کانال رسمی شهر کارچان
الذهاب إلى القناة على Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
إظهار المزيد2 084
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
جاذبه-مهدی جهانی
#موسیقی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
♦️ قیمت امروز طلا و سکه چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
⭕️⭕️⭕️ ورود یک سامانه بارشی از جمعه/ در همه شهرستان های استان مرکزی بارش داریم
🔸از روز جمعه با رخنه سامانه بارشی از سمت استان های غربی کشور شاهد شکلگیری توده های قدرتمند تندری با محوریت شمالی خواهیم بود که به تدریج تا روز شنبه استان مرکزی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
🔹اگرچه در تمامی شهرستان های استان شاهد بارندگی خواهیم بود اما به نظر می رسد اوج و پیک بارندگی های استان مرکزی در شهرستان های غربی بیشتر از سایر نواحی استان باشد.
🔸همچنان احتمال تغییر در الگوهای هواشناسی و تقویت یا تضعیف بارندگی ها وجود خواهد داشت.
🌐روابط عمومی یک هنر است،هنر خدمت به مردم و ارتباط موثر و به موقع با مردم و مخاطبان ، هنر ارتباط با رسانه ها و انتقال درست اخبار، انتقادات و گزارشهای حرفهای و تخصصی.
۲۷ اردیبهشت روز ملی ارتباطات و روابط عمومی بر تمامی کارکنان روابط عمومیها و تلاشگران عرصه خبر و اطلاع رسانی و به ویژه مدیران و ادمین، کانال های بخش معصومیه مبارک باد.
محمد محمدی
بخشدار معصومیه شهرستان اراک
🇮🇷روابط عمومی بخشداری معصومیه شهرستان اراک🇮🇷
https://eitaa.com/joinchat/1228341602Cfc6442ab94
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
🌸آخرین چهارشنبه
🌺اردیبهشت ماهتون بخیر
🌸دلتـون پـر ازطـراوت
🌺دستتون پر ازسخاوت
🌸شـادیتـون بی نـهایـت
🌺زندگیتون پـر از بـرکت
🌸و روز و روزگـارتـون
🌺پـر ازشـادی درکنار عزیزانتون
🌸چهارشنبه تون زیبـا وپر از موفقیت
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from تبلیغات بخش معصومیه
🚔 آموزشگاه رانندگی #ارسلان 🚖
پـــایــــه ســـوم
مجری طرح آموزش و صدور گواهینامه
شماره های تماس:
09182584670
09182584680
08634057881
08634057882
📡 #بازار_اراک در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/741802230Cd11bc4efcf
📡ڪــانــال اطلاع رسانی و تبلیغات بخش معصومیه 📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
@bakhsh_massoumieh
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈
#داستانهای_شاهنامه
⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱
قسمت دوازدهم: 🔥ادامه پادشاهی فریدون
⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱
#داستانهای_شاهنامه
⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱
قسمت سیزدهم: 🔥ادامه پادشاهی فریدون
⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱
#داستانهای_شاهنامه
قسمت سیزدهم: ادامه حکومت فریدون
وقتی زمان بازگشت ایرج رسید پدرش مهیای استقبال او شد و همهجا را آذین بسته بود .ناگاه دید سواری سیاهپوش با تابوت زرینی میآید. با آه و ناله نزد فریدون آمد و شرح ماجرا بگفت. فریدون از اسب به زمین افتاد و جامه چاک کرد و خاکبرسر ریخت و نور چشمانش زائل شد. سپاهیان داغدار به همراه شاه بهسوی باغ ایرج سر نهادند .فریدون شروع به راز و نیاز باخدا کرد و گفت : خدایا فقط آنقدر امان یابم تا فرزند ایرج را ببینم که به کینخواهی او کمربسته است . مدتی گذشت و شاه به شبستان ایرج رفت و به ماهرویانی که در آنجا بودند نگریست . دختری به نام ماه آفرید بود که ایرج او را خیلی دوست داشت و اتفاقاً کنیزک از ایرج باردار بود. وقتی زمان وضع حمل رسید دختری به دنیا آمد. فریدون او را با شادی و ناز بپرورد تا زمانی که هنگام شوهر کردنش شد پس پشنگ برادرزادهاش را به ازدواج دختر ایرج درآورد. بعد از نه ماه دختر ایرج پسری به دنیا آورد . فریدون شاد شد گویی ایرج زنده شده است. به درگاه خداوند لابه کرد که کاش میتوانستم او را ببینم. خداوند درخواستش را پذیرفت و نور به چشمانش آمد. پسر را منوچهر نامید و بهمرور هنرهای شاهان را به او یاد داد و او را صاحب تاجوتخت کیانی کرد.جشنی گرفت و بسیاری از بزرگان ازجمله قارن کاوگان و گرشاسپ و سام نریمان و قباد و کشواد را دعوت کرد .
