ar
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

الذهاب إلى القناة على Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

إظهار المزيد
4 871
المشتركون
+1124 ساعات
+737 أيام
+12130 أيام
أرشيف المشاركات
هرچه صــدا کردیم؛ «ابراهیــــم!» اسمِ تو حتی برنگشت از کوه، آن‌قَدَر روحَت بی‌قـــراری کرد، جسمِ تو حتی برنگشت از کوه..

در کنارِ این نوع مشاوره‌هایِ خلافِ «وفاق»، الحق و الانصاف وقتی می‌بینم اون‌هایی که از جابجاییِ تابلویِ عکس حاج‌قاسم در فلان نشست خبریِ وزارت امور خاجهٔ دولت سیزدهم بعنوان یک ناکارآمدی و بی‌عرضگی و زبانِ دنیا نابلدی و خفّت و سیاست‌نادانی برداشت می‌کردن و یا سرِ نماز خوندنِ شهید‌رئیسی، هرچه طعنه و تمسخر از قلبِ مریض‌شون بود بیرون می‌ریختن و حتی به اون سخنرانیِ معروفِ بی‌لکنتِ بی‌ایراد در سازمان‌ملل هم خُرده می‌گرفتن و ذلیلانه می‌گفتن چرا در غرب با زبانِ تهدید حرف زدی؛ از دیشب برایِ این بخش از گفتگوی پزشکیان کف و سوت می‌زنن و اکلیلی می‌شن و بولدش می‌کنن و پرسش‌گرها رو متهم به خَش انداختن روی چینیِ نازکِ وفاق؛ واقعاً تعجب می‌کنم! از این دوگانگیِ فاحشِ مدعیان. [منظورم این بخشه] مجری از اقای پزشکیان می‌پرسه: این سوالِ من در حوزهٔ سیاست‌خارجه‌ست، چرا اولین سفرِ شما عراقه و ما چه توسعهٔ مناسباتی در عراق خواهیم داشت؟ اقای پزشکیان می‌گه: والا راستش رو بخواین زودتر می‌خواستیم بریم نجف، برایِ زیارت حضرت علی(ع)، من بیشتر دید و نگاهم از مولا علی‌ست؛ نمی‌شه بهشون عشق بوَرزیم اما به توصیه‌هاشون عمل نکنیم و… در کنارِ این‌ها مجبوریم دیپلماسی هم داشته باشیم! پیشاپیش زیارتتون قبول آقایِ پزشکیان. اما برایِ ما یه ابهامی پیش اومد که شما به این سوال که در حوزهٔ توسعهٔ مناسبات سیاسی با دولتِ عراق بود جواب ندادید؛ چرا اکانت‌هایِ اصلاح‌طلبی که تا چندماه پیش به جانِ طول و عرضِ میز جلساتِ بین‌المللی دولت نِق می‌زدن که دولتِ سیزدهم در سیاستِ خارجی تعطیله و ستونِ روزنامه‌هاشون پر بود از انگِ پوپولیسم بر پیشانیِ سفرهای استانیِ هر روزهٔ شهید رئیسی، اون‌هم با هدفِ یأس و بدبینیِ مخاطب؛ هنوز گفتگویِ شما تموم نشده از این بخش دستاورد‌سازی می‌کنن و دست و جیغ و هورا و گویی هر کُنشی جز این مساوی‌ست با دشمنی با «وفاق»؟ شعارِ «وفاق» سیاست‌زده شد یا تحوّلی در این خُرده‌رسانه‌هایِ جناح‌طلب رخ داده؟ زیاد به سوت و جیغ‌هایِ این جماعتی که اساساً خودشون هم نمی‌دونن محورهایِ اصلی گفتگویِ دیشب چی بود و اگر در آینده اقدامِ مثبتی در راستایِ منافع ملی هم انجام بدید و دلخواهِ این‌ها نباشه اون رو به حاشیه خواهند برد، امید نبندید! تجربه «صــدقِ دلِ» این‌هارو ثابت نکرده.

