☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
الذهاب إلى القناة على Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
إظهار المزيد5 040
المشتركون
+124 ساعات
+127 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
کاش بدونم در شرایطیکه دنیا به واسطهٔ وجودِ شرِّ مطلقِ صهیونیست و غرب داره به قهقرا میره و قطعنامههایِ بیفایدهٔ سازمانملل دقیقاً توسطِ همین غربیها وِتو میشه و جنگ، نبردِ واضحِ خیر و شَره؛ اصرار به ادبیاتِ شُل و آبکیِ بیاین همگی باهم دوست باشیم، گفتگو کنیم و دعوا نکنیم تا دنیا جایِ قشنگتری بشه، خطاب به عاملینِ این جنایتهایِ عمدی دقیقاً چه کاربردی داره؟ یعنی اونها برای توقفِ جنایات و توحّشی که با حیاتشون گره خورده؛ منتظـرِ پند و اندرز بودن تا الآن؟
انقدر نیازمندِ تفسیر و ترجمه بودن در این شرایط جنگی که «هم برای جبههٔ باطل شرایطِ مرگ و زندگیست، هم برای جبههٔ حق» و تعارف در برابرِ واقعیات و اقتضائاتِ تحولاتِ جهان واقعاً نوبره.
«که هرکو سلیحش به دشمن دهد
همی خویشتن را به کُشتن دهد..»
- گفتم استاد! خیلی راحت بگویید معنیِ این بیت چه میشود؟ خب سلاح بدهیم به دشمن؛ عوضش با ما آشتی میکند و دعواها تمام میشود و جهان میشود محلِ زیستنِ مسالمتآمیز. اصلا سلاح به چه درد میخورد؟ منوّرالفکر نداشتند که بگوید جنابِ فردوسی هم چه جنگطلبی بوده؟ تازه سعدی را ندیدی:
-
«نگویم ز جنگِ بداندیـش ترس
در آوازهٔ صلــح، از او بیش ترس،
بسا کَس بهروز آیتِ صلح خواند
چو شب شد
سِپه بر سرِ خُفته راند..»
-
گفت در جهانیکه محضِ امتحانکردن ساختههای دست بشر؛ بمبِ اتمی بر سر مردم میریزند که ببیند دکمهاش خوب کار میکند یا نه! نمیتوانی با زبانِ گوگولی با کفتارها سخن بگویی. خباثتِ کفتار که بر سرِ سلاح تو نیست؛ خباثتِ او ذاتیست. میخواهی بدانی چرا «کفتار»؟ نگاهی به سرهای بریدهٔ کودکان و اعضای بدنِ غیرنظامیان که در کیسه جا شدهاند بکن. به این هم قانع نمیشوند. سوریه و یمن و عراق و افغانستان و غزه و حالا لبنان. بیشتر هم پیش میروند. بیشتر و بیشتر تا جاییکه جنونشان ارضا شود. اگر زورشان نرسد هم امانت میدهند تا آرامآرام شُل کنی و دست از آرمانتهایت بکشی.بعد گردنت را بزنند. «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ. تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم» برایِ همین وقتهاست. آنها را دلرحم و منطقی و در چارچوبِ قواعد دانستن و با آنها ساختن و پالسِ آشتی با کسی که اساساً برایِ شَر آمده، بلانسبت عینِ حماقت و بلاهت است. خصوصاً اگر یکبار امتحان هم پس داده باشند.
یککلام اگر بخواهی؛
اول با چربزبانی و چراغسبز و “من تورا برایِ زندگی میخواهم” لُختت میکند، بعد که خیالش راحت شد دیگر چیزی در چَنته نداری؛ خرخرهات را میجود.
مگر اینها را در کُتبِ سیاسی نمینویسند؟
دربارهٔ این پست.
«خواص» در تمام سطـوح [چه صفحاتِ مجازیِ خودتحلیلگرپندار و چه سطوح بالاتر] بجایِ تعمُق بیشتر و تفهیمِ «اصــل» بجای حاشیه، این روزها مُدام دنبال عقدهگشایی و تخریبن.
تبریک میگم.
هیچکس اندازهٔ شما خواصِ منفعتطلب نمیتونه تا اینحد برداشتهایِ سطحی و همچنان در حال و هوایِ رقابتِ انتخاباتی، از این تصمیمات داشته باشه. بیچــاره مخاطبی که خودش رو عوامِ ناآگاه میدونه و شما رو خواصِ آگاهِ لازمالاتباع.
دربارهٔ این پست.
«خواص» در تمام سطوح [هم بعضی توییتریها و کانالهایِ خودتحلیلگرپندار و هم سطوح بالاتر] بجایِ تعمُق بیشتر و تفهیمِ «اصل» بجای حاشیه، این روزها مُدام دنبال عقدهگشایی و تخریبن.
تبریک میگم.
هیچکس اندازهٔ شما خواصِ منفعتطلب نمیتونه تا اینحد برداشتهایِ سطحی و همچنان در حال و هوایِ رقابتِ انتخاباتی، از این تصمیمات داشته باشه. بیچــاره مخاطبی که خودش رو عوامِ ناآگاه میدونه و شما رو خواصِ آگاهِ لازمالاتباع.
