دکتر فریبا بشر دوست
الذهاب إلى القناة على Telegram
1 059
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
1 059
🎯این سلولهای مغز هستند در حال یادگیری! هنگامی که انسان یک مهارت یا مفهوم جدید را میآموزد، نورونهای مغز با ایجاد اتصالهای تازه، مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد میکنند. این ارتباطات که «سیناپس» نام دارند، باعث گسترش شبکه عصبی مغز و تقویت پردازش اطلاعات میشوند. این فرایند تحت عنوان علمی «نورُوپلاستیسیته»...
1 059
Repost from Flora psychology archive
🎯این سلولهای مغز هستند در حال یادگیری! هنگامی که انسان یک مهارت یا مفهوم جدید را میآموزد، نورونهای مغز با ایجاد اتصالهای تازه، مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد میکنند. این ارتباطات که «سیناپس» نام دارند، باعث گسترش شبکه عصبی مغز و تقویت پردازش اطلاعات میشوند. این فرایند تحت عنوان علمی «نورُوپلاستیسیته»...
❤️❤️❤️❤️
https://t.me/fl_didaranarchive
1 059
اضطراب داری یا استرس؟!
هر دو شبیهاند… اما نه یکی!
🔹 استرس، واکنش به «یک موقعیت واقعی» است؛ مثلاً امتحان فردا، جلسهی کاری، یا یک گفتوگوی سخت.
بدن آمادهی جنگ یا گریز میشود. بعد که موقعیت تمام شد، فروکش میکند.
🔹 اضطراب اما… حتی وقتی هیچ خطری در بیرون نیست، در درون ادامه دارد.
ذهن، خطر را میسازد و تو را در حالت آمادهباش دائمی نگه میدارد.
استرس از بیرون میآید، اضطراب از درون میجوشد.
گاهی ما خیال میکنیم «زندگیمان پر از استرس است»
اما در واقع، ذهنمان پر از اضطراب است.
پند:
تا وقتی درونت آرام نشود، بیرون هرگز آرام نمیگیرد…
1 059
آرامش ذهنی؟ یا بیحسی احساسی؟
گاهی آنقدر در سکوت میمانیم که فکر میکنیم آرام شدهایم؛
اما آنچه آرام شده، قلب ما نیست، جنگ ماست.
آدمها گاهی از ترسِ طوفانهای درونشان،
تصمیم میگیرند به چیزی شبیه «آرامش» پناه ببرند
که در واقع یک خاموشی خطرناک است.
خاموشیای که نه نشانهی رشد،
که علامت فرسایش روانیست.
نه! سکوت همیشه علامت صلح نیست؛
بعضی سکوتها یعنی «تسلیم»،
یعنی «بیحسی»،
یعنی «زندگی در حالت پرواز خاموش».
پند:
گاهی باید صدای خودت را بشنوی، حتی اگر لرزان باشد؛
سکوت هم اگر طولانی شود، تو را از درون میبلعد…
1 059
«خستگی همدلی» یکی از پدیدههای مهم روانشناسیه که مخصوصاً برای آدمهای مهربون، حمایتگر و مراقب خیلی پیش میاد.
خستگی همدلی یعنی وقتی آدم بیش از حد با درد، مشکل یا سختیهای دیگران درگیر میشه
و انرژی روانی زیادی صرف حمایت از دیگران میکنه
کمکم خودش از نظر عاطفی خالی میشه و دیگه توان همدلی، دلسوزی یا حتی علاقه به کمک کردن رو نداره.
به عبارت دیگه:
«اونقدر برای دیگران سوختی که دیگه چیزی برای خودت باقی نمونده.»
_ نشانهها
بیحسی و سردی عاطفی → جایی که قبلاً گریه میکردی یا ناراحت میشدی، الان هیچ حسی نداری.
خستگی شدید روانی و جسمی → احساس فرسودگی، حتی بدون کار سنگین.
بیحوصلگی و بدخلقی → کوچکترین مسائل اعصابت رو بههم میریزه.
کاهش همدلی → جایی که قبلاً مشتاق کمک بودی، حالا بیتفاوت یا حتی عصبانی میشی.
احساس پوچی یا بیمعنایی → این حس که «به چه دردی میخوره؟ من که همیشه کمک کردم، چی شد؟»
چرا رخ میدهد؟
بیش از حد درگیر مشکلات دیگران شدن (مثل پرستاران، روانشناسان، معلمان یا حتی آدمهای خیلی مهربون در روابط شخصی).
نبود مرزهای سالم → همیشه در دسترس بودن برای همه.
کمبود بازگشت انرژی → وقتی کمک و توجه یکطرفه است و از طرف مقابل چیزی دریافت نمیکنی.
فشار طولانیمدت → همدلی مداوم بدون استراحت یا مراقبت از خود.
_ راههای پیشگیری و مدیریت
مرزبندی → یاد بگیری همیشه قرار نیست همه رو نجات بدی.
خودمراقبتی (Self-care) → ورزش، خواب کافی، سرگرمی و وقتگذرونی با آدمهای مثبت.
تقسیم بار عاطفی → با دیگران در مورد احساساتت حرف بزن، فقط خودت همهچیز رو حمل نکن.
استراحت روانی → گاهی فاصله گرفتن از اخبار منفی یا مشکلات دیگران لازمه.
یادگیری گفتن «نه» → این کلمه میتونه نجاتت بده.
خستگی همدلی به این معنی نیست که آدم بیرحم یا بیاحساس شدی
بلکه یعنی «بیش از ظرفیتت خرج کردی» و حالا باید دوباره به خودت برسی تا بتونی سالم و پایدار مهربون بمونی.
https://t.me/DrBashardoost
