
ص 244 و 245
1 422
وجود کاذب شما می داند که اگر بردبار باشید و نیروی خود را در جهت خدمت به دیگران متمرکز کنید، نقش خود را به عنوان فردی سلطه طلب کنار خواهید گذاشت. به همین دلیل او به دفعات خاطر نشان می کند : «شما نسبت به اطرافیانتان بهتر و کامل تر هستید؛ برای این که برتری خود را ثابت کنید، باید رفتار آنان را تحت کنترل قرار دهید». خودپرستی در گوش شما زمزمه می کند که : «سلطه جو باشید تا احترام دیگران را کسب کنید. احترام شما را معتبر کرده و مقام و منزلت شما را بالا می برد» به مجرد این که به پرتگاه غرور و خود پرستی فرو افتید و نسبت به مقام و موقعیت خود فخر بفروشید، منیت درمی یابد که به سخنانش گوش فرا داده و پیام های کاذبش را باور کرده اید.
وین دایر
وجود متعالی انسان
ص 455 و 456
1 422
وقتی هشیاری تان را بر یک شکل ذهنیِ خاص متمرکز میکنید، مانع توانایی آن شکل برای گذشتن از ذهنتان می شوید. عمل تمرکز بر آن باعث میشود در ذهنتان بماند. شما این را میدانید. وقتی می خواهید در ذهنتان حساب کنید، روی اعداد تمرکز می کنید. به همین دلیل، آنها مدت طولانی می مانند تا روی آنها تعمق کنید.
در حقیقت، هرگاه می خواهید چیزی را در ذهنتان نگه دارید باید هشیاری تان را بر آن متمرکز کنید تا محو نشود. تمرکز هشیاری باعث می شود شکل ها در ذهن ثابت شوند و نگذرند. بنابراین، وقتی یک مار زنگی دیدید، این هم ممکن است یک آیتم جداگانه در ذهنتان بوده باشد.
حقیقت این است که در آنجا، درخت، علف، آسمان و آیتم های دیگری هم بود که جدای از مار به ذهنتان منتقل شد. اما شما هشیاری تان را روی مار زنگی متمرکز کردید و اجازه دادید بقیه آیتم ها بگذرند.
جالب این است که چون شما مقدار زیادی از هشیاری تان را روی آن متمرکز کردید، تجربه مار را در ذهن تان ثابت کردید. امکان نداشت اجازه بدهید این تجربه ناراحت کننده کاملا وارد ذهن تان شود و این تولد مقاومت است.
مایکل ای سینگر
رها زیستن
ص 76 و 77
1 422
عدم قدرشناسی از آنچه در اختیار دارید شادی و خوشی را که با قدرشناسی قابل حصول است از چنگتان بیرون می آورد. قدر ندانستن یعنی بی تفاوتی نسبت به موهبت های بیشماری که کائنات در هر لحظه دراختیارتان قرار می دهد.
چند لحظه بیندیشید و ببینید که اگر اشیاء و اموال و تجربه های کنونی شما ناگهان ناپدید میشد، با چه خلاء بزرگی در زندگیتان رو به رو می شدید. سپس این هشیاری را در ذهن تان بکارید که باید در قبال کوچکترین هدایای کائنات شاکر و قدرشناس باشید. پیوسته بکوشید که در هر مکان و موقعیت عشق را جستجو کنید. به خود خاطرنشان سازید که هیچ یک از لحظه های زندگی شما معمولی و پیش پا افتاده نیست.
توپ بازی کردن با بچه ها، تماشای شکل ابرها،
گوش کردن به صدای پرندگان شب بخیر گفتن به محبوب تان، و تجربه های دیگر زندگی - هر چند کوچک و به ظاهر بی اهمیت - فرصتی برای اظهار قدردانی است.
وین دایر
معمار سرنوشت خود باشید
ص 240 و 241
1 422
شما با بودن در ارتباط آسوده هستید؟ این وضعیت برای انسان ها چندان نامتعارف نیست که ابتدا به سوی صمیمی شدن پیش بروند و سپس برگشت کنند. بیشتر اوقات مسأله، ترس از شناخته شدن است.
شما از شناختن کس دیگر نمی ترسید، اما اجازه ورود به قلبتان را به دیگری دادن، این خطر را دارد که همان گونه که هستید، دیده شوید. گاهی می توانم خودم را متقاعد کنم که فقط من با اسراری که در نیمه تاریک قلبم نهفته اند، آشنا هستم و سایه های موجود در آنجا ایــن اســرار را هراس انگیـز نشان می دهند.
اسرار خود را به روشنایی روز بیاورید و آنها را بررسی کنید. آیا آن قدر بد هستند؟ این نوعی غرور است که فرض کنید رازها و افکار شما بسیار سنگینتر و تاریکتر از اسراری هستند که دیگران دارند. فروتن باشید و بدانید همۀ ما گاهی تنها هستیم، رفتار کودکانه داریم، خودخواه و حقیر هستیم و بعضی روزها چنان به تلخی و آزردگی های خود می چسبیم که گویی اگر آنها را رها کنیم، غرق می شویم.
حقیقت این است: هر رازی که دارید، پیش از شما کسی دیگر داشته است. حقیقت هنگامی حقیقت می شود که به وجود آن اعتراف کنید و بگذارید از نهانگاهش در اعماق قلب شما بیرون بیاید.
گی هندریکس
یک سال زندگی آگاهانه
ص 187
1 422
رعایت قانون جبران
دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه ای در زمین آگاهی کاشته می شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می گردد.
اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی تان را با این راه نورانی ابراز کنید
6037 6974 9743 0766
حسین اکبرلو
بانک صادرات
این هدیه کوچک، تنها نشانه ای ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری است.
با مهر و سپاس از حضور دلگرم کنندهتان🌿🌹
گزارش واریزی
@hossein_akbarlu
1 422
قدرت و نیروی جهان برای تصاحب هیچ فردی نیست، اما همیشه در دسترس انسان قرار دارد. برای بهره بردن از این نیرو، باید ارتباط خود را با جهان و سرچشمه آن درک کنیم. زندگی زمینی بر پایه دوگانگی هایی مانند روشنایی و تاریکی جریان دارد، اما سرچشمه نور فراتر از این دوگانگی هاست و می توان با آن ارتباط برقرار کرد، بدون اینکه آن را مالک شد.
انسان موجودی جدا از محیط خود نیست؛ جسم، روح و محیط پیرامون او در یک کلیت به هم پیوسته اند. هرچه انسان این ارتباط را عمیق تر درک کند و تصور جدایی خود از جهان را کنار بگذارد، احساس توانمندی و هماهنگی بیشتری پیدا می کند.
قدرت واقعی زمانی آشکار می شود که خود را بخشی جدایی ناپذیر از کل هستی ببینیم.
وین دایر
معمار سرنوشت خود باشید
ص 84 و 85
1 422
افکار در حقیقت چه هستند؟ چیزی جز تجمع اطلاعات و به گردش در آوردن آنها نیستند. آیا قادرید به چیزی غیر از آن چه در ذهن خود جمع کرده اید بیندیشید؟ ذهن تمامی انسانها در حال بازیافت و به جریان انداختن داده های قدیمی است.
بنابراین من از شما میپرسم: "می خواهید موجود زنده باشید و یا موجود متفکر؟" همین حالا نود درصد مواقع فقط به زندگی فکر می کنید و نه زندگی کردن. آیا به این دنیا آمده اید که زندگی را تجربه کنید و یا به آن فکر کنید؟ فرایند ذهنی شما در مقایسه با فرایند زندگی، پدیده بسیار خردی ست اما اکنون اهمیت بیشتری یافته است.
زمان آن رسیده که بشر یکبار دیگر بر خود زندگی اهمیت قائل شود. این امریک نیاز ضروری ست که زندگی ما وابسته به آن است.
سادگورو
مهندسی درون
ص 190
