ar
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

الذهاب إلى القناة على Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

إظهار المزيد
837
المشتركون
+124 ساعات
+107 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
آن روز خواهد آمد! آن روز مقدس که فراموشی و شادی همچون عسل غلیظ در کام انسان غمزده آب شود...‌ ▪️بهرام صادقی 📕ملکوت @ELDialect
آن روز خواهد آمد! آن روز مقدس که فراموشی و شادی همچون عسل غلیظ در کام انسان غمزده آب شود...‌ ▪️بهرام صادقی 📕ملکوت @ELDialectico

مسئله اعتماد به نفس هم دربرخورد با دزدا خیلی مهمه . اگه یک دزد رو در حال سرقت از خونتون غافلگیر کردین اصلا وحشت زده نشین . چو
مسئله اعتماد به نفس هم دربرخورد با دزدا خیلی مهمه . اگه یک دزد رو در حال سرقت از خونتون غافلگیر کردین اصلا وحشت زده نشین . چون مطمئن باشید که اون هم به اندازه شما ترسیده . خاطرم هست که خود من یه دفعه تو اوایل کارم به وسیله صاحب خونه غافل گیر شدم . صاحب خونه که از من حرفه ای تر بود بعد از اینکه منو لخت کرد ، یعنی کیف و ساعت و تمام اشیاء قیمتی منو ازم گرفت ، منو مجبور کرد که سرپرستی زن زشت و سه تا بچه زلزله شو به عهده بگیرم . چاره ای نداشتم . تهدیدم کرد که اگه بخوام از این کار شونه خالی کنم منو به پلیس معرفی میکنه . خلاصه من مجبور شدم به مدت شش سال وظایف زجر آور زناشویی و پدری آقارو به جای خودش انجام بدم . لابد دوست دارین بدونین که چی جوری بعد از شش سال از شرشون راحت شدم ؟ خیلی ساده : من هم یه دزد دیگه رو حین سرقت غافلگیرکردم . 📕مرگ در می زند ▪️وودی آلن ▪️ترجمه ی حسین یعقوبی @ELDialectico

وقتی از من دور شد،دوباره سعی کردم خودم را پیدا کنم،حرفی را که زده بود فراموش کنم،حرفی درباره ی خودِ من،درباره ی بداقبالی هایم
وقتی از من دور شد،دوباره سعی کردم خودم را پیدا کنم،حرفی را که زده بود فراموش کنم،حرفی درباره ی خودِ من،درباره ی بداقبالی هایم،بداقبالی های ابلهانه ام،دردهای احمقانه ام،در شعاع روشنایی وضعیت حقیقی ام،کلمه ای نفرت انگیز.اما صدایش همچنان از وجود من گواهی می داد،انگار که با صدایم در آمیخته بود،و نمی گذاشت بگویم کی بودم،چی بودم،طوری که دیگر نه چیزی برای گفتن داشتم،نه چیزی برای گوش دادن.و حتا امروز،همان طور که خودش می گفت،با این که دیگر دست از سرم برداشته،صدایش هنوز هست،در دل صدای خودم،اما به مرور زمان محوتر و محوتر می شود.و امیدوارم حالا که دیگر احیا نمی شود و جان دوباره نمی گیرد،یک روز از صدایم محو و خاموش شود،به طور کامل. 📕ساموئل بکت ▪️نام ناپذیر @ELDialectico

آخرین روزی بود که برادرم کوزیمو با ما گذراند. این روز را چنان به یاد دارم که انگار دیروز بود. در ناهار خوری خانه‌مان نشسته بو
آخرین روزی بود که برادرم کوزیمو با ما گذراند. این روز را چنان به یاد دارم که انگار دیروز بود. در ناهار خوری خانه‌مان نشسته بودیم، شاخه‌های پربرگ بلوط بزرگ باغ از پنجره دیده می‌شد. نیم روز بود. خانواده‌ی ما به رسم قدیمی همیشه در این ساعت ناهار می‌خورد. ناهار بعد از ظهر، شیوه‌ای که در بارولنگار فرانسه باب کرده بود و همه‌ی اشراف آن را پذیرفته بودند در خانه‌ی ما جایی نداشت. به یاد دارم که باد می‌وزید و برگ‌ها تکان می‌خورد.، بادی بود که از دریا می‌وزید. کوزیمو بشقاب حلزون را به کناری زد و گفت پیش از این گفته بودم باز هم می‌گویم که حلزون نمی خورم. حرکتی این چنین خیره‌سرانه در خانه‌ی ما جایی نداشت... 📕بارون درخت‌نشین ▪️ایتالو کالوینو ▪️ترجمه‌ی پرویز شهدی @ELDialectico

«این فقط یک بازی است، یک‌جور حرف زدن. می‌دانیم که خرافات است. این عقیده که زندگی واقعاً کیفر و پاداش دارد، این‌که در پسِ پشت
«این فقط یک بازی است، یک‌جور حرف زدن. می‌دانیم که خرافات است. این عقیده که زندگی واقعاً کیفر و پاداش دارد، این‌که در پسِ پشت همه چیز الگوی معنایی عمیق‌تری وجود دارد، فراتر از آن‌چه ما خودمان بهش می‌دهیم ــ همه‌اش سر تا ته سِحر و جادوی دلخوشکُنک است.» 📕سگ‌های سیاه ▪️ایان مک یوئن @ELDialectico

خدای ما،یعنی دانش بشری،ظاهرا قادر متعال نیست،از قرار نمیتواند جز اندکی از وعده های اسلافش را برآورد. با این همه حال که راهی ج
خدای ما،یعنی دانش بشری،ظاهرا قادر متعال نیست،از قرار نمیتواند جز اندکی از وعده های اسلافش را برآورد. با این همه حال که راهی جز قبول این واقعیت نداریم،بهتر است آنرا با رضا و رغبت بپذیریم،تا علاقه خود به جهان و زندگی را همچنان حفظ کنیم.... نه ،دانش ما توهم نیست، توهم آنست که بپنداریم آنجه را این دانش قادر است بما بدهد ،در جای دیگری میتوان یافت. 📕فراسوی زنجیرهای پندار ▪️اریک فروم @ELDialectico

■فروید در آینده ی یک توهم میگوید: شاید کسی که از روان نژندی رنج میبرد ،برای از میان بردن آن نیاز به عامل فراموشی نداشته باشد،
■فروید در آینده ی یک توهم میگوید: شاید کسی که از روان نژندی رنج میبرد ،برای از میان بردن آن نیاز به عامل فراموشی نداشته باشد،با اینهمه تردیدی نیست که در وضعیتی دشوار قرار میگیرد. راهی ندارد جز آنکه به عمق بی پناهی خود در نظام کائنات اعتراف کند. دیگر نمیتواند مرکز آفرینش باشد و زیر چتر حمایت قدرت جهان گستر قرار گیرد. در این حال به کودکی میماند که کاشانه ی گرم و آسایش بخش خانه ی پدری را گم کرده باشد. با اینهمه راهی جز رهاکردن کودکی نیست. آدمی نمیتواند تا ابد کودک بماند. سرانجام باید به زندگی《دشمن کیش》وارد شود.این را میتوان تحصیل واقعیت نامید. 📕فراسوی زنجیرهای پندار ▪️اریک فروم @ELDialectico

با ما گفته بودند: «آن کلامِ مقدس را با شما خواهیم آموخت، لیکن به خاطرِ آن عقوبتی جانفرسای را تحمل می‌بایدِتان کرد.» عقوبتِ جا
با ما گفته بودند: «آن کلامِ مقدس را با شما خواهیم آموخت، لیکن به خاطرِ آن عقوبتی جانفرسای را تحمل می‌بایدِتان کرد.» عقوبتِ جانکاه را چندان تاب آوردیم آری که کلامِ مقدسِمان باری از خاطر گریخت! ▪️ احمد شاملو ▪️عکس از : روزبه روزبهانی @ELDialectico

سرهنگ فرانک اسلید(ال پاچینو): تا حالا دماغت رو در خرمن موهای یک زن فرو بردی؟ دوست داری تا ابد همونجا بخوابی... 🎥Scent of a w
سرهنگ فرانک اسلید(ال پاچینو): تا حالا دماغت رو در خرمن موهای یک زن فرو بردی؟ دوست داری تا ابد همونجا بخوابی... 🎥Scent of a woman - 1992 @ELDialectico

تام: تو گفتی باید بیدار شم، می‌دونم! ظاهراً این‌جوریه که من فقط خیال‌بافی می‌کنم ‌و خواب می‌بینم. اما تو باطنم از شدت بیداری
تام: تو گفتی باید بیدار شم، می‌دونم! ظاهراً این‌جوریه که من فقط خیال‌بافی می‌کنم ‌و خواب می‌بینم. اما تو باطنم از شدت بیداری دارم دیوونه می‌شم. من هر وقت کفشامو پام می‌کنم، فکر می‌کنم زندگی چقدر کوتاهه و من چطوری دارم اونو بیخودی تلف می‌کنم. اون‌وقت بدنم می‌لرزه! آدم اگه نخواد به یه مسافرت طولانی بره دیگه کفش پوشیدن چه حسنی داره؟ 📕باغ وحش شیشه ای ▪️تنسی ویلیامز @ELDialectico

انسان بدون فراغت ▪️فرهاد قنبری “امروز مردم دیگر سرکوب نمی‌شوند، سرگرم می‌شوند” (تئودور آدورنو) افلاطون برای کار یدی(دستی) ارزش و احترام کمی قائل بود اما برای فراغتی که به وسیله شهروندان لایق به خوبی مورد استفاده قرار می گرفت اهمیت زیادی می داد. فراغت مد نظر افلاطون صرف اجرای موسیقی، نمایشنامه، ورزش و تعلیم دادن اصول می شد. از نظر او برای اندیشیدن،‏ تامل و خودسازی و نیل به خوشبختی باید وقت آزاد داشت. ارسطو فلسفه زندگی را چگونگی کسب سعادت و خوشبختی می دانست. او معتقد بود اعتدال اجتماع در راستای عدالت طبیعی است و خوشبختی امری همیشگی و فراغت مادام ‏العمر است. به عقیده ارسطو کار به معنای کار یدی و فراهم کردن ضروریات زندگی و اوقات فراغت به معنای آن لحظات زندگی بود که در آن انسان درباره حقایق جاودانی تامل کرده و در موسیقی و تئاتر شرکت می‏کرد. ارسطو تجارت و جنگ را در یکسو و اوقات فراغت و صلح را در سوی دیگر قرار می ‏داد. او وقت گذرانی را به عنوان فراغت به حساب نمی‏ آورد. در نزد ارسطو فعالیت‏های اوقات فراغت به شدت محدود بود. او تنها موسیقی و تفکر را با ارزش و و در زمره فراغت می شمرد. “انسان مدرن” را باید انسان بدون “فراغت” نامید. انسان مدرن برای هر کار و کنش و عملی وقت کافی دارد الا برای پرداختن به “فراغت” در مفهموم فلسفی آن. اوقات “فراغت” در جهان مدرن و امروزی در معنا و مفهومی کاملا متفاوت و متضاد از مفهوم “فراغت” در نزد فیلسوفان بزرگی مانند افلاطون و ارسطو، مورد استفاده قرار می گیرد. امروزه اوقات فراغت به همان اوقاتی که قرار است با بطالت و سرگرمی پر شود، اطلاق می شود. در جهان امروز زندگی انسان به دو بخش کار و سرگرمی تقسیم شده است (دو بخشی که در اندیشه افلاطون و ارسطو ارزش و اعتبار چندانی ندارد) و اصولا زمان و فرصتی برای “فراغت” به مفهوم فلسفی آن وجود ندارد. سوژه جهان مدرن از صبح تا ساعات پایانی روز در کارخانه و کارگاه و اداره و فروشگاه و.. مشغول فعالیت یدی و اداری است و شب با جسم و روحی فرسوده و خسته یا در مقابل تلویزیون لم داده و با برنامه های مزخرف و وراجی های شبکه های مختلف تلویزیونی اوقات خود را سپری می کند، مشغول بازیهای کامپیوتری است و یا اینکه در شبکه های مختلف اجتماعی مشغول تماشای کلیپ های بی معنی و مشمئزکننده شاخ و پلنگ های اینستاگرامی و.. است‌. اغلب این افراد در روزهای تعطیل هفته هم یا در مهمانی های خانوداگی و دوستانه مشغول بازی “مافیا” و امثالهم هستند و یا با تماشای سری چندم فلان سریال هالیودی اوقات خالی خود را پر می نمایند.‌ در این میان آنچه حذف و فراموش می شود اوقات “فراغت” است که در نزد افلاطون به عنوان ارزشمندترین بخش حیات انسان محسوب می شود. اوقاتی که باید صرف تفکر، فهم و شناخت هنر و کسب فضیلت شود. @ELDialectico

📕معرفی کتاب ▪️حاکمیت و آزادی ▪️نویسنده: رامین جهانبگلو درس‌ه‍ای‍ی‌ در زم‍ی‍ن‍ه‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ س‍ی‍اس‍ی‌ م‍درن‌ 🔸در این کتاب نو
📕معرفی کتاب ▪️حاکمیت و آزادی ▪️نویسنده: رامین جهانبگلو درس‌ه‍ای‍ی‌ در زم‍ی‍ن‍ه‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ س‍ی‍اس‍ی‌ م‍درن‌ 🔸در این کتاب نویسنده می کوشد تا با پاسخ به پرسش((فلسفه سیاسی مدرن چیست؟)) سیر شکل گیری آن را در تاریخ اندیشه سیاسی غرب مورد برسی قرار دهد. این تلاش فلسفی در قالب درس هایی در باره نظریه های سیاسی اندیشمندانی چون هابز،لاک، اسپینوزا، روسو،کانت،هگل،میل، توکویل،کنستان و مارکس عرضه شده است. این درس ها که بین سالهای 1999تا2001 در دانشگاه تورنتو ارائه شده است. به منزله کوششی است در جهت فهم مبانی فلسفی مدرنیته سیاسی، این روند مدرنیته سیاسی در واقع با گسستی با نظریه الهی- سیاسی به وجود می آید که خود تبدیل به سنت در زمینه اندیشه سیاسی می شود. بدین معنا، سیاست مدرنیته در منشاء مدرنیته سیاسی قرار می گیرد. @ELDialectico

از من پرسید: " می ترسی" گفتم: "آره یه کم." گفت: "منم می ترسم. بنابراین، نگران نباش، همه می ترسن." ...... 📕سال های سگی ▪️ماری
از من پرسید: " می ترسی" گفتم: "آره یه کم." گفت: "منم می ترسم. بنابراین، نگران نباش، همه می ترسن." ...... 📕سال های سگی ▪️ماریو بارگاس یوسا ▪️ترجمه :احمد گلشیری (تصویر : ناتالی پورتمن در دو نما از فیلم های ،لئون 1994و جکی 2016) @ELDialectico

. در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می‌افتد، مثل وقتی که اردنگی می‌خوریم، می‌شود زد به چا
. در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می‌افتد، مثل وقتی که اردنگی می‌خوریم، می‌شود زد به چاک. اما از درون غیرممکن است. وقتی به این حالت دچار می‌شوم، می‌خواهم بروم بیرون و دیگر به هیچ کجا برنگردم 📕زندگی در پیش رو رومن گاری ترجمه‌: لیلی گلستان @ELDialectico

بالای سر هر داستان عاشقانه‌ای این تفکر، هر چند وحشتناک و نادانسته، آویزان است که چگونه پایان می‌یابد؟ درست به این می‌ماند که
بالای سر هر داستان عاشقانه‌ای این تفکر، هر چند وحشتناک و نادانسته، آویزان است که چگونه پایان می‌یابد؟ درست به این می‌ماند که در عین سلامت و نیرو، بکوشیم به مرگمان فکر کنیم. ‌ تنها تفاوت میان پایان عشق و پایان زندگی این است که: حداقل در مورد دوم خیالمان راحت است این آسایش خاطر را داریم که بعد از مُردن چیزی حس نخواهیم کرد؛ در مورد عشق چنین آسایشی وجود ندارد. چه کسی می‌داند که پایان یک رابطه، لزوماً پایان عشق و قطعا پایان زندگی نیست؟ ‌ ▪️آلن دوباتن 📕جستارهایی در باب عشق @ELDialectico

شب به پایان راهش نزدیک می شود ما را هرگز خوابی نیست بیدار می مانیم تا سپیده دمان منتظر می مانیم تا خورشید چکش اش را بر تارک خ
شب به پایان راهش نزدیک می شود ما را هرگز خوابی نیست بیدار می مانیم تا سپیده دمان منتظر می مانیم تا خورشید چکش اش را بر تارک خانه ها بکوبد منتظر می مانیم تا خورشید چکش اش را بر پیشانی های مان بکوبد بر قلب های مان بکوبد آن قدر بکوبد تا صدا شود آن قدر تا صدا شنیده شود صدایی دیگر گونه چرا که سکوت پر از صدای گلوله هایی ست که نمی دانیم از کجا شلیک می شوند . ▪️یانیس ریتسوس ▪️ترجمه :بابک زمانی @ELDialectico

در روزگار ما، گروه‌های حاکم به هیچ روی با هم نمی‌جنگند. هرگروه حاکمی، آتش جنگ را در برابر مردم زیر سلطه‌ی خویش برمی‌افروزد. ه
در روزگار ما، گروه‌های حاکم به هیچ روی با هم نمی‌جنگند. هرگروه حاکمی، آتش جنگ را در برابر مردم زیر سلطه‌ی خویش برمی‌افروزد. هدف جنگ این نیست که سرزمینی را فتح کند یا از تسخیر سرزمین خویش جلوگیری به عمل آورد. هدف این‌ است که ساخت جامعه تمام عیار بماند. بنابراین، خود واژه ی "جنگ" گمراه کننده شده است. 📕۱۹۸۴ ▪️جرج ارول ‌▪️ترجمه‌ی صالح حسینی @ELDialectico

تو براي اين‌كه خوشبخت بشي بايد يه چيزي رو از دست بدی نه اين‌كه به دست بياري. خوشبختی يه خط نيست. خوشبختی يه مشتي از لحظاته. .
تو براي اين‌كه خوشبخت بشي بايد يه چيزي رو از دست بدی نه اين‌كه به دست بياري. خوشبختی يه خط نيست. خوشبختی يه مشتي از لحظاته. . 🎥فریاد‌ مورچه‌ها ▪️محسن مخملباف @ELDialectico

ما مردمان خاورميانه ايم بعضی هايمان در جنگ كشته می شويم بعضی در زندان… بعضی هايمان در جاده می ميريم بعضی در دريا حتی بلندترين
ما مردمان خاورميانه ايم بعضی هايمان در جنگ كشته می شويم بعضی در زندان… بعضی هايمان در جاده می ميريم بعضی در دريا حتی بلندترين كوه ها هم انتقام تنهايی شان را از ما می گيرند چرا كه ما شغل مان «مُردن» است. ▪️نشاط حمدان ▪️ترجمه: حمیدرضا ابک ▪️عکس: محمد میبدی @ELDialectico

‏« ... ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﮔﯿﻮﺗﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﺻﺤﻨﻪ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﯾﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽو ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩﺍﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
‏« ... ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﮔﯿﻮﺗﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﺻﺤﻨﻪ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﯾﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽو ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩﺍﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺳﺮ اﺯ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﺁﺳﺎﻥﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﻥ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﺳﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭﺗﺮ . ﺷﻤﺎ تنبلید . ﭘﺮﭼﻢ ﺷﻤﺎ ﮐﻬﻨﻪ ﭘﺎﺭﭼﻪﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﻧﻤﺎﺩ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ‏» . ‏ 📕ﺟﻦﺯﺩﮔﺎﻥ‏ ▪️فیودور داستایوفسکی @ELDialectico