☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
الذهاب إلى القناة على Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
إظهار المزيد4 996
المشتركون
-424 ساعات
+317 أيام
+26830 أيام
أرشيف المشاركات
ازش نمیپرسم روزهای یا نه، میگم شاید عُذری داره و معذّبش نکنم؛ ولی مدام ازم میپرسه روزهای؟ تا اینجا با یه بله و خیر میشه جواب داد، وقتی میرسه به اینکه «چرا روزهای؟» باید فراتر از اینکه «دلم میخواد» جوابشو بدم، من دلم میخواد روزه بگیرم، ولی قبلِ اینکه دلم بخواد گرسنه و تشنه بمونم، «چشم گفتن» رو دوس دارم. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ. چشم، به رویِ جفت چشمهام، نمیپرسم چرا، این مدل چشم گفتن به یک خالقِ بیهمتایِ مهربانی که ابداً نیازی به منِ حقیر نداره و در پسِ همهیِ این اعمال و احکام دنبالِ بهانهیِ ارفاق کردنه، حدّ اعلایِ چشم گفتنه؟ نمیدانم. نمیترسم که میگم چشم، دوس دارم که میگم. اره دلیلِ علمی و عقلانی و منطقیِ قد و قوارهیِ مغزِ محدود من رو هم داره؛ ولی قبلِ همهیِ اینا «چشم گفتن به اون خالقی که حواسش هست من نفس بکشم؛ بیاینکه من حواسم باشه که چندبار نفس میکشم» زیباست، اینکه ساعتها به امرِش به محدودیتِ خوردن و نوشیدن و «نه گفتن به خودم» چشم بگم قشنگه؛ خودِ آدم مهارنشدنیه، تو قایمکی فحش میدی و غیبت میکنی میگی بعداً درستش میکنم، حالا برایِ مهارِ خودت و نه گفتن به تمایلاتِ نفْسِ خودت میگی چشم. تسلیماً لِاَمرک و لا مَعبودَ سِواکَ، محدودیته؟ محدودیتی که تو برام بذاری رویِ جفتچشمامه. هم گرفتنش رو، هم نگرفتنش رو وقتِ بیماری. حالا که پرسید «چرا؟» گفتم «چون خدا گفته.»
دلِ من، پیشکشِ تو ؛ دلدادهام به هوایِ تو …
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ سومین روزِ سفرت بخیر؛
پروازت بیخطر…🌿
میگه «تاحالا شده پشتِ در اتاقت نماز بخونی، قرآن بخونی، که یه وقت ناغافِل نیان و بد و بیراه به باورهات نگن؟ نگرانِ خودم نیستم، خودم مهم نیستم.» هیچی دیگه، همین.
Repost from 🌱پرسه
خب دیگه به آغوش خاک برگشت:)
نماز تونستید امشب بخونید ممنونتون میشم
محمود پسر شیرینعلی
سعدی:
تو را عزِّ لولاک تمكين بس است
ثنایِ تو طٰـــــه و یٰس بس است
چه وصفــت كند سعدیِ ناتمام
عليکِالصلوة ای نَبیّ والسّـــلام.
نظامی:
كيست جز خواجــه مؤيد رای
احمدِ مُرسـل آن رسولِ خداى
شاهِ پيغمبران به تيـغ و به تاج
تيغِ او شــرع و تاجِ او مِعــراج
مولوی:
از درمها نامِ شاهـــان برکَنند
نامِ احمـــد تا ابد بر میزنند،
نامِ احمد نام جملهٔ انبیاست
چونکه صد آمد نود هم پیشِ ماست.
حافظ:
صبحخیزی و سلامتطلبی چون حافظ
هرچــه کردم همه از دولتِ قرآن کردم.
فردوسی:
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزدِ نبیّ و علی گیـــــر جای
گرت زین بد آید گناهِ من است
چنین است و این دین و راه من است
شهریار:
ستـــونِ عرشِ خدا، قائـم از قیامِ محمد(ص)
بین که سر به کجا میکشد، مقامِ محمد(ص)
به جز فرشتــه عرش آشیانِ وحیِ الهی
پرنده پر نتواند زدن، به بامِ محمد(ص)
خب پس تنها گزینهای که برا هفتسینِ اینایی که فازِ قرآنزدایی گرفتن میمونه؛ «بیشعوری»ه :))
سعدی:
تو را عزِّ لولاک تمكين بس است
ثنایِ تو طٰـــــه و یٰس بس است
چه وصفــت كند سعدیِ ناتمام
عليکِالصلوة ای نَبیّ والسّـــلام.
