ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

کانال رسمی شهر کارچان

کانال رسمی شهر کارچان

الذهاب إلى القناة على Telegram

از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔

إظهار المزيد
2 084
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
#داستانهای_شاهنامه قسمت چهاردهم: پادشاهی منوچهر پادشاهی منوچهر صدوبیست سال بود . بعد از گذشت یک هفته از ماتم و سوگ در روز هشتم منوچهر درحالی‌که تاج شاهی بر سر داشت بر تخت شاهی نشست و تمام جادو و افسون‌ها را یکسره در هم شکست و جهان سراسر عدل و داد شد . پهلوانان به او درود فرستادند و جهان‌پهلوان سام برخاست و گفت : پادشاها از تو همه عدل و از ما پسندیدن است پس دلت شادمان باد که جد اندر جد شاه ایران تویی . چون تو با شمشیرت زمین را از آلودگان شستی حالا دیگر نوبت ماست که کمر به خدمت بندیم . نیاکان من همه پهلوانان بودند از گرشاسپ تا نیرم همه جنگجو و سپهدار بودند . حالا ما گوش‌به‌فرمان شاه و آماده جنگ با بدخواهان هستیم. 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

#داستانهای_شاهنامه پادشاهی منوچهر 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆
#داستانهای_شاهنامه پادشاهی منوچهر 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

sticker.webp0.77 KB

4_6024114459285392328.mp39.05 MB

پرسپولیس قهرمان بیست و دومین دوره لیگ برتر شد🏆 تبریک به هواداران❤️
پرسپولیس قهرمان بیست و دومین دوره لیگ برتر شد🏆 تبریک به هواداران❤️

دیدار پایانی مسابقات لیگ برتر
دیدار پایانی مسابقات لیگ برتر

⭕️⭕️⭕️ قیمت سکه، طلا و دلار در روز پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه 🔸امروز قیمت سکه تمام طرح جدید سی میلیون و ۵۵۰ هزار تومان بود. هر
⭕️⭕️⭕️ قیمت سکه، طلا و دلار در روز پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه 🔸امروز قیمت سکه تمام طرح جدید سی میلیون و ۵۵۰ هزار تومان بود. هر گرم طلای ۱۸ عیار هم دو میلیون و ۵۱۳ هزار تومان قیمت داشت. قیمت دلار هم ۵۱ هزار و ۲۳۰ تومان بود.

⭕️⭕️⭕️ ۲۹ اردیبهشت؛ پایان مهلت افتتاح حساب وکالتی 🆔b@asrmarkazi 🔹متقاضیان تا ساعت ۲۴ جمعه ۲۹ اردیبهشت می‌توانند در یکی از ۲
⭕️⭕️⭕️ ۲۹ اردیبهشت؛ پایان مهلت افتتاح حساب وکالتی 🆔b@asrmarkazi 🔹متقاضیان تا ساعت ۲۴ جمعه ۲۹ اردیبهشت می‌توانند در یکی از ۲۶ بانک اعلامی، حساب وکالتی به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان به نام سازمان حمایت افتتاح کنند و پس از زمان مذکور فرایند انتخاب خودرو توسط متقاضیان آغاز می‌شود. 🔸بر این اساس، صرفاً متقاضیان واجد شرایط که اطلاعات آن‌ها از سوی بانک ارسال شده است، می‌توانند از ۳ تا ۱۰ خرداد به ثبت نام اولیه به منظور تشکیل فهرست نوبت دهی (فهرست انتظار) برای خودرو‌های اعلامی، در سامانه https://www.esalecar.ir اقدام کنند.