دوپهلو حرف زدن و ملاحظهی این را کردن که اگر ما مواضع انقلابیمان را صریح بیان کنیم، فلان آدم، فلان دسته، فلان شخصیّت ممکن است ناراحت بشوند، این ملاحظات را ایشان [آقای رئیسی] نداشت؛ یعنی مواضــعِ انقلابی خودش را، همان که به آن معتقد و پابند بود، ایشان صریح بیان میکرد. در اوّلین مصاحبهای که ایشان کرد، از او راجع به ارتباط با فلان کشور پرسیدند که شما ارتباط برقرار میکنید، ایشان گفت خیر! صریح؛ یعنی بیهیچ ملاحظه و حاشیه و لابهلا [چیزی گفتن]؛ نخیر، ایشان صریح بود. در همهی موارد، آنجور که ما دیده بودیم، ایشان همینجور بود.
۱۴۰۳/۴/۱۷- رهبر انقلاب.
-مَردِ حکمت.
آنچه او در خشتِ خام ببیند؛ خواص در آینهٔ صیقلزده هم نخواهند دید.
در تیتر روزنامهٔ سازندگی میخونید:
«رییسجمهور اگر توانست با ترامپ و هریس دیدار کند.»
اگر توانست؟
اگر آنها اجازه دادند، دیدار کند و بگوید ما که به همهٔ زیر و بَمِ برجام عمل کردیم و شما بودید که از آن خارج شدید و ما باز هم دنبالتان دویدیم، میشود منّت گذاشته و به آن برگردید؟ میشود دشمنیتان را با منطقه تمام کنید؟ میشود حالا که تمامعیار از نسلکشی در غزه حمایت میکنید و یکی از محورهای مناظرههایتان «حمایتِ همهجانبهٔ مالی و تسلیحاتی و تبلیغاتی از اسراییل، در مقابلِ ایران» است؛ با ما تنشزدایی کنید؟ میشود در شورای امنیتتان هِی به ایران اتهام وارد نکنید؟ میشود سردارِ ترور شدهمان را برگردانید؟ میشود ما با شما دیدار کنیم؟
فقط سوال اینجاست که اگر علیرغمِ عمل به تمام تعهداتِ ما، باز گولمان زدند یا این دیدار را پس زدند تکلیفِ عزتِ ملی چه میشود؟
- امیدوارم که رییسجمهـور تحتِ تاثیر چنین مشاورههایِ غلطی قرار نگیره تا شاهدِ موضـع محکم و بیلکنتی از نمایندهٔ ایران باشیم. [مثلِ سخنرانیِ کمنظیر و شجاعانهٔ شهید رئیسی در سازمانملل] برایِ من درچنین موقعیتی «عزتِ ایرانِاسلامی» مهمه؛ فراتر از جناح!
من متولد پاییزم. متولدین پاییز روی فصلشان تعصب هم دارند. پاییز که میآید و آسمان که خاکستری میشود و باران نمنم میبارد، یادم میآید از پنجرهٔ آشپزخانهٔ مادرم کوچه را نگاه میکردم که چیزی قلبم را فشرد. خنکایِ باد از پنجرهٔ اشپزخانهمان به صورتم میخورد و درخت خانهٔ همسایهمان تکان میخورد. همین چند روز پیش بود که میگفتم آخجان که دیگر آفتاب با ما پدرکشتگیاش را تمام میکند. نمیدانم چرا آسمان که سیاه شد؛ دلم گواهِ بد داد. آن خانمِ گوینده صدایش لرزید. داشت از حادثهٔ مِنا میگفت. صدها حاجی در مکه جان داده بودند. چند روز قبلش که هنوز پاییز نبود، اما مقدماتِ آمدنش با برگهای زرد و نارنجی فراهم شده بود؛ جرثقیلی در مکه سقوط کرده بود و فیلمش را دیده بودم. به تنگ آمدنِ قلبم را خوب یادم هست. تکتکِ لحظاتش را. آسمان تاریک بود ولی چراغهایِ خانه را روشن نکرده بودیم. باد میوزید و باران نمنم میبارید. چند روز بعدش که باز از پنجرهٔ اشپزخانه بیرون را نگاه میکردم، پارچههایِ سیاه رو درب خانهٔ همسایههایمان نصب شده بود.
اوقاتتان را تلخ کردم اولِ پاییزی! این روزها مرا پرت میکند به خاکستریِ آسمان و چراغهایِ خاموش خانه و صدایِ لرزانِ خانم شریفیمقدم و تعدادِ حاجیها که هِی بیشتر میشد. حالا معدنچیهایِ معدنِ طبس؛ پاییز. پنجرهٔ خانهمان، کوچهای با آسمانِ خاکستریِ ابری.
سالها از درونِ #تونلها؛
هفتخوان را گذشت و نان آورد
او که نانش همیشه آجر بود
باز نان را به نرخِ جـان آورد..
زیرِ کوهـی که سنگ میبارید
کورهکــوره دوباره آتــش شد؛
در میانِ زغـالها میسـوخت
قصــهٔ تلخِ یک سیاوش شد..
-
موسیعصمتیسالها از درونِ #تونلها؛
هفت خوان را گذشت و نان آورد
او که نانش همیشه آجر بود
باز نان را به نرخِ جــان آورد..
-
موسیعصمتیبعضی صفحاتِ توییـتر رو که به قصدِ «کسبِ آگاهی» بچرخی، دچار زوال عقل میشی. دارن به این اقای مجری میتوپن که چرا به رییسجمهور توهین کردی و عقدهٔ روز میزگرد رو داری و فلان؛
درحالیکه اون ویدیویِ تقطیعنشده رو که میبینی میفهمی که عه؟ این اقای مجری که گفته «به احترامِ رای مردم و فرمایش رهبری که فرمودن موفقیتِ دولت، باعث خشنودیِ همهٔ ماست، از دولت حمایت میکنیم» پس چرا فعالینِ رسانهای اصلاحطلب دارن تو توییتر بهش فحاشی میکنن؟! اهان؛ پس ریشهٔ اونهمه جنجالسازیها و دعواهایِ زرگری و اهانتهایِ مجازی علیهِ منافع ملی اینجاهاست؟
جدا از اون؛
چرا این رگ در واکنش به توهینِ سخنگوی وزارت خارجهٔ امریکا نسبت به بخشی از حرفهایِ رئیسجمهورِ مملکت ورم نکرد؟ چرا علیرغمِ تاکیدِ چندبارهٔ اقای پزشکیان به «دعوا نکردن»، حلقهٔ نزدیک و اطرافِ ایشون با تشکیل یک کمیتهٔ تخریب (!) مدام اصرار به دعوا و ساختنِ یک نمایهٔ دیکتاتوری از مفهــومِ این وفاق دارن؟ مفهومِ آزادیِ بیانِ مدنظر؛ صرفاً در پرت کردنِ میکرفون در میزگردِ انتخاباتی صداوسیما خلاصه میشه و هشتگِ «صدایش را قطع نکنید»؟
پس یادداشت میکنیم:
«وفاق» با دانشجویِ هتاک به مقدسات و حامیانِ فتنه بله؛ اما با هرکی که اندک انتقاد یا مخالفتی با اونها داشته باشه؛ خیر.
بحث بر سرِ بهجایی یا نابجاییِ این حرفها نیست؛ بلکه موضوع استانداردهایِ دوگانهٔ اینهاست. تناقضاتِ بیپایان اصلاحطلبان!
«اضحکوا قلیلاً ولکن ستَبکون کثیراً»
و این صُحبتا :) بیش باد از این زیباییها.
پارسال به ذوق اینو گذاشتم، امسال به بُغض.
یک فریم از رنجهایِ زیســتن در این دنیــا..:)💔
«ادعا» عجب پدیدهٔ عجیبیه.
تا دیروز عافیتطلبانه منبر میرفت و میگفت غزه به ما چه؟ اینا سُنیان و دشمنِ اهلبیت و ناصبی. [که نیستن.]
امروز که فرماندهانِ شیعهٔ حزبالله و مردمِ لبنان در حملهٔ وحوشِ صهونیست شهید شدن هم در سکوت فرو رفته و باز به ما چه؟
غرضِ این جماعت آمادهخور؛ گوشهنشینی تا وقتِ برداشت محصوله! نه چیز بیشتر.
احتمالاً تا الان دورهٔ طلیعهٔ استاد غلامی رو ثبت نام کردید، ولی اگه مثلِ من دقیقه نوَدی هستید؛ تا یک مهرماه فرصتِ ثبت نام هست. علاوه بر این؛ دکتر زادبر هم دورهٔ جریانشناسیِ سیاسی رو برگزار میکنن. پیشنهاد میکنم که به هیچوجه از دست ندید.
•طلیعهٔ حکمت: سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری.
•طلیعهٔ نور: تفسیرِ قرآن کریم.
•مشکل در پرداختِ شهریه مانع ثبتنام نیست، میتونید باهاشون در میون بذارید.
•ثبت نام از طریقِ سایت.
•اطلاعات بیشتر در کانالِ بنیاد شهید پالیزوانی.
-معتقدم یکی از اون منابعی که میتونه به تقویتِ مبانی فکری کمک کنه؛ آثار شهید مطهریه.
-میتونید این مطلب رو هم بخونید؛ «چرا آثار شهید مطهری؟»
۴ ماه گذشت. سختمه ولی فکر میکنم باید کمکم باور کنم با سوختنِ رئیسیِ عزیز و امیرعبداللهیان؛ خیلیچیزا هم حوالیِ ورزقان سوخت و گم شد و برنگشت..
-حواسِـمون به قیــمتها باشه!
-درُست نگاه کنیم به امامصادق(
ع)،
-درُست دوستشون داشته باشیم،
-موقعی قدرشون رو میدونیم که…
•استاد شجاعی| پیشنهادِ خوب..🤍