نظامی:
كيست جز خواجــه مؤيد رای
احمدِ مُرسـل آن رسولِ خداى
شاهِ پيغمبران به تيـغ و به تاج
تيغِ او شــرع و تاجِ او مِعــراج
مولوی:
از درمها نامِ شاهـــان برکَنند
نامِ احمـــد تا ابد بر میزنند،
نامِ احمد نام جملهٔ انبیاست
چونکه صد آمد نود هم پیشِ ماست.
حافظ:
صبحخیزی و سلامتطلبی چون حافظ
هرچــه کردم همه از دولتِ قرآن کردم.
فردوسی:
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزدِ نبیّ و علی گیـــــر جای
گرت زین بد آید گناهِ من است
چنین است و این دین و راه من است
شهریار:
ستـــونِ عرشِ خدا، قائـم از قیامِ محمد(ص)
بین که سر به کجا میکشد، مقامِ محمد(ص)
به جز فرشتــه عرش آشیانِ وحیِ الهی
پرنده پر نتواند زدن، به بامِ محمد(ص)
خب پس تنها گزینهای که برا هفتسینِ اینایی که فازِ قرآنزدایی گرفتن میمونه؛ «بیشعوری»ه =))
وقتی یادت میفتـه حافـــظ هم حافظِ قرآن بوده و دست به دامنِ شاهنامه میشی؛ ولی حکیم فردوسی هم میزنه تو دهنت:
«منم بندهٔ اهلِ بیــتِ نبی
ستایندهٔ خاک پایِ وصی»
«هر آنکس که در جانش بغضِ علیست
ازو زارتر در جهان زار کیست؟»
۳۶۵۶ نفر هم لایک میکنن؟ و حتماً بعدش میگن احسنت بانو به این نگاهِ ظریف و ایدهیِ نابتون.
خدایا از تو میخواهم؛ آنچه اجابت کنی از دعایم..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ دومین روزِ سفرت بخیر؛
پروازت بیخطر…🕊️
دمِ افطار اسمتو بُردم، خداکنه اسمِ منم ببری؛ عزیزترین مهمان بر سر سفرهٔ مهمانیِ خدا.🌱
خبرِ خوب اینکه ۱۰ دقیقه دیگه شبکه چهار؛ زندگی پس از زندگی شروع میشه و آخ جون.
هر روز ماهِ مبارک رمضان؛ ساعت ۱۷:۳۰ شبکه چهار.
پدیدهای بنامِ زنزندگیآزادی؛ برای تحویل سال بری پیشِ حافظ، کِیفـــور و شنگول استوری بذاری که نذاشتیـــم صدایِ قرآن شنیده بشه.
سرِ هفتسین دیوانِ حافــــظ بذاری ولی شعورت نرسه که این حافظِ طفلک، حافظ کل قرآن بوده که بهش میگن حافظ، در نهایت هم حافظیهیِ شیراز رو به گند بکشی، شیشهٔ مقبره رو بشکنی، رو سنگ قبــــر با کفـــش وایستی، وقتی که برمیگردی هم اشغالِ چیپس و ماسک و گلهای لِه شدهی زیر پات بمونه؛ گویی مغول حمله کرده.
واقعیت اینه که تو روشنفــکر نیستی، یک رأس بیشعوری و ادارهٔ یک طویله هم از عهدهت خارجه.
شیشهٔ ماشین رو یه کوچولو دادم پایین، از بینِ اونهمه قطراتِ بارون فقط یه قطــره ریخت رو پیشونیم، یعنی یه فرشته به امرِ خدا اون قطرهٔ بارونی رو همراهی کرده و مقصدِ مشخصِ اون قطرهٔ کوچیک هم پیشونیِ من بوده، چرا همهچیِ خدا انقدر قشنگه؟
به رسمِ بهشتگرافی-پیجِ مرحومَم- ماهِ زیبایِ رمضان، هر سحر همدیگهرو بدرقه میکنیم.🌱
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ اولین روزِ سفرت بخیر؛
پروازت بیخطر..🤍
