یادداشتهای کافِ عین 🇮🇷⌨
الذهاب إلى القناة على Telegram
ترجیح من این است که مطلب ها را سرقت نکنند. لینک برای ارسال نظر ناشناس: https://telegram.me/harfbemanbot?start=MTYyODAyMDgy
إظهار المزيد1 794
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-1530 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
محرومیت ۴۸ ساله؛ درباره پدر مقاومت، سید موسی صدر – موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر
https://imamsadr.ir/24352/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%DB%B4%DB%B8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%9B-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%D8%8C-%D8%B3%DB%8C/
و بالاخره در مورد کارکرد گفتوگوی رسانه. گفتوگو نیازمند حدی از اختلاف و حدی از اشتراک است، در غیاب هر یک از این دو گفتوگو شکل نخواهد گرفت.
mehrnews.com/x3d3J4
و بالاخره در مورد کارکرد گفتوگوی رسانه. گفتوگو نیازمند حدی از اختلاف و حدی از اشتراک است، در غیاب هر یک از این دو گفتوگو شکل نخواهد گرفت.
mehrnews.com/x3d3J4
در مورد شان نظارتی رسانهها، نوشتم که وقتی مدیران و سیاستمداران بدانند باید در رسانه به مردم توضیح بدهند و اسنادشان در معرض دید قرار میگیرد، محتاطتر میشوند.
mehrnews.com/x3d3fT
سالها است مینویسم. نه برای انتشار. برای خودم. نه برای دل خودم، برای دیدن خودم. هر از چندی نوشتههای پیشین را مرور کردن کمک میکند نادانیهای خودت، و هوشمندیهای خودت را در محتوا ببینی. همینطور نادانیها و هوشمندیهای خودت در تکنیک را هم میبینی. از خودت بهتر نوشتن میآموزی.
از این آموختهها، یکی هم این بوده که مصداق مهم است. آدم، بر خلاف زور و فشار تاریخی مدرسیان، ماشین منطق صوری نیست. بحث مصداقی را کلی مطرح کردن کار مثمری نیست. امکان ادراک متقابل را کم میکند. و برای چه میگوییم و مینویسیم؟ گاه برای رسیدن به ادراک متقابل، ولو نرسیدن به همنظری.
اگر از حضور ارتش اسراییل در فلسطین خشمگین هستید، و در عین حال موضعی روسی یا اوکراینی در موضوعی در جایی دیگر از جهان دارید، به جای تلاش زوری بهتر این است که فاصلهی جغرافیایی فلسطین و اوکراین و فاصلهی موضع خودتان در دو موضوع را پنهان نکنید. اما سعی کنید در عین حال معقول بمانید.
اگر آن معقول بودن، به رای استاندارد و واحد رسید و شما را از تناقض رهاند، چه بهتر، اما اگر نرهاند، بودن و آشکار بودن مسأله مفیدتر از نهان کردن آن است. دیدن تناقض و ناهمخوانی موضع به ما کمک میکند و انگیزه میدهد که بیشتر تلاش کنیم. ندیدنش نه. و این از حفظ مصداق برمیآید نه حذفش.
اگر کوت کردن خطا و لغزش و بیفکری به گمانتان غیراخلاقی است، شاید این هم مسالهای است که باید به جای زیر فرش پنهان کردنش به آن بپردازید. شاید باید زبانتان را بهبود دهید یا بپذیرید که بخشی از این احساس گناه و غیراخلاقی بودن رفتار به استانداردهای منحرف جامعه مربوط است نه خطای شما.
رسانه در یک جامعهی عاقلانه چه میکند؟ میان آشوب و دیکتاتوری کدام نقطه نقطهی سلامت رسانه است؟ در مهر در موردش نوشتهام.
mehrnews.com/x3d2Yj
آیا واقعا وظیفهی رسانه سکوت است تا دولت کارش را بکند؟ یا آن طور که آن آقا گفت روایت کند و تجویز نکند؟ کوتاه در موردش نوشتهام.
mehrnews.com/x3d2GW
همیشه امید برای من امر نسبتا مشکوکی بوده. در این یادداشت سعی کردم بگویم چرا سالمترین شکل امید ارتباط معنادار با خداباوری دارد.
mehrnews.com/x3d2fp
در مهر دربارهی ریزش اخیر معدن در اسفراین نوشتم. ما شهیدان معدنکار را رها کردهایم. این روند باید تغییر کند.
mehrnews.com/x3cZDv
شاید بعد از این در مهر ستونی روزانه بنویسم با عنوان گواهیهای انسانی. این اولین تلاش در این ستون است.
https://www.mehrnews.com/news/6939346/
ما با خطر تبدیلِ شکست ژئوپولیتیک به ژستِ اخلاقیِ «خویشتنداری» مواجه ایم. باید به تمایز میان «خویشتنداری» و «ناتوانی» توجه کنیم، و این احتمال که مسئله دیگر انتخاب میان امپراتور دیوانه و امپراتور عاقل نباشد، بلکه پایان عصر امپراتور باشد.
https://www.tehrantimes.com/news/529521/Master-Marc-Lynch-and-the-decline-of-empire
در این مطلب توضیح دادهام که به هر حال ما ایرانیها نخستوزیران خودمان را نمیخوریم، و البته چند دهه هم هست که دیگر نخستوزیر نداریم.
https://farsnews.ir/K_Alyani/1787299863663109840/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85
حتما حتما حتما بشنوید:
https://ble.ir/ZeytoonTalkh/-8733259652729510567/1785428969023
ما هنوز با این جهان حرفها داریم.
Orders built on external military primacy rarely collapse in a single battle. They erode as their maintenance becomes prohibitively expensive and viable alternatives become increasingly unavoidable.
The strategic question, therefore, is no longer who controls the next engagement. It is who controls the pace at which costs accumulate.
If that pace is increasingly dictated by Iran rather than by its adversaries, then the balance of power is already changing. And if the long-term destination of that process is a Pax Iranica, history may eventually conclude that the decisive victories were not the spectacular battles that filled the headlines, but the countless incremental pressures that quietly reshaped the strategic landscape.
Doesn't this echo that stark Pulp Fiction line: "Z is dead, honey. Z is dead." The wishful thinking is over. Only the raw fear, desperate maneuvering, and attritional violence of the real war remain.