عجب! از «وفاق و باهم دعــوا نکنیم» می‌گید ولی توصیه به «دعوا و جنجال» می‌کنید؟ از حرف‌هایِ پر از تناقضِ همّتی که انگار همچنان
عجب! از «وفاق و باهم دعــوا نکنیم» می‌گید ولی توصیه به «دعوا و جنجال» می‌کنید؟ از حرف‌هایِ پر از تناقضِ همّتی که انگار همچنان پشتِ تریبون مناظره‌هایِ انتخاباتی نشسته و حریف می‌طلبه؛ تمجید می‌کنید ولی عملکردِ همّتی [که اسبِ زین‌شده هیچ! افسارِ پاره هم نبود] رو سانسور می‌کنید؟ بالاخره متوجه نشدیم، بیاید بجایِ دعوا گفتگو کنیم؟ یا در مواردی جنجال و کل‌کل کنیم نِمودِ بهتری داره؟ جنابِ آقای همّتی از دستاورد‌هایِ دوران تصدیِ خودشون دقیقاً قبل از دولتِ سیزدهم حرفی نزد؟ چون توی شبکهٔ خبر از رشد بیش از ۴.۵ درصدیِ اقتصاد در دولتِ سیزدهم ناراضی بود؛ به هرحال ایجادِ آمارِ رشدِ منفیِ اقتصاد واقعاً هنر می‌خواد. خلاصه آقای پزشکیان، اون‌جا که می‌گفتیم «خدا شمارو از شرِّ مکرِ مشاوره‌هایِ این‌ رسانه‌‌هایِ ‌خودکارشناس‌پندار در امان بداره» همین‌ جاهاست.

الحق و الانصاف وقتی می‌بینم اون‌هایی که از جابجاییِ تابلویِ عکس حاج‌قاسم در فلان نشست خبریِ وزارت امور خاجهٔ دولت سیزدهم بعنوان یک ناکارآمدی و بی‌عرضگی و زبانِ دنیا نابلدی و خفّت و سیاست‌نادانی برداشت می‌کردن و یا سرِ نماز خوندنِ شهید‌رئیسی، هرچه طعنه و تمسخر از قلبِ مریض‌شون بود بیرون می‌ریختن و حتی به اون سخنرانیِ معروفِ بی‌لکنت در سازمان‌ملل هم خُرده می‌گرفتن که چرا در غرب، با زبانِ تهدید حرف زدی؛ امشب برایِ این بخش از گفتگوی پزشکیان با مردم کف و سوت می‌زنن و اکلیلی می‌شن و قبل از این‌که کسی سوالی بپرسه، سریعاً همون بخش رو بولد می‌کنن و پرسش‌گرها رو متهم به خَش انداختن روی شعارِ وفاق؛ تعجب می‌کنم! مجری از اقای پزشکیان می‌پرسه: این سوالِ من در حوزهٔ سیاست‌خارجه‌ست، چرا اولین سفرِ شما عراقه و ما چه توسعهٔ مناسباتی در عراق خواهیم داشت؟ اقای پزشکیان می‌گه: راستش رو بخواین زودتر از این‌ها می‌خواستیم بریم نجف برایِ زیارت حضرت علی(ع)، من بیشتر دید و نگاهم از مولا علی‌ست؛ نمی‌شه بهشون عشق بوَرزیم اما به توصیه‌هاشون عمل نکنیم و … در نهایت می‌گه در کنارِ این‌ها مجبوریم دیپلماسی هم داشته باشیم! پیشاپیش زیارتتون قبول آقایِ پزشکیان. اما برایِ ما یه ابهامی پیش اومد که شما به این سوال در حوزهٔ توسعهٔ مناسبات سیاسی با دولتِ عراق بود جواب ندادید؛ چرا اکانت‌هایِ اصلاح‌طلبی که تا چندماه پیش به جانِ طول و عرضِ میز جلساتِ بین‌المللی دولت نِق می‌زدن که دولتِ سیزدهم در سیاستِ خارجی تعطیله؛ حالا هنوز گفتگویِ شما تموم نشده از این بخش دستاورد می‌سازن و جیغ و هورا و هر کُنشی جز این مساوی‌ست با مخالفت با «وفاق»؟ زیاد به کف و سوت و جیغ‌هایِ این جماعتی که اساساً خودشون هم نمی‌دونن محورهایِ گفتگویِ امشب چی بود و اگر در آینده اقدامِ مثبتی هم انجام بدید و دلخواهِ این‌ها نباشه اون رو به حاشیه خواهند برد، امید نبندید! تجربه «صــدقِ دلِ» این‌هارو ثابت نکرده.

ما بابتِ این «اصالت و نجابَت» از شما ممنونیم؛ خانمِ جوانمردی.🤍

دیشب مسابقاتِ پارالمپیک رو نگاه می‌کردم، پرتاب وزنه «ظفر ذاکر» و تک‌تکِ حرکاتش رو. از رویِ ویلچر با زحمت پاهاش رو به دست گرفت و خودش رو با بندِ مخصوص محکم بست و هربار که بدنش رویِ اون جایگاه تکون می‌خورد؛ باز خودش، خودش رو محکم می‌بست و وزنه رو پرت می‌کرد. هربار تلاشِ بیشتر و بیشتر. و هربار زیرِ لب می‌گفتم «یا ابالفضل» و هربار انگار خجالت می‌کشیدم از خودم. دیشب خبر اومد از مدال بازموند و نتونست مدال بگیره؛ چقدر غصه‌شو خوردم، اما الان خوندم بعد از اعتراضِ مسئولینِ ایرانی ظفر ذاکر مدالِ نقره گرفت، پرستو‌حبیبی هم مدالِ نقرهٔ پارادومیدانی، زهرا رحیمی هم در پاراتکواندو نقره گرفت! پرستو حبیبی اولین ‌مدال‌آورِ پادادومیدانی در رشتهٔ پرتابِ کلاب محســوب می‌شه. تمومِ این مدال‌هـا طلاست، از اون طلا واقعـی‌ها. واقعیِ واقعی! مسابقاتِ بچه‌هایِ پارالمپیک همه‌ش طلاییه. نه از غُصـه‌الکی‌ها و قصه‌بافتن‌ها؛ بلکه از دیدنِ «تلاش و کم نیاوردنِ واقعی.» شُکرت خدا! مبارکه‌ها.♥️

«نمی‌تونم بگـــم، بماند…» بماند؛ بماند؛ بماند؛ برایِ روزی که پرده‌ها از میان برداشته می‌شود..

اگه به کسی برنمی‌خوره؛ ما یه یادآوریِ کوچیک به اقایِ همتی بکنیم که در روزِ اول آغاز به‌کارش در وزارت اقتصاد با ناراحتی گفته ما داریم دولتِ چهاردهم رو با ۳۵٪ تورّم تحویل می‌گیریم و ۵ ساله تورّمِ بالایِ ۴۰٪ داریم؛ گویا فراموش کرده «خودش» چه آماری رو تحویلِ آقای رئیسی داده. بالاترین حد نقدینگی در ۴۰ سالِ گذشته [۴۰.۲٪ که در سال ۱۴۰۲ به ۲۴٪ رسید] رشد اقتصادیِ منفی [که در دولتِ سیزدهم به میانگینِ بالای ۴٪رسید] رشدِ ۲۵۰ درصدی نرخِ ارز و از عواملِ اصلیِ تورمِ بالای ۴۵٪ [طبق گزارشِ مرکز آمار ۴۶٪ و طبقِ گزارشِ بانک مرکزی ۵۸٪.] یه وقت جسارت نباشه البته.🙏🏻🌹

ما هم دلمون می‌خواد این «وفاق» اجرا بشه. اما دو طرفه اجرا بشه، در وهلهٔ اول از همین اصلاح‌طلبان و تبلیغ‌کنندگانِ دولتِ مستقرِ
ما هم دلمون می‌خواد این «وفاق» اجرا بشه. اما دو طرفه اجرا بشه، در وهلهٔ اول از همین اصلاح‌طلبان و تبلیغ‌کنندگانِ دولتِ مستقرِ شعاردهنده هم شروع بشه، نمی‌شه توهین‌ها و چرت‌وپرت‌ها از طرفِ اصلاح‌طلبان همچنان ادامه داشته باشه ولی وقتی نوبتِ انتقاد به حضورِ اشخاصِ حامیِ فتنه در انتصابات که شد؛ دادِ وفاق بزنیم و چُماقِ وفاق برداریم! «وفاقِ یک‌طرفه و پشت میکروفون» صرفاً در دایرهٔ همون «کارهایِ نمایشی» جا می‌گیره!

Repost from عشقه ‌🎒
‌ اصلاح‌طلب‌ها استادِ شعارسازی هستند. دهه هفتاد شعار «تسامح و تساهل» دادند که دین اسلام، دینِ سمحه و سهله هست، نباید سخت گرفت و خشونت به خرج داد. مناظرات مرحوم علامه مصباح در دهه هفتاد هست. بعد شعار «اصلاحات» رو اعلام کردند که رسما نامِ جبهه و جریانشون هم به همین تغییر کرد. رهبرانقلاب بارها فرمودند بیایید دقیقا مشخص کنید منظور شما از «اصلاح» چیه؟! اصلاح در چی و کجا؟! دهه نود شعار «آشتی ملی» رو مطرح کردند که رهبری صراحتا مخالفت کرد. آقا فرمودند: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد، البته مردم ما با کسانی که در سال ۸۸ به روز عاشورای حسینی اهانت کردند و با قساوت و لودگی و بی‌حیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر هستند و با آن‌ها آشتی هم نمی‌کنند.» حالا شعار «وفاق ملی» رو مطرح کردند؛ با همون نگاهِ نفوذدادنِ جریانِ فتنه‌گرِ زن‌زندگی‌آزادی در دستگاه‌های دولتی! چرا وفاق ملی؟! چون این شعار خلافِ شعارهای قبلی رنگ و بوی فتنه نداره و همین شعار رو رهبرانقلاب در سال ۱۴۰۰ خطاب به شهید رئیسی عزیز اعلام کردند. :))) ‌

هدیه‌ای که در حسینیهٔ امام به اعضایِ دولت داده شد؛ توجه‌م به اون قسمتی از نامه جلب شد که می‌فرماید «لکن زنهار! زنهــار از دشمنِ خود پس از آشتی کردن، زیرا گاهى دشمن نزدیک مى‌شود تا غافلگیر کند، پس دوراندیش باش و خوشبینیِ خود را متهم کن..» نمونهٔ عینیِ این اتفاق رو هم داشتیم در سال‌های گذشته؛ برجام! که علیرغمِ توصیه‌هایِ اکید به بدبینی نسبت به اعتماد به دشمن؛ اما دلسوزانِ واقع‌بین به «کاسبیِ تحریم و دلواپسی» متهــم می‌شدن..

تا حدِ زیادی از این عاقبت ترسیدم :)

«امیرکبیر» سه‌سال در کشور حکومت کرد؛ کارهای بزرگی را بنیان‌گذاری کرد. خودِ «آقای رئیسی عزیزِ ما» سه سال حکومت کرد و ریاست کرد
«امیرکبیر» سه‌سال در کشور حکومت کرد؛ کارهای بزرگی را بنیان‌گذاری کرد. خودِ «آقای رئیسی عزیزِ ما» سه سال حکومت کرد و ریاست کرد. کارهای خوبی ایشان انجام داد و بعضی‌ کارها را پایه‌گذاری کرد که ان‌شاءالله ثمره‌اش را بعدها کشور خواهد دید... -رهبرِانقلاب. ۱۴۰۳/۶/۶. پ.ن: امیرکبیر! عنوانی که این سال‌ها توسطِ لیبرال‌ها مُصادره می‌شد. خاطرم هست استاد ازغدی تو یه جلسه‌ای می‌گفت زمانی‌که امیرکبیر می‌خواست در زمینهٔ توپ‌سازی اقدام کنه و ضعفِ توانِ دفاعیِ کشور رو جبران کنه؛ از لحاظِ تامین فلز موردنیازِ ساخت سلاح مشکل ایجاد شد و امیرکبیر فراخوانی داد که مردم دیگ‌هایِ اضافه‌شون رو برایِ تامین فلزاتِ موردنیاز برایِ ساختِ توپ بیارن. همون‌موقع بود که انگلیسی‌ها شایعه کردن که اینا می‌خوان شما گرسنه بمونید؛ حتی به ظرف غذایِ شما هم رحم نمی‌کنن تا جنگ راه بندازن. گرچه نتیجه این شد که این طرحِ امیرکبیر ناکام موند و در نهایت همون انگلیسی‌ها از جنوبِ ایران به کشور حمله کردن، اما بحثم بر نقطهٔ اشتراکِ تفکر امیرکبیر و شهید‌رئیسی در همین «نگاه حداکثری به توانِ داخلی» و «چشم ‌ندوختن به بیگانه»‌ست. تفکّری که از عللِ ماندگاری‌ست.

من یه دایی دارم که در سیـاست دستِ پرباری بر آتش داره. هربار که تو این فضایِ واگیردارِ صفر و صدی نیاز به هم‌صحبتی با اهلِ‌فــن دارم و بهش زنگ می‌زنم؛ ساعت‌ها بدونِ اگر و امّا و تکفیر و تخریب و نگاهِ «چون من بهتر از توام، پس له‌ت می‌کنم»ِ رایج، باهم مباحثه می‌کنیم و به ابهاماتم جوابِ خوب می‌ده. و من احساسِ امنیتِ خاطر می‌کنم. همون‌طور که جوابِ خیلی از سوالات‌م رو لابه‌لایِ یادداشت‌هایِ داییِ شهیدم -تو حاشیهٔ کتاب‌هاش- پیدا می‌کنم و متعجّب می‌شم از این نزدیکیِ قلوب. تو این فضایِ تکفیرآلودِ طعـنه‌آمیز، وجودِ آدم‌هایِ امنِ ریشه‌دار واقعاً نعمته. آدمِ امنِ بقیه باشیم..:)

این اواخر که تو کانال فعالیت می‌کنم بیشتر تلاش کردم از حاشیه دور باشم و مادامی که می‌شه از حق‌الناس‌هایِ واضح و غرض‌دار دور بود؛ به قولِ بعضی‌ها «هوایی» نزنم. اما دلیل بر این نمی‌شه که متقابلاً دربارهٔ من این اتفاق نیفته :) ولی من همچنان ترجیح می‌دم جوابِ بعضی از بی‌انصافی‌ها رو به دنیایِ دیگه‌ای -عباس‌ موزون‌فن‌ها می‌دونن- موکول کنم و درصورتِ ادامهٔ فعالیتم این‌جا رو درگیرِ این جواب‌دهی‌هایِ متقابل نکنم. لذا ممنون که این «هوایی»‌هارو بهم یادآوری می‌کنید؛ اما با استناد به قاعدهٔ «خدا می‌بینه» ترجیحِ من چیزِ دیگه‌ایه.

بخشی از بیاناتِ امروزِ رهبری: «خدارا شکرگزاریم که بحمدالله دولت با همت رئیس جمهور محترم و با کمک ارزندهٔ مجلس شکل گرفت. این خیلی نعمت بزرگی است…آقای رئیس‌جمهور برای انتخاب وزیرانی که باید با ایشان همکاری کنند با بنده هم مشورت کردند و من خب تعدادی را که می‌شناختم یا صلاحیت آنها از طرقِ مورد وثوق به ما رسیده بود اینها را تأیید کردم، بعضی‌ها را هم تأکید کردم، تعدادِ بیشتری را هم نمی‌شناختم گفتم نظری نسبت به آنها ندارم. خب بحمداللّه ایشان توانستند انتخاب را انجام بدهند و مجلس را قانع کنند و این موفقیتِ بزرگی بود خدا را سپاس می‌گوییم.» نعمتِ بزرگ؟ قطعاً. در شرایطی که انواعِ تهدیدها از داخل و خارج روانهٔ کشوره و ما بعد از فقدانِ رئیس‌جمهورِ شهید دو انتخابات رو [با حواشیِ بسیار] پشت‌سر گذاشتیم و حالا که درحالِ چینشِ زمینهٔ خون‌خواهیِ هنیهٔ عزیز هستیم؛ ثبات در داخل و ایضاً اتفاق‌نظر بینِ دولتِ جدید و قوایِ نظامی و مجموعه‌ای از این‌ها می‌شه «نعمت». آیا کابینهٔ جدید تحمیلی‌‌ست؟ خیر. رئیس‌جمهور برایِ کابینهٔ فعلی با رهبری هم مشورت کرده؛ و مشورت‌دهی با تحمیل متفاوته. آیا همهٔ اعضای کابینه با تایید رهبری انتخاب شدند؟! خیر. رهبر‌ی گفتن «تعدادِ بیشتری را که نمی‌شناختم، گفتم نظری نسبت به این‌ها ندارم» و طبیعتاً با شاخصه‌هایی که قبلاً اعلام شده بود؛ این وظیفه به عهدهٔ سایر افرادِ دخیل در مجلس و دولت بود. آیا همهٔ این‌ها مجوزی بر هزینه‌کردن از شخصیتِ حقیقی و حقوقیِ ولی‌فقیه‌ست؟! قطعاً خیر. و در این‌صورت مسئولیتِ تبعاتِ هزینه‌کردن‌هایِ مبالغه‌آمیز از رهبری در سطحِ جامعه هم با شماست؛ نه شخصِ رهبری. آیا ما باید بجایِ تبیینِ بیاناتِ رهبری؛ افرادی رو در جهتِ امیالِ سیاسی خودمون لِه کنیم تا خنک شیم؟ پاسخ با شماست. «کج‌فهمی» شاید عبارتِ بهتری باشه. همیشه با دوتا دیدگاهِ محیر‌العقول مواجه‌ایم! اولی بعد از اظهاراتِ پزشکیان در مجلس می‌گفت «ما اسکلِ نظامیم» و دومی می‌گفت «پس کابینه رو رهبری به دولت تحمیل کرده» و حالا بعد از بیاناتِ حمایت‌گرایانه و پدرانگیِ همیشگیِ امروزِ رهبری می‌گه «دیدین پس کلِ کابینه رو رهبری چیده؟» و یا «پس ما واقعاً اسکلِ نظامیم!» دقیقاً همین نگاهِ افراطی و تفریطی در برداشت‌ از بیاناتِ رهبری در دیدار با اعضای مجلس هم دیده شد؛ رهبری در عین‌ تاکید به همدلی و همراهیِ با دولت؛ چند‌شاخصه برایِ کابینهٔ جدید هم اعلام کردن. و همچنین دربارهٔ سایرِ بیاناتِ رهبری... شاید برایِ همینه که با وجودِ این‌که سال‌هاست رهبری دربارهٔ هوش‌مصنوعی، اینترنت، جهاد تبیین و رسانه هشدار می‌دن؛ ما هنوز اندرخمِ یک کوچه‌ایم. جداً در فهمِ بیاناتِ واضح رهبری چه مشکلی داریم که هر جملهٔ واضحِ ایشون رو در راستایِ چیزی که دل‌خواهِ ماست تفهمیم می‌کنیم؟

نمی‌د‌ونم اسمش چیه؟ سخت‌فهمی یا کج‌فهمی؟ با تحقیر، تخریب و تکفیرِ افرادی که دل در گرویِ این مملکت و انقلاب دارن، فقط دایره رو تنگ‌تر و مسیــر رو سخت‌تر می‌کنید. فرقی نداره از طرفِ چه کسی و به سمتِ چه کسی و با چه ژستی.

«برائتی» برائت را آن‌طور که خودش می‌خواهد نسخه می‌پیچد و آن‌جا که نخواهد برائتش را غلاف می‌کند تا با هرچه که اسلام را «جاری» می‌کند لج‌بازی کند. دیروز می‌گفت کجایِ دیانتِ ما عین سیاستِ ماست؟ امروز می‌گوید چرا در اربعین از مُشرکین و حرمله‌هایِ زمان برائت‌جویی می‌کنید؟ بی‌صدا بروید یک‌گوشه‌ای بنشینید و نهایتش آن‌گوشه‌ها راه بروید و بگویید «خدایا امامِ ما را برسان!» اربعین را به دادخواهی از مظلومینِ جهان چه‌کار؟ اصلاً شیعه را به جهاد با اسرائیل چه‌کار؟ به‌جایِ این‌که بنشینید و فقط برایِ ظهورَش دعا کنید، پرچمِ برائت از اسرائیل و «کونا للظّالم خصماً و للمظلوم عوناً» دست گرفته‌اید؟ - مختار را دیده‌اید؟ شخصیتی را نشان داد به‌نامِ سلیمانِ‌صردخزاعی، در محضرِ مُسلم نشسته بود و می‌گفت «من قیامِ شیعه را پیش از آمدنِ امام جایز نمی‌دانم» و وقتی عرصه را خالی کرد پرسیدند «سلیمان کجا می‌روی؟» گفت «می‌روم یعقوب‌وار در انتظارِ یوسف‌مان بنشینم..» خدا رحمت کند پدرت را آقای میرباقری! عجب سریالی ساختی… •هیئتِ تراز.در دنیایِ دِکوری‌ها، تو حاج‌مهدی رسولی باش.

خداوندا! تو را شکرگزارم که پس از عبدِ صالح‌ات خمینیِ عزیز، مرا در مسیر عبدِ صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی
خداوندا! تو را شکرگزارم که پس از عبدِ صالح‌ات خمینیِ عزیز، مرا در مسیر عبدِ صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تشیّع و ایران و جهانِ سیاسیِ اسلام است، خامنه‌ایِ عزیز -که جانم فدایِ جانِ او باد- قرار دادی. - حاج‌قاسم سلیمانی.

«از ادبیاتِ دشمن استفاده نکنید!» پ.ن: همین دیروز خبری منتشر شد از کاندولیزا رایـس که گفته بود «تلاش برایِ یافتن چهره‌هایِ میانه‌رو در حاکمیت ایران محکــوم به شکست هست.» لذا به همین مناسبت این بخش از بیاناتِ رهبری رو بشنویم تا ببینیم آیا «ولایت‌پذیری» برامون- از ما تا رسانه‌چی‌ها و مطبوعات- در همهٔ زمینه‌ها در اولویت قـرار داره یا صــرفاً در مواردِ گُزینشی برامون کاربرد داره؟ :)