#مفقودی باسلام خدمت همشهریان عزیز دوعدد گوسفند محدوده خیابان عاشورا گمشده از یابنده تقاضامیشود  با این شماره تماس بگیرد. مژدگانی هم داده میشود با تشکر امیرحسین 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

photo content

🍁 #تلنگر انسانهای صادق به صداقت حرف هیچکس شک نمی کنند و حرفِ همه را باور دارند، انسانهای دروغگو تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ می گویند. انسانهای امیدوار همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند، انسانهای نا امید همیشه آیه یاس می خوانند. انسانهای حسود همیشه فکر می کنند که همه به آنها حسادت می کنند. انسانهای حیله گر معتقدند که همه مشغول توطئه هستند، انسانهای شریف همه را شرافتمند می دانند. انسانهای بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است ذات خودت هرجور باشه با همون چشم بقیه رو میبینی. پس به جای انتقاد اول ذاتت رو درست کن 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

‎‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ پنج شنبه است و ياد درگذشتگان😔 🌹 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ 🙏 التماس دعا 🙏 🌿🌺🌿🌺🌿🌿🌺🌿 پنجشنبه ها و بوی حلوای خیرات، یاد آدم های رفته و عکس های یادگاری، دلتنگی های اجباری...💔😔 یادی کنیم از درگذشتگان، پدران و مادران آسمانی با ذکر فاتحه و صلوات🌸🙏 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

سلام صبح شما بخیر  امیدوارم امروز بهترین روز رو داشته باشید الهی حال دلتون خوب احوالتون بر وفق مراد روز و روزگارتون خوش سرنوشتتون خوشبختی و عاقبت بخیری باشه روز تون عالی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

AnimatedSticker.tgs0.58 KB

sticker.webp0.62 KB

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍#داستانهای_شاهنامه ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱 ‍ قسمت سیزدهم: 🔥ادامه پادشاهی فریدون ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱

#داستانهای_شاهنامه قسمت سیزدهم : ادامه حکومت فریدون سپیده‌دم جنگ آغاز شد و بیابان چون دریای خون شده بود. پهلوانی بود به نام شیروی دلیر و جویای نام و طوری می‌جنگید که لشکریان منوچهر به ستوه آمده بودند . وقتی قارن او را دید شمشیر کشید اما شیروی نیزه‌ای به‌سوی او پراند و او را زخمی کرد . سام وقتی این وضع رادید به جنگ او رفت اما او گرزی بر سر سام زد و او بی‌هوش شد. شیروی به جلوی سپاهیان آمد و به منوچهر گفت که گرشاسپ اگر به جنگ من آید جوشنش را از خون لاله‌گون می‌کنم. گرشاسپ به‌سوی او رفت و گرز گران بر سر او کوفت تو گفتی اصلاً شیرویی از مادر زاده نشده باشد پس دلیران توران به گرشاسپ حمله بردند و او همه را تارومار کرد. تور و سلم که این وضع را دیدند آشفته شدند و تصمیم گرفتند شبیخون بزنند. شب وقتی خبر به منوچهر رسید که دشمن حمله کرده سپاه را یکسره به قارن سپرد و خود با سی هزار مرد جنگی به کمینگاه رفت. تور با صدهزار سپاهی آمد و به جنگ با قارن پرداخت درحالی‌که گرم جنگ بودند منوچهر از کمینگاه درآمد و سپاهیان تور از دو طرف به محاصره درآمدند و تور دانست پایان کارش فرارسیده است. قصد فرار کرد اما منوچهر نیزه‌ای به پشت او زد و از زین او را به زمین کشید و سر از تنش جدا نمود . سپس سر تور را همراه شرح فتحش برای فریدون فرستاد و قول سر سلم را هم داد. خبر مرگ تور به سلم رسید و او ناراحت و هراسان تصمیم گرفت به قلعه‌ای که در عقب قرار داشت برود . منوچهر فهمید و گفت اگر سلم عقب‌نشینی کند دژ الانان را آرامگاهش می‌سازم . قارن به منوچهر گفت : اگر سپاهی گران به من سپاری دژ را تسخیر می‌کنم ولی باید درفش شاه و انگشتر تور با من باشد تا حیله‌ای بسازم . منوچهر پذیرفت. پس قارن با شش هزار مرد جنگی شبانه روانه شد . وقتی به نزدیک دژ رسید سپاه را به شیروی سپرد و گفت : من ناشناس پیش دژبان می‌روم و مهر انگشتری را نشان می‌دهم و اگر بتوانم داخل شوم همه کارها درست می‌شود پس هر وقت من خروشیدم به‌سوی دژ حمله‌آورید. قارن به دژبان گفت : از نزد تور آمده‌ام او به من گفت که نزدت بیایم و در نیک و بد یارت باشم و همراهیت کنم .وقتی دژبان مهر انگشتر را دید در را گشود . شبانگاه قارن درفش را برافراخت و خروشید و سپاهیانش به دژ حمله کردند و چون خورشید برآمد از دژ و دژبان خبری نبود . قارن به نزد منوچهر بازگشت و شرح ماجرا را بازگفت .منوچهر با آفرین کرد و سپس گفت :تو که رفتی لشکریانی به سرکردگی کاکوی نبیره ضحاک به تاخت آمدند و چند تن از دلیران را کشتند . قارن گفت هم‌اکنون چاره‌ای خواهیم ساخت . اما منوچهر گفت: تو خسته‌ای این کار را به من سپار . نبرد شدید شده بود دراین‌بین کاکوی غریو برآورد و منوچهر نیز تیر از نیام برکشید و به جنگ پرداختند . کاکوی ضربه‌ای به کمربند شاه زد و زره را تا کمربند او را برید .منوچهر هم ضربه‌ای بر گردنش زد که جوشنش چاک‌چاک شد . بدین‌سان تا نیمروز جنگیدند .منوچهر چنگ در کمربند کاکوی برد و با شمشیر سینه‌اش را چاک داد . وقتی او کشته شد سلم از ترس تا دریا عقب‌نشینی کرد اما در آنجا کشتی نیافت .سپاهیان منوچهر به آن‌ها رسیدند و دوباره جنگ آغاز شد . منوچهر به‌سوی سلم رفت و تیغی به سینه و گردنش زد و تنش را به دونیم کرد و بعد سرش را به نیزه کردند .لشکریان سلم پراکنده شدند و بزرگی را فرستادند تا واسطه شود . او گفت: ما گروهی چارپادار و کشاورزیم و کاری به کسی نداریم . ما را به‌زور به این رزمگاه آوردند و اکنون در خدمت تو هستیم . منوچهر گفت من به هدفم رسیدم و دیگر قصد جنگ ندارم پس شما هم تن از جنگ بشویید و به خانه و آبادی خود بروید. منوچهر پیکی به‌سوی فریدون فرستاد و سر سلم را به همراه شرح جنگ به او تسلیم کرد . وقتی با لشکریان به نزد فریدون رسید فریدون به پیشوازش آمد و به کاخ رفتند . فریدون به دنبال سام فرستاد و به او گفت : سالیان زیادی از عمر من سپری‌شده و چیزی از آن نمانده است پس نبیره خود را به تو می‌سپارم تو یاور او باش پس دست منوچهر را گرفت و به دست سام داد. شیروی هم به دستور منوچهر با غنائم جنگی آمده بود . پس شاه مال‌ها را به لشکریان بخشید و بعد با دست خود تاج بر سر منوچهر نهاد و پند و اندرزهای بسیاری به او داد . بعدازآن فریدون کم‌کم رو به پژمردگی گذارد و هر زمان سر سه فرزندش را در برابرش می‌گذاشت و می‌گریست تا اینکه عمرش سرآمد. منوچهر طبق آئین شاهان دخمه‌ای ساخت پر از زر سرخ و لاژورد و فریدون را در آن قراردادند و تا یک هفته همه مردم سوگوار بودند. خنک آنک ازو نیکویی یادگار بماند اگر بنده گر شهریار ❌ ادامه دارد... 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

#داستانهای_شاهنامه 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

sticker.webp0.77 KB

#پارازیت شاید داستان ابوموسی اشعری از نمونه های معروف ساده لوحی در جایگاه اجتماعی و مسئولیت عمومی ست... و باید بی پرده گفت گاهی بعضی افراد بدون آگاهی لازم و سواد مدیریتی وارد عرصه مسئولیت پذیری میشوند... افرادی که با ساده لوحی تبدیل به عروسک خیمه شب بازی شده و بجای خدمت اسباب عقب افتادگی و تخریب زحمات دیگران میشوند...! شاید تشخیص باطن انسانها برايمان باشد، اما کاش افراد بی سواد مدرک دار و ساده لوحان وارد عرصه پذیرش مسئولیت نشوند که شاید این خود باعث پیشرفت این شهر شود.... لطفا ابوموسی اشعری نباشیم...؟!؟ ✍ قلم شاکی شهر 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•