☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
الذهاب إلى القناة على Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
إظهار المزيد4 997
المشتركون
+224 ساعات
+417 أيام
+27230 أيام
أرشيف المشاركات
تو با منی، حتی وقتهایی که فکر کردم تنهام..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ روزِ بیستوپنجمِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر…♥️
یه جایی نوشته بود «اینجا هنوز هم؛ نزدیکِ افطار بویِ نانِ داغ میآید.» مشغولِ کار بودم، همسایهیِ محل کارمون که گفته بودم- معدهشو عمل کرده- درِ دفتر رو زد، یه ظرف از ناهارِ ظهرش رو با یه تیکه نون و یه گوجهیِ خُرد شده برامون آورده بود؛ گفت ظهر داشتم اینو درست میکردم؛ یه لحظه گفتم شاید بویِ سیر و پیازش بهتون بخوره، عذاب وجدان گرفتم؛ گفتم اذانِ مغرب که شد براتون یه ظرف بیارم. اره خلاصــــه؛ اینجـا هنوز هم نزدیکِ افطار، بویِ معرفت میآید.
تو آغاز و پایانِ همهیِ اموری؛ من هیـــچم..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ روزِ بیستوچهارمِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر…🌱
میگم بعضی آدمها برایِ انسان تلهان؛ تو میدونی نباید به اینها نزدیک بشی، میدونی در پسِ این نزدیک شدن یک تَله نهفته، نه راهِ پس داری نه راهِ پیش، ولی وقتی نزدیک میشی همزمان با در تله افتادنت بازم نمیتونی به عقب برگردی؛حتی اگه به هدفت برسی بازم گرفتار میشی. سر تکون داد به نشـــونهیِ تایید و ذوقِ ناشی از درک شدن رو تویِ چشمهاش میدیدم.پرسید «مثلِ کی؟»
گفتم: «مثلِ اوکراین برایِ روسیه.»
پونزده ثانیه زُل زد بهم؛ فکر کنم ازم ناامید شد =))
وقتی فیلمِ اعترافات قاتل کیان رو تو کانال گذاشتم؛ نوشتم امیدوارم تو پیجِ مادر کیان هشتگی براش زده نشه؛ امیدِ واهی بود، چون ایشون میگه این قاتل همشهریِ منه پس قاتل نیست؛ اوجِ استدلال!
لذا یک عدد قاتلِ غیرهمشهری؛ ترجیحاً از همون نیروهایی که داد میزدن نرو جلو، برگرد، در حدِ نو و غیرقابلِ استفاده در هشتگها؛ جوری که شاهـزاده هم ناراحت نشه نیازمندیم؛ گویا شرایط اینه.
چند سال پیش تجمع روزِ عاشورا در تهران؛ مداح آخرِ مراسم رو به روایاتی از مظلومیتِ فلسطین و یمن اختصاص داد، یه بندهخدایی کنارم نشسته بود زیرِ لب گفت «ای بابا! نمیدونم چرا اصرار دارن امام حسین رو وصل کنن به یمن و فلسطین؟ چه ربطی داره اصلا؟» و پاشد رفت. من اونجا دینِ دکوری رو دیدم؛ و این در پَستوی خانه پنهان کردنِ دین رو؛ تا دههیِ محرم- یادِ حرف یکی از اساتید افتادم؛ میگفت «کلّ یومٍ عاشــورا و کلّ ارضٍ کربلا» مسلمون!
تو تا پایانِ تاریخ لشکرِ اشقیاء و حرملههایِ زمان رو خواهی دید، و اگر انتخاب کنی که نَبینی و عظمتِ قیامِ حسینی رو تا حدِ «در همان تاریخ ماندن» تنَزّل ببخشی، باختی؛ مگر باخت غیر از «نفهمیدن» است؟
برایِ حسیــن(ع) زندگی، عقیده و جهاد است؛ بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل اینکه زنده است، مسئولیتِ جهاد در راهِ عقیده را دارد، انسانِ زنده، مسئول است و نه فقط انسانِ توانا؛ و از حسین، زندهتر کیست؟ هلمن ناصرٍ یَنصُرنی سوالی از تاریخِ فردایِ بشر است؛ از آیندگان، از همهیِ ما؛ سوالی برای سنجشِ عیارِ ما.
کاش دنبالِ اون بندهخدا میرفتم و بهش میگفتم «ربطش به اینه که امروزه در هیئتی که دغدغه مبارزه با اسرائیلِ شرّ مطلق نباشد، شمـــر هم سینه میزند؛ باباجان.»
تو آگاهی از آنچه که در دلِ من پنهان است…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ روزِ بیستوسومِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر…♥️