به سلم و تور خبر دادند که پادشاه جدیدی به تخت نشسته است . آن دو هراسان شدند و قاصدی نزد فریدون فرستادند و پوزش طلبیدند که گرچه گناه ما بزرگ است ولی تقصیر از ما نیست و جهل بر ما چیره شده بود . اگر منوچهر را نزد ما فرستی در خدمت اوییم و وقتی برومند شد تاجوتخت را به او میسپاریم. فریدون وقتی سخنان پیک را شنید گفت:
کنون چون از ایرج بپرداختید
به خون منوچهر بر ساختید
شما او را نخواهید دید مگر به همراه سپاهیانش به سپهداری قارن و در پشت سپاه او شاپور و در یکدست شیدسب و در طرف دیگر شاه تلیمان و سرو یمن که همگی به خونخواهی ایرج میآیند به همراهی سام نریمان و گرشاسپ جم .
فرستاده بهسوی سلم و تور رفت و ماجرا را بازگفت . سلم و تور اندیشیدند و تصمیم گرفتند مهیای کارزار شوند .از چین و خاور سپاهیانی آماده کردند و بهسوی ایران حرکت نمودند.
به فریدون خبر رسید که لشکریان سلم و تور به جیحون رسیدهاند پس به منوچهر گفت که به هامون سپاه روانه کند و او را به شکیبایی و هوش و خرد نصیحت کرد . دو سپاه در برابر هم قرار گرفتند. از لشکر خروش برخاست و اسبان به تاخت پرداختند و طبلهای جنگی زده شد . سپاهیان سراپا آهنین به کینخواهی ایرج رفتند. منوچهر چپ لشکر را به گرشاسپ داد و راست را به سام سپرد و خودش با سرو در قلب سپاه بود. طلایهدار سپاه قباد و پشتیبان لشکر گرد تلیمان نژاد بود.
تور به قباد گفت به منوچهر بگو: ای شاه نونوار بیپدر، ایرج دختر داشت و تو پسر دختر اویی و شاهی سزاوار تو نیست. قباد پیام را نزد منوچهر برد . منوچهر خندید و گفت : چنین سخنی جز از شخص ابلهی نباید باشد . اکنونکه جنگ آغاز شود نژاد و گوهر من آشکار میشود و من کین پدر را از او میگیرم.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
🌺سلام
🌷صبحتون بخیر
🌸امروزتان سرشاراز آرامش
🌷مهر و محبت
🌸نشان لبخند خدا
🌷در زندگی ست
🌸ان شا الله
🌷نگاهش
🌸توجه و لبخندش
🌷و برکت بی پایانش
🌸همیشه شامل حالتون بشه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه
⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱
🔥ادامه پادشاهی فریدون
⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه
قسمت یازدهم: ادامه پادشاهی فریدون
روزگاری دراز گذشت و فریدون عاقل مردی سالخورده شده بود . سلم با خود فکر میکرد که بخشش پدر منصفانه نبوده است چون تخت شاهی را به پسر کوچکتر سپرده است پس دلش پر از کینه شد و به نزد برادرش تور پیام فرستاد و از این بیعدالتی سخن گفت و او را هم تحریک کرد . تور هم آشفته شد و با او همدلی کرد و گفت: او ما را در جوانی فریب داد وگرنه ما نمیپذیرفتیم .پس پیکی نزد فریدون فرستادند و از بی انصافیش سخن راندند و تهدید کردند که لشکریان را به جنگ او خواهند آورد . فریدون از سخنان فرزندانش رنجید .
کسی کو برادر فروشد به خاک
سزد گر نخوانندش از آب پاک
فریدون موضوع را با ایرج در میان نهاد . ایرج گفت: من نزد برادران میروم از خشم بر حذر میدارم و به راهشان میآورم.
بدو گفت شاه ای خردمند پور
برادر همی رزم جوید تو سور
بههرحال قرار شد ایرج به نزد آنان رفته و با مدارا آنها را به راهآورد و فریدون هم نامهای به آنان نوشت و نصیحتشان کرد و گفت برادرتان در مهر و محبت پیشقدم شده است و چند روزی مهمان شماست با او مهماننواز باشید.
وقتی ایرج به نزد برادران رسید از اندیشه شوم آنان باخبر نبود . سلم و تور وقتی روی پرمحبت ایرج را دیدند چهره گشودند و از هیبت لشکریان او ترسیدند پس سلم به تور گفت اگر او را نکشیم بیشک پادشاهی به او خواهد رسید . روز بعد تور به ایرج گفت: تو از ما کوچکتری پس چرا باید تو شاه ایران باشی؟ ایرج پاسخ داد:من نه ایران و نه چین و نه خاور را میخواهم. اگر زمانه چند صباحی ما را بالابرده ولی نباید فراموش کرد که عاقبت همه ما خاک است پس تمام تاجوتخت از آن شما باد با من کینهجویی نکنید. تور از سخنان او سر درنیاورد و نمیخواست آشتی جوید پس کرسی زر به دست گرفت و بر سر ایرج کوبید. برادر زینهار خواست و گفت : ترس از خدا و شرم از پدر نداری؟ خون من دامنت را میگیرد.
به خون برادر چه بندی کمر
چه سوزی دل پیر گشته پدر
جهان خواستی یافتی خون مریز
مکن با جهاندار یزدان ستیز
ولی تور گوش نداد و خنجر بیرون کشید و او را کشت و سر از تنش جدا نمود.
❌ادامه دارد...
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه
⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱
قسمت یازدهم: 🔥ادامه پادشاهی فریدون
⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